BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:33 گرينويچ - دوشنبه 19 مارس 2007 - 28 اسفند 1385
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
نگاهی به فیلم "از دست رفته" ساخته مارتین اسکورسیزی
 

 
 
لئونارد دی کاپریو و جک نیکلسون در نمایی از فیلم "جدا شده"

بیست و نهمین فیلم مارتین اسکورسیزی، بار دیگر به دنیای سیاه تبهکاران بازمی گردد، اما برخلاف آن فیلم که رخدادها و کنش های بیرونی داشت، در اینجا متناسب با مضمون فیلم، فضای فیلم سیاه و تیره و با کنش های درونی بیشتری است.

بیشتر زمان فیلم در فضاهای گرفته و تیره با کنتراست محدود و زوایای دوربین بسته می گذرد و به خوبی می تواند بیانگر فضای توطئه و دوگانگی محیط باشد.

با اینکه طرح اصلی فیلم به نظر چندان پیچیده نمی رسد اما او به خوبی موفق شده است از روایت خطی فیلم فاصله بگیرد و پیچیدگی های درونی کاراکترهای فیلمش را به سبک خودش نمایان سازد.

با این حال شاید اطلاق اینکه این فیلم بهترین فیلم اسکورسیزی تا کنون است با توجه به فیلم هایی مانند راننده تاکسی (1976)، گاو خشمگین (1980)، رفقای خوب (1990) و حتی کازینو چندان قابل قبول به نظر نرسد اما به هر روی "از دست رفته" ادامه موضوعات مورد علاقه اسکورسیزی است: دنیای گنگسترها و مافیا.

بیلی کاستیگان( لئوناردو دی کاپریو) و کولین سولیوان ( مت دیمون) هر دو در دنیای از رابطه پیچیده ای موقعیت و هویت می شوند، هر دو پلیس هستند ولی هر دو نفوذی جبهه رقیب هستند و هر دو رابطه ای شبه پدرانه با سردسته باند فرانک کاستلو ( جک نیکلسون) دارند.

یکی باید پلیسی باشد که به جای قدرت رسمی در خدمت قدرت زیر زمینی باند باشد و دیگری باید عضوی از باند باشد که به جای گنگسترها در خدمت پلیس باشد، یکی باید به پدر وفادار باشد و دیگری باید به او خیانت کند ولی در نهایت این پسر وفادار است که ناچار می شود پدر را قربانی کند تا خودش به دام نیافتد.

نمایی از فیلم از دست رفته
 تضاد نقش ها و هویت که محور اصلی فیلم است به خوبی با شخصیت پردازیهای دقیق هر دو به خوبی از کار در آمده است و چیزی که هر دو را به هم می پیوندد عشق به زنی روانشناس است که با هر دو همبستر می شود
 

این تضاد نقش ها و هویت که محور اصلی فیلم است به خوبی با شخصیت پردازیهای دقیق هر دو به خوبی از کار در آمده است و چیزی که هر دو را به هم می پیوندد عشق به زنی روانشناس است که با هر دو همبستر می شود زیرا در میانه این تنش های هویتی و ترس از لو رفتن تنها می توانند به آغوش او پناه ببرند.

نقطه بحرانی فیلم از جایی آغاز می شود که هر دو نفوذی در می یابند که در جبهه مقابل نفوذی دیگری هم وجود دارد و به این ترتیب موجودیت خود را در خطر می بینند.

از اینجاست که کفه وزنه فیلم از سوی سولیوان به سوی کاستیگان سنگینی می کند و سرانجام این دو را رویاروی هم قرار می دهد.

فیلم سرشار از خشونت بارز و نهفته است وگاه غافلگیر کننده تر از حد انتظار به نظر می رسد.

در باره کارگردان:

مارتین اسکورسیزی در نوامبر 1942 در نیویورک متولد شده است و پس از دریافت مدرک فوق لیسانس در کارگردانی سینما در سال 1963 از دانشگاه نیویورک فارغ التحصیل شد اما قبل از آنکه موفق به ورود به دوره فوق لیسانس شود ناچار شد به خدمت سربازی برود و به عنوان تفنگدار دریایی در جنگ ویتنام شرکت کند که به سختی نیز مجروح شد.

پس از آن وی وارد دوره فوق لیسانس سینما در همان دانشگاه شد و در همان دوران شروع به ساخت فیلم های کوتاه کرد که با توجه بسیار روبرو شدند، در سال 1967 یعنی یک سال پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه نیویورک اولین فیلم بلندش چه کسی در خانه من را می زند؟ را با همکاری همکلاسی هایش از جمله تلما اسکونمیکر به عنوان تدوین گر و هاروی کایتل به عنوان بازیگر ساخت که هر دو همکاری دائمی با وی یافتند.

این فیلم که مبنای فیلم دیگری از او به نام Mean Street (در ایران: پایین شهر) بود با همان مشخصات تقریبا همیشگی فیلم های وی: زندگی خیابانی آمریکایی های ایتالیایی تبار نیویورکی، مونتاژ سریع، موسیقی راک و مردی درگیر در مخمصه.

بعد از آشنایی با رابرت دونیرو و ساخت چند فیلم کم اهمیت دیگر در سال 1973 خیابان بی رحم را باشرکت دو نیرو و کیتل می سازد که توسط یکی از مشهورترین منتقدان سینما یعنی پالین کیل ستایش می شود.

برخی از منتقدان سبک فیلمسازی مستندگرای اسکورسیزی در این دوران را متاثر از ژان لوک گدار و جان کاساویتس می دانند که این دوران تا دهه هشتاد یکی از بهترین دوران فیلمسازی وی به شمار می رود.

مارتین اسکورسیزی جایزه اسکار را برای فیلم "از دست رفته" می گیرد
 پس از چهار بار ناکامی، سرانجام جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای "از دست رتفته" به اسکورسیزی رسید
 

پس از آن الن برستین ستاره مشهور سینما برای کارگردانی فیلم آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند، اسکورسیزی را بر می گزیند که با اعمال نفوذ وی این کار برعهده وی گذارده می شود و خود برستین نیز جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برای همین فیلم از آن خود می کند.

در سال 1976 او یکی از به یاد ماندنی ترین فیلم های تاریخ سینما و یکی از محبوب ترین فیلم های منتقدان سینما را ساخت: راننده تاکسی با بازی رابرت دونیرو، جودی فاستر، هاروی کیتل و سیبیل شپارد در باره سرگشتگی ها یک سرباز سابق ویتنام که به عنوان راننده تاکسی در منهتن مشغول به کار شده است که با نجات دختر خردسالی از چنگ باند فحشاء و دلبستگی اش به زنی که در دفتر انتخاباتی یک نامزد شهرداری کار می کند در هم گره می خورد.

این فیلم در چهار رشته به جز کارگردانی نامزد اسکار شد که به هیچ یک از آنها دست نیافت، در عوض برنده شدن این فیلم در جشنواره کن که معتبرترین جشنواره سینمایی جهان محسوب می شد، نام اسکورسیزی را بر سر زبان ها انداخت.

این فیلم اولین حضور جودی فاستر در نقش روسپی خرد سال است که برای آن برنده جایزه بهترین بازیگر نوپای بفتا ( آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا) نیز شد.

موفقیت اسکورسیزی با دو فیلم بعدی نیویورک نیویورک و آخرین والس کاملا تثبیت شد، در سال 1980 او فیلم سیاه و سفید گاو خشمگین را ساخت که رابرت دونیرو را برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد کرد، این تنها جایزه اسکار دونیرو از آن زمان تا کنون است.

این فیلم همچنین اسکاردیگری برای یکی دیگر ازهمکاران دائمی اسکورسیزی یعنی تلما اسکونمیکر برای تدوین به ارمغان آورد. به علاوه در شش رشته دیگر نیز از جمله کارگردانی نامزد اسکار شده بود که به هیچ یک از آنها دست نیافت.

پس از سلطان کمدی (1983) که موفقیتی در گیشه به دست نیاورد اما با نقدهای مثبت منتقدان روبرو شد وی دست به کار ساخت فیلم جنجالی آخرین وسوسه مسیح بر اساس کتاب نیکوس کازانتزاکیس شد اما شرکت فیلمسازی پارامونت تحت فشار گروه های مذهبی از زیر تهیه آن شانه خالی کرد و ساخت فیلم پنج سال به تعویق افتاد.

پس از این پروژه ناموفق، اسکورسیزی به فیلمسازی با بودجه کم و شبه زیرزمینی روی آورد و فیلم تحسین شده پس از ساعت ها را ساخت.

پس از آن به ساخت کلیپ "بد" برای مایکل جکسون و کارگردانی رنگ پول پرداخت و موفقیت تجاری این فیلم راه را برای از سر گیری پروژه آخرین وسوسه مسیح بافیلمنامه پل شرایدر هموار کرد.

عشق به زنی روانشناس در میانه این تنش های هویتی و ترس از لو رفتن نقطه مشترک هر دو نفوذی است که در آغوش او پناه می گیرند.

اکران این فیلم که با جنجال بسیاری در جهان روبرو شد باردیگر نام اسکورسیزی را بر سر زبان ها انداخت و او را برای دومین بار نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی کرد اما در نهایت این اسکار به بری لوینسون برای مرد بارانی تعلق گرفت.

در سال 1989 او یکی از اپیزودهای قصه های نیویورکی را کارگردانی کرد که دیگر اپیزودهای آن را فرانسیس فورد کاپولا و وودی آلن ساخته بودند.

سال بعد او رفقای خوب را ساخت که سومین نامزدی او برای اسکار کارگردانی را در پی آورد و پس از آن به بازسازی فیلم ساخت1962 یعنی تنگه وحشت پرداخت که با فروش فوق العاده ای در سینماها روبرو شد.

عصر معصومیت، کازینو، دار و دسته های نیویورکی و هوانورد از جمله فیلم های او در سال های اخیر هستند.

در طی 26 سال اخیر بیش از 20 کتاب در باره او نوشته شده است و گفته می شود سبک کاری او بر روی حداقل یک نسل از فیلمسازان جهان تاثیر گذاشته است.

او در حال حاضر مشغول تولید یک فیلم مستند به نام "درخشش یک نور" در باره گروه راک رولینگ استونز است.

وی پیش از آن پنج بار برای دریافت اسکار بهترین کارگردانی نامزد این جایزه شده بود که سرانجام برای از دست رفته این جایزه را دریافت کرد.

در باره فیلم

از دست رفته( در برخی منابع: جدا شده)، بازسازی فیلم هنگ کنگی امور شیطانی در سال2002 است به کارگردانی آندرو لیو که یکی از پرفروش ترین فیلم های سال هنگ کنگ بود.

از دست رفته، برنده چهار اسکار: بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین تدوین (شونمیکر) و بهترین فیمنامه اقتباسی (ویلیام موناهان) شد، به علاوه مارک والبرگ نیز نامزد بهترین بازیگر نقش دوم بود.

پوستر فیلم " از دست رفته"
بیست و نهمین فیلم اسکورسیزی بازسازی فیلم هنگ گنگی است که 4 سال پیش از آن ساخته شده بود.

این فیلم یکی از فیلم های پرفروش سال 2006 در آمریکا بود که با نظر مثبت بسیاری از منتقدان فیلم نیز روبرو شد.

سایرجوایز: بهترین کارگردانی از گلدن گلوب، برنده جوایز منتقدان لاس وگاس، لندن، شیکاگو، بوستون، تورنتو، فلوریدا، واشنگتن و نیویورک، جایزه بهترین کارگردانی از انجمن کارگردان های آمریکا، جایزه منتقدان رادیو و تلویزیون و چندین جایزه دیگر.

فروش این فیلم در اولین آخر هفته ای که فیلم در آمریکا به نمایش در آمد بالغ بر 27 میلیون دلار شد و تنها فیلم اسکورسیزی بود که در هفته اول نمایش در رده اول فیلم های روز قرار گرفت و در حالی که 90 میلیون دلار بودجه آن بود در نهایت در اکران سینمایی اش به فروشی معادل 280 میلیون دلار دست یافت.


کارگردان: مارتین اسکورسیزی، فیلمنامه: ویلیام موناهان، فیلمبرداری: مایکل بالهاس، تدوین: تلما اسکونمیکر، موسیقی: هاوارد شور، بازیگران: جک نیکلسون، لئوناردو دی کاپریو، مت دیمون، مارک والبرگ ( دیگنام)، مارتین شین(فرمانده کویینان)، ورا فارمیگا ( مدولین). محصول2006 برداران وارنر،151 دقیقه.

 
 
.در یک نگاه:
نامزدهای جایزه اسکار بهترین فیلم
 
 
اسکارصفحه ويژه اسکار
هاليوود ميزبان باشکوه ترين جشن سينمايی
 
 
گلدن گلوبنامزدهای گلدن گلوب
جوایز انجمن رسانه های خبری خارجی در هالیوود
 
 
رابرت آلتمن، کارگردانرابرت آلتمن
نگاهی به زندگی و فیلم های کارگردان مستقل
 
 
نمایی از فیلمنقد فیلم
"مرکز تجارت جهانی" ساخته الیور استون: فیلمی محافظه کارانه
 
 
پدرو آلمادووارپدرو آلمادووار
فیلسماز اسپانیایی در راه کسب دوباره اسکار
 
 
مطالب مرتبط
بخت اسکورسيزی در اسکار باز شد
26 فوريه، 2007 | فرهنگ و هنر
نگاهی به فیلم"مرگ یک رئیس جمهور"
20 اکتبر، 2006 | فرهنگ و هنر
کيارستمی ششمين کارگردان برتر جهان
14 نوامبر، 2003 | فرهنگ و هنر
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران