BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 14:13 گرينويچ - چهارشنبه 17 مه 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
هفتاد ويک سالگی فرهنگستان ايران؛ اين پير دگر توان ندارد؟
 

 
 
نمودار سازمانی فرهنگستان زبان و ادب فارسی
در هفتاد و يک سالگی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، اين سوال مطرح است که آيا اين نهاد توانسته به اهداف خود دست يابد
" متحدالمال به عموم ادارات و محاکم و پارکه های مرکز و ولايات و ايالات و اداره کل ثبت.
طبق متحدالمال وزارت ‍‍معارف و اوقاف، اخيرا لغات ذيل از طرف فرهنگستان ايران اختيار شده است: برنامه به جای دستور تحصيلات، گواهی نامه به جای تصديق مدارس به معنی اعم، دانش نامه به جای تصديق مدارس عاليه. لازم است من بعد در مکاتبات و محاورات لغات جديد را استعمال نماييد."

اين يکی از نخستين "ابلاغيه"های فرهنگستان ايران است که در آن برای در پيش نهادن سه وا‍ژه فارسی، افزون بر سی واژه عربی به کار رفته است! درست مانند اطلاعيه وزارت معارف در ۲۹ اسفند ۱۳۱۳ که از تاسيس "انجمنی مرکب ازدانشمندان و لغويون و ادباء و محققين به منظور استحصال لغات فارسی به جای لغات خارجی ، خاصه لغات عربی " خبر می داد.

همان دوران محمدعلی فروغی ، نخست وزير دولت پهلوی اول گفته بود: "زبان آيينه فرهنگ قوم است و ‌فرهنگ مايه ارجمندی و يکی از عامل های نيرومند مليت است... مليت ايرانی را مبنی بر فرهنگ ايرانی می دانم و نمايش فرهنگ ايرانی به زبان فارسی است."

هم از اين رو، همراه با علی اصغر حکمت ، وزير فرهنگ وقت، به برپايی فرهنگستانی همت گمارد که در ۲۹ ارديبهشت ۱۳۱۴ با تصويب هيئت وزيران آغاز به کار کرد.

هدف فرهنگستان برابر اساسنامه اش " حفظ و توسعه و ترقی زبان فارسی " بود و برخی وظايفش را اين گونه برشمرده بودند: " ترتيب فرهنگ به قصد رد و قبول لغات و اصطلاحات در زبان فارسی " ؛ "پيراستن زبان فارسی از الفاظ نامتناسب خارجی " و "تهيه دستور زبان و استخراج و تعيين قواعد برای وضع لغات فارسی و اخذ پاره ای لغات بيگانه ".

در نخستين فرهنگستان، منظومه ای از ستارگان سپهر فرهنگ و ادب پارسی همچون محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)، علی اکبر دهخدا، محمد تقی بهار( ملک الشعراء)، بديع الزمان فروزانفر ، غلامرضا رشيد ياسمی، عبدالعظيم قريب، سعيد نفيسی، علی اصغر حمکت، محمد قزوينی و محمد علی جمال زاده برای برابر نهادن واژگان فارسی به جای واژگان بيگانه گرد آمده بودند و دستاوردشان تا پايان دوره پهلوی اول (۱۳۲۰ خورشيدی) پيشنهاد ۱۵۰۰ واژه ای بود که بسياری شان به شکل برگشت ناپذيری وارد زبان فارسی شدند.

 آن تازش و بيم انگيزی که هفتاد سال پيش زبان فارسی با آن روبه رو بود، امروز بيش از گذشته ديده می شود. آن هم برای اين است که در اين چند دهه، جهان به يکبارگی دگرگون شده است. امروز در روزگار چيرگی رسانه ها به سر می بريم و در پی آن با فرهنگ رسانه ای روبه رو هستيم که فرهنگی بومی وآشنا نيست و در سرشت و ساختار خود، تاختن و گزند رساندن را نهفته است. بنابراين کار فرهنگستان و هر نهادی که بايد پاسدار زبان فارسی باشد، ده ها بار دشوارتر از گذشته است
 
دکتر ميرجلال الدين کزازی، استاد ادبيات فارسی

حالا ديگر کمتر کسی گمان می برد که تا پيش از اين دوره واژگانی مانند استان، شهردار، فرماندار، بخشدار، دانشگاه، دانشکده، دادگستری، دادستانی، شناسنامه، شهربانی، بهداری، بيمارستان، شهرستان، باستان شناسی، گواهی نامه، آگهی، بخشنامه و... کاربردی در زبان نياکان ما نداشته اند.

البته گاه هم به گفته حکمت "افراط کاری هايی " صورت می گرفت؛ چندان که يک بار وقتی رضا شاه می خواست پای قانونی را امضاء کند، ديد در جای امضاء نوشته اند: "برای دستينه همايونی " برآشفت و گفت:" اين لغات مضحک چيست که وضع می کنند؟"

فرهنگستان ايران که به گفته دکتر محمد ابراهيم باستانی پاريزی، استاد تاريخ دانشگاه تهران، می خواست جای آکادمی را در فرهنگ ايران داشته باشد، به تدريج کار خود را به واژه سازی محدود کرد يا دست کم کارهای ديگرش در پرتو اين کار گم شد؛ اما محمد ابراهيم باستانی پاريزی به ياد می آورد که در فرهنگستان نخستين يک انجمن ادبی نيز ضميمه فرهنگستان بود که کسانی مانند حسن سميعی آن را اداره می کردند و بسياری از شعرا و نويسندگان عضوش بودند.

او می گويد:" اين انجمن تا بعد از شهريور ۲۰ هم فعاليت داشت و در آن اواخر من نيز مفتخر به عضويتش بودم. به ياد دارم که وقتی مرحوم ملک الشعرای بهار از دنيا رفت، انجمن مراسمی برای تجليل از او برپا کرد. در واقع فرهنگستان وظايفی غير از واژه سازی نيز داشت ."

هرچه که بود، فرهنگستان ايران با فراز ونشيب بسيار و با گذراندن دوره هايی از تعطيلی يا رکود به کار خويش ادامه داد تا سرانجام پس از انقلاب ۵۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی نام " فرهنگستان زبان و ادب فارسی" بر آن نهاد و در اساسنامه تازه، وظايفش را اين گونه برشمرد: "حفظ قوت و اصالت زبان فارسی به عنوان يکی از ارکان هويت ملی ايرانيان و زبان دوم عالم اسلام ؛... پروردن زبانی مهذب و رسا برای بيان انديشه های علمی و ادبی ؛... گسترش حوزه و قلمرو زبان و ادب فارسی در داخل و خارج از کشور..."

اکنون در هفتاد و يک سالگی فرهنگستان، اين پرسش همچنان بر جاست که هفت دهه پس از پی ريزی اين نهاد، آيا زبان فارسی از بند تهديد و تازش زبان های بيگانه جسته و اصالت آن حفظ شده است ؟

پاسخ دکتر ميرجلال الدين کزازی، استاد ادبيات دانشگاه علامه طباطبايی منفی است:"می توانم گفت آن تازش و بيم انگيزی که هفتاد سال پيش زبان فارسی با آن روبه رو بود، امروز بيش از گذشته ديده می شود. آن هم برای اين است که در اين چند دهه، جهان به يکبارگی دگرگون شده است. امروز در روزگار چيرگی رسانه ها به سر می بريم و در پی آن با فرهنگ رسانه ای روبه رو هستيم که فرهنگی بومی وآشنا نيست و در سرشت و ساختار خود، تاختن و گزند رساندن را نهفته است. بنابراين کار فرهنگستان و هر نهادی که بايد پاسدار زبان فارسی باشد، ده ها بار دشوارتر از گذشته است."

دکتر جلال ستاری، نويسنده، مترجم و اسطوره شناس نيز با ميرجلال الدين کزازی همداستان است و تا آنجا که به رسانه های فارسی زبان مربوط می شود، نقش روزنامه نگاران و گويندگان و نويسندگان خبرها را در اين باره، بسيار پررنگ می داند.

او با تاسف می گويد:" مشکل، آسان گيری و سهل انگاری کسانی است که قلم به دست می گيرند، اما به خود زحمت نمی دهند که به جست و جو در ذخيره زبان فارسی بپردازند يا اساسا از اين ذخيره بی خبرند."

 طرف فرهنگستان مردم هستند و آنها هستند که بايد لغات مصوب فرهنگستان را بپذيرند و اين يک صافی بی امان و قاضی سختگير است که هيچ لغتی بدون تأييدش به زبان فارسی راه نخواهد يافت. در واقع خود مردم يک فرهنگستان هستند که بدون دفتر و دستک کار می کنند. لغاتی مانند شرخری، چک و چانه، سگ دست يا کلاه گذاری که مردم ساختند، در ابتدا مورد تأييد فرهنگستان نبود، اما راه خود را به زبان فارسی باز کرد
 
دکتر محمد ابراهيم باستانی، مورخ و استاد دانشگاه

به باور جلال ستاری "آنچه اکنون مورد تهديد قرارگرفته، ساختار زبان و جمله بندی است و در واقع فارسی نويسی فراموش شده است؛ و گرنه در همه جای دنيا واژه های انگليسی دخيل در زبان شده اند و لزومی ندارد که برای هر واژه و اصطلاحی حتما معادل بسازيم."

محمدابراهيم باستانی پاريزی نيز کمابيش همين نظر را دارد، اما ميرجلال الدين کزازی می گويد:"گرچه اين ديدگاه روايی دارد، اما من با آن همداستان نيستم . کمترين و نخستين آسيبی که واژه های بيگانه به زبان فارسی می زنند، اين است که بافتار نرم و نغز و خنيايی و آهنگين آن را بر هم می ريزند. زيرا اين واژه ها درشتناک، گران، ناهموار و گوش آزار هستند."

او می افزايد :"چون واژه های بيگانه با فارسی هماهنگ نيستند، بايد هم خانواده آنها را هم بستانيم. وقتی تکنيک و تکنولوژی را ستانديم، نمی توانيم رفتارهای زبان فارسی را با آن داشته باشيم و بگوييم تکنولوژی مند يا تکنولوژی گر. ناگزير تکنولوژيست و تکنيکال را هم می ستانيم. بنابراين اندک اندک کانون های زيان بار واژگانی در زبان بومی پديد خواهد آمد که به "کلنی" می ماند و اين کلنی واژگانی چنان نيرو می گيرد که سرزمين زبان را به فرمان خود در می آورد."

در اين ميان فرهنگستان زبان و ادب فارسی چه می تواند کرد؟ محمد ابراهيم باستانی پاريزی، جلال ستاری و ميرجلال الدين کزازی هرسه بر نقش و اهميت اين نهاد انگشت تاکيد می نهند، اما يادآور می شوند که بار را نبايد تنها بر دوش فرهنگستان گذارد.

به گفته ميرجلال الدين کزازی "تازش به زبان فارسی همه سوتر و نيرومندتر شده است و از يک نهاد فرهنگی رويارويی با اين تندباد نيرومند ساخته نيست."

جلال ستاری می گويد:"روزنامه نگاران، متخصصان علوم مختلف و حتی مردم عادی می توانند واژگانی پيشنهاد کننند تا در فرهنگستان بررسی شود؛ نه اينکه فرهنگستان ابتدا به ساکن به وضع لغات بپردازد. خيلی از واژه ها را خود مردم می سازند و معمول می شود. مانند سگ دست يا سيبک که برای ماشين ساخته اند و واژه های خوبی است."

محمدابراهيم باستانی پاريزی از اين نيز فراتر می رود و گوشزد می کند که "طرف فرهنگستان مردم هستند و آنها هستند که بايد لغات مصوب فرهنگستان را بپذيرند و اين يک صافی بی امان و قاضی سختگير است که هيچ لغتی بدون تأييدش به زبان فارسی راه نخواهد يافت. در واقع خود مردم يک فرهنگستان هستند که بدون دفتر و دستک کار می کنند. لغاتی مانند شرخری، چک و چانه، سگ دست يا کلاه گذاری که مردم ساختند، در ابتدا مورد تأييد فرهنگستان نبود، اما راه خود را به زبان فارسی باز کرد."

جلال ستاری ترجيح می دهد که متخصصان هر رشته کار واژه سازی را برعهده گيرند "چون آنها اشراف بيشتری به واژه های رشته خود دارند. چندان که اکنون برخی روان شناسان يا جامعه شناسان کتاب ها و فرهنگ هايی را منتشر کرده اند که در آنها برای واژه های غير فارسی متداول در اين رشته ها معادل سازی شده است. اينکه بعضی از آنها چند بار تجديد چاپ شده اند، نشان می دهد که مورد توجه مردم قرار گرفته اند و اساسا آدم با خواندن اين جور کتا ب ها خيلی زودتر به مقصد می رسد."

البته گاه اين خرده گرفته می شود که اگر هرکس دست به واژه سازی بزند، با آشفتگی در کار زبان روبه رو خواهيم شد، اما به باور ميرجلال الدين کزازی "کمترين سود اين کار اين است که بتوانيم از ميان چندين گزينه برازنده ترين و به آيين ترين واژه را برگزينيم. اما اگر اين کار را فقط بر عهده فرهنگستان بنهيم، تلاش فرهنگستان به هر پايه هم بسيار باشد، با آيين زبان ستيز و فرهنگ سوز هم آورد نيست."

با اين حال می توان پرسيد که آيا فرهنگستان با هفتاد ويک سال عمر، از پس وظايف خويش برآمده است؟ جلال ستاری با اين جمله که "البته آدم هايی که در فرهنگستان اوليه لغت وضع می کردند، بسيار کارکشته و دانا بودند"، از داوری درباره فرهنگستان امروزی پرهيز می کند.

 آنچه اکنون مورد تهديد قرارگرفته، ساختار زبان و جمله بندی است و در واقع فارسی نويسی فراموش شده است؛ و گرنه در همه جای دنيا واژه های انگليسی دخيل در زبان شده اند و لزومی ندارد که برای هر واژه و اصطلاحی حتما معادل بسازيم
 
دکتر جلال ستاری، نويسنده، مترجم و اسطوره شناس

اما ميرجلال الدين کزازی با صراحت می گويد: "به دريغ بايد بگوييم که کارنامه دوران پيشين فرهنگستان، بسيار درخشان تر از دوره های سپسين بوده است. واژه هايی که فرهنگستان در دوره های سپسين برای واژه های بيگانه در پيش نهاده، آن چنان سخته و ستوار و به اندام با ويژگی ها و ساختارهای زبان فارسی نبوده است که بتواند در ذهن ايرانيان جای گيرد و به زبان و قلمشان جاری شود."

او خود وسواس عجيبی در فارسی گويی دارد و واژگانی پذيرفته را به فرهنگستان پيشنهاد داده است که از ميان آنها دو واژه کمينه و بيشينه به جای مينيمم و ماکزيمم کاربرد گسترده ای يافته اند، اما از اينکه گاه به جای واژه های کوتاه بيگانه، ترکيبی بلند از واژه ها برابر نهاده می شود و مثلا به جای اتوبوس، "وسيله نقليه بزرگ همگانی" يا به جای مترو "قطار سريع السير شهری" پيشنهاد شده، در شگفت است؛ آن هم در شرايطی که گمان می برد "کمتر زبانی را در جهان می شناسيم که توان و دامنه واژه سازی در آن به اندازه زبان فارسی گسترده باشد؛ چندان که فقط با واژه دست صدها واژه ساخته اند: فرو دست، فرا دست، چيره دست، زبر دست، خام دست، دستمال، دستگيره، دستبرد، دستاويز، دست آموز، دست چين، دست ساز و ..."

محمد ابراهيم باستانی پاريزی البته در مقايسه فرهنگستان نخستين و فرهنگستان امروزی ياد آور می شود: "گرچه لغاتی که فرهنگستان کنونی می سازد، گاه به قوت لغات فرهنگستان نخستين نيست، اما فرهنگستان امروز مورد هجوم لغات و ترکيبات عجيب و غريبی است که به اين سادگی نمی توان جلوی آن را گرفت. از اين رو توفيق فرهنگستان خيلی زياد نيست."

گويی تازش بی امان زبان های بيگانه در کنار آسان گيری و سهل انگاری قلم به دستان و توان اندک فرهنگستان، سه ضلع مثلثی را شکل داده اند که خود به قول ميرجلال الدين کزازی "پرسمانی ستوه آور" برای زبان فارسی شده است.

او می انديشد مساله تنها مساله زبان فارسی نيست "اين زبان يکی از درخشان ترين سامانه های ادبی و فرهنگ های جهان را در خود پديد آورده است و اگر از ميان برود، يکی از درخشان ترين فرهنگ های جهان از ميان خواهد رفت!"

 
 
روی جلد فرهنگ علوم انسانیمدرنيسم زبانی
نقدی بر ويراست دوم فرهنگ علوم انسانی داريوش آشوری
 
 
فرهنگ ريشه شناختی زبان فارسیفرهنگ نويسی
گامی در شناخت سرگذشت واژه های فارسی
 
 
نصرالله پورجوادیادبيات فارسی
افلاطون فارسی زبان و وظيفه فرهنگستان - گفتاری از نصرالله پورجوادی
 
 
اکتم خالق نظر دانشور تاجيکزبان تاجيکی
دری، تاجيکی و فارسی، سه نام بر يک زبان
 
 
مطالب مرتبط
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران