BBCPersian.com
  •    راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
 
به روز شده: 20:18 گرينويچ - يکشنبه 09 مارس 2008 - 19 اسفند 1386
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
نگاهی به سریال 'حلقه سبز' ابراهیم حاتمی کیا
 

 
 
ابراهیم حاتمی کیا و حمید فرخ نژاد، سر صحنه خاک سرخ
ابراهیم حاتمی کیا برای اولین بار به سوژه ای غیر جنگی روی آورده است؛ به داستان یک روح
ابراهیم حاتمی کیا را بیشتر ایرانی ها با فیلم های "از کرخه تا راین"، "آژانس شیشه ای" و "بوی پیراهن یوسف" می شناسند. او چهارده فیلم سینمایی ساخته که همه آن ها به سینمای جنگ تعلق دارند.

سریال "خاک سرخ" او هم که حدود شش سال پیش از تلویزیون ایران پخش شد و طرفداران بسیاری در زمان خود داشت یک ملودرام جنگی است. اما سریال "حلقه سبز"، که آخرین قسمت آن چند روز پیش از تلویزیون ایران پخش شد، اولین اثر حاتمی کیا است که موضوعی غیر جنگی دارد.

"حلقه سبز" مانند بسیاری از آثار امروز سینما و تلویزیون ایران داستانی ماورایی را روایت می کند. روح جوانی که مرگ مغزی شده، عاشق پرستاری می شود که در همان بیمارستانی که جوان بستری است کار می کند. پرستار هم به روح دل می بندد. روح تلاش می کند از اهدا اعضایش به دیگران خودداری کند و برای رسیدن به این هدف از پرستار کمک می گیرد. روح می خواهد هر طور شده به زندگی برگردد.

حلقه سبز بر خلاف خاک سرخ نتوانست سریال پرمخاطبی بشود. به نظر می رسد حاتمی کیا تسلطی را که در ایجاد فضاهای جنگی دارد، به طوری که هم مخاطبان سخت گیر را راضی کند و هم مخاطب عام را، درایجاد یک ملودرام ماورایی ندارد. این بار او نتوانست در جلب مخاطبان انبوه موفق باشد.

کارگردانی حلقه سبز از دیگر آثار حاتمی کیا چیزی کم ندارد، اما بخش عمده مخاطبان تلویزیون ثابت کرده اند اگر داستان در آن ها علاقمندی ایجاد کند و اگر کشش لازم را داشته باشد، آن وقت به کارگردانی و فیلمبرداری و نکات فنی و هنری فیلم توجه می کنند. تنها عاملی که به اندازه قصه فیلم می تواند مخاطب را چند قسمت پای سریال نگه دارد، بازیگر است که حلقه سبز از این امکان هم تا حدودی بی بهره است. حمید فرخ نژاد و سیما تیرانداز که دو نقش اصلی سریال را بازی کرده اند، چهره هایی نیستند که به خودی خود تماشاگری را پای تلویزیون بکشانند. این نقاط ضعف باعث شده بسیاری از وسواس های حاتمی کیا ،که جزء لاینفک آثار اوست، دیده نشوند.

تروکاژهای جدید کامپیوتری (حقه های سینمایی) که برای اولین بار در ایران در این مجموعه استفاده شده، موفق از آب در آمده است و باعث شده حلقه سبز از سطح استانداردهای معمول تلویزیون ایران بالاتر بایستد. نقطه ضعفی که در بسیاری از آثار ماورایی این روزها وجود دارد همین اجراهای ابتدایی است با رنگ و لعاب های مصنوعی که حتی نقاط قوت داستان و فیلمنامه را هم غیر باور پذیر می کند.

 کارگردانی حلقه سبز از دیگر آثار حاتمی کیا چیزی کم ندارد، اما بخش عمده مخاطبان تلویزیون ثابت کرده اند اگر داستان در آن ها علاقمندی ایجاد کند و اگر کشش لازم را داشته باشد، آن وقت به کارگردانی و فیلمبرداری و نکات فنی و هنری فیلم توجه می کنند.
 

در حلقه سبز با وجودی که این تروکاژها به باورپذیری فضای ماورایی داستان کمک کرده، به نحوی که حتی برای ایجاد رنگ های مناسب و استاندارد یک متخصص برای تنظیم رنگ های مجموعه به کار گرفته اند، همان کاستی های موجود در پیشبرد داستان و همچنین ضعفی که در انتخاب بازیگران مجموعه وجود دارد باعث کاهش کمی مخاطبان حاتمی کیا شده است.

نکته دیگر عادت مخاطب ایرانی به ملودرام های سرراست است. داستان هایی که امکان همذات پنداری دارند، راحت تر می توانند توجه مخاطب ایرانی را به خو د جلب کنند. بیننده عام دلش می خواهد خودش را در شخصیت های داستان ببیند یا حداقل تصور کند که شاید روزی بتواند به جای آن ها قرار بگیرد و این، تفاوت عمده خاک سرخ حاتمی کیا با حلقه سبز اوست.

شاید بیننده عشق یک روح و یک آدم را برای دنبا ل کردن آن هم در بیست و شش قسمت حوصله نکند. اما ملودرام تکراری جستجوی یک دختر جوان به دنبال خانواده واقعی اش (خط داستانی اصلی خاک سرخ) را بپسندد و دنبا ل کند. به همین دلیل حلقه سبز به دلیل سوژه نو و کارگردانی متناسب با سوژه از نظر کیفی مخاطبان خاص تری را جلب کرد و همان تعداد مخاطبی را که با خود همراه کرده بود راضی نگه داشت و به تدریج توانست بر تعداد آن ها هم بیافزاید.

نکته قابل تامل دیگری که در حلقه سبز به چشم می خورد قسمت پایانی مجموعه است. معمولا سریال ها و حتی فیلم های سینمایی ایرانی در فصل گره گشایی نهایی با مشکل مواجه هستند. در بیشتر موارد داستان ها طوری در پایان جمع می شوند که گویی کارگردان و فیلمنامه نویس حوصله ادامه قصه را ندارند و اصطلاحا آن را سر هم بندی می کنند.

اما حلقه سبز پایان دقیق و حساب شده ای دارد. پایانی که با وجود خوش بودنش برای بیننده باورپذیر است. وقتی روح و پرستار با مرگ مغزی پرستار به وصا ل هم می رسند، بیننده آن قدر غافلگیر می شود که فکر می کند عوامل سریال بهترین پایان را برای او درنظر گرفته اند. شاید از معدود دفعات در سینما و تلویزین ایران است که مرگ شخصیت مثبت فیلم پایان خوش به حساب می آید و این بهترین تعبیر برای اثبات زنده بودن انسان پس از مرگ است. این همان چیزی است که به نظر می رسد فیلمساز ازابتدا قصد داشته به مخاطب القا کند.

دو شخصیت اصلی تمام و کمال می میرند، دو نفر دیگر با قلب های آن ها زنده می مانند و آن دو مرده بعد از مدت ها نا امیدی به وصال هم می رسند. انصافا پایان سینمایی دلپذیری است. اگر این دقت و وسواس درهمه بخش های فیلمنامه به چشم می خورد، حلقه سبز در جلب مخاطب عام هم به مراتب موفق تر بود.

 
 
هانیه توسلی تلویزیون
ماه رمضان، ماه سریال
 
 
متهم گريخت تلويزيون
مجموعه های نمايشی طنز: ميهمان پس از افطار ايرانيان
 
 
مجموعه تلويزیونی "اولين شب آرامش" نقد
نگاهی به مجموعه تلويزیونی "اولين شب آرامش"
 
 
مهران مديری تلويزيون
نگاهی به مجموعه جنجال برانگيز شبهای برره
 
 
پوپک گلدره ملودرام یا تراژدی
نگاهی به مجموعه تلويزيونی نرگس
 
 
حميد مظفری تلويزيون
نگاهی به مجموعه تلويزيونی 'چه کسی به سرهنگ شليک کرد؟'
 
 
عبدالعلی همایون در نمایی از سریال تلویزیونی "سرکار استوار" بازیگر قدیمی
سریال تلویزیونی 'سرکار استوار' درگذشت
 
 
اخبار روز
 
 
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيد   صفحه بدون عکس
 
 
   
 
BBC Copyright Logo بالا ^^
 
  صفحه نخست|جهان|ايران |افغانستان |تاجيکستان |ورزش |دانش و فن |اقتصاد و بازرگانی |فرهنگ و هنر |ویدیو
روز هفتم |نگاه ژرف |صدای شما |آموزش انگليسی
 
  BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
 
  راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران