BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 19:07 گرينويچ - جمعه 03 نوامبر 2006 - 12 آبان 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
مولانا، حاصل نيمه کوچک تر زندگی
 

 
 
محمد علی موحد
محمد علی موحد پيش از توضيح و تفسير به شرح احوال مولانا و شمس پرداخت
چهارمين دوره درس گفتارهای مربوط به مولانا جلال الدين محمد بلخی از روز چهارشنبه ۱۰ آبان، با سخنان دکتر محمدعلی موحد، مصحح مقالات شمس در شهر کتاب مرکزی آغاز شد.

پيش از اين، سه دوره درس گفتار به وسيله کريم زمانی، سيروس شميسا، و توفيق سبحانی برگزار شده بود. اين درس گفتارها به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا ترتيب داده شده و قرار است تا پايان سال ادامه يابد.

موحد پيش از شروع خواندن تکه هايی از مقالات شمس و توضيح و تفسير آنها که در دستور جلسه ديروز بود، لازم ديد ساعتی در احوال مولانا و شمس بگويد که به گمان او برای ورود به بحث لازم بود.

وی سخنان خود را با کلامی از شمس شروع کرد: "ما دو کس عجب افتاده ايم. دير و دور تا چو ما دو کس به هم افتد. سخت آشکار آشکاريم؛ اوليا آشکار نبوده اند، و سخت نهان نهانيم ..."

آنگاه گفت فکر می کند که اين ويژگی آشکار بودن در عين نهان بودن چيزی است که در همه ابعاد زندگی و شخصيت مولانا و شمس تجلی يافته و آن دو بطور مرموزی به هم پيوسته اند. "اگر مولانا را داريم از برکت شمس است و اگر شمس را می شناسيم از برکت مولاناست. ظهور شمس در زندگی مولانا خط قرمزی بود که زندگی مولانا را به دو نيمه تقسيم کرد. نيمه بزرگ تر تا ظهور شمس و نيمه کوچکتر بعد از او."

 اگر مولانا را داريم از برکت شمس است و اگر شمس را می شناسيم از برکت مولاناست. ظهور شمس در زندگی مولانا خط قرمزی بود که زندگی مولانا را به دو نيمه تقسيم کرد. نيمه بزرگ تر تا ظهور شمس و نيمه کوچکتر بعد از او
 

به روايت مشهور که موحد نيز بر آن تأکيد داشت شمس با ظهور خود در آستانه ۴۰ سالگی مولانا، توفانی در جان وی برانگيخت و مسير زندگی او را چه از حيث صورت و چه از حيث معنا بکلی تغيير داد.

موحد توضيح داد که از مولانا هرچه داريم حاصل اين نيمه کوچک تر است و ياد آور شد که برخلاف ديگر بزرگان شعر و ادب و عرفان ايران که معلومات نسبتا اندکی از نام و نشان و زندگی خصوصی خود بر جای گذاشته اند، درباره مولانا و خانواده او اطلاعات فراوانی در اخيتار ما قرار دارد.

وی گفت: "همه کتابها و آثار مولانا از دستبرد زمان در امان مانده اند. حتی بخش مهمی از نامه های خصوصی او که به اصحاب دولت يا به دوستان و معاصران خود نوشته به دست ما رسيده است."

موحد گفت علاوه بر آثار خود مولانا که در دسترس ماست، آثار سه تن ديگر را هم که در تکوين روحيات و نگرش فکری مولانا بيشترين تأثير را داشته اند در اختيار داريم: معارف سلطان العلما، پدر مولانا، معارف برهان الدين محقق اتابک که پس از درگذشت پدر، ارشاد و تربيت معنوی مولانا را بر عهده داشت، و مقالات شمس.

وی با اشاره به کتابهايی که نامشان آمد، گفت: ما زندگينامه هايی هم از مولانا در دست داريم که اطرافيان مولانا نوشته اند. اولينش ابتدانامه سلطان ولد است که در واقع زندگينامه مولاناست. ديگر نوشته مجد الدين فريدون سپهسالار است که کم و بيش با سلطان ولد هم سن و سال بوده و مدعی است که ۴۰ سال سر بر آستان مولانا داشته است، و سومی کتاب مناقب العارفين افلاکی که تأليف آن در ۷۱۸ يعنی ۴۶ سال پس از درگذشت مولانا آغاز شده و ظاهرا تا وفات مؤلف در ۷۶۱ ادامه داشته است.

آقای موحد هر سه اثر را در جايگاه خاص مناقب نويسی قرار داد که مرسوم اهل خانقاه بود و نمونه های معروف آن اسرار التوحيد و تذکرة الاوليا عطار است.

به گفته موحد هدف اين نوع کتابها که در هر طريقه و مذهب برای استفاده مريدان و اصحاب نوشته می شد الگو سازی و اسطوره پردازی از شخصيت مشايخ و پيشوايان آن مذهب و طريقت است. بنابراين مملو از داستانهای تمثيلی و کراماتی است که اقطاب و مشايخ را در صورت نمادهای فوق بشری تصوير می کند.

به روايت محقق آثار مربوط به مولانا « محتويات اين کتابها نه بر اساس واقعيات تاريخی و عينی بلکه بر پايه احساسی شگرف از عظمت خارق العاده که مريدان و سرسپردگان درباره مراد و مرشد خود دارند شکل می گيرد و هرچه زمان بيشتر می گذرد بر حجم و غلظت آن حکايت ها می افزايد و شاخ و برگ ها انبوه تر و پيچيده تر می گردد و محقق کنجکاو بايد با زحمت و دقت بسيار حقايق تاريخی را از لا به لای آنها استخراج کند و يافته های خود را به صورت معقول و درخور قبول در آورد».

موحد سپس به قونيه پرداخت و مترصد لحظه ای شد که انفجار بزرگ در زندگی مولانا پيش آمد.

 جريان ملاقات شمس و مولانا و تحول شگرفی که در پی اين ملاقات پيدا شد در روايت های سپهسالار و افلاکی و ديگران با خيال بافی ها و افسانه پردازی های بسيار در هم آميخته و معنای معقول و قابل فهم خود را گم کرده است. خوشبختانه مقالات شمس بسياری از اين ابهامات را برطرف می کند و با تکيه به مطالب صريح و بی پرده آن می توان تصوير روشن تری از روابط آن دو انسان بزرگ به دست داد
 

مولانا پس از فراغت از تحصيل به قونيه بازگشته بود و در شهر به عنوان فقيهی جوان و مدرسی فاضل و واعظی گرم دهن جا افتاده بود. در آن ايام علاء الدين کيقباد اول وفات يافته و پسرش غياث الدين کيخسرو دوم به جايش نشسته بود و قونيه به مدد آن پدر و پسر فضل دوست به مرکز شکوفايی تبديل شده و در سايه وجود بزرگانی چون سراج الدين محمود اُرموی و شيخ صدرالدين قونوی رونق و اعتباری عظيم پيدا کرده بود. ابن عربی که بيست سال آخر عمر خود را در دمشق سپری کرده بود به سال ۶۳۸ يعنی چهار سال قبل از آمدن شمس به قونيه در همان شهر وفات يافت و شيخ صدرالدين قونوی، فرزند خوانده و وارث علوم او، در قونيه می زيست و شاگردانی مانند فخرالدين عراقی در حوزه درس خود داشت.

ابن عربی نيز چندی به دعوت غياث الدين کيخسرو اول در قونيه به سر برده بود اما همانگونه که صاحب مرصادالعباد در قونيه دوام نياورد، او نيز نتوانست در قونيه بماند. چون او جز زبان عربی نمی دانست و نمی توانست در قونيه بازاری گرم پيدا کند. صدرالدين خود اهل قونيه بود و به هر دو زبان عربی و فارسی تدريس می کرد و چيز می نوشت. مولانا هم مجالس درس خود را داشت و کار وعظ و خطابه را در پرتو فضل و ادب فراوان و استعداد بيکران و زبان گويا و بيان رسای خود با موفقيت پيش می برد. چنانکه عده ای از معاريف و سرشناسان قونيه مانند صلاح الدين زرکوب و حسام الدين چلبی مجذوب او شده بودند. اين نسل تازه مريدان، برآمده از خانواده هايی بودند که از چندی پيش از ايران مهاجرت کرده و در بلاد روم ساکن شده بودند و در ميان اهل محل نفوذ و احترام داشتند. پيداست که به تناسب نفوذ مولانای جوان در ميان مردم و موفقيت او در محراب و منبر، دولت و دولتيان نيز رعايت جانب او را واجب می دانستند و اعتبار و احترام او روز به روز افزون تر می گشت.

مولانا

"در گرم بازار اين واعظ و مدرس محترم بود که ناگهان شمس تبريز فرارسيد. جريان ملاقات شمس و مولانا و تحول شگرفی که در پی اين ملاقات پيدا شد در روايت های سپهسالار و افلاکی و ديگران با خيال بافی ها و افسانه پردازی های بسيار در هم آميخته و معنای معقول و قابل فهم خود را گم کرده است. خوشبختانه مقالات شمس بسياری از اين ابهامات را برطرف می کند و با تکيه به مطالب صريح و بی پرده آن می توان تصوير روشن تری از روابط آن دو انسان بزرگ به دست داد."

موحد درباره مقالات شمس گفت که در برخورد با آن با دو مشکل مواجه هستيم. نخست اينکه مقالاتی که در دست داريم "متنی منسجم و به قلم آمده از روی طرح و نقشه و نظم خاصی نيست، تکه هايی است از سخنان شمس که در حالات و مناسبت های مختلف بر زبان او جاری شده و ديگران آنها را يادداشت کرده اند."

به نظر مصحح مقالات "اين يادداشت ها در بسياری از موارد کامل و تمام نيست. جمله های گسسته پاره سرگردانی است که به صورت موجود از بيشتر آن هيچ معنای موثر معقولی نمی توان استنباط کرد."

به گفته آقای موحد بخشی از مقالات را احتمالاً به نيت ويرايش بازنويسی کرده اند ولی سر به نيست شدن ناگهانی شمس و بی قراری و شوريدگی شگفت مولانا بعد از غيبت او، ظاهراً مانع اتمام کار و تکميل و تنقيح نهايی مقالات شده است.

او به عنوان محقق آثار مولانا و شمس گفت که اين مشکل لاعلاجی است درباره مقالات. اما مشکل دوم « به ماهيت سخنان شمس » مربوط می شود چرا که عالم شمس، عالم رموز و اسرار است، عالمی که با معيارهای ما پر از ناهمواريها و ابهامات و تناقضات است. ولی از نظر او عالمی است هموار و همخوان و موزون. عالم مشاهده و عيان، عالمی در فراسوی کفر و ايمان. سخن او را در آن زمان هم نمی فهميدند و نفهميدند. و او بی محابا می گفت "اين مردمان را حق است که با سخن من الف ندارند. همه سخنم به وجه کبريا می آيد، همه دعوی می نمايد." می گويد:"صريح گفتم مولانا پيش ايشان که سخن من به فهم ايشان نمی رسد تو بگو. مرا از حق تعالی دستوری نيست که از اين نظيره های پست بگويم."

 
 
بزرگداشت مولانا در تهرانشعر
"بزرگداشت مولانا"
 
 
گروه سايه مهرگزارش تصويری:
بزرگداشت مولانا در پاريس
 
 
گروه رومیگروه رومی
کنسرت گروه رومی به مناسبت روز جهانی ايدز
 
 
.بزرگداشت مولوی بلخی
جستجوی صلح و عشق در اشعار مولانا در دانشگاه لندن
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران