خواهر دباغ: زنِ انقلابی یا انقلابیِ زن؟

در هفته گذشته مرضیه حدیدچی، مشهور به طاهره دباغ، نماینده سابق مجلس ایران و از بنیان‌گذاران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درگذشت. در این مقاله که نسیم مقرب، پژوهشگر فرهنگی و اجتماعی برای صفحه ناظران می گویند نوشته است با اشاره به زندگینامه طاهره دباغ این سوال را مطرح می کند که آیا می توان او را زنی معرفی کرد که ساختار مردانه جمهوری اسلامی را به چالش کشید. به نوشته نسیم مقرب، شرایط انقلاب باعث شد خواهر دباغ به حداکثر ظرفیت خود برای پیشرفت و «رستگاری» در جمهوری‌اسلامی دست یابد. رستگاری‌ در ساختاری که سرکوب و اعمال تبعیض‌های جنسیتی بر زنان سکولار و غیرمسلمان ایرانی را مشروع می‌داند.

حق نشر عکس fars
Image caption آیا می‌توان محافظ شخصی آيت‌الله خمینی و اولین زن فرمانده سپاه را زن ساختار‌شکنی دانست؟

در هفته‌ای که گذشت جمهوری‌اسلامی یکی از وفادارترین خواهران خود را به خاک سپرد. زنی که چون بسیاری دیگر از یاران انقلاب، فعالیت سیاسی خود را نه از نهادهای رسمی قدرت، که از مسجد و خیابان آغاز کرد. اما آیا می‌توان محافظ شخصی آيت‌الله خمینی و اولین زن فرمانده سپاه را زن ساختار‌شکنی دانست؟

مرضیه حدیدچی که بود؟

دو سال پیش از به قدرت رسیدن محمدرضا شاه، مرضیه حدیدچی که سال‌ها مانده بود مشهور به طاهره دباغ شود، در همدان زاده شد. تحصیلاتش را از مکتب‌خانه آغاز و مراحل رشد اجتماعی خود را مطابق اصول خانواده‌های سنتی و مذهبی طی کرد. در سال ۱۳۴۶ شمسی، در حالی که چهار سال از تصویب حق رأی زنان ایرانی در هیئت دولت و مخالفت آشکار آیت‌الله خمینی با این اقدام حکومت می‌گذشت، فعالیت سیاسی و اجتماعی مرضیه از مسجد و در جبهه مخالف رژیم وقت کلید خورد.

حدیدچی که در این زمان چهارده سال از ازدواجش می‌گذشت، مادر هفت دختر و یک پسر بود و به همراه همسرش محمدحسن دباغ در تهران زندگی می‌کرد. او سال‌ها بعد در مصاحبه‌ای عنوان کرد به اختیار و برای قدردانی از همسرش که به او اجازه فعالیت خارج از خانه را داده بود، نام خانوادگی دباغ را برای ثبت در تاریخ برگزید.

اما منظور دباغ از فعالیت خارج از خانه در این سال‌ها، ورود به عرصه‌های رسمی صنعتی، مدیریتی، آموزشی، بهداشتی و ورزشی که در تهران دهه ۵۰ شمسی به ویژه در میان زنان سکولار رواج داشت، نیست. مقصود او، پخش اعلامیه، عضویت و اجرای جلسات مذهبی و در نهایت دستگیری توسط ساواک در سال ۱۳۵۲ است که دوره اول فعالیت اجتماعی‌اش را شکل می‌دهد. حدیدچی پس از آزادی، برای بار دوم در سال ۱۳۵۳ دستگیر شد اما این بار با کمک محمد منتظری، فرزند ارشد آیت‌الله منتظری، از زندان گریخت و چهار سال آينده زندگی‌اش را در انگلستان، فرانسه، لبنان و سوریه سپری کرد. اوج فعالیت مرضیه در دوره پهلوی دوم که از آن زمان با نام «خواهر طاهره» شناخته ‌شد را شاید بتوان محافظت شخصی از آیت‌الله خمینی در پاریس دانست.

اولین منصب رسمی خواهر طاهره در ساختار سیاسی بعد از استقرار جمهوری‌اسلامی، ریاست زندان زنان بود. اما مدتی نگذشت که به دلیل احساس نیاز به تجربه چریکی او در سپاه غرب کشور، به فرماندهی سپاه همدان برگزیده شد. عضویت در شورای مرکزی جمعیت زنان جمهوری‌اسلامی و نمایندگی دوره‌های دوم، سوم و پنجم مجلس شورای اسلامی از دیگر فعالیت‌های رسمی او در ساختار سیاسی جمهوری‌اسلامی است.

حق نشر عکس fars
Image caption چگونه در جامعه‌ و ایدئولوژی‌ای که زن بودن مانع بسیاری از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی می‌شود، مرضیه حدیدچی توانست تا مقام محافظت شخصی رهبر انقلاب‌اسلامی پیش رود و فرمانده سپاه بشود؟

ساخت زن مبارز متعهد به انقلاب یا به چالش کشیدن نقش‌های جنسیتی؟

چگونه در جامعه‌ و ایدئولوژی‌ای که زن بودن مانع بسیاری از فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی می‌شود، مرضیه حدیدچی توانست تا مقام محافظت شخصی رهبر انقلاب‌اسلامی پیش رود و فرمانده سپاه بشود؟ آیا او خواست یا توانست ساختار مردسالار قدرت در جمهوری‌اسلامی را به چالش کشد؟ اگر پاسخ مثبت است، چه هدفی پشت این تلاش‌ها بود؟ نگاهی به برهه‌هایی از زندگی مرضیه حدیدچی به روشنی نشان می‌دهد دلیل پیشروی او در سلسله مراتب قدرت، نه مبارزه آگاهانه با تبعیض جنسیتی، بلکه شرایط زمانه و اولویت داشتن مبارزه انقلابی بر حفظ نقش‌های جنسیتی کلیشه‌ای در این دوره از تاریخ ایران معاصر است.

شاهدی بر این ادعا، روایت شخصی مرضیه حدیدچی از دوران شکنجه در زندان شاه است. او در خاطراتش از شبی یاد می‌کند که نیروهای ساواک به قصد در فشار قرار دادن او، دختر چهارده ساله‌اش را دستگیر کرده و شکنجه می‌دادند. چنان‌که خود می‌گوید، در حالی که با نگرانی صدای فریادهای فرزندش را می‌شنید به خود یادآوری می‌کند که نرم‌خویی با «دشمن» به نیت نجات فرزند مجاز نیست. حتی زمانی که از زنده ماندن دخترش ناامید می‌شود، به این گمان که به «شهادت» رسیده برای غلبه بر ناراحتی شروع به خواندن نماز استغاثه می‌کند. اینجاست که وظیفه انقلابی بر نقش و عاطفه مادری پیشی می‌گیرد و حدیدچی در سال‌های بعد از انقلاب هم این خاطره را با افتخار از تریبون‌های رسمی جمهوری‌اسلامی که یکی از وظایف اصلی خود را تبلیغ نقش مادری می‌دانند، بیان می‌کند.

در کنار نقش مادری، به چالش کشیدن نقش همسری حدیدچی هم، جایی که تحت تأثیر مبارزات انقلابی قرار می‌گرفته، نه تنها برای او مشکلی ایجاد نمی‌کند، که توسط مرجع تقلید او آیت‌الله خمینی، مجاز دانسته میشود. زمانی که حدیدچی دور از هشت فرزند و همسرش، خارج از ایران زندگی می‌کرده یک بار که شخصاً برای گرفتن کمک مالی به دیدن آیت‌الله خمینی در نجف می‌رود، در مورد قصور در اجرای وظایف همسری و مادری از او استفتاء و اجازه آیت‌الله خمینی را برای ادامه فعالیت انقلابی دریافت می‌کند. رضایت آیت الله خمینی را می‌توان، نه تنها در مقام رهبر انقلاب، بلکه به عنوان مرجع تقلید گروه وسیعی از زنان و مردان انقلابی، یکی از مهمترین دلایل مشروعیت بخشی به فعالیت زنان در چارچوب مبارزات اسلامی و انقلابی دانست.

اما مشروعیت‌بخشی به فعالیت‌های شخصیتی چون مرضیه حدیدچی ابعاد دیگری هم دارد. اهمیت جنبه عقیدتی فعالیت اجتماعی، سیاسی و نظامی برای خود او آنجا نمود پیدا می‌کند که برای اثبات اهمیت عمل خود به جای اینکه از زنان شجاع و جنگنده‌‌ای چون بی‌بی‌مریم بختیاری و زینب‌ پاشا که یک یا دو نسل قبل‌تر، در جغرافیای سیاسی یکسان او زیسته‌ و در راه آرمان‌های خود مبارزه مسلحانه کرده‌اند به عنوان الگوی خود یاد کند، از زنان پیامبر در صدر اسلام نام میبرد که در جنگ‌ها در کنار او شرکت کرده و حتی جان او را نجات داده‌اند.

از سویی دیگر نوع و دلایل فعالیت او در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد در بسیاری مواقع حضور او به دلیل نیاز موردی به یکی از توانایی‌هایش بوده و ربطی به بازنگری نقش‌های جنسیتی نداشته است. به عنوان مثال، یکی از عوامل اصلی فعالیتش در پاریس این بود که پلیس فرانسه حضور شبانه‌روزی یک پلیس زن در محل سکونت آیت‌الله خمینی را به دلایل امنیتی لازم می‌دانسته است. آیت‌الله خمینی هم که با حضور پلیس زن فرانسوی مخالف بوده، در نتیجه معرفی اطرافیان، «خواهر طاهره» را برای اجرای این نقش برمی‌گزیند. در مقابل، مرضیه حدیدچی در مدت مأموریتش به عنوان محافظ آیت‌الله خمینی، چنان‌که خود می‌گوید به پختن غذا، شستن لباس‌های او و بررسی امنیتی بسته‌های رسیده برای او می‌پرداخته‌ است. به این ترتیب، می‌بینیم آنجا که اولویت انقلابی دیگری وجود نداشته، خواهر دباغ مسؤل انجام نقش‌های جنسیتی «زنانه» بوده است. همینطور در زمان انتصاب به یک نقش کلیشه‌ای «مردانه» یعنی فرماندهی سپاه همدان، به گفته خود او به دلیل حساسیت برهه تاریخی بعد از انقلاب و سابقه آموزش چریکی او بوده که برای انجام این «وظیفه» انتخاب می‌شود.

حق نشر عکس TASNIM
Image caption این انقلابیِ زن که فراکسیون زنان مجلس از او به عنوان «نمادی از زن مسلمان مبارز» یاد کرده، در آستانه‌ افتتاح دوره ششم مجلس شورای‌اسلامی در خرداد ۱۳۷۹، دو نماینده زن دوره جدید را تهدید کرد که اگر با پوشش‌ «برتر» از دیدگاه آیت‌الله خمینی و جمهوری‌اسلامی یعنی چادر، در مجلس حضور نیابند «کتک میخورند».

رهایی یا رستگاری؟

مرضیه حدیدچی، به خصوص در سال‌هایی که نمایندگی مجلس و قائم مقامی جمعیت زنان انقلابی را به عهده داشت بارها از ظلمی که به زنان روا داشته می‌شود سخن گفت اما باید دید مراد او از حقوق‌زنان چه بود؟

یکی از مبانی حقوق‌زنان در دریافت سکولار، دستیابی به برابری جنسیتی و مبارزه با تبعیض، سرکوب و خشونت سیاسی، اجتماعی، روانی و اقتصادی‌‌ایست که به دلیل «زن بودن» به یک شخص یا یک گروه اجتماعی اعمال شود. بر این مبنا، توانمند‌سازی و عاملیت زنان نیز در رابطه با به چالش کشیدن ساختار سلسله‌مراتبی قدرت که بر مبنای جنسیت استوار باشد معنا می‌یابد. بر خلاف دریافت سکولار از تحقق رهایی زنان، زن مسلمان سنتی، حد اعلای رستگاری خود را در پیروی و عمل به تعالیم مذهبی جستجو می‌کند و عاملیت او هم در همین راستا شکل می‌گیرد. آرمان شخصیتی چون مرضیه حدیدچی کاملاً با این تعریف از زن مسلمان مطابقت دارد.

عملکرد حدیدچی نشان می‌دهد که او خواسته اسلام و رهبران انقلاب را بر هر مکتب و معیاری اولویت می‌داد. حدیدچی به خصوص در دوره نمایندگی مجلس، اگر زمانی به ظلمی که بر زنان روا داشته می‌شود اعتراض داشت، بلافاصله یادآور میشد که دلیل اعمال این ظلم در ساختار خانوادگی و اجتماعی این است که موازین اسلامی رعایت نمی‌شود.

در همین راستا بود که این انقلابیِ زن که فراکسیون زنان مجلس از او به عنوان «نمادی از زن مسلمان مبارز» یاد کرده، در آستانه‌ افتتاح دوره ششم مجلس شورای‌اسلامی در خرداد ۱۳۷۹، دو نماینده زن دوره جدید را تهدید کرد که اگر با پوشش‌ «برتر» از دیدگاه آیت‌الله خمینی و جمهوری‌اسلامی یعنی چادر، در مجلس حضور نیابند «کتک میخورند».

سخن پایانی

زندگی مرضیه حدیدچی نمونه‌ای از پیچیدگی احقاق حقوق زنان در کشورهای مسلمان است. شرایط انقلاب باعث شد خواهردباغ به حداکثر ظرفیت خود برای پیشرفت و «رستگاری» در جمهوری‌اسلامی دست یابد. رستگاری‌ در ساختاری که سرکوب و اعمال تبعیض‌های جنسیتی بر زنان سکولار و غیرمسلمان ایرانی را مشروع می‌داند.