http://www.bbcpersian.com

16:00 گرينويچ - جمعه 16 ژوئن 2006

بهزاد بلور

کنسرت " مانیفست " با مهرداد

آخرین کنسرت از سری کنسرتهای آلبوم مانیفست با اجرای مهرداد وگوگوش، شنبه دو هفته پیش در تورنتو اجرا شد.

عکسهای این کنسرت را ببینید.

یک سفر کوتاهی به لس آنجلس د اشتم و گفتم از دیدار مهرداد غافل نمونم ،مخصوصا که خود مهرداد خیلی از کنسرتش تعریف می کرد. برام جالب بود که ببینم خود مهرداد چرا مدتی آلبوم بیرون نداده و عصر داغ لس آنجلس همدیگرو دیدیم.

بهزاد: درود مهرداد جان. اين سری از تورهای کنسرت خودت و خانم گوگوش در شهر تورنتوی کانادا به آخر رسيد. شنيدم که خيلی غوغا کردين! حتی شايعه هست که خون به پا شده (به شوخی)

مهرداد: تورنتو در حقيقت يکی از بهترين برنامه های ما بود. به اين دليل که هم ارکستر ما در تور جا افتاده بود و هم خود ما بيشتر آشنا شده بوديم و می دونستيم روی صحنه چه کاری می کنيم. ايرانی های عزيز در تورنتو خيلی خوش شانس بودن که آخرين برنامه ما در اين تورها در اونجا برگزار شده بود. يک شب نی نظير بود. فکر می کنم يکی از بهترين برنامه های خود من بود.

کنسرت تورنتو با يک سری مشکلات پشت پرده همراه بود. حل کردن اون مشکلات طبق معمول به گردن من بود! البته زمانی که روی صحنه رفتيم همه اين مشکلات به خاطر عشقی که در سالن بود فراموش شد.

برنامه را خانم گوگوش با ترانه "طلاق" شروع کردن و بعد دو آهنگ ديگه خوندن. بعد لطف کردن و يک ترانه دو صدايی به نام "آخرين خبر" با هم اجرا کرديم. بعد خانم گوگوش برای تعويض لباس رفتن و من دو ترانه اجرا کردم. با "ديوار يار" شروع کردم و سپس "ماه من". بعد من رفتم لباس عوض کردم و خانم گوگوش آمدن روی صحنه. در حقيقت اين ترتيب فضايی مانند يک نمايش رو به وجود آورده بود، اونشب فقط يک کنسرت نبود. مردم احساساتی ميشدن، گريه می کردن و در سالن کنسرت ما يک لحظه آرامش نبود. برنامه گذار اين کنسرت ها هم خيلی زحمت کشيده بود. چيزی که خيلی جالب بود، سبد گلی بود که بچه های Tajikistan.com برامون فرستادن. بچه های Googoosh.tv هم اونجا بودن که اون هم خيلی جالب بود.

خير! تا اونجايی که من می دونم همچين نامه ای نوشته نشده! اما از طرف مقامات هنری تاجيکستان از خانم گوگوش دعوت شده بود که برنامه ای اجرا کنند که البته هنوز به جايی نرسيده.

بهزاد: آيا خانم گوگوش می تونند از آمريکا خارج بشن؟ چون سالهاست که از از اونجا بيرون نيومدند!

پس چجوری رفتن کانادا؟

بهزاد: آخه از آمريکا ميشه با ماشين به کانادا رفت! پس ميشه به زودی شما رو مثلاً در اروپا ببينيم؟

حتماً.


بهزاد: يادمه زمانی که مشغول کار بر روی آلبوم "مانيفست" بودی خيلی به نوع کار، ارکستر، شعرها و آهنگ ها اميدوار بودی. برخورد مردم و ديدی که الان نسبت به آلبوم داری چيه؟

"مانيفست" آلبوم مورد علاقه خود منه. چون در ساخت اين آلبوم يک تکاملی رو در کار خودم ديدمو بهترين کارم رو انجام دادم. چند تا از آهنگ ها مخصوصاً "آی مردم مردم" نمونه بارز اين آلبومه. زمانی که خانم گوگوش اين آهنگ رو در کنسرت اجرا می کنه مردم چند دقيقه براش دست می زنن. از تشويق و اشکی که از مردم می بينم، می فهمم که کارم رو درست انجام دادم.

درست کردن کارهای بازاری برای من خيلی آسونه. ولی دلم نمی خواد در اين دوره از کار هنريم، کار بازاری بکنم. من فکر می کنم هنرمند بايد يک قدم جلوتر از مردم عادی قدم برداره. شهريار قنبری و خانم گوگوش و من با هم تلاش کرديم که اين آلبوم به اين نتيجه برسه.

بهزاد: مهرداد صدای خودت هم در اين آلبوم هست، درسته؟

بله. تو يک ترانه به عنوان صدای دوم خوندم اما زياد روشن نيست. اما در ترانه "شناسنامه من" افتخار هم صدايی با خانم گوگوش رو داشتم. اين آلبوم در حقيقت نتيجه يک بحران بود.


بهزاد: منظورت بحران موسيقيه؟

درسته. بحران کاری، دعواهايی که خانم گوگوش با شرکت توليد کننده موسيقی داشت. در زمان ساخت اين آلبوم ما همه در فشار بوديم و اما من خودم از نتيجه کار خيلی راضی هستم.

بهزاد: مهرداد، ما دلمون برای خودت هم تنگ شده. به نظر من آلبوم"عکس فوری" يکی از شاهکارهای موسيقی پاپه. ما کی منتظر آلبوم بعدی خودت باشيم؟

به زودی! تا سه چهار ماه آينده آلبوم جديد من در دسترس مردم عزيز ايرانی قرار ميگيره. هشت تا ترانه از شهريار قنبريه که آهنگ و تنظيم اونها از خودمه.

بهزاد: سبک و حال آلبوم چطوره؟

تو کلام شهريار که هميشه تازگی هست. از بابت موسيقی و اجرا هم کارهای بسيار جديدی کردم.