نظرسنجی‌ها چقدر، چگونه و چرا اشتباه از کار درآمد؟

گرچه هنوز زود است بدون بررسی جزئیات همه‌ نظرسنجی‌ها حکمی کلی در باره‌ اشتباهات صادر کنیم، اما برای فهمیدن مشکل می‌توان عجالتاً به چند جنبه اشاره کرد.

چقدر اشتباه بود؟

تصور عموم بر این است که نظرسنجی‌ها اشتباه بود. عموم درست فکر می‌کنند. اما برای متخصصان سوال اول این است که «چقدر» اشتباه بود؟

نظرسنجی‌ها به طور میانگین پیش‌بینی می‌کردند خانم کلینتون رای مردم (popular vote) را با اختلافی حدود ۴ تا ۵ درصد ببرد. خانم کلینتون در حال حاضر (که ۹۷ درصد آراء شمارش شده) هنوز حدود ۱۴۰ هزار رای در کل کشور بیشتر آز آقای ترامپ به دست آورده است. بنابراین اصل پیش‌بینی درست بوده اما دامنه‌ي آن کمتر از میزان پیش‌بینی شده است. اگر در نظر بگیریم که بیشتر این نظرسنجی‌‌ها دست کم ۳ درصد حاشیه خطای مفروض داشته‌اند، شاید بتوان گفت که تنها ۱ تا ۲ درصد در برآوردشان خطا رخ داده است.

گذشته از خطای اندک در سطح ملی، در سطح ایالتی از میان ۵۰ ایالت و نیز واشنگتن دی‌سی، تنها پیش‌بینی در ۵ ایالت نادرست از کار درآمد: فلوریدا، کارولینای شمالی، میشیگان، ویسکانسن، و پنسیلوینیا. اما در سیستم الکتورال کالج، این ایالت‌ها در مجموع ۹۰ رای از مجموع ۵۳۸ رای الکتورال را در اختیار داشتند که همه به حساب آقای ترامپ واریز شد و کل معادلات را دگرگون کرد. بنابراین با آن که نظرسنجی‌ها فقط در ۱۰ درصد از ایالت‌ها مرتکب خطای پیش‌بینی شدند، اما اثر این مقدار بر روی کل انتخابات (به دلیل سیستم الکتورال کالج) دگرگون کننده بود. زیرا در واقع نبرد در این دوره نه برای کل ۵۳۸ رای که عملاً برای همان ۹۰ (تا حداکثر ۱۴۷) رای بود. به علاوه اگر دامنه‌ی خطای همین نظرسنجی‌ها هم در نظر گرفته شود٬ دامنه‌ی اشتباه پیش‌بینی‌شان باز هم کمتر می‌شود.

چگونه و یا چرا؟

برای بررسی پیش‌بینی نادرست چندین احتمال مطرح بوده است. این احتمالات در دوران مبارزات انتخاباتی درون حزبی و در نظرسنجی‌های انتخابات پیشین هم مطرح شده است.

مشکل اول، ناشی از برآورد نادرست از وضعیت مشارکت است. اگر بین کسانی که می‌گویند در انتخابات شرکت می‌کنند و آن‌ها که عملاً در انتخابات شرکت کرده‌اند تفاوت مهمی وجود داشته باشد، نتایج نظرسنجی‌ها با نتایج واقعی همخوانی نخواهد داشت. الگوی اولیه مشارکت در برخی از همین ایالت‌ها و ایالت‌هایی که در آن‌ها رای پیش از موعد وجود داشت نشان می‌دهد که مثلا سیاه‌پوستان کمتر از انتظار و سفید‌پوستان بیشتر از انتظار در انتخابات شرکت کردند. همین امر در مورد سطح تحصیلات و مشارکت هم برقرار بود. برخلاف نظرسنجی‌‌ها، در روز رای‌گیری، این موضوع آرای واقعی را (با مشارکت بیشتر سفیدپوستان و با افراد با تحصیلات پایین‌تر) به سوی ترامپ سوق داد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption عملکرد دولت اوباما که به شدت و حدت از خانم کلینتون حمایت کرد، حداکثر از جانب ۵۲ درصد از مردم موفق ارزیابی می‌شد که تمایل‌شان هم عمدتاً به سمت دموکرات‌ها بود. بنا به نظرسنجی‌های سی ان ان، بیش از ۵۰ درصد مردمی که پای صندوق‌ها رفتند از دولت فدرال ناخشنود یا خشمگین بودند و ۵۳ درصدشان از پیروزی احتمالی هیلاری نگران یا بیمناک بودند.

مشکل دیگر این است که در برخی از نظرسنجی‌ها میزان تعلق یا تمایل حزبی به سوی دموکرات‌ها نادیده گرفته شده یا کمتر از آن‌چه باید جدی گرفته شد. این امر آراء را در نظرسنجی‌ها به سوی کلینتون می‌برد اما در پای صندوق رای موضوع از قرار دیگری بود. به علاوه درصد کسانی که از میان دموکرات‌ها به ترامپ رای دادند کمی بیشتر از میزان جمهوری‌خواهانی بود که به کلینتون رای دادند.

میزان نفرت از وضعیت موجود، بی‌اعتمادی به دولت و دولتی‌های قدیمی، از جمله کلینتون‌ها، عدم محبوبیت شخص کلینتون و اشتیاق بیشتر هوادران ترامپ برای رای دادن هم عامل مهمی بود که در تحلیل‌ها و مدل کردن نظرسنجی‌ها به درستی منعکس نشده بود.

اعتماد به مجموعه‌ی دستگاه‌های حاکمیتی در این سال‌ها به حد پایینی نزول کرده است. عملکرد دولت اوباما که به شدت و حدت از خانم کلینتون حمایت کرد، حداکثر از جانب ۵۲ درصد از مردم موفق ارزیابی می‌شد که تمایل‌شان هم عمدتاً به سمت دموکرات‌ها بود. بنا به نظرسنجی‌های سی ان ان، بیش از ۵۰ درصد مردمی که پای صندوق‌ها رفتند از دولت فدرال ناخشنود یا خشمگین بودند و ۵۳ درصدشان از پیروزی احتمالی هیلاری نگران یا بیمناک بودند. همه‌ی این‌ها به معنی نیاز به هوای تازه و تغییر در سیاست بود، تغییری که کلینتون نمی‌توانست نماینده‌اش باشد و از بخت بد این ترامپ بود که خود را به عنوان نماد تغییر مطرح کرد.

عامل احتمالی دیگر را باید ناشی از نمونه‌گیری‌های غیر معرف دانست که با ویژگی‌های جامعه‌ی رای دهنده همخوانی ندارد. در این نمونه‌‌ها اغلب افراد مسن‌تر و با تحصیلات پایین‌تر کمتر از میزان اصلی آن در جامعه‌‌اند. درنظرسنجی‌ها، با وزن‌دهی به نمونه‌‌ها این مشکل کم می‌شود اما ممکن است بیانگر تفاوت‌های واقعی نباشد. به علاوه، شرم اجتماعی هواداران ترامپ از بیان نظرشان به صورت اجتماعی، از جمله در نظرسنجی‌ها، باید عاملی برای کاهش سهم‌شان در پاسخ‌ها به حساب بیاید. گذشته از این که حملات ترامپ و مدافعانش به سوگیرانه بودن نظرسنجی‌ها باعث بی‌اعتمادی طرفداران او به نظرسنجی‌ها شد و شاید همین عامل نیز در غایب شدن آن‌ها از نمونه‌ها موثر بوده باشد.

آن‌چه پیشتر هم از جانب متخصصان مطرح شده بود اکنون پررنگ‌تر از همیشه خود را نشان می‌دهد: نظرسنجان برای بهبود شیوه‌های کار خود در این دوران شتاب‌آلود باید با شتاب بیشتری کار کنند و در مدل کردن نتایج نظرسنجی‌ها متعددی که انجام می‌شود عناصر بیشتر و دقیق‌تری به کار گیرند.