جدال صادق لاریجانی و حسن روحانی بر سر چیست؟

بحث و جدال بین روسای دو قوه مجریه و قضاییه وارد مرحله تازه ای شده است. جدالی بی پایان و تکراری که به نظر می رسد ابعاد وسیعی یافته است. رضا حقیقت نژاد، روزنامه نگار ایران وایر که پیش از این درباره جدال رییس قوه قضاییه با مجلس ایران هم برای صفحه ناطران می‌گویند نوشته بود این نزاع ها را از دو زاویه نقد کرده است. یکی تلاش رییس جمهورها در ایران برای قانع کردن روسای دیگر قوا در رعایت قانون و عدم تداخل کاری با قوه مجریه و دیگری ظاهر شدن صادق لاریجانی در قامت نماینده جناح تندرو که مخالف سیاست های حسن روحانی است. به نوشته حقیقت نژاد به برکت توجه و اعتماد رهبر ایران، افرادی مانند لاریجانی در دو دهه گذشته بالا کشیده شده اند و حالا باید موقعیت خود را حفظ کنند. آن ها می دانند در اردوگاه آیت الله خامنه ای، سکوت می تواند مقدمه سقوط باشد.

حق نشر عکس FARS
Image caption دامنه واکنش ها و تقابل های صادق لاریجانی با حسن روحانی فراتر از واکنش های رییس یک قوه است. او به طور معمول در مقام رهبر یک جریان سیاسی مطالبات خود را مطرح می کند، منتقد مهم دولت در حوزه سیاسی، سیاست خارجی، فرهنگی و اجتماعی بوده و برخی پروژه های خاص جناح تندرو را پیش برده است.

جدال روسای قوا در ایران یک جدال تکراری پایان ناپذیر است. بخشی از این جدال متاثر از پیچیدگی های ساختار سیاسی است که همواره رییس جمهور را در مقام یک بدهکار به افکار عمومی و ناتوان در مقابل سایر قوا قرار می دهد. در واقع، در طول دوره چهارساله، بخش مهمی از وقت و انرژی رییس جمهور در ایران صرف قانع و یا وادار کردن روسای قوای قضاییه و مقننه برای همراهی، مسئولیت پذیری و عدم دخالت در امور اجرایی می شود.

از این منظر، رویارویی های چندگانه و تند حسن روحانی، رییس جمهور و صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، چندان غیرمعمول نیست. حتی با توجه به شخصیت نقدناپذیر، تندخو و عجول صادق لاریجانی، بروز چنین دعواهایی غیرمنتظره هم نیست.

سابقه رفتار و واکنش های رییس قوه قضاییه نشان می دهد او با هر کس نقدش کرده، درگیر شده،‌ اعضای جبهه پایداری، احمد علم الهدی، محمود احمدی نژاد، علی اکبر ناطق نوری، اکبر هاشمی رفسنجانی، محمود هاشمی شاهرودی و .... با این حال، یک نکته قابل توجه در دعوای بین حسن روحانی و صادق لاریجانی، دامنه و محتوای واکنش های رییس قوه قضاییه است.

برای درک دقیق تر مسئله بهتر است ابتدا صورت بندی کلی از مجموعه اختلافات دو رئیس قوه داشته باشیم.

الف)اختلافات حوزه فرهنگی و اجتماعی: مهم ترین تقابل فرهنگی در حوزه حجاب بود که صادق لاریجانی گفته های رییس جمهور ایران مبنی بر اینکه نباید افراد را به زور به بهشت ببریم را دارای «بنیان لیبرال و مدرنیته» خواند و از رویکردهای دولت در عدم از حمایت از فعالیت گشت ارشاد انتقاد کرد.

لاریجانی همچنین در آبان ماه سخنان روحانی درباره وضعیت نامطلوب مطبوعات و آزادی رسانه ها در ایران را مصداق افترا، توهین و اهانت به دستگاه قضایی دانست و او را فرد دورویی توصیف کرد که نزد خامنه ای خواستار توقیف برخی مطبوعات است و جلوی مردم از آزادی مطبوعات سخن می گوید. لاریجانی همچنین نسبت به تدوین و تصویب منشور حقوق شهروندی به عنوان یکی از رویکردهای مهم دولت بی توجه نشان داده و قوه قضاییه دولت را متهم به استفاده ابزاری کرده است.

ب)اختلافات حوزه سیاسی: لاریجانی سخنان روحانی مبنی بر عدم نیاز به احراز صلاحیت در جریان انتخابات را عوامانه و نادرست دانست و از شورای نگهبان خواست محکم سر جای خود بایستد. لاریجانی همچنین از اعطای مجوز فعالیت به برخی احزاب اصلاح طلب در دولت روحانی انتقاد کرده و بارها بر برخورد با «افعی فتنه» تاکید ورزیده است. او همچنین علیرغم حمایت کلی از تصمیم جمهوری اسلامی برای امضای برجام، سخنان روحانی مبنی بر افتخارآمیز بودن برجام را نادرست دانست و به یکی از منتقدان جدی پس از برجام تبدیل شده است. او همچنین تفسیر حسن روحانی مبنی بر مسئولیت رییس جمهور در نظارت بر اجرای قانون اساسی را قبول ندارد و می گوید نظارت قوه مجریه محدود به قوه مجریه است و این قوه قضاییه است که می تواند با ابزارهایی چون سازمان بازرسی کل کشور بر قوه مجریه دخالت کند. لاریجانی همچنین تفسیر و نگرش حسن روحانی درباره نظارت مجلس خبرگان بر رهبری را قبول ندارد و می گوید چنین چیزی در قانون اساسی وجود ندارد.

رییس قوه قضاییه همچنین در پرونده گفتگوهای حقوق بشری ایران و اروپا که دولت روحانی در پی پیش بردن آن است، کوشیده مسیر گفتگوها را تعیین کند و قوه قضاییه در نقطه محوری آن قرار گیرد تا بتواند پیامدها و توافق های احتمالی را کنترل کند. او همچنین دولت روحانی را به مماشات در برخورد با انتقادهای حقوق بشری غرب متهم کرده و در یک مورد خواستار آن شده بود یک دیپلمات آلمانی منتقد حقوق بشر به ایران را به کشور راه ندهند. لاریجانی همچنین تفسیر دولت در زمینه رفع حصر را قبول ندارد و کماکان به حصر رهبران جنبش سبز به عنوان یک راه حل مفید سیاسی نگاه می کند.

ج) اختلافات مقطعی: صادق لاریجانی منتقد رفتار دولت در پرونده حقوق نجومی بود و تعمیم حقوق های نجومی به سایر قوا را نادرست می دانست. در ماجرای حساب های قوه قضاییه به شدت از روحانی انتقاد کرده که بحث وجود حساب های شخصی، تهمت به رییس قوه قضاییه است و او چنین تهمتی را پیگیری نکرده و صرفا حواسش به لغو سخنرانی علی مطهری بوده است.

او همچنین از تذکرهای مکرر روحانی درباره سرنوشت پول های بابک زنجانی ناراحت شده و تلویحا گفته دولت علاقه ای به پیگیری سرنوشت پول ها نداشته و بخشی از پول ها هم به ادعای بابک زنجانی به ستاد انتخاباتی حسن روحانی پرداخت شده است. لاریجانی همچنین دولت روحانی را متهم به انجام فعالیت های غیرقانونی امنیتی و انتقال تجهیزات خاص به نهاد ریاست جمهوری کرده است. در دوران لاریجانی همچنین شاهد تسلط و محوریت بیشتر سازمان اطلاعات سپاه در فعالیت های امنیتی و به حاشیه رفتن حداکثری وزارت اطلاعات هستیم.

بیشتر بخوانید: وقتی صدا و سیما ناچار به حذف اظهارات رئیس قوه قضاییه می‌شود

بیشتر بخوانید: بابک زنجانی گفته میلیاردها تومان به انتخابات ریاست جمهوری کمک کرده است

بیشتر بخوانید: جدال صادق لاریجانی و مجلس ایران

حق نشر عکس AFP
Image caption در واقع کوتاه نیامدن صادق لاریجانی به تجربه های او مرتبط است که فهمیده است در اردوگاه آیت الله خامنه ای، سکوت می تواند مقدمه سقوط باشد. به برکت توجه و اعتماد رهبر افرادی مانند او در دو دهه گذشته بالا کشیده شدند و حالا باید موقعیت خود را حفظ کنند.

سپر بلای رهبر، بلای جان رییس جمهور

این صورت بندی کلی نشان می دهد دامنه واکنش ها و تقابل های صادق لاریجانی با حسن روحانی فراتر از واکنش های رییس یک قوه است. او به طور معمول در مقام رهبر یک جریان سیاسی مطالبات خود را مطرح می کند، منتقد مهم دولت در حوزه سیاسی، سیاست خارجی، فرهنگی و اجتماعی بوده و برخی پروژه های خاص جناح تندرو را پیش برده است. در این مسیر رییس قوه قضاییه کوشیده که مجموعه نظرات و رویکردهای خود را به شدت منطبق و نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی پیش ببرد. از سوی دیگر تنوع تقابل بین دو رییس قوه با گذشت زمان بیشتر و علنی تر شده است. در طول یکسال گذشته، لحن هر دو به ویژه صادق لاریجانی نیز تندتر و اتهام های معناداری متوجه یکدیگر کرده اند.

در نگاه اول می توان گفت وسعت و شدت یافتن تقابل بین رییس دو قوه نسبت معناداری با گذشت زمان و تحت فشار قرار گرفتن هر دو دارد. هرچه از زمان ریاست جمهوری حسن روحانی می گذرد، فشار افکار عمومی به او برای پاسخگویی به مطالبات افزایش می یابد و او برای رفع موانع و یا یافتن راه حل به قوه قضاییه فشار می آورد، خروجی این فشارها به تنش و بن بست بیشتر منجر شده است. در نگاه دوم اما باید توجه کرد شدت و دامنه این تنش ها اما نسبت مستقیم با شخصیت صادق لاریجانی دارد و می توان آن را با توجه به میل رییس قوه قضاییه برای دخالت در سیاست، تثبیت موقعیت سیاسی شخصی، سپر بلای رهبری شدن و کمک به مهار حسن روحانی بهتر فهمید.

صادق لاریجانی که معمولا کوشیده خود را به عنوان پاسدار سنگر مقاومت نمایش دهد، به خوبی به سودآوری چنین سرمایه گذاری هایی واقف است. او تا ابد رییس قوه قضاییه باقی نمی ماند ولی ترسیم شخصیتی پیشگام در مبارزه با فتنه، طیف هاشمی، نفوذ غرب و ...، می تواند از او یک چهره معتمد، قابل تکیه و استفاده در همه مناصب و مواقع بسازد.

در واقع کوتاه نیامدن صادق لاریجانی به تجربه های او مرتبط است که فهمیده در اردوگاه آیت الله خامنه ای، سکوت می تواند مقدمه سقوط باشد. الگویش هم چهره هایی چون محمد یزدی است، رییس اسبق قوه قضاییه که عجول و لجوج بود و ضدهاشمی، و با وجود شکست سنگین در انتخابات خبرگان توانست موقعیت سیاسی خود را حفظ کند. آن ها به برکت توجه و اعتماد آیت الله خامنه ای؛ در دو دهه گذشته بالا کشیده شده اند و حالا باید موقعیت خود را حفظ کنند.