BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 15:15 گرينويچ - دوشنبه 29 مه 2006
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
لایق شیرعلی، پیوندگر کهنه و نو در شعر پارسی
 

 
 
لایق شیرعلی
شعر لایق بلندترین ذوق و عادی ترين ذوق را راضی می کند. از شعر او نه بوی ساده لوحی عامیانه احساس می شود و نه حکمت فروشی مصنوعی شعرتراشان
دوستداران ادبیات طی یک هفته اخیر در برخی از شهرها و نواحی تاجیکستان، از 65 سالگی زادروز لایق شیرعلی، شاعر فقید و از بارزترین چهره های ادبیات فارسی قرن گذشته در آسیای میانه تجلیل کردند.

مهمترین رسم بزرگداشت لایق شیرعلی در زادگاه وی، ناحیه پنجکنت که در شمال تاجیکستان واقع است، با پرده برداری از پیکره ای سنگی از این شاعر زبردست برگزار شد که در آن مقامهای دولتی، اهل فرهنگ و دانش، روزنامه نگاران و دیپلماتهای خارجی شرکت داشتند.

شماری از نشریه های تاجیکستان نیز در یک ماه اخیر مطالبی آموزنده در باره روزگار و آثار لایق شیرعلی انتشار دادند و شاگردان شماری از مدارس همگانی محافل "لایق خوانی"، یعنی برنامه های سرود و موسیقی بر اساس اشعار لايق، به مناسبت گرامیداشت وی برپا کردند.

با این حال، عده ای از صاحب نظران می گویند مسئولان دولت و جامعه تاجیکستان به اندازه محبوبیتی که لایق در میان مردم، در داخل و خارج از این کشور داشته، از او تجلیل و تقدیر نکرده اند.

روزگار و آثار لایق

بر اساس "دایره المعارف تاجيک شوروی" لایق شیرعلی 65 سال پیش از این در روستای "مزار شریف" در کنار رودخانه زرافشان، در خانواده کشاورزی چشم به جهان گشود و دوران کودکیش را در این روستا به سر برد.

خاطرات بچگی اش تاثیرات عمیقی در زندگی او به جا گذاشت و بعدها، هرچند در شهر مقیم شد و روزگار آسوده ای داشت، ولی احساس نوستالژیک از این روستا به شیوه غریبی در برخی از اشعار او، نظیر "بچگی ام در لب دریا گذشت" و "پدرم، ای پدر دهقانم" و غیره هویدا شده است:

باز می خواهم که از نو کودک نادان شوم،
باز می خواهم که از نو کودک گریان شوم...

لایق شیرعلی
شماری از نشریه های تاجیکستان در یک ماه اخیر مطالبی در باره روزگار و آثار لایق شیرعلی انتشار دادند

لايق شیرعلی دانشکده آموزگاری شهر دوشنبه را در سال 1961 به پایان برد و از آن سال در پایتخت تاجیکستان که عمده ترین محل همایش اهل ادبیات و روشنفکری فارسی در آسیای میانه بود، اقامت گزید.

وی از دوران دانشجویی به سخنوری پرداخت و طی چند سال در کمیته رادیو تلویزیون دولتی، نشریه "کمسمول تاجیکستان"، ماهنامه "صدای شرق" و اداره اتحادیه نویسندگان تاجیکستان کار کرد.

نخستین محموعه اشعار لایق به نام "سر سبز" در سال 1966 انتشار یافت و بعدها مجموعه های "خانه چشم"، "خانه دل"، "ریزه باران"، "ورق سنگ" از جمله پرخواننده ترین کتابهای او بودند.

هنر و استعداد لایق با آفرینش شعر محدود نمی شد و او در ترجمه اشعاری از شعرای خارجی به زبان فارسی نیز سهم داشت و اشعار خودش نیز تا کنون به چند زبان خارجی ترجمه شده اند.

"صوتهای (آوازهای) فارسی" سرگئی یسنین، شاعر روس، بخشی از "دیوان غربی و شرقی" يوهان ولفگانگ گوته، شاعر آلمانی، "تیر و کمان" سیلوا کاپوتیکیان، شاعرزن ارمنی و "اندیشه های راه" ادوارداس مژلایتیس، شاعر لیتوانیایی از جمله مهمترین آثار ترجمه شده به دست لایق هستند.

سی سال در اوج شعر

بسیاری از پژوهشگران و هواداران شعر لایق بر این باورند که وی در سه دهه اخیر به عنوان محبوب ترین شاعر، گردانندگی محفل شعر در تاجیکستان را بر عهده داشته است، هرچند سخنوران توانمندی چون مومن قناعت، بازار صابر و گلرخسار در کنار او راه استواری پیموده اند.

مطلوبه میرزایونس، پژوهشگر تاجیک، "یک مرحله تقریبا سی ساله در شعر معاصر تاجیک را مرحله شعر لایق" دانسته و منیژه قربان، روزنامه نگار، می پرسد "چه کسی در سیصد سال اخیر توانسته بیشتر از لایق در آسمان شعر تاجیک پرتوفشانی کند؟"

شهاب الدین شجاع
آقای شجاع می گوید لایق از اولین شاعرانی بود که در زمان شوروی به ادبیات کلاسیکی روی آورد، هرچند این کار در آن زمان دشوار بود

خانم میرزایونس می گوید: "پی برده ایم که شعر عده ای درخور عقل و ادراک تنها اشراف است و شعر عده دیگر تنها به ذوق مردم عامی مطابق است. اما شعر لایق بلندترین ذوق را نیز قانع می کند و برای پستترین سطح نیز قابل ادراک است. از شعر لایق نه بوی ساده لوحی عامیانه احساس می شود و نه حکمت فروشی مصنوعی شعرتراشان در لباس تعقید و پیچیدگی."

این پژوهشگر تاجیک از مکتب شعر لایق می گوید و می افزاید: "نفوذ وی به شعر زمان چنان بود که یک نسل شاعران را از پی خود برد و در روند افکار و کوششهای نوجویانه نسل دیگری نیز نقش مؤثری داشت."

خانم میرزا یونس، توجه خاص لایق یه صنایع تکرار و تسریع، استفاده از کلمات و عبارات همگون و همجوار، طنز و بازی سخن، واژه های متضاد، کلمات کم کاربرد و اقتباسات از زبانهای بیگانه، عبارات و مقالات مردمی را از جمله مهمترین ویژگیهای شعر لایق می داند.

شعر پرمحتوا و مطالب متنوع

تنوع صنایع شعری و عبارات رنگین از یک سو و گوناگون مطلبی و تازگی اندیشه از سوی دیگر شعر لایق را از شاعران دیگر تاجیک متمایز کرده و این تنوع اندیشه حتی در میان شاعران پارسیگو در صد سال اخیر در مجموع کم نظیر بوده است.

میرزا شکورزاده
آقای شکورزاده می گوید هیچ شاعر امروزی به اندازه لایق دلبسته ادبیات کهن نبوده است.

او گاهی از یادواره های بچگی می گوید و گاهی در دره های کوهستانی راه می پوید، گه از محبت مادر می سراید و گاهی از در ستیز با دشمنان میهن می دراید. از جوانی تجلیل می کند و از نعمت زندگی سپاس می گوید. برای او همه چیز دور و برش افزار شعر است، دنبال "کلمات شاعرانه" نمی گردد، چنانچه می گوید:

چه سود از آن سخن بافی که بدتر از کفن بافی است؟
نشین در گوشه دکان و سالاری مکن با من...

ستایش مادر، یاد دوران کودکی، طبیعت زیبای کوهستان، عشق و نوجوانی، شناخت هویت ملی، یاد پدر، مهر مادر و میهن، نقد و طنز افراد طمع جو و ریاکار، تربیت نکوکاری، نکوهش از سیاستهای زمانه، فتوحات علمی و توسعه فنی، ارزشهای بشری از جمله مهمترین موضوعاتی هستند که لایق در اشعار خود بازتاب داده است.

پیوند با شعر کهن

پژوهشگران می گویند به رغم مخالفتها میان شاعران نوپرداز و طرفداران شعر سنتی در کشورهای فارسی زبان در قرن گذشته، لایق توانسته است به عنوان یک شاعر نوپرداز موفق ترین پیوند را با شعر کلاسیک فارسی بنیاد نهد.

وی گاه از "شاهنامه" الهام می گیرد و گه از "جام خیام" باده می نوشد، در نبضش خون مولوی می جوشد و در سر هوای حافظ دارد، رودکی وار از گذشت روزگار شکوه می کند و فردوسی وار تراژدی ملت را نوحه می کشد، سعدی وار چند می دهد و بیدل وار از محبت سخن می گوید، چون کمال از غربت بچگی می سوزد و چون هلالی در خون عشق می تپد:

بر خیمه خیام گذر کردم باز،
بر چهره ایام نظر کردم باز.
دیدم که جهان شکسته تر از دوش است،
صد توبه شکسته، باده سر کردم باز.

به گفته شهاب الدین شجاع، پژوهشگر تاجیک در پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان علوم تاجیکستان، لایق از نخستین شاعران تاجیک در زمان شوروی بوده است که به شعر کهن روی آورده و کمال استفاده از شعر رودکی، فردوسی، حافظ و مولوی را کرده است.

آقای شجاع می افزاید: "تا زمان استاد لایق در ادبیات تاجیک رجوع به ادبیات کلاسیکی مسئله ای دشوار بود. از بسکه سالهای قبل از جنگ دوم جهانی و بعد از آن و تا سالهای شستم مفکوره حکمران نسبت به ادبیات کلاسیکی منفی بود، به این دلیل ادیبان نمی توانستند از ادبیات کلاسیکی بیاموزند و سبق بگیرند."

کتاب لایق شیرعلی
میرزا شکورزاده در سال 1999 به مناسبت 60 سالگی زادروز لایق شیرعلی گلچینی از اشعار او را در پانصد صفحه به خط فارسی در ایران منتشر کرده است

این پژوهشگر تاجیک می گوید هرچند در شعر نمایندگان نسل دوم، چون میرزا تورسونزاده و میرسعید میرشکر و باقی رحیم زاده ویژگیهای شعر کهن را می توان پی برد، ولی این امر به شیوه "زمانه سازی" صورت می گرفت. اما "استاد لایق در شعر تاجیک تحولی به میان آورد، وی ادبیات کلاسیکی را عمیقا آموخت و معانی کلاسیکی را به شیوه نو و با زبانی تازه به ما معرفی کرد."

میرزا شکورزاده، پژوهشگر دیگر تاجیک، می گوید هر شاعر پارسی گویی که آگاهی کامل از ادبیات کهن نداشته باشد، در شعر و شاعری به جایی نمی رسد. به گفته این پژوهشگر کسانی هستند که آگاهی کمتری دارند و کسانی هستند با آگاهی بیشتری از آثار گذشته، ولی لایق "در این دریا مثل غواص غوطه وری" می کند.

وی به این نمونه از اشعار لایق اشاره می کند:

"من شاعر دریاستم، پرشور و پرسوداستم،
تا نوبت دنیا مراست، دنیاستم دنیاسنم.
تا آن دمی که من منم، میلیون سرم میلیون تنم،
من صد هزاران جان و تن در جلد یک پیراهنم...

"این شعر "تقلید از مولوی" عنوان دارد، شما ببینید همان شور و شعب غزلهای مولوی را ما کاملا در این شعر با جامه و با دستار و قالب و تصاویر کاملا جدیدی می بینیم. این همان الهام، همان شیره و شربت، همان سوز و گداز، از ادبیات کلاسیکی ما، فرض کردیم از مولوی و یا از حضرت حافظ است، نادرپور هم خود را شاگرد مکتب حافظ می داند."

آقای شکورزاده می گويد هیچ شاعر امروزی به اندازه لایق دلبسته ادبیات و آثار گذشتگان نبوده و این که لایق واژه ها را "مثل زنبور عسل" گلچین کرده و در جای خود به کار برده و از آثار مردم "چیزهای زبیا را" برگرفته، در میان شاعران پارسیگو در یک قرن اخیر بی نظیر بوده است."

الهام از "شاهنامه" و جام خیام

درواقع، لایق شیرعلی از نخستین شاعرانی بوده که در پیروی از فردوسی مجموعه ای از اشعار خود را با عنوان "الهام از شاهنامه" آفرید و همچنين با رجوع به خیام به رغم کسانی که می گفتند عمر رباعی به پایان رسیده است، به این نوع شعر در دفتری به نام "جام خیام" توان بخشید. او خود می گوید:

لایق شیرعلی
عکس لایق شیرعلی در صفحه "کلیات" او که در سال 2001 در خجند منتشر شده است

بسا رسم کهن با نام نو زیست،
بساط کهنه با اندام نو زیست.
چو بینی گور و تابوتی، بدانی
که شکل کهنه در ایام نو زیست.

به این ترتیب، با خواندن "نوحه تهمینه بر مرگ سهراب" مادری ایرانی در عهد باستان را می بینیم که به سبک جدید می گرید، در حالی که از اصالت او چیزی نکاسته است:

تهمینه ام تهمینه ام، از درد و غم دو نیمه ام
از حسرت سهراب یل، درج غمان شد سینه ام...

و یا هنگامی که یک رباعی از لایق را می خوانیم، گمان می کنیم خیام دوباره زنده شده و با کراوات و کت و شلوار امروزی در کنار ما نشسته و به شیوه مدرن به ما درس زندگی می آموزد:

دنیا که هزار حیله و سوز کند،
ما را به فریب، دست آموز کند.
گر کوزه پشت را کند گور درست،
او قامت سرو همه را کوز کند.

به گفته شهاب الدین شجاع، ویزگی دیگر شعر لایق موسیقی شیرین و نزدیکی آن به روح و روان مردم است. امروز کمتر از آوازخوانهای تاجیک را می توان پیدا کرد که شعری از لایق را به آهنگ درنیاورده و نسروده باشند.

"شعر او مال مردم است"

آقای شجاع می افزاید: "هیچ محفل شب نشینی و بزم مردمی را نمی توان بدون قرائت پاره هایی از اشعار لایق و یا سرودن غزلهای وی از سوی آوازخوانها تصور کرد. لایق از فرهنگ مردم چنان به شیوه مؤثری استفاده کرده که بسیاری از ترانه ها و سروده های او دیگر مال مردم شده اند."

لایق شیرعلی
نقاش تاجیک، ذاکر صابر، نگاره ای از لایق را به سبک موسوم به "پاراللیسم" که به خود او متعلق است، کشیده است

این جاست که لایق از لحاظ پیوندی که با مردم دارد، بسیار به بابا طاهر عریان شبیه می شود. درواقع، عمده "دوبیتی های" لایق آب و رنگ ترانه های بابا طاهر را در خود بازتاب می دهند:

خدایا، ای خدایا؛ ای خدایا،
مکن یار مرا از من جدایا.
سرودم در گلو چون مار پیچد،
اگر یاری نباشد همصدایا.

و یا:

فغانا، باز عشقی در دلم مرد،
چه آسان قصه های مشکلم مرد.
ز کشت دل دیگر حاصل نروید،
که فریادا، زمین قابلم مرد.

گذشته از رباعیات و ترانه های عاشقانه که به علت روانی و اندیشه های حساس و عاطفی به آسانی در قلب مردم رخنه می کنند، لایق باز ترانه ها و تصنیفاتی چون "خاصیت دو کاکله"، "می زند باران به شیشه"، "گل مهتاب" و غیره دارد که اصلا برای ترانه خوانی آوازخوانهای تاجیک آفریده است.

شعر پرشکسته

بیشتر پژوهشگران معتقدند که لایق همراه زمان گام برمی داشت و یک ذره از آن عقب نمی ماند. با فروپاشی شوروی و کسب استقلال جنگ داخلی ناخواسته در تاجیکستان درگرفت و به گفته شهاب الدین شجاع، این جنگ آسیبی مرگ آور در اندیشه و روان لایق وارد ساخت.

کلیات لایق شیرعلی
صفحه ای از "کلیات" آثار لایق شیرعلی که در سال 2001 در خجند منتشر شده است

آقای شجاع از تحول اساسی در شعر لایق پس از آغاز جنگ می گوید: "تا زمان استقلال، شعر استاد شعر خودشناسی، شعر افتخار ملی و بیداری ملت بود، ولی پس از جنگ شهروندی ما احساس می کنیم که شاعر روح افتاده و دلشکسته شده و "شعر پرشکسته" می گوید. مجموعه "فریاد بی فریادرس" نشان می دهد که لایق دیگر از افتخار ملی سخن نمی گوید، بلکه ملت را نکوهش می کند، شعر او شکایت از مردمی است که با وجود این همه افتخارات، گریبان هم گرفته و همدیگر را می کشند."

چنین که گشته مکان من آشیان کمان،
دهی سلام، علیکت دهد دهان کمان.
زبان دولتی ایدون زبان مادر نیست،
زبان زبان کمان و بیان بیان کمان.
نشان آدمی از هیچ آدمی مطلب،
نشان آدمی گردیده خود نشان کمان...

با این همه، به گفنه صاحب نظران، آثار لایق شیرعلی، آنگونه که باید مورد تحقیق و بررسی منتقدان ادب فارسی واقع نشده، هرچند کوششهایی پراکنده در این زمینه صورت گرفته است.

میرزا شکورزاده، از کتابهای جداگانه ای از گلنظر کلدی، شاعر تاجیک، ساربان، نویسنده، و رساله های علمی از عثمانجان غفارف، شهاب الدین شجاع و یک سلسله از مقالات خود نام برد که در بررسی شعر لایق نوشته شده اند، ولی گفت این کارها هنوز کم اند و زمينه برای مطالعه آثار لایق زیاد است.

لایق شیرعلی
پس از جنگ داخلی در تاجیکستان، لایق شیرعلی بشدت روح افتاده و دل شکسته شده بود

آقای شکورزاده که چند سالی است در ایران به سر می برد، روی آوردن لایق به شعر کلاسیکی و ایران بزرگ را از عوامل محبوبیت او در میان ایرانیان خواند و در باره شناخت ایرانیان از لایق گفت: "در صحبتهایی که من با خوانندگان و عالمان و دانشمندان ایرانی داشتم، اقرار می کردند که در صد سال اخیر نه در ایران و نه در افغانستان شاعری میهن پرست و ملتگرای، ما به اندازه استاد لایق شیرعلی نداشته ایم."

ما که خود پرورده یک مادریم،
تاجیک و ایرانی و افغان چرا؟

به گفته این پژوهشگر تاجیک، بار اول گلچین آثار لایق در ایران در سال 1994 در یکی از انتشارات تهران چاپ شده و بار دوم "مادرنامه" وی در یکی از انتشارات اصفهان به طبع رسیده است.

خود آقای شکورزاده نیز در سال 1999 به مناسبت 60 سالگی زادروز لایق شیرعلی گلچین تازه ای از اشعار او را در پانصد صفحه با نام "روح رخش" فراهم کرده است که با تیراژ 2000 تهیه شده و "در آن واحد همه کتابهای لایق در ایران به فروش" رفته اند.

در نهایت، "کلیات" آثار لایق شیرعلی در سال 2001 به ابتکار استاندار سغد نشر شده و اخیرا این کتاب به کمک سفارت ایران در تاجیکستان به خط فارسی نیز در دسترس پارسی زبانان قرار گرفته است.

 
 
فردوسی و پرچم تاجيکستانصفحه فرهنگ تاجيک
خبرهای روز و گزارش های ويژه در ادبيات، رسانه و هنر تاجيکان
 
 
گلرخسارچهره های فرهنگ تاجيک
گلرخسار و شعری که زندگی است
 
 
فرزانهچهره های فرهنگ تاجيک
فرزانه، صدای نسل نو
 
 
مومن قناعتچهره های فرهنگ تاجيک
مومن قناعت، شاعر و سياستمدار
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران