BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 17:12 گرينويچ - جمعه 20 آوريل 2007 - 31 فروردین 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
قتل وزير مختار، نگاهی به کتاب ديپلماسی و قتل در تهران
 

 
 
روی جلد کتاب
برخورد با سرگذشت گريبايدوف، وزير مختار روسيه در ايران از برخورد با گذشته جدا نيست. برخورد با گذشته هم آسان نيست، هرچند فاصله صد و هفتاد - هشتاد ساله ما از آن ماجرا، عواطف و احساسات و تعصبات وطنخواهانه را کم رنگ کرده باشد، باز هم سرگذشت وزير مختار با از دست رفتن بخش مهمی از خاک ايران همراه بوده و نگاه ما را خالی از غرض نمی گذارد.

گذشته از اين برخورد با سرگذشت گريبايدوف از برخورد با مسأله روشنفکری جدا نيست. گريبايدوف از نويسندگان و شاعران و روشنفکران زمان خود بود که وارد سياست شد و سياست او را به کارهايی کشاند که از روشنفکران انتظار نمی رود و سرانجام نيز جان بر سر سياست ها يا حد اقل راه و روش هايی گذاشت که از آن پيروی می کرد.

کتاب ديپلماسی و قتل در تهران به ما می گويد که الکساندر سرگئی ويچ گريبايدوف از نوع روشنفکرانی بود که در صف غرب ستيزان ايستاده بود. امری که در بين ما در پنجاه سال اخير رايج بوده و کار ما را به جاهای باريک کشانده است. « روسيه به پوشاک و آشپزی نوع فرانسوی و الگوی بيگانه نياز ندارد »؛ مادرش با رعايای خود - سرف ها - به مثابه بردگان رفتار می کرد و آلکساندر مخالفتی با شيوه عمل او نداشت؛ با آسيايی ها و بويژه ايرانيان همانند بربرها برخورد می کرد و مردم و سرزمينی که دو قرن پيش برای اهل فکر و سياست بويژه نويسندگان سفرنامه های غربی جذابيت داشت، از نظر او چندان ملال آور بودند که نمی شد به خاطر آنها خود را « از هم نشينی با زنان دوست داشتنی» محروم کرد؛ از همان آغاز کار سياسی به حلقه محارم يرمولف راه يافت که « دد منشی او نسبت به مردم آن سامان ( قفقاز )» زبانزد بود؛ در برخورد با طبقه حاکمه ايران طرفدار نوعی برخورد استالينی بود که بعدها در انقلاب روسيه نشان داده شد، « اگر می شد اين قليان کش ها و دستيارانشان را وادار به پاک کردن جاده از برف کرد، بسيار بسيار معقول تر بود»؛ و چيزهايی مانند اينها که روشنفکر روسی را از روشنفکر غربی زمانه خود بکلی متمايز می کند.

گريبايدوف، با چنين دشمنی هايی در حساس ترين سالهای تاريخ ايران در دوران قاجار به ايران آمد، در سياست و اداره جنگ آخر ايران و روس که منجر به عهدنامه ترکمانچای شد، شرکت کرد و در نوشتن آن عهدنامه که در نظر روشنفکری هيچ جای جهان نمی توانست ننگين نباشد، دست داشت، تا اين زمان هنوز کاردار بود ولی بر اثر مذاکره با ايران و بستن قرارداد ترکمانچای چهل هزار روبل پاداش گرفت که هرچند در مقايسه با دريافتی ژنرال پاسکويچ ( يک ميليون روبل ) تحقير آميز بود، ولی در عوض پاداش بزرگتری هم دريافت کرد که عنوان سفارت بود.

او با سمت وزير مختار ( قبلا کاردار بود) بار ديگر راهی ايران شد. او که برای مردم ايران پشيزی ارزش قائل نبود، هرگز گمان نمی کرد که اين مردم به جان آمده ممکن است روزی از همه چيز خود بگذرند و عقده ها و تحقيرهای انباشته شده را سر او خالی کنند. امروز که کتاب را می خوانيم ديگر چون آن امور همه به گذشته تعلق يافته و عواطف و احساسات ما نسبت به شرايط جنگ های ايران و روس و عهد نامه های گلستان و ترکمانچای فروکش کرده، با خود می انديشيم راستی اين چه جور روشنفکری بوده که هيچ در فکر مردمان تيره روز روزگار خود نبوده است، هرچند اين مردم متعلق به يک کشور همسايه بوده باشند؟ و بی آنکه طرفدار ادبيات متعهد از نوع سوسياليستی باشيم نمی توانيم از خود نپرسيم که پس فايده ادبيات چه بوده است؟ گريبايدوف که ظاهرا با دکابريست ها در اصلاحات – نوعی اصلاحات مشروطه طلبانه – شريک بود، اگر کمی بيشتر می پاييد و به مقامات بالاتر می رسيد آيا در همراهی با دستگاه تزار با نوع دکابريست ها بدتر از آن نمی کرد که تزار کرد؟

 گريبايدوف، در حساس ترين سالهای تاريخ ايران در دوران قاجار به ايران آمد، در سياست و اداره جنگ آخر ايران و روس که منجر به عهدنامه ترکمانچای شد، شرکت کرد و در نوشتن آن عهدنامه که در نظر روشنفکری هيچ جای جهان نمی توانست ننگين نباشد، دست داشت، تا اين زمان هنوز کاردار بود ولی بر اثر مذاکره با ايران و بستن قرارداد ترکمانچای چهل هزار روبل پاداش گرفت که هرچند در مقايسه با دريافتی ژنرال پاسکويچ ( يک ميليون روبل ) تحقير آميز بود، ولی در عوض پاداش بزرگتری هم دريافت کرد که عنوان سفارت بود
 

رفتار گريبايدوف در مذاکره با عباس ميرزا – مذاکراتی که به عهدنامه ترکمانچای منجر شد – و نيز در چپاول نسخ خطی کتابخانه شيخ صفی الدين اردبيلی در اردبيل، تصوير تيره ای از روشنفکری روسی دو قرن پيش ترسيم می کند. عباس ميرزا در آن مذاکرات حقيقتا چهره انسانی از خود نشان می دهد و همه جور کوتاه می آيد تا اين ملت بدبخت بيش از آنکه بايد زيان نکند اما روشنفکر روسی درست در هیأت امپراتور تزار چهره می نمايد: « آنگاه عباس ميرزا با توجه به شرايط خود پرسيد که تزار تا چه حد آماده دست يافتن به توافق است؟ گريبايدوف قاطعانه پاسخ داد که شرايط تزار غير قابل گفتگوست: اراده امپراتور قابل تعديل به وسيله رعايای ايشان نيست»! در صورتی که در آن مذاکرات از امپراتور و منويات آن خبری نبود، آنچه مطرح بود منويات تندروانی مانند ژنرال پاسکويچ بود.

روشنفکری گريبايدوف تنها در اين حد به منصه ظهور می رسد که کتابخانه اردبيل پس از چپاول به کجا برود: « گريبايدوف که مقدمات حمل کتابخانه را فراهم کرده بود، اصرار داشت که آن مجموعه را به آکادمی علوم سنکوفسکی انتقال دهند و نه به کلکسيون امپراتوری، جايی که همه بی سوادند».

رفتار هیأت روسی که گريبايدوف ديگر در رأس آن قرار گرفته بود، پس از جنگ با ايرانيان چنان تحقير آميز بود که وقتی از تبريز به تهران حرکت می کرد، خوراک مورد نياز هیأت همراه خود را از روستاهای سر راه تأمين می کرد. فکر نکنيد خوراک مورد نياز، چيز قابلی نبوده است. اين خوراک عبارت بوده است از روزانه يک رأس گاو، يک رأس گوساله، سی قطعه ماکيان، دويست عدد تخم مرغ، هشتاد و چهار پوند برنج، پنج رأس گوسفند، دويست و چل پوند نان، سيصد و شصت پوند چوب و کنده، يکصد و بيست پوند زغال چوب و ۳۰۰ بطر شراب و عرق – که البته مورد آخر با توجه به تعداد اعضای هیأت کمی اغراق آميز به نظر می رسد.

رفتار گريبايدوف چنان ستمگرانه بود که دل جلادی مانند يرمولف هم به حال ملت ايران می سوخت. او به گريبايدوف هشدار داد که « نبايد مردمان مغلوب را خانه خراب کرد. گريبايدوف يادآور شد که او خود هميشه می گفت بايد از بيخ شخم زد و ايرانيان فقط در برابر قدرت خاضع هستند. يرمولف پاسخ داد: شيار زدن چيز ديگری است. اين جنگ است يا اخاذی؟ يا پول بده يا جانت را».

روشنفکری که دست به چنين اعمالی زده و لابد اگر عمرش وفا می کرد از بدتر از آنها نيز ابايی نداشت، در نامه اش به يک دوست می نويسد: « هرچه فکر می کنم می بينم کارهايی که تا به حال انجام داده ام اهميت ثانوی داشته است. وظيفه اصلی من نشستن پشت ميز و نوشتن است. سرم پر از ايده های جديد است، احساس می کنم احتياج به نوشتن دارم».

راستی اين نوشتن به درد چه کسی می توانسته بخورد؟ اين ايده ها که سر گريبايدوف از آنها پر بوده، لابد شبيه بوده است به طرحی که برای اقتصاد منطقه قفقاز نوشته بود که بر اساس آن سرف ها پس از پنجاه سال کار کردن می توانستند آزاد شوند. سرهنگ بورتسف که از جانب ژنرال پاسکويچ مأمور مطالعه و بررسی طرح گريبايدوف شده بود در زير طرح گريبايدوف جمله ای به طعنه نوشت که هنوز هم گزش آن را احساس می توان کرد:« چه کسی آنقدر زنده می ماند که آزادی نهايی خود را از طرف قرارداد کسب کند؟».

گمان ندارم در تاريخ جهان تصوير هيچ روشنفکری هرگز تا اين حد تاريک بوده باشد. اينکه شاعر بزرگی مانند پوشکين چهار کلمه زيبا درباره او نوشته يا روزنامه نگار جوانی درباره او نوشته است که « در روسيه از همه با هوش تر است، از شنيدن حرف هايش مفتون می شويد» چه چيزی را در ارتباط با نگاهمان به روشنفکری که گريبايدوف باشد تغيير می دهد؟

 رفتار گريبايدوف در مذاکره با عباس ميرزا – مذاکراتی که به عهدنامه ترکمانچای منجر شد – و نيز در چپاول نسخ خطی کتابخانه شيخ صفی الدين اردبيلی در اردبيل، تصوير تيره ای از روشنفکری روسی دو قرن پيش ترسيم می کند
 

کتاب سعی دارد به شاعر و نويسنده روسی نوعی کشف و شهود نسبت دهد که مثلا وقتی راهی ايران بوده گفته است که از اين سفر زنده باز نخواهد گشت اما گناهان او در درک نکردن وضعيت يک ملت به جان رسيده آشکارتر از آن است که با دادن چنين نسبت هايی اعتباری نزد خواننده پيدا کند. تنها چيزی که در اين زمينه می توان گفت اين است که از همان دويست سال پيش رفتار روشنفکری مانند گريبايدوف نشان داده است که روشنفکران همان بهتر که کار خودشان را بکنند و وارد سياست نشوند، وگرنه به چنين ورطه هايی در خواهند غلتيد.

نويسنده از دو گزارش در ارتباط با قتل گريبايدوف سخن به ميان می آورد که در زمان رويداد نوشته شده و از اين جهت اعتبار دارند. نخست گزارش کاتبی ايرانی يا فارسی زبان که به وسيله هیأت روسی استخدام شده است. نام اين کاتب در جايی ثبت نشده اما گزارش های او به فارسی نوشته شده و بعدها به روسی و زبانهای ديگر ترجمه شده است. گزارش ديگر از آن مالتزوف، تنها عضو جان به در برده هیأت ديپلماسی روسی است.

مطابق اين گزارش ها در محاسبات گريبايدوف، مردم جايی نداشتند، در راه تبريز به تهران وزير مختار از هيچ نوع تجاوزی به حقوق مردم خودداری نکرد؛ به هنگام گفتگو با شاه رعايت احترامات مرسوم را نمی کرد و برخلاف سفيران ديگر دولت ها در مقابل پادشاه می نشست؛ در همه امور قد و کله شق بود و همين کله شقی سرانجام کار دستش داد و ضربات کاری بر او فرود آورد. آخرين ضربه در بيست و نهم ژانويه ۱۸۲۹ فرود آمد و آن زمانی بود که به دستور رستم بيگ ( از همراهان گريبايدوف و مأموری ناراحت و فاسد ) دو زن ارمنی را که به فکر پناهنده شدن افتاده بودند، به يکی از گرمابه های مجاور سفارت بردند. کاتب می نويسد: هيچ کاری احمقانه تر از اين نمی شد انجام داد. گرمابه رفتن يا تن و بدن شستن يکی از مراسم مهم قبل از ازدواج به شيوه اسلامی است. وقتی ديگ صبر مردم به جوش آمد و سفارت مورد حمله قرار گرفت نيروی انتظامی از ترس مردم به ارگ شهر پناه بردند و شاه و عمله های دربار پشت درهای مسدود ارگ زندانی شدند. زمانی که حاکم شهر (اللهيار خان) می خواست جماعت معترض را بر سر عقل آورد، مورد اصابت سنگ و کلوخ و دشنام پی در پی قرار گرفت. مردم فرياد می زدند: «برو برای روس ها پااندازی زنانت را بکن! همان بهتر که دايم به ريش درازت گلاب بزنی! برادرت عباس ميرزا روح و جسمش را به امپراتور فروخته است! بزن به چاک! و الا قيمه قيمه ات می کنيم! ». وقتی مردم چنان به جان آمده اند که با حاکم شهر چنين می کنند، گريبايدوف که ديگر جای خود دارد.

کتاب به وسيله مترجمی با صلاحيت ترجمه شده که با تاريخ ايران کاملا آشناست اما خيلی بد چاپ و عرضه شده است. اين کتابی است که در ايران قاعدتا بسيار خوانده خواهد شد اگر به شکل درستی چاپ و عرضه شده بود. بنابراين برای چاپ های بعدی آن بايد فکر بهتری کرد.


مشخصات کتاب

ديپلماسی و قتل در تهران
لارنس کلی
ترجمه غلامحسين ميرزا صالح
نشر نگاه معاصر
چاپ اول ۱۳۸۵
۲۹۴ صفحه + تصاوير ۳۹۰۰ تومان

 
 
همايون کاتوزيانسالگرد انقراض قاجاريه
'بريتانيا نه نقشی در برآمدن رضا خان داشت و نه دخالتی در فروافتادن احمد شاه'
 
 
سلطانعلی ميرزا قاجارسالگرد انقراض قاجاريه
'قاجاريه ايران را به آستانه دنيای مدرن رساند'
 
 
مظفرالدين شاهقاجاريه: از آغاز تا پايان
نگاهی به تحولات سياسی و اجتماعی ايران در دوران شاهان قجر
 
 
احمد شاهسالگرد انقراض قاجاريه
نقدی بر باورهای رايج در مورد قاجاريه و سقوط آنان از قدرت
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران