BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:37 گرينويچ - جمعه 19 مه 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
فرويد و سينما، همچون در يک آينه
 

 
 
 زيگموند فرويد ( 1939-1856)
زيگموند فرويد ( 1939-1856)
در همان سالی که سينما متولد شد، فرويد در مقاله ای مفاهيم بنيادين نظريه روانکاوی را منتشر کرد.

امسال به عنوان سال زيگموند فرويد که اين روز ششم ماه مه صد و پنجاهمين سال تولدش در وين، لندن و بسياری از شهرهای جهان با برنامه هايی خاص گرامی داشته شد، نام گذاری شده است و به همين مناسبت برخی از فيلمخانه ها و مراکز های سينمايی مروری بر فيلم هايی که تحت تاثير نظريه روانکاوی فرويد ساخته شده است، برگزار می کنند.

فرويد البته روی خوشی به سينما نشان نداد. در عوض ادبيات و اساطير تمام توجه او را به خود جلب کرده بودند و مفاهيم اصلی نظريه های او از آنها بر گرفته شده بود.

با اين حال بسياری از نظريه پردازانی که به مطالعه روانکاوانه سينما پرداخته اند معتقدند که ميان تماشای فيلم و فرايند روانکاوی شباهت های بسياری وجود دارد. يکی از اين شباهت ها روياپردازی است؛ يعنی رها سازی ناخود آگاه از زنجيرهای واقعيت برای جولان دادن آزادانه.

از همين روست که مخاطب می تواند با همذات پنداری با قهرمان فيلم بر روی داستان تمرکز کند و برای ساعتی از دنيای واقعی به دنيای خيالی پناه ببرد.

تصوير سازی مناسبات جنسی

مفهوم آشکار سازی که فرويد از آن برای کشف تمايلات جنسی سرکوب شده يا نهان بهره گرفت، در سينما با آشکارسازی زنانگی همسو شد؛ يعنی همان چيزی که فرويد از آن به عنوان تجسم بخشی به جنسيت نام برده بود و خود در آثار هنری کسانی چون ميکل آنژ به دنبال کشف ويژگی های جنسی نهان شده در آنها می گشت.

آشکار سازی جنسی در نظريه فرويد به عنوان يک اصل پايه، اما به سرعت در فرهنگ قرن بيستم گسترش يافت. در سينما ظهور ستاره های زن به سرعت به عاملی برای موفقيت و شهرت فيلم ها بدل شد و در گونه های مختلف فيلم از درام گرفته تا فيلم های هراسناک، روانشناختی نقش های جنسی بر مبنای فرهنگ مشتری عامه پسند به تصوير کشيده شد.

مفهوم فرويدی لذت بصری به عنوان يکی از انواع کنش های جنسی اصلی که جايگزين کنش جنسی اوليه می شود نيز در سينما قابل رديابی است: لذت تماشا که در شکل بيمارگونه ش به چشم چرانی بدل می شود و لذت ديده شدن که شکل اسطوره ای نارسيسم است.

فرويد لذت تماشا را بيشتر در مردان و لذت ديده شدن در زنان ديده بود اما چند دهه بعد اين موازنه بر هم ريخت. به علاوه بسياری از پيروان فرويد از جمله کارن هورنی که نظريه های اوديپال (رقابت فرزند پسر بر سر عشق مادر با پدر) و عقده فقدان آلت مردانه در زنان را مورد انتقاد قرار داد، به سينما به عنوان مهم ترين نمود تصوير سازی از زن بر اساس قواعد مرد سالارانه نگريست.

از نظر هورنی و روانکاوان فمنيست بعدی در سينمای رايج در نيمه قرن بيستم اين جنسيت زنانه بود که در خدمت خواسته ها و تمايلات مردانه قرار می گرفت و يا نمايانگر هراس از زنانگی مفاهيم غالب در فرهنگ محافظه کار غربی بود.

هيولاها

ديويد سوشیی، در نقش دکتر فرويد در مجموعه تلويزيونی زندگی، آثار و انديشه های فرويد

هراس از ناشناخته ها و هيولاسازی از آن ها مفهوم ديگری است که در روانکاوی اوليه توسط فرويد و بعدها يونگ بسيار به کار رفته است.

فرويد در دورانی زندگی می کرد که هيولاها نمودهای خود را در نظام های فاشيستی به رخ می کشيدند. شايد علت بدبينی او به آينده بشر هم همين بود. اين هيولاها از همان نخستين سال ها در سينما راه يافتند. هيولاهايی که نشانگر هراس از آينده هستند. در سينمای دهه های اخير اين هيولا در غالب بيگانه، گودزيلا، و ساير موجودات تخيلی تصوير شده اند.

هنرمند: بيمار يا خالق؟

يکی از بحث انگيزترين نظريه های فرويد نظريه والايش است. از ديدگاه فرويد هنرمند فردی درونگرا است که تحت تکانه های شديد عصبی قرار دارد و برای فرار از آن ها و سازش بين اصل لذت و واقعيت دست به خلق آثار هنری می زند.

اين تکانه ها همان انگيزه های جنسی مهار شده هستند که به شکل آثار هنری خلق می شوند؛ به عبارت ديگر اگر هنرمندان نيز مانند ساير مردم می توانستند اميال جنسی خود را ارضا کنند، آثار هنری خلق نمی شد. اما برای آن ها شهرت، موفقيت و مورد توجه قرار گرفتن توسط جنس مخالف از اهميت بيشتری در قبال ارضای تمنيات ليبيدويک برخوردار است.

سينما، پديده ای منفور!

فرويد اما خود به سينما چندان علاقه ای نشان نداد. در سال ١٩٢٥ تهيه کننده ای به نام هانس نيومان از روانکاوان برلينی، هانس زاکس و کارل آبراهام درخواست کرد تا نقش مشاور را در توليد فيلمی بر اساس رهيافت های روانکاوی را بپذيرند.

وقتی خبر به گوش فرويد رسيد، لجوجانه از آن ها خواست تا از اين کار سرباز زنند. اما آن دو برخلاف نهی فرويد اين کار را پذبرفتند و حاصل فيلمی شد با عنواناسرار يک روح: يک درام روانکاوی (يا روانکاوی معمای ناخود آگاهی) به کارگردانی گئورگ ويلهم پابست با فيلمنامه کالين راس.

اين فيلم اولين فيلمی است که به تشريح رويکرد روانکاوی می پردازد و شيوه روان درمانی آن را برای مردم نمايان می سازد.

مارلون براندو در نمايی از فيلم آخرين تانگو در پاريس

در همان سال ساموئل گلدوين تهيه کننده مشهور هاليوود به فرويد پيشنهادی برای نظارت بر فيلمنامه فيلمی عاشقانه بر اساس داستان کلئوپاترا و آنتونی می کند که بلافاصله از سوی فرويد رد می شود.

تجربه استقبال از فيلم پابست به عنوان اولين درام روانکاوی در آلمان، دو روانکاو ديگر به نام های اشتوفر و زيگفريد برنفلد را بر آن داشت تا دست به تهيه فيلم ديگری در تشريح تبيين نظريه شخصيت در روانکاوی برای کنگره جهانی روانکاوی بزنند؛ اما در راه توليد فيلم با مشکلات بسياری روبرو شدند زيرا نتوانستند بطور مستقل بودجه توليد آن را تامين کنند.

فرويد با چنين اظهار نظری به مخالفت با اين پروژه پرداخت: "امور احمقانه هميشه در سينما به وقوع می پيوندند! کمپانی ای که زاکس و آبراهام را اغفال کرد البته نتوانست به جهانيان موافقت مرا با اين فيلم اعلام کند. من به سختی زاکس را مورد نکوهش قرار دادم. امروز روزنامه نويه فرايه پرس تکذيب نامه من (مبنی بر عدم موافقت با توليد اين فيلم) را منتشر کرده است. در حالی که به نظر می رسد برنفلد و اشتوفر همين راه انحرافی را در پيش گرفته اند. من نميخواهم آن ها را نهی کنم زيرا نمی توان جلوی ساخت فيلم از ايده های روانکاوی را گرفت؛ اما به پادويی می ماند که کنار دست استاد می ايستد. من به شخصه نمی خواهم وقتم را برای آن تلف کنم و اميدوارم که هيچ وقت شخصا ارتباطی با هيچ پروژه توليد فيلم نيابم." ( از نامه فرويد به فرنزی،١٩۲٥)

فرويد معتقد بود که سينما ايده های روانکاوی را در سطحی نازل تنزل می دهد که نمی تواند بيانگر سيمای واقعی آن باشد. شايد اگر فرويد امروزه زنده بود و سالانه صدها فيلم تجاری بر مبنای مفاهيم روانکاوی را شاهد بود، به سختی متاثر می شد و يا شايد در نظر خود تجديد نظر می کرد؛ زيرا بسياری از مفاهيم روانشناختی و روانکاوی در فيلم هايی چون سکوت بره ها، غريزه اصلی، برزيل، ديوار: پينک فلويد و يا در آثار فيلمسازان شاخصی چون برتولوچی (همانند آخرين تانگو در پاريس)، يا فيلم های اينگمار برگمن، تارکوفسکی، بونوئل شابرول، هيچکاک، کوبريک ، وودی آلن و آلمودووار قابل بازشناسی است.

فرويد در همان سال در نامه ای برای کارل آبراهام تاکيد می کند: "من دريافته ام که امکان بازنمايی ايده های ما در سينما به شکلی آبرومند وجود ندارد."

تاريخ نيمه دوم قرن بيستم اما نشان داد که فرويد در اين مورد اشتباه می کرد!

 
 
مطالب مرتبط
سايت های مرتبط
بی بی سی مسئول محتوای سايت های ديگر نيست
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران