BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 13:11 گرينويچ - پنج شنبه 20 دسامبر 2007 - 29 آذر 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
پنجاه سال از درگذشت ابوالحسن صبا گذشت
 

 
 
ابوالحسن صبا نفر چهارم از سمت چپ
ارکستر انجمن ملی موسيقی به رهبری روح الله خالقی، خواننده غلامحسين بنان، نوازندگان: ابوالحسن صبا (نفر چهارم از سمت چپ)، مرتضی محجوبی و ...

پنجاه سال از مرگ "ابوالحسن صبا" آموزگار بزرگ موسیقی ایران می گذرد. او هنرمندی چند سویه بود و در همه حوزه های موسیقی ملی، دست و اندیشه او را در کار می بینیم. تقریبا همه سازهای سنتی را با مهارت می نواخت، می شناخت و می آموزاند و حتی آن ها را می ساخت.

توانایی های هنری او ولی از قلمرو گسترده موسیقی نیز فراتر می رفت. شعر می سرود نقاشی و منبت کاری می کرد و خط خوشی داشت. اینها امتیازاتی است که معمولا در یک هنرمند، جمع نمی شود. با این همه والاترین نقش او را باید در حوزه آموزش موسیقی و فراگیرساختن آن جستجو کرد. در سالهای پایانی زندگی، در برنامه ای رادیویی از او از شمار شاگردانش پرسیده بودند، پاسخ داده بود که اگرچه آماری دقیق در دست ندارد ولی می داند که "ردیف" هایی که برای آموزش ویولن نوشته و هر کدام در سه هزار نسخه انتشار یافته، نایاب شده است. و بعد افزوده بود که فراموش نکنید که خیلی ها هم شاگرد شاگردان من بوده اند.

به بیان دیگر می توان گفت همه آنان که در شصت هفتاد سال گذشته به آموختن ویولن پرداخته اند مستفیم یا غیر مستقیم شاگرد صبا بوده اند. از آن گذشته چون صبا برای سازهای دیگر از جمله سنتور و سه تار نیز "دستور و ردیف" نوشته است، می توانیم بسیاری از سنتور نوازان و سه تار نوازان دهه های گذشته را نیز از شاگردان او به شمار آوریم.

زندگی و کار

ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشیدی در تهران و در خانواده ای اهل فرهنگ زاده شد. پدرش "کمال السلطنه" فرزند صدرالحکما و نوه محمود خان صبا معروف به ملک الشعرا که خود دستی در نواختن سه تار داشت، فرزند را با جذبه های موسیقی آشنا کرد. سپس او را به دست "میرزا عبدالله" و شاگرد برجسته اش "درویش خان" سپرد. صبای نوجوان، همزمان با فراگیری سه تار از این دو استاد زمانه، سنتور را نزد "علی اکبرخان شاهی" و تنبک را نیز نزد "حاجی خان ضربی" آموخت و بیش از 12 سال نداشت که در کلاس کمانچه کش معروف، "حسین خان اسماعیل زاده" نواختن کمانچه را فرا گرفت. ولی شور و شوق فراگیری گوئی پایانی نداشت.

صبای نوجوان، چشمش در پی ویولن بود که تاره به ایران آمده بود و کمانچه کش ها آن را به شیوه ساز خود می نواختند. صبا ویولن را با "اسماعیل زاده" آغاز کرد ولی برای آن که شیوه درست نواختن آن را فرا گیرد به کلاس "حسین خان هنگ آفرین" رفت که از شاگردان موسیقی دارالفنون بود. صبا با دریافت متفاوت این دو شیوه ویولن نوازی به این اندیشه رسید که باید شیوه تازه سازگاری برای ویولن ایرانی ابتکار کرد و همین کار را نیز کرد که از آن خواهیم گفت.

به این ترتیب "ابوالحسن خان" پیش از آن که صبا بشود با همه ریزه کاری های موسیقی سنتی و با همه سازهای رایج زمان آشنا شده بود. آنچه کم داشت آگاهی علمی بود. خوشبختانه مدرسه نو بنیاد وزیری می توانست این کمبود را جبران کند. صبا بیست و یک ساله بود که وارد مدرسه وزیری شد و نت خوانی و نت نویسی و تئوری موسیقی را فرا گرفت و نیز مهارت های فنی در ویولن نوازی ایرانی به دست آورد. پیشرفت صبا تا آن جا بود که به زودی خود هنرآموز مدرسه شد.

صبا در سال 1308 از سوی وزیری به مدیریت مدرسه "صنایع ظریفه" در رشت برگزیده شد و دو سه سال پرباری را در شمال ایران گذرانید. او توانست شماری از آهنگ ها و ترانه های بومی منطقه را به ثبت و ضبط درآورد و بعضی از آنها را در ردیف های بومی خود جای دهد.

شرفشاهی، کوهستانی، زرد ملیجه، امیری، شوشتری، در قفس و رقص قاسم آبادی از جمله این گونه نغمه ها و ترانه های بومی است که به یاری تنظیم های درخشان صبا در ردیف های او جای ثابت پیدا کرده و بر غنای کمی و کیفی ردیف موسیقی سنتی افزوده و شور و نشاطی در آن دمیده است.

نا گفته نماند که صبا برای تزریق هر چه بیشتر شور و نشاط به ساخت قطعات ضربی چون چهار مضراب و رنگ نیز پرداخته و آنها را نیز در ردیف های خود آورده است. اجرای این قطعات دشوار است و مهارت کامل نوازنده را می طلبد. به نظر می رسد صبا با آفرینش این گونه قطعات (مثلا زنگ شتر) می خواسته شاگردان خود را نیز به مرز مهارت برساند.

پس از بنیاد نخستین فرستنده رادیویی در ایران، صبا نیز به جمع هنرمندان این سازمان پیوست، و به تکنوازی ویولن و همنوازی با ارکسترهای کوچک و بزرگ پرداخت. از سال 1323 به عضویت هنرهای زیبای کشور - وزارت فرهنگ و هنر بعدی- درآمد و رهبری یکی از ارکستر های ششگانه آن سازمان را به عهده گرفت.

این ارکستر پس از مرگ صبا، نام او را بر خود نهاد. صبا چند سفری نیز برای ضبط صفحه از نواخته های خود به بیرون از ایران سفر کرده است. او سرانجام در بیست و نهم آذر ماه سال 1336به سبب شدت گرفتن بیماری قلبی درسن 55 سالگی چشم از جهان فرو پوشید.

ویولن ایرانی

گفتیم که صبا خود در آغاز ویولن را به شیوه کمانچه آموخت ولی آشنایی های عمیق بعدی اش با ساختار این ساز او را به این اندیشه برد که راه و روش تازه ای برای آن ابتکار کند تا بتواند مستقل از کمانچه توانایی های فنی خود را در خدمت موسیقی ملی بگذارد. او در ردیف های خود با ابداع نشانه های خاص اجرای همه ظرایف موسیقی سنتی از جمله تکیه ها، تحریرها، کشش ها و مالش ها را امکان پذیر ساخته و آرشه کشی ها را به گونه ای از کار درآورده که یکی از وجوه تمیز ویولن از کمانچه شده است.

ویولن صبا دیگر نه بیگانه مغرب زمین است و نه همزاد کمانچه شرقی. ویولن او شناسنامه ایرانی گرفته و به تابعیت فرهنگ موسیقی ملی ایران درآمده است. صبا با دقت در حفظ ظرائف و ریزه کاری های موسیقی سنتی، زبان هنر سنت گرایان مخالف حضور ویولن را می بست و بر این نظر منطقی صحه می گذاشت که ساز، وسیله است نه هدف. شیوه به کار گیری وسیله است که اهمیت پیدا می کند. به جرئت می توان گفت که برخی از نواخته های ویولن صبا بیش از نواخته های استادان دیگر بر روی سازهای سنتی جانمایه ایرانی دارد. او به راستی به کمال هنری دست یافته و تارمانه ما در ویولن نوازی یکتا مانده است.

نکته مهم دیگری را نیز باید گفت. تدوین و نگارش دستور و ردیف برای آموزش موسیقی بزرگ ترین خدمتی است که صبا به جامعه موسیقی ایران کرده است. او با این کار آموزش را از شکل "دیمی" خود به در آورد. آموزش شفاهی سینه یه سینه با از میان رفتن استادان برجسته سنتی رفته رفته به بن بست می رسید و یا دست کم از دقت و امانت آن کاسته می شد. پذیرش الفبای موسیقی و به کارگیری آن برای ثبت و ضبط آنچه هنوز در سینه ها مانده، میراث سنتی را از گزند زمانه در امان نگاه داشته است و آن را بی هیچ کم و زیاد به نسل های بعدی انتقال می دهد.

صبا در تدوین ردیف های موسیقی سنتی زیر تاثیر آموزه های مکتب وزیری به پیرایش آنها نیز پرداخته است. گوشه ها و نغمه های مهم و اصلی آواز ها را برگزیده و مشابهات کوتاه و غیر اصلی آنها را به کناری نهاده و در نتیجه با کم کردن از حجم ردیف و وزن شاخ و برگ های اضافی گلچینی شسته و رفته فراهم آورده است.

حرف های صبا

دیدگاه فرهنگی هنری صبا کمابیش همان دیدگاه مکتب وزیری است. او نیز در برابر موسیقی سنتی منطقی، معتدل و واقع گرا بود. نه چون غربزدگان زمانی ارزش های جوهری موسیقی سنتی را انکار می کرد و نه چون سنت گرایان افراطی آن را برتر از موسیقی بین المللی به شمار می آورد. ارزش موسیقی را در ذات زیبای آن می جست و نه در تابعیت شرقی یا غربی آن.

صبا در برابر سنت گرایانی که نوآوران را متهم می ساختند که می خواهند همه میراث سنتی را به دور بریزند گفته است:" ... موسیقی ایرانی ساخته روح و محیط و تاثرات و عواطف فراوان است. چیزی نیست که به دور ریخته شود. .. فقط برای آنکه احتیاجات امروز را کفایت کند باید در قالب علمی برخته شود."

از سوی دیگر در برابر آن گروه از آهنگسازان که از فرنگ برگشته که بدون شناخت درست از موسیقی ملی آن را خوار می شمردند جبهه می گرفت: " من از آقایان تحصیل کرده سوال می کنم آیا با مطالعه چند کتاب موسیقی اروپایی و یک نظر اجمالی به موسیقی ایرانی می توان در زمینه موسیقی ملی آهنگسازی کرد؟ برای شناخت موسیقی ایرانی و تحقیق در باره آن برای کسی که موسیقی بین المللی را بداند لااقل پنج شش سال وقت لازم است."

صبا در نظرات خود نوعی بررسی اجتماعی از موسیقی سنتی ایران نیز به دست داده و درباره غمگین بودن مایه های ایرانی گفته است: " اگر موسیقی نشاط انگیز تهیه شود که ریشه آن از موسیقی ایرانی آب بخورد چگونه می توان آن را ایرانی نامید. روحیه ایرانی مغموم بوده و هنوز هم هست. این مغمومیت در همه شئون و همه اشعار و موسیقی ما نهفته است. پس اگر بخواهیم موسیقی نشاط آور داشته باشیم اول باید در درون قلب خود ایجاد بشاشت و نشاط بنماییم (ساختگی خیر!) طبعا موسیقی ما هم که تراوشات روحی ماست نشاط آور خواهد شد."

پنجاه سال پس از مرگ صبا آموزه های مکتب او به همت والای شاگردان برجسته ای که پرورش داده همچنان بارآور باقی مانده است. مهدی خالدی، همایون خرم، فرامرز پایور، علی تجویدی، رحمت الله بدیعی و پرویز یاحقی از جمله دست پروردگان صبا هستند که هر یک در فراگیر ساختن مکتب او نقشی مهم ایفا کرده اند. آموزه های فراگیر شده صبا نام او را برای همیشه در جامعه موسیقی ایران زنده نگاه می دارد.

"شهریار" یار دیرین صبا، در سوگ او سروده است:

"عمر دنیا به سر آمد که صبا می میرد
ورنه آتشکده عشق کجا می میرد؟

شهریارانه صبا مرده خدا را بس کن
آن که شد زنده جاوید کجا می میرد؟"

 
 
خالقی موسيقی ايرانی
نگاهی به زندگی و آثار روح الله خالقی
 
 
بنان صدای جاودان
بيست سال از مرگ غلامحسين بنان گذشت
 
 
وزيری موسيقی
نيمای موسيقی ايران؛ به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد درگذشت علينقی وزيری
 
 
مرتضی نی داوود يادبود
يادی از مرتضی نی داوود، خالق آهنگ مرغ سحر به مناسبت پانزدهمين سالمرگ
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران