BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 12:39 گرينويچ - يکشنبه 15 ژوئيه 2007 - 24 تیر 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
معین: شروع، حال و آینده
 

 
 
در اتوبان لس آنجلس بودم که تلفن موبایلم زنگ خورد و صدای سلام معین رو شنیدم! واقعاً انتظارش رو نداشتم چون دو روز بعد داشتم از لس آنجلس میرفتم و امید گفتگو با معین رو با خودم میبردم لندن!


نمیدونم پیام تلفنی آقای جمالی از تلویزیون تپش به تلفن آقای معین باعث شد که این اتفاق بیافته یا اینکه واقعاً بغض آخرین پیام تلفنیم باعثش شد؟ هر چی بود دیگه قرار مصاحبه رو روز آخر که شنبه بود گذاشتیم.

تا لحظه ای که ماشین جیپشون دم در هتل من توقف کرد من امیدی به این مصاحبه نداشتم چون میدونستم که اون روز خارج از شهر رفته بودن تا که یه ویدیوی جدیدی رو فیلمبرداری کنن.

خسته و خوش قول ، ساعت ۵ سلام و علیک کردیم. وقتی با معین حرف میزدم خاطرات سفر تاجیکستان و بی تابی اون مردم برای دیدنشون جلوی چشمم آمد و صحنه هائی از دوران نوجوانیم که برای اولین بار آهنگ "یکی را دوست میدارم" رو از ضبط صوت دوستم شنیدم.

همه این فاصله های ۲۵ سال سابقه هنری و خاطره های زندگی رو با معین درمیون گذاشتن کارلذت بخش و بسیار سختی بود. منم که اصلا از قبل سوالی تعیین نمیکنم که! ولی بعد از اولین جمله ها سوالها تو ذهنم روشن خاموش شد.

در عین حال بطور زنده اینترنتم رو وصل کرده بودم و از طریق وبلاگ داشتم از بچه های ایران که ۱۱ ساعت از ما جلوتر بودن و دیگه حدودای چهار صبحشون بود نظر و پیام دریافت میکردم و برای معین می خوندم.


معین: من سلام می کنم به همه هموطنانم در دنیا و امیدوارم در تمام کارها و زندگیشون موفق باشند.

من خبردار شدم که آهنگ های جدیدتون رو با بچه های داخل ایران به طور جدی کار کردید، درسته؟

آهنگی بود که آقای بابک زرین ساخته بودند و شعر اون رو هم خانم ترانه مکرم سرودند که خیلی ازشون تشکر می کنم. وقتی این آهنگ رو برای من فرستاند من اون رو خیلی دوس داشتم. این کار در ایران به صورت زنده ضبط شده و من هم روی اون ترانه رو خوندم. الان در ایران موسیقی دانان، شاعران و آهنگ سازان خیلی خوبی داریم، جوان ها خیلی فعالند و سلیقه خوبی هم دارند.


نکنه وسوسه آهنگ هایی که از ایران میاد آلبوم شما رو به تاخیر انداخته؟

نه. اتفاقاً کارها از قبل انتخاب شده و همگی خوب هستند. بیشترش هم کارهای لوس آنجلس هست. البته زمانی که آلبوم بیاد مردم باید خودشون قضاوت کنند. من نزدیک چهار سال هست که آلبومی بیرون ندادم. اون هم به خاطر مشکلاتی بود که در اوایل کار داشتم. به همین خاطر دو سالی اصلاً کار نکردم. من اصولاً آهنگ هام با روحیه خودم سر و کار داره و باید با اون سازگار باشه.

پس شما لطفاً روحیه خودتون رو همیشه خوب حفظ کنید!

( با خنده ) وقتی که مسئولیتی پیش بیاد که با مخاطبین روبرو بشم روحیه من خوب میشه. چه در کنسرت، چه موقع خوندن و مصاحبه مثل امروز!


یکی از بچه ها به اسم حامد کا عاشق کارهای شماست گفته که چرا شما وب سایتی برای هواداران ندارید؟

اتفاقاً یکی از کارهای جدیدی که می خواهم انجام بدم همین ساختن وب سایته. بعضی از دوستان خودشون وب سایت درست کردند اما وب سایت خودم نیست. فکر کنم با اومدن آلبوم جدید، وب سایتمون هم راه می افته.

شما ترجیح میدین لس آنجلس زندگی کنید یا تا به حال به فکر زندگی در کشورهای دیگه هم افتادید؟

الان ۲۷ ساله من اینجا زندگی می کنم و یک جورایی عادت کردم. ولی آرزوی دیرینه همه ما اینه که توی وطن خودمون باشیم. هیچ جا وطن خود آدم نمیشه.

یعنی تصمیم دارید اینجا بمونید یا توی فکر یک تنوعید، مثلاً بعضی از خواننده ها الان به اروپا میان و اونجا زندگی می کنند.

اتفاقاً به این فکر بودم که شاید چند وقتی اروپا یا دبی زندگی کنم.


زندگی شما اینجا به چه صورته؟ دوست دارین تنها باشین یا معاشرت کنید؟

من معاشرتی هستم. عاشق فامیلم و با اونها زندگی می کنم. اما اکثراً در مسافرت هستم.

دوست دارم از آلبوم جدیدتون صحبت کنم که یکی از آهنگ هاش به نام "طلوع" بیرون اومده. یک ویدئوی دیگه هم بیرون دادید، درسته؟

بله، "طلوع" و "خوشبین" که شعر و آهنگ اون از بابک رادمنشه که کار بسیار خوبی شده.

علت اصلی تاخیر این آلبوم چیه؟

به خاطر جدا شدنم تصمیم گرفتم دو سالی روی این آلبوم کار نکنم. چون گفتم هر آهنگی بخونم دم از جدایی میزنه! چون روحیه ام اینطوری بود. در حقیقت از دو سال پیش تصمیم به شروع کار کردم و همه چیز خیلی هم خوب پیش رفت.


من میدونم که شما عود می زنید و خودتون آهنگ سازی هم می کنید. مثل آهنگ "کعبه"، "بی قرار" یا "یکی را دوست می دارم" که معروفتون کرد و خانم هایده هم اون رو خوندند. پس چرا کل آلبوم رو خودتون نمی سازید و از آهنگ سازان دیگه استفاده می کنید؟

چون آلبوم یکنواخت میشه. باید سلیقه های مختلف توی یک آلبوم به کار برده بشه که مردم دوست داشته باشند.

اسم آلبوم جدیدتون رو انتخاب کردید؟

هنوز نه. ولی یا "ملاقات" یا "طلوع" میشه.

آیا این آلبوم حس این چند ساله شما رو توی خودش داره؟

مسلماً برداشته شده از حس خودم هست.


حال و هوای این آلبوم چطوره؟

غیر از کارهای خودم، کاری بسیار خوب از آقای فضل الله توکل دارم و شعر و آهنگ خوبی از آقای کاظم عالمی که میگه "راستی چی شد، چه جوری شد، اینجوری عاشقت شدم"، شعر اون از خانم ژاکلین و تنظیم آقای کاظم عالمی. دو سه تا از کارهام هم از آقای بابک رادمنش و بابک بیات هست. یکی از اونها رو هم آقای فرد میرزا تنظیم کرده که الکترونیک هست.

تصمیم ندارید به کشورهای همسایه ایران برین؟ مخصوصاً تاجیکستان که عاشق کارهای شما هستن!

پارسال قرار بود این کار انجام بشه اما به دلایلی نشد. اما شنیدم اونجا مردم با محبتی داره و خودم خیلی دلم میخواد اونها رو ببینم. همین طور دعوتی هم شده از ازبکستان. شاید نزدیک های عید این کار انجام بشه.

شما روزهای تعطیل در هفته هم دارین یا فقط کار؟

کار من جوریه که اگر مشغول هم نباشم، مغزم ملودی ها رو مرور می کنه! ولی خوب چرا تعطیلات هم دارم.


شما از اون خواننده هایی هستید که شب زنده داره؟

نه، من همیشه صبح ها زود بیدار میشم و پیاده روی می کنم. شب ها ساعت دوازده یک می خوابم!

من از آلبوم قدیمیتون هم خیلی خوشم میاد، مخصوصاً از آهنگ "لحظه ها".

این کار رو آقای شماعی زاده ساختند و شعر اون هم از خانم مریم قاضیه. یک روز آقای شماعی زاده داشت این آهنگ رو با پیانو می زد. من گفتم چقدر این ملودی قشنگه و ایشون هم تصمیم گرفت آهنگ رو تکمیل بکنه. ملودی ساختند و بعد روی اون شعر گذاشتیم.

آقای معین، دوست دارم یادآوری کنید که چی شد به حرفه خوانندگی روی آوردین و به لس آنجلس آمدین؟

من خوانندگی رو در اصفهان شروع کردم. در جایی به نام "هزار و یک شب" قبل از انقلاب هر شب اونجا برنامه داشتم. اون موقع آهنگ خواننده های مختلف رو می خوندم ولی اون موقع می گفتند که من شبیه خود خواننده اصلی نمی خونم، به همین خاطر اولین آهنگ خودم که همون "یکی را دوست می دارم" رو ساختم. بعد از انقلاب همون آهنگ را خوندم. اتفاقاً آهنگ اصلی اون رو با بچه های فرهنگ و هنر در تهران ضبط کرده بودیم. این آهنگ دست به دست گشت و گل کرد. من آهنگ " یکی را دوست می دارم" را ساختم، و این آهنگ هم مرا ساخت! بعد از خارج شدن از ایران یک سال در اسپانیا زندگی می کردم و منتظر ویزای آمریکا بودم. بالاخره به لوس آنجلس اومدم. وقتی اینجا اومدم خیلی ها از جمله شادروان هایده، عارف، ابی آهنگ من رو می خوندند. بنابراین خیلی ها از طریق این آهنگ من رو شناختند.


از امروز به بعد چی میشه؟

لطف خدا و هر چی او بخواد.

من شما رو توی کنسرت ها دنبال می کنم. شما جزو معدود خواننده هایی هستنید که شفافید و همیشه از اجرای زنده استفاده می کنید که معمولاً تعداد افراد هم زیادن، درسته؟

بله. بستگی به کنسرت تعداد فرق می کنه. الان بیشتر خواننده ها از کامپیوتر استفاده می کنند. به عقیده من وقتی مردم به کنسرت میان باید برنامه زنده رو ببینند. کنسرت های من همیشه با هم فرق دارند. یک شب ممکنه وسط یک آهنگ بخواهم آواز بخونم، یا دو بیتی بخونم.

شما همدم عشق و عاشقی خیلی از بچه ها هستید. چه درس عشقی براشون دارید؟

نصیحت من اینه که زندگی بدون عشق اصلاً به درد نمیخوره ! اتفاقاً من یک شعر و آهنگ از آقای بابک رادمنش دارم که میگه "چه ویرانگر ولی شیرینی ای عشق، گهی شاد و گهی غمگینی ای عشق ..."

بهزاد: آخر کار هم هر چی اصرار کردم فایده نداشت اقای معین پول نوشیدنی و خوراکی رو که ۹۰ درصدش رو خودم خورده بودم حساب کردن و رفتن. ولی اونچه که در اون سه ساعت گذشت اینجا نوشته شده بود. عکسها هم از کامران هستش که نیمساعت آخر وقتی که هوا تاریک شده بود رسید.

 
 
معینمصاحبه با معين بعد از ۱۰ سال
اوبرهاوزن آلمان
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران