http://www.bbcpersian.com

13:24 گرينويچ - سه شنبه 02 اکتبر 2007 - 10 مهر 1386

چارلز هاویلند
در سفر به زادگاه مولوی

طنین نوای نی مولوی، هشتصد سال بعد از او

مولانا جلال الدین بلخی، شاعر قرن سیزده میلادی، برای سالیان دراز شاعر محبوب در آمریکا بوده است.

ترجمه آثار مولوی - که در غرب به رومی معروف است - به طور گسترده ای از سوی خوانندگان پاپ غربی، از جمله مدونا، مورد استفاده قرار داشته است.

این هنرمندان، جذب احترام و حرمت مولانا به ساحت عشق و ایمان او به کاربرد معنوی موسیقی و رقص شده اند. اگرچه علمای مذهبی معتقدند که عشقی که مولانا از آن سخن می گوید، نه عشق زمینی، بلکه عشق میان خدا و انسان است.

مولوی که یکشنبه این هفته (30 سپتامبر) هشتصدمین سال تولدش سپری شد، در سال 1207 میلادی در وادی بلخ که امروزه بخشی از افغانستان است، زاده شد.

ببينيدقونيه، ميزبان جشنهای سالگرد تولد مولوی

من به زادگاه مولانا آمدم تا ببینم که آیا نوای نی او، هنوز در این سرزمین که طالبان سالها موسیقی را در آن ممنوع کرده بودند، طنین انداز است.

ایستاده تاهنوز

رضا حسینی، یک باستانشناس جوان افغان، من را با خود به محل ویرانه های برجای مانده از یک خانقاه خشت و گلی برد که گفته می شود پدر مولانا و خود او در سالهای کودکی، در آنجا درس خوانده اند.

این خانقاه، در نزدیکی باره های گلی شرق (بلخ) واقع است و شاید با محل تولد او، چند متری بیشتر فاصله نداشته باشد.

این محل آرام و غمزده است. ساختمان آن ویران شده و در اطراف آن، خار و بوته روئیده است.

آقای حسینی می گوید کف این خانقاه، سنگ فرشی از خشت پخته داشته و با مشارکت کسانی که برای آموزش به این مکان می آمده اند، فرش شده بوده است.

تصوف - عرفان اسلامی - حتی پیش از مولوی در این مکان تکریم می شده است و به تصور رضا حسینی باستانشناس جوان، آواز و نیایش صوفیان، در این گوشه از شهر باستانی بلخ طنین انداز بوده است.

اما آقای حسینی می گوید روشن نیست که رقص و موسیقی صوفیان، در آن زمان، تا چه اندازه رایج و پذیرفتنی بوده است.

زمانی که مولوی، نوجوانی را پشت‌سر گذاشت، زادگاهش بلخ، توسط لشکریان جرار چنگیزخان مغول ویران شد.

او سپس بلخ را ترک کرد و به همراه خانواده اش، در شهر قونیه (از بلاد سابق روم شرقی) در ترکیه امروزی مسکن گزید.

مولوی پس از کشته شدن دوست نزدیکش، شمس تبریزی، برای سالها غمزده و منزوی شد اما بعدها، به نگارش اثر گرانقدرش، مثنوی معنوی پرداخت.

عبدالقدیر مصباح، از فرهنگیان ولایت بلخ می گوید، دعوت مولانا به شکیبایی و عشق، او را به چهره ای جهانی تبدیل کرده است.

او می گوید اکنون مردم از شرق و غرب عالم، طنین صدای مولانا را می شنوند.

عشق والا

این فرهنگی مقیم بلخ می افزاید: "همینطور اگر مردم غرب مثنوی مولوی را مطالعه کنند، آن را سرشار از احساسات انسانی می یابند".

صوفی گری، دیگر در افغانستان امروز زیاد آشکار نیست. اما من با کمک رضا حسینی، به یک گروه هشت نفری از نوازندگان صوفی در شهر مزارشریف سر زدم که عشق والای شان، اشعار مولاناست.

تک نواز این گروه فلوت (نی) می نوازد که از آلات موسیقی محبوب در نزد مولانا بود.

نوازنده نی، همچنین توسط یک آوازخوان به نام محمد ذاکر همراهی می شود که با صدای قوی خود، شعری از مولانا، در وصف عشق می خواند.

من در بلخ همچنین با استاد عبدالله روحبین دیدار کردم که از کارشناسان شعر در این وادی است. او می گوید متاسفانه شناخت از مولانا، دراین اواخر کاهش یافته است.

آقای روحبین می گوید: "چهل سال پیش، وضع اقتصادی مردم بهتر بود. آنها در طول فصل گرما کار می کردند و در فصل سرما، از اندوخته هایشان استفاده می کردند. بنابراین، در زمستان که فصل که بی کاری آنها بود، در مسجد ها دور هم جمع می شدند و اشعار مولانا را می خواندند".

به گفته این استاد ادبیات، اکنون ده یا پانزده سال می شود که وضع اقتصادی مردم خراب شده و (به تبع آن) از مولانا دور شده اند".

آقای روحبین می گوید که در دوره کمونیست ها، شعر و شاعری در افغانستان از رونق افتاد و در دوره طالبان، صوفی‌گری و پرداختن به موسیقی، ممنوع شد.

او معتقد است که مولانا، صوفی‌گری را از صورت درویشی آن خارج کرد و آن را به مردم نزدیک تر کرد.

بسیاری از علاقه مندان مولوی در غرب، از گفته های او، برداشت سکولاریزه کرده اند. اما آقای روحبین معقتد است که مولانا در واقع یک فرد مذهبی بود و مسیحیان یهودیان، در کنار مسلمانان، در مراسم تشییع جنازه او شرکت کرده بودند.