ایالات متحده: پیش و پس از ترامپ

تا پیش از آغاز کار دولت ترامپ، بسیاری از سیاستمداران، کنشگران و مردم بر این باور بودند که زمانی که ترامپ عهده‌دار ریاست جمهوری شود، در رفتار او تغییرات جدی به وجود خواهد آمد و یا اینکه بوروکراسی و نهاد‌های ناظر بر قوه مجریه می‌توانند او را مهار کنند. روند تحولات این روزها نشان داده است که ترامپ و حلقه یاران نزدیکش همان راه قبلی را پیش گرفته‌اند. در این شرایط، چه ابزارهای قانونی‌ای برای مبارزه و تعدیل سیاست‌های ترامپ وجود دارد؟ تبعات ریاست جمهوری ترامپ برای دموکراسی در این کشور چه خواهد بود؟

پاسخ به این سوالات نیازمند بررسی ساختار قدرت و نهاد‌های نظارتی ایالات متحده است. گرچه رسوایی‌ واترگیت در دهه ۷۰ میلادی که منجر به استعفای رئیس‌جمهور وقت ریچارد نیکسون شد سبب شد تا قوه مقننه (کنگره) در نظارت بر قوه مجریه دقت و جدیت بیشتری نشان دهد و نهاد ریاست‌جمهوری را با محدودیت‌های معنی‌دار مواجه کند، اما در طول دو دهه گذشته، خصوصا پس از حملات ۱۱ سپتامبر، قوه مجریه در ایالات متحده با توسل به تهدیدات امنیتی توانسته است تا سیطره قدرت خود را در حوزه‌هایی که مربوط به امنیت ملی و سیاست خارجی می‌شود به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش دهد. این افزایش قدرت و عدم‌ پاسخگویی به کنگره در دوران جورج دبلیو بوش و با رهبری معاون او دیک چنی آغاز شد و در دوران باراک اوباما نیز تا حدودی ادامه داشت. آن‌گونه که از شواهد بر می‌آید دولت ترامپ نیز قصد دارد تا روش دیک چنی را دنبال کند.

از طرف دیگر، جمهوری‌خواهان اکنون اکثریت کنگره این کشور و فرمانداران ایالتی را در اختیار دارند که کار را برای نظارت دوچندان دشوار می‌کند. سه‌شنبه شب نیز ترامپ نیل گورسچ، قاضی محافظه‌کار را برای عضویت در دیوان عالی این کشور معرفی کرد. بدین ترتیب و با توجه به اینکه دموکرات‌ها نهایتاً نمی‌توانند مانع انتخاب او شوند، وزن دیوان عالی نیز به سمت محافظه‌کاران تغییر خواهد کرد. تمام این تحولات راه را برای ترامپ و سیاست‌هایش هموارتر می‌کند.

حق نشر عکس AFP
Image caption جمهوری‌خواهان اکثریت کنگره این کشور و فرمانداران ایالتی را در اختیار دارند که کار را برای نظارت دوچندان دشوار می‌کند. تمام این تحولات راه را برای ترامپ و سیاست‌هایش هموارتر می‌کند.

عواقب سیاست‌های ترامپ، برای ساختار دموکراسی آمریکا چه خواهد بود؟

بسیاری از ساختارهای دموکراتیک ایالات متحده متکی به هنجارها است و نه قانون. برای مثال انتشار مدارک مالیاتی و پزشکی در زمان رقابت‌های انتخاباتی، حل تضاد منافع و عدم به کارگیری اقوام در کاخ سفید همگی از هنجارهایی است که تا کنون مورد احترام بوده است. اما، ترامپ چه در طول رقابت‌های انتخاباتی و چه از زمان به دست گرفتن قدرت، بارها این هنجارها را نادیده گرفته است. با وجود این، به نظر نمی‌رسد که رفتار او خلل جدی در حمایت طرفدارانش ایجاد کرده باشد. چنانچه خودش نیز به این موضوع اشاره کرده است که حتی اگر او در میدان تایمز نیویورک با اسلحه کسی را به قتل برساند، طرفدارانش همچنان از او حمایت خواهند کرد.

خطر چنین روندی آنجا است که مهم‌ترین ابزار مهار رئیس جمهور یعنی استیضاح را با چالش مواجه می‌کند. چرا که هر بار که ترامپ چنین هنجارهایی را بدون کوچکترین عواقبی می‌شکند، عملا سابقه‌ای ایجاد می‌کند که کار را برای استیضاح او دشوارتر می‌کند.

آیا فرمان اجرایی ترامپ به نفع تهران تمام می‌شود؟

فرمان ترامپ؛ تا الان چه می‌دانیم؟

یک میلیون امضا در مخالفت با سفر رسمی ترامپ به بریتانیا

فرمان ترامپ؛ قاضی فدرال آمریکا بازگرداندن شهروندان هفت کشور را متوقف کرد

گوگل پس از فرمان ترامپ، خواهان بازگشت سریع کارکنانش از خارج شد

آنچه این روزها بر نگرانی‌ها افزوده است سرپیچی نیروهای اداره گمرک و حفاظت مرزی دولت ترامپ از احکام دادگاهی علیه فرمان منع ورود مهاجران و پناهجویان است. ماجرا چیست؟ در پی امضای فرمان منع ورود پناهجویان و شهروندان ۷ کشور عموما مسلمان، اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا، که یکی از باسابقه‌ترین سازمان‌های غیرانتفاعی برای دفاع از آزادی‌های مدنی در این کشور به حساب‌ می‌آید، با طرح دعوی علیه این فرمان توانست در چندین ایالت حکم تعلیق این فرمان را در سطح ملی به دست آورد. اما در چند فرودگاه، نیروهای اداره گمرک و حفاظت مرزی، در اقدامی بی‌سابقه مانع دیدار وکلا و حتی نمایندگان کنگره با مسافرانی که در فرودگاه‌ها بازداشت شده‌ بودند، شدند. اقدامی که گرچه با اعتراض جدی دموکرات‌ها مواجه شده است اما واکنش جدی جمهوری‌خواهان را تاکنون در پی نداشته است.

بنابراین، اگر دولت ترامپ از این پس نیز سرپیچی از حکم دادگاه و یا حتی دیوان عالی را به عنوان راه‌حلی در دستور کار قرار دهد، قوه قضاییه ایالات متحده راهی برای اجرای احکام دادگاه نخواهد داشت. در آن صورت آیا می‌توان انتظار داشت که ایالات متحده با بحران قانون اساسی مواجه شود؟ نتیجه اعتراضات مردمی چه خواهد بود؟

حق نشر عکس Getty Images
Image caption در کمتر از دو هفته از آغاز به کار دولت جدید، ایالات متحده شاهد چندین تظاهرات گسترده و بی‌سابقه علیه ترامپ بوده است. اما این نیروی مردمی ایجاد شده تنها در شرایطی می‌تواند به گونه‌ای معنی‌دار مانع از اجرایی شدن سیاست‌های ترامپ شود که دموکرات‌ها بتوانند به شیوه‌ای هوشمند آن را سازمان‌‌دهی کنند.

در کمتر از دو هفته از آغاز به کار دولت جدید، ایالات متحده شاهد چندین تظاهرات گسترده و بی‌سابقه علیه ترامپ بوده است. اما این نیروی مردمی ایجاد شده تنها در شرایطی می‌تواند به گونه‌ای معنی‌دار مانع از اجرایی شدن سیاست‌های ترامپ شود که دموکرات‌ها بتوانند به شیوه‌ای هوشمند آن را سازمان‌‌دهی کنند. به این معنا که این مخالفت‌ها از تظاهرات‌ها و تجمعات اعتراضی فراتر رفته و قانون‌گذاران، نمایندگان و سایر منتخبان مردم - چه در سطح محلی و ایالتی و چه در سطح ملی - را تحت فشار گذارد. به این شیوه می‌توان حتی برخی از جمهوری‌خواهانی را که فعلا در مقابل ترامپ سکوت اختیار کرده‌اند یا اعتراضاتشان تنها به مصاحبه‌ها و بیانیه‌ها محدود شده‌ است وادار کرد تا اقدماتی تاثیرگذار (مانند رای منفی، احضار وزرا به کنگره) برای مقابله با سیاست‌های ترامپ انجام دهند.

ایالات متحده روزهای سرنوشت‌سازی در پیش‌روی خود دارد. سیاست‌های مورد نظر ترامپ می‌تواند منجر به تغییراتی بنیادین در ساختار سیاسی- اجتماعی این کشور شود که بسیاری از آنها با آنچه به ارزش‌های مشترک آمریکایی معروف است در تضاد می‌باشد. اگر دموکرات‌‌ها بتوانند از نیروی ایجاد شده در مقابله با ترامپ با هوشمندی استفاده کنند، شاید شکست انتخابات ۲۰۱۶ تبدیل به پیروزی دراز مدت شود. اما در غیر این صورت می‌توان انتظار داشت که ارزش‌های آمریکای پس از ترامپ شباهت چندانی به آمریکای پیش از آن نداشته باشد.