BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 16:03 گرينويچ - جمعه 17 اوت 2007 - 26 مرداد 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
الهه، خواننده گلها درگذشت
 
تصویر الهه روی مجله بانوان پیش از انقلاب
با وقوع انقلاب در ایران که پخش برنامه گلها متوقف و خوانندگی زنان ممنوع شد، الهه به خارج مهاجرت کرد
بهار غلامحسینی، مشهور به "الهه"، خواننده قدیمی موسیقی سنتی ایرانی در سن هفتاد و یک سالگی در تهران درگذشت.

خانم الهه که در ساعات اولیه بامداد چهارشنبه گذشته درگذشت، از حدود یک ماه پیش در بیمارستان پارسیان تهران بستری بود.

وی از شاگردان عبدالله دوامی، استاد بزرگ ردیف موسیقی ایران و غلامحسین بنان، از خوانندگان نامدار موسیقی سنتی ایران بود و در حدود 27 سالگی صدای او مورد توجه داوود پیرنیا، تهیه کننده برنامه گلها در رادیو ایران قرار گرفت که برنامه اصلی موسیقی در رادیو به شمار می رفت و خاص موسیقی سنتی بود.

آقای پیرنیا از همایون خرم، یکی از آهنگسازان برجسته برنامه گلها می خواهد که آهنگی بسازد تا با صدای الهه از رادیو پخش شود که بدین ترتیب، خانم الهه با ترانه معروف "رسوای زمانه" که شعر آن را بهادر یگانه سروده بود به رادیو راه یافت و به مدت پانزده سال از خوانندگان اصلی برنامه گلها بود.

بسیاری از ترانه هایی که با صدای الهه خوانده شده از ساخته های همایون خرمند.

از جمله مشهورترین اجراهای خانم الهه، خواندن ترانه "از خون جوانان وطن لاله دمیده"، ساخته و سروده عارف قزوینی بود که روح الله خالقی آن را برای ارکستر بزرگ تنظیم کرد و با صدای الهه به اجرا درآورد.

در سالهای بعد خانم الهه ترانه هایی نیز در قالب پاپ اجرا کرد اما عمدتاً به عنوان خواننده سنتی مطرح بود.

با وقوع انقلاب در ایران که پخش برنامه گلها متوقف و خوانندگی زنان ممنوع شد، الهه به خارج مهاجرت کرد.

وی در خارج از ایران گاهی به اجرای برنامه می پرداخت، هرچند موسیقی سنتی ایران در خارج از ایران چندان مورد توجه نبود.

 الهه دو سال پیش در گفتگو با آن سینگلتون در مورد همکاری با مجاهدین خلق و بریدن از این سازمان توضیح داد - عکس از سایت اینترلینک
 

در نوروز 1373 (1994)، الهه کنسرتی به نفع سازمان مجاهدین خلق داد که بشدت او را آماج انتقاد قرار داد اما خودش اعلام کرد که هیچ اطلاعی از اینکه هدف کنسرت تبلیغ سازمان مجاهدین خلق است نداشته است.

او در مصاحبه ای با آن سینگلتون، بانوی انگلیسی که کتابهایی در زمینه مجاهدین خلق نوشته در این باره گفته است: "من به آنها گفتم که اگر چه من سمپاتی ای نسبت به پایداری مجاهدین در قبال رژیم ایران احساس می کنم ولی بشخصه در مسائل سیاسی گروهها دخالت نخواهم کرد بنابراین آنها فقط می توانند از پرچم ایران در کنسرت استفاده کنند و نه علائم دیگر و من هم در آن کنسرت فقط آوازهای کلاسیک ایرانی را خواهم خواند و نه هیچ کار دیگری ... قرارداد برای شش برنامه کنسرت بود با تأکید بر غرامتی چندهزار دلاری در صورتی که من حاضر به خواندن نشوم. یک هفته قبل از زمان کنسرت متوجه شدم که کنسرت به نام مجاهدین خلق و در حمایت از مریم رجوی [رهبر شاخه سیاسی سازمان مجاهدین خلق] اعلام شده است".

اما خانم الهه همچنان به کنسرت دادن برای مجاهدین خلق ادامه داد و دلیل آن را نیز در گفتگو با آن سینگلتون این گونه بیان کرده است: "تمام گروههای اپوزیسیون به جای اینکه به کمک من بیایند فقط من را بیشتر و بیشتر به طرف مجاهدین هل دادند، این بود نتیجه فشارها و انتقادات و حملات بیرحمانه ای که به من می کردند، من دیگر هیچ پناهگاهی نداشتم، در چنین وضعیتی، مجاهدین پروژه ای از نشان دادن محبت و احترام و غیره نسبت به من آغاز کردند، در این فاز، من واقعاً به چنین محبتهایی نیازمند شده بودم، در آن زمان اگرچه من متوجه می شدم که اینها دروغ است ولی نیازی وچیزی در رفتار و گفتارشان بود که جلبم می کرد و از طرف دیگر بشدت علاقمند شده بودم که بیشتر در مورد آنها بدانم، من از طرف آنها دعوت شدم که به عنوان خواننده به آنها بپیوندم و البته فکر می کردم که آنها جنگجویانی برای آزادی اند".

خانم الهه در مدت حدود نه سال همکاری با مجاهدین خلق به عراق نیز رفت و در قرارگاه اشرف، مقر اصلی مجاهدین برنامه اجرا کرد.

وی در مصاحبه با خانم سینگلتون اشاره می کند که جدایی اش از سازمان مجاهدین خلق همزمان بوده با بازداشت مریم رجوی در فرانسه در بهار 2003 (1382): "بعد از اینکه برخی خودشان را در اعتراض به دستگیری مریم آتش زدند به آنها گفتم که دیگر با من هیچ تماسی نگیرند".

در مورد دلیل جدایی خود از مجاهدین خلق نیز به سفر خود به قرارگاه این سازمان در عراق اشاره می کند و می گوید: "قبل از رفتن به خاطر اینکه یکی از کفشهایم پایم را می زد، یک تکه کاغذ تا کرده در کف آن گذاشته بودم، در زمان شام در قرارگاه، من کفشم را در آوردم که پایم کمی آرام بگیرد و به نظرم این تکه کاغذ دیده شد، یکی از زنها که کنار من نشسته بود بدون هیچ تعارفی سریعاً این تکه کاغذ را برداشت و فرار کرد و ناپدید شد، یک لحظه واقعاً خشکم زد، بعد از چند لحظه متوجه شدم مسئله چه بوده است، آنها فکر کرده بودند که فردی در کمپ نامه ای به من داده که با خودم از آنجا خارج کنم، اینجا بود که واقعاً همه پرده ها از جلوی چشمانم افتاد، حالا دیگر من می دانستم که برخی از افراد واقعاً خواستار خارج شدنند و می دانستم که آنها هر کاری انجام خواهند داد تا کسی نتواند فرار کند ... من واقعاً نگران شده بودم".

الهه سه ماه پیش از مرگ در حالی که بیماری اش پیشرفت کرده بود به کشورش بازگشت.

 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران