چرا جمهوری اسلامی تمدید قانون تحریم های ایران را نقض برجام می داند؟

تمدید قانون تحریم های ایران یا قانون ایسا (Iran Sanctions Act) از سوی کنگره ایالات متحده را شاید بتوان جدی ترین محک توافق هسته ای از زمان اجرای آن در اوایل سال ٢٠١٦ دانست. مجلس نمایندگان آمریکا در اواسط ماه اکتبر این طرح را با ۴۱۹ رای موافق در برابر یک رای مخالف تصویب کرد و مجلس سنا نیز در اول دسامبر با ٩٩ رای مثبت و یک رای ممتنع آن را تایید نمود، قانونی که در نهایت با اجتناب باراک اوباما از وتوی آن عملا تا ١٠ سال دیگر تمدید شد.

قانون ایسا، که برای نخستین بار و تحت عنوان "قانون تحریم های ایران و لیبی" در سال ١٩٩٦ در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون تصویب شد و قرار بود در انتهای ماه دسامبر ٢٠١٦ منقضی گردد، بخش انرژی ایران را به طور سیستماتیک هدف قرار داده و به ویژه سرمایه گذاری شرکت های خارجی به میزان بیش از ٢٠ میلیون دلار را در آن منع می کند.

حق نشر عکس AFP
Image caption چرا جمهوری اسلامی تمدید قانون تحریم های ایران از سوی آمریکا را نقض برجام تلقی می کند در حالی که نیست. آیا این نوع واکنش صرفا دست پیش گرفتن برای پس نیفتادن و به بیان دیگر "فرار به جلو" از سوی جمهوری اسلامی است؟ آیا کل این مناقشه هیاهوی بسیار برای هیچ است؟

بندهای مهمی از این تحریم ها به واسطه برجام و در قالب الحاقیه ای به حالت تعلیق درآمده اند، از جمله ممنوعیت سرمایه گذاری کلان در صنایع نفت و گاز و پتروشیمی ایران. با در نظر گرفتن چنین تمهیداتی می توان گفت که تمدید (یا اصلا عدم تمدید) قانون ایسا به طور رسمی نقض برجام نیست، چرا که همان روند پسابرجام و پیشاتمدید بدون تغییر یا خللی پس از تمدید نیز ادامه خواهد یافت (مگر آنکه عامل یا اتفاق بیرونی مضاعفی پیش آید و مثلا تعلیق گنجانده شده در برجام متوقف گردد). همانطور که برخی از تحلیلگران خاطرنشان کرده اند، تمدید تحریم های ١٠ ساله عمدتا حرکتی "سمبولیک و نمایشی از سوی کنگره آمریکا"ست که تاثیرات "روانی" دارد. با این حال، مقامات بلندپایه ایران اعم از رهبر و رئیس جمهور تمدید تحریم های ایسا را رسما "نقض برجام" خوانده و اقداماتی را در واکنش به آن اتخاذ کرده اند.

حسن روحانی طی حکمی از محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و سرپرست تیم مذاکرات هسته ای ایران، خواسته است تا موارد نقض توافق نامه و راه های مقابله با آن را از طریق مجاری حقوقی مشخص - یعنی کمیسیون مشترک برجام - پیگیری کند. وی همچنین علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، را موظف کرده تا اقدامات لازم برای طراحی"پیشران" هسته‌ای - که در حوزه حمل و نقل دریایی به کار می رود - و تولید سوخت آن - که "می تواند" به غنی سازی اورانیوم تا سطح ٥٠ درصد منجر گردد - را آغاز کند. اعترافات نقل قول شده از محمدجواد ظریف در جلسه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس - مبنی بر اینکه "اشتباه" کرده و نباید به وعده های دولت اوباما در زمینه جلوگیری از تمدید قانون ایسا یا خنثی سازی آن اعتماد می کرد - نیز خود نشانگر جدیت مساله در سطوح بالای تصمیم گیری در جمهوری اسلامی ست.

با توجه به مقدمه فوق، این پرسش اساسی پیش می آید که چرا جمهوری اسلامی تمدید قانون تحریم های ایران از سوی آمریکا را نقض برجام تلقی می کند در حالی که نیست. آیا این نوع واکنش صرفا دست پیش گرفتن برای پس نیفتادن و به بیان دیگر "فرار به جلو" از سوی جمهوری اسلامی است؟ آیا کل این مناقشه هیاهوی بسیار برای هیچ است؟

نگاهی به مساله از دیدگاه نظریه چشم انداز(prospect theory) در روابط بین الملل پیچیدگی های آن را تا حد زیادی روشن ساخته و ما را به سوی یافتن پاسخی قانع کننده هدایت می کند. پاسخ مطقن به این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که می تواند درک بهتر و روشنگرانه ای از روانشناسی تصمیم گیری در سیاست خارجی کلان ایران به دست دهد.

+برجام: ساختمانی روی خط زلزله؟

حق نشر عکس .
Image caption در هرحال با توجه به سخنان و انتقادهای متعدد او و نزدیکانش از عملکرد کشورهای غربی با محوریت تحریم ها، می توان گفت که "نقطه مرجع" این بده بستان و معامله برای رهبر ایران حذف یا به عبارت دیگر نبود تحریم های کلان و عمده است،

نظریه چشم انداز

نظریه چشم انداز که برای اولین بار از سوی دانیل کانمن و آموس تورسکی مطرح گردید نظریه ایست درباره تصمیم گیری در شرایط مخاطره آمیز که ریشه در اقتصاد رفتاری و روانشناسی ادراکی دارد و نظریه غالب تر فایده مورد انتظار (expected utility theory) را به چالش می کشد. کانمن که مقاله مشترکش با تورسکی با عنوان "نظریه چشم انداز: تحلیلی از تصمیم گیری تحت مخاطره" (Prospect Theory: An Analysis of Decision under Risk) متن بنیادی این نظریه به شمار می رود، در سال ٢٠٠٢ جایزه نوبل اقتصاد را به خاطر ابداع و بسط آن دریافت کرد. در حالی که نظریه فایده مورد انتظار، تصمیم گیری را اساسا مبتنی بر محاسبات عقلانی افراد درباره نتایج نهایی حاصله از یک عمل یا اقدام می داند، نظریه چشم انداز بر تصور افراد از ارزش یا "مطلوبیت" بالقوه گزینه ها در قالب سود و زیان که در نهایت امری روانی ست تاکید می ورزد. طبق این نظریه، صرف نظر از اینکه چه اتفاقی در پایان بیفتد و چه نتیجه یا فایده ای حاصل شود، برداشت روانی افراد از سودمند یا زیان آور بودن گزینه های موجود، تعیین کننده انتخاب یا تصمیم آنان در قبال آن گزینه هاست.

به طور مشخص تر، در مواجهه با گزینه های مختلف معمولا نقطه مرجعی (reference point) در ذهن تصمیم گیر شکل می گیرد که او به قول معروف صرف کردن یا صرف نکردن تک تک گزینه ها را بر اساس آن می سنجد، لذا اگر گزینه ای از لحاظ سود و زیان در نمودار ذهنی تصمیم گیر بالاتر از نقطه مرجع قرار گیرد وی به احتمال زیاد آن را در قالب سود دیده و به سمت آن گزینه یا عمل سوق پیدا می کند و اگر پایین تر از نقطه مرجع قرار گیرد او آن را در قالب زیان تلقی کرده و از آن گزینه اجتناب خواهد کرد. به این گرایش قوی، زیان گریزی (loss aversion) اطلاق می شود.

در همین راستا بنا به نظریه چشم انداز، افراد معمولا به ضرر و زیان بهای بیشتری می دهند و به طور روانی آن را بزرگتر از آنچه که هست در مقایسه با منفعت های حاصله می بینند. زیان، بار عاطفی سنگین تری نسبت به سود دارد و هر چقدر تصمیم گیر تصور کند بیشتر در ناحیه زیان قرار گرفته، تمایل او به مخاطره بیشتر می شود و به عبارت دیگر "ریسک پذیر"تر (risk-acceptant) می گردد. در نهایت باید توجه داشت که قالب بندی (framing) گزینه ها یا به زبان ساده تر نحوه ارائه آنها نیز در این میان از اهمیت فراوانی برخوردار است، چرا که بر شکل گیری نقطه مرجع و به تبع آن فرایند تصمیم گیری تاثیر شایانی می گذارد.

برای نمونه، از دید بسیاری احتمال دارد گزینه دریافت ١٠٠ دلار "مطلوبیت" بیشتری نسبت به گزینه دریافت ٢٠٠ دلار و سپس از دست دادن ١٠٠ دلار از آن داشته باشد، بدین دلیل که گزینه نخست در "قالب" سود صرف و گزینه دوم در قالب سود و همچنین زیان (loss) ارائه شده، در صورتیکه میزان فایده یا نتیجه در پایان همان است.

حق نشر عکس iSna
Image caption نمی توان انکار کرد که برنامه جامع اقدام مشترک با وجود تمامی نارضایتی ها و اشکالاتش، حتی در نزد رهبر جمهوری اسلامی که به نظر می رسد چندان دل خوشی از آن ندارد، بیش از آنکه تهدید کننده منافع ملی ایران باشد، تامین کننده آنهاست.

توافق هسته ای ایران و تمدید تحریم های آمریکا

چنانکه از سخنان و مواضع مقامات بلندپایه ایران به ویژه رهبر جمهوری اسلامی پس از روی کار آمدن حسن روحانی و آغاز مجدد مذاکرات هسته ای در تابستان ٢٠١٣ بر می آید، دغدغه اصلی او در ارتباط با گفتگوها برداشته شدن تحریم های کلان علیه اقتصاد ایران بوده است، هر چند وی بی اعتمادی خود را به غرب همواره به مخاطبان یادآور شده و خاطرنشان کرده است که نسبت به گفتگوها و نتایج احتمالی حاصل خوشبین نیست - برخی از تحلیل گران این رویکرد کجدار و مریز را در چارچوب ایده "محذوریت رهبری" تبیین نموده اند. در مقیاسی وسیع و به شکل بسیار ساده شده، به نظر می رسد مذاکرات هسته ای در ذهن تصمیم گیران سیاست خارجی ایران از جمله آیت الله خامنه ای بدین صورت "قالب بندی" شده که جمهوری اسلامی برنامه هسته ایش را می دهد (البته نه از ریشه و تمام و کمال) و در مقابل حذف تحریم ها را می گیرد.

در هرحال با توجه به سخنان و انتقادهای متعدد او و نزدیکانش از عملکرد کشورهای غربی با محوریت تحریم ها، می توان گفت که "نقطه مرجع" این بده بستان و معامله برای رهبر ایران حذف یا به عبارت دیگر نبود تحریم های کلان و عمده است، نقطه ای که عدم وصول یا تامین نشدن آن در نزد او بار روانی منفی داشته و به منزله زیان و ضرر تلقی می گردد درحالی که عبور کردن از آن بار روانی مثبت داشته و معنی سود و منفعت می دهد.

از این روست که با وجود اثر اجرایی نداشتن تمدید قانون تحریم های ایسا و لذا رخ ندادن تغییرعملی در فرآیند تحریم ایران، صرف تمدید آن - که تحریم کلان و فراگیری به چشم می آید و قرار است ١٠ سال دیگر نیز دوام داشته باشد - این احساس یا تصور را به تصمیم گیران بالادستی ایران می دهد که اکنون کفه ترازو به سمت طرف مقابل سنگینی کرده و جمهوری اسلامی در ناحیه زیان قرار گرفته است، لذا باید نسبت به آن واکنش جدی نشان داد. مخالفت سرسختانه برخی از نمایندگان پرنفوذ کنگره اعم از جمهوری خواه و دموکرات با برچیده شدن تحریم ها و وجود پیچیدگی های ساختاری در نظام بین المللی تحریم که باعث کندی در روند اجرای برجام از طرف آمریکا شده نیز چنین احساسی را در مقامات ایران تقویت کرده و می تواند ریسک پذیری آنها را برای مقابله به مثل افزایش دهد.

بار روانی این احساس خسران و تصور متضرر واقع شدن اما آنقدر سنگین نیست که منجر به خروج یکطرفه جمهوری اسلامی از توافق هسته ای و یا حتی نقض فاحش آن گردد. در هر حال، نمی توان انکار کرد که برنامه جامع اقدام مشترک با وجود تمامی نارضایتی ها و اشکالاتش، حتی در نزد رهبر جمهوری اسلامی که به نظر می رسد چندان دل خوشی از آن ندارد، بیش از آنکه تهدید کننده منافع ملی ایران باشد، تامین کننده آنهاست.