استفاده از تصویر کودکان در فضای مجازی، باورها و واقعیت‌ها

در عصر رسانه‌ها یکی از ابزار تاثیرگذاری بر مخاطب عکس است و در آن میان عکس کودکان تاثیر گزاری بیشتری دارد. حامد فرمند، پژوهشگر حوزه کودکان در این مقاله به آسیب شناسی استفاده گسترده از عکس های کودکان در رسانه ها پرداخته است. به نوشته فرمند، فعالان حقوق کودکان نگرانند که مسیر تامین منافع کودک، به دیده شدن صرف او تقلیل پیداکند و موضوع مهم دفاع از حقوق او به نمایشی صرف بدل شود.

حق نشر عکس AP
Image caption طبق گزارشات رسمی، صدها کودک بعد از آیلان همچنان در اثر غرق شدن در دریا جان خود را از دست دادند که نسبت به قبل از انتشار تصویر این کودک سوری، هیچ تغییر محسوسی نداشته است.

اگر بگوییم عصر امروز، عصر تسلط رسانه‌های اجتماعی است، بیراه نگفته‌ایم. در چنین عصری، چطور می‌توان خبری منتشر کرد، کمپینی را اداره کرد و فعالیتی را به سرانجام رساند و از این امکان مسلط بهره نبرد؟ از سوی دیگر فعالان مدنی،‌ روزنامه نگاران و افرادی که قصد استفاده از این امکانات را دارند، حرف غیر منطقی نمی‌زنند وقتی از قدرت اثرگذاری غیرقابل انکار تصویر می‌گویند و با انتشار تصاویر مرتبط با موضوع خبر یا فعالیت‌شان، تلاش می‌کنند تا از تمام ظرفیت‌های رسانه‌های مجازی استفاده کنند. اما وقتی پای کودکان به میان می‌آید، آیا هیچ مرزی برای استفاده از تصویر آنان وجود ندارد؟

هر اندازه که فعالان حقوق کودک تلاش کرده‌اند تا مانع از انتشار گسترده تصویر کودکان شوند و درباره تصویری که از کودکان ارایه میشود هشدار دهند، استفاده کنندگان از این تصاویر نیز استدلال‌های متنوعی داشته‌اند که در بسیاری از موارد مورد اقبال عمومی قرارگرفته و به این ترتیب بسیاری از روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی و مدافعان حقوق بشر، استفاده از تصاویر کودکانی که خود یا والدین‌شان قربانی شرایط بیرونی‌ شده‌اند را کاملا توجیه شده دانسته‌اند.

در این مطلب، به چند باور تکرارشونده در توجیه استفاده از تصویر کودکان می‌پردازم و پاسخ‌های آن‌ را از منظر دفاع از حقوق کودک ارایه می‌کنم.

اجازه والدین

استفاده کنندگان از تصویر کودک، اولین پاسخی که به نقد این اقدام می‌دهند، داشتن مجوز از والدین کودک یا انتشار تصویر توسط آن‌هاست. گردانندگان کمپین‌ها و روزنامه‌نگاران، با استناد به نشر تصویر توسط والدین کودک یا گاه با انداختن مسئولیت تشخیص قانونی بودن یا نبودن استفاده از این تصاویر بر گردن والدین، خود را از اتهام نقض حقوق کودک مبرا می‌کنند.

اما واقعیت این است که والدین، مالک کودک نیستند، بلکه موظف به حفاظت از حقوق کودکان اند. آن‌ها موظف‌‌اند تا حریم خصوصی کودک را حفظ کنند و او را از هر آسیبی در امان بدارند و اگر آسیب ناخواسته‌‌ای از محیط بیرون به او وارد شد، تلاش کنند تا از گسترده‌تر شدن آن جلوگیری کنند.

حق نشر عکس AMC
Image caption فاجعه‌ای که با تصویر عمران مجددا یادآوری شد نشان داد دیافراگم دوربین‌ها شاید نقطه دیگری را باید نشانه بگیرند.

اگر ایرادی داشت، رسانه‌های معتبر و نهادهای بین‌المللی این کار را نمی‌کردند

شاید یکی از پیش فرض‌های این استدلال، پیشرو بودن نهادهای غیر ایرانی و معترض نبودن فعالان غربی باشد. بیان کنندگان این استدلال، به نهادهایی مانند یونسکو و رسانه‌های پرتیراژ غربی اشاره می‌کنند که در فعالیت‌شان از تصویر کودک استفاده می‌کنند. آن‌ها به عنوان نمونه به تصویر آیلان، کودک مهاجر سوری که تصویر جسم بی‌جانش در ساحل، شوک رسانه‌ای بزرگی در زمان خودش بود و همچنین تصویر چهره خون، که از زیر آوار بیرون کشیده شده بود و چشم‌ها را دوباره به سوی سوریه گرداند، اشاره می‌کنند.

نفس این استدلال ایراد ساختاری دارد. کنوانسیون جهانی حقوق کودک، مرجع تمام افرادی است که برای حقوق کودکان ایستاده‌اند. سابقه فعالیت گروه‌ها و افراد نیست که مشخص کننده درستی یا نادرستی استدلال ان‌هاست. آن‌چه اهمیت دارد، تطابق رفتار و استدلال‌ها با معیارهای حقوق بشری است. دلایل مدافعان حقوق کودک که به استفاده نکردن مکرر و غیر کارشناسی از تصاویر کودک معترض، بر بندهای کنوانسیون جهانی حقوق کودک، یعنی رعایت حریم خصوصی او و حفظ کرامت انسانی‌ش استوار است.

در مورد تصویر آیلان و عمران، آن‌چه کمتر به آن‌ توجه می‌شود، آثار دراز مدت آن است. یکی از نقد‌های فعالان حقوق کودک بر نشر تصاویر کودکان، ایجاد حس ترحم است و تصویر آیلان، بیشترین اثرش در ایجاد حس دلسوزی بود که دوام اندکی داشت. طبق گزارشات رسمی، صدها کودک بعد از آیلان همچنان در اثر غرق شدن در دریا جان خود را از دست دادند که نسبت به قبل از انتشار تصویر این کودک سوری، هیچ تغییر محسوسی نداشته است. اتفاقا فاجعه‌ای که با تصویر عمران مجددا یادآوری شد نشان داد دیافراگم دوربین‌ها شاید نقطه دیگری را باید نشانه بگیرند. نقد این دو تصویر از زاویه اثرگذاری چنین استفاده‌ای از کودک مطرح شد، والا بحث حقوقی و اخلاقی آن جداگانه قابل بررسی است.

اگر ایراد داشت سایر مدافعان حقوق کودک و بشر اعتراض می‌کردند

حقوق کودک نیز مانند هر حوزه تخصصی دیگری، گستردگی زیادی دارد. تمام فعالان این حوزه به تمام شاخه‌ها و زیرشاخه‌های آن اشراف ندارند. البته مبنا و ریشه نقد استفاده گسترده از تصویر کودکان در رسانه‌ها بر پایه‌های اولیه حقوق کودک مبتنی است و تقریبا تمام مدافعان حقوق کودک و فعالان این حوزه بر آن اتفاق نظر دارند. اما از یک سو ممکن است در تشخیص مصداق‌ها اختلاف نظر پیش بیاید که هرچند طبیعی است اما معنایش نقض اصل حرف منتقدین نیست. اما آن‌چه بیشتر محل اختلاف است یا کمتر به آن پرداخته می‌شود جنبه‌های روانی این استفاده گسترده و آثار مخرب آن بر رفتار و روان کودک در آینده است. این موضوع که مبانی روانشناختی دارد، از سوی برخی از فعالان مطرح شده و البته همچنان هم جای بررسی بیشتر دارد. اما آن‌چه مسلم است گسترده بودن این علم است که اشراف نداشتن تمام فعالان بر تمام جنبه‌های آن‌را طبیعی جلوه می‌دهد.

فعالان حقوق کودک قصد دارند کودک را از دنیای خبر حذف کنند

این اعتراض اگر صحت داشته باشد، نقد کاملا به جا و غیرقابل توجیهی است. حتی زمانی که وقایعی مانند آزار جنسی، تنبیه بدنی یا بی‌توجهی به خود کودک رخ نداده، باز هم نمی‌توان کودک را از صحنه خبر و زندگی عادی حذف کرد. دربرخی دیگر از موارد، کودک همچنان بخشی از جریان خبری است.

اما نکته اصلی این است که تا کنون هیچ‌ یک از فعالان حقوق کودک که معترض استفاده از تصویر کودکان و نگران شکل به تصویر کشیده‌شدن آن‌ها شده‌است، خواهان حذف کودک از خبر نبوده‌است. آن‌چه مورد اعتراض آن‌هاست در این دو بخش قابل طبقه بندی است:

۱) آن‌چه در کنار حفظ حریم خصوصی کودک اهمیت دارد، رعایت کرامت انسانی اوست. نقض کرامت کودک با تصویری که از کودک ارایه می‌شود قابل توضیح است. این تصویر، فراتر از عکس یا فیلم، حضور رسانه‌ای او را در بر می‌گیرد و به پیامی که از این حضور منتقل می‌شود می‌پردازد. ایجاد حس ترحم یا دلسوزی، یکی از اصلی‌ترین نتایج بسیاری از تصاویر و حتی نوشته‌های منتشر شده در مورد کودکان به خصوص کودکان قربانیان تراماست که مورد نقد جدی فعالان حقوق کودک قرار دارد.

۲) اگر قرار به بررسی دست‌اوردهای یک کمپین یا فعالیت رسانه‌ای با حضور کودکان باشد، باید آن‌ را با نتایجش از یک سو و با کمپین یا فعالیت‌ رسانه‌ای بدون این حضور پررنگ مقایسه کرد. اولا نتایج کمپین‌هایی از این دست به دلیل نبود یا کمبود کمیپین‌های نقطه مقابل قابل سنجش نیست و تصویر کودک را نمی‌توان دلیلی بر موفق بودن این کمپین‌ها دانست. در عین حال وابستگی موفقیت‌ کمپین‌هایی که به نتایج دلخواه خود رسیده‌اند به نشر این‌گونه تصاویر، قابل سنجش نیست. بنابراین اصرار بر انتشار تصویر کودکان در کمپین‌ها یا گزارش‌های رسانه‌ای، به دلیل اهمیت‌ش در نتیجه آن تلاش‌ها، چندان قابل دفاع به نظر نمی‌رسد.

وقتی قرار است به کودک کمک شود، اگر ایرادی هم باشد، در مقابل آن آسیب به حساب نمی‌آید

کسانی که این استدلال را مطرح می‌کنند معمولا اشاره‌شان به آثار روحی-روانی ناشی از تراماست و باور دارند آن‌ آثار آن‌قدر بزرگ و مخرب هست که در مقابل آثار احتمالی نشر تصویر کودک، به حساب نخواهد آمد. از سوی دیگر آن‌ها به نقض تمامی حقوق اساسی و اولیه کودک توسط عاملان ترامای ایجاد شده برای کودک اشاره می‌کنند و بازهم نقض حق کودک با نشر تصویرش را قابل شمارش نمی‌دانند.

واقعیت این است که مسایل حقوق بشری قابل ارزش‌گزاری نیستند و یک فعال حقوق بشری نمی‌تواند سنجشی بین آثار نقض یک حق در مقابل سایر حقوق انجام دهد. آن‌چه ما موظفیم انجام دهیم، فعالیت‌هایی با کمترین میزان آسیب جانبی است.

از سوی دیگر، کودکی که در اثر تراما آسیب روحی دیده‌است، آسیب‌پذیرتر از سایر کودکان است و دقیقا به همین دلیل به حمایت جدی‌تر و مراقبت مسئولانه‌تر ما نیاز دارد. پس از هر اقدامی که احتمال آسیب‌ دیدن بیشتر او را در بر داشته باشد، با جدیت باید پرهیز کرد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption فعالان حقوق کودک با تاکید بر حفظ حریم خصوصی کودک و رعایت کرامت انسانی او و همچنین توجه به آثار روانی احتمالی ناشی از حضور رسانه‌ای کودک، بر توجه مدام رسانه‌ها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی در نحوه حضور کودکان در رسانه‌ها و شکل به تصویر کشیده‌شدن‌شان تاکید دایمی می کنند.

جمع‌بندی

فعالان حقوق کودک با تاکید بر حفظ حریم خصوصی کودک و رعایت کرامت انسانی او و همچنین توجه به آثار روانی احتمالی ناشی از حضور رسانه‌ای کودک، بر توجه مدام رسانه‌ها و فعالان مدنی، اجتماعی و سیاسی در نحوه حضور کودکان در رسانه‌ها و شکل به تصویر کشیده‌شدن‌شان تاکید دایمی می کنند. آن‌ها نگران‌اند که مسیر تامین منافع کودک، به دیده شدن صرف او تقلیل پیداکند و موضوع مهم دفاع از حقوق او به نمایشی صرف بدل شود.