آیا تصمیم ترامپ برای منع ورود اتباع هفت کشور مسلمان غیر اخلاقی است؟

فرمان اجرایی رئیس جمهور جدید ایالات متحده آمریکا دونالد ترامپ در منع ورود اتباع هفت کشور مسلمان به آمریکا جنجال وسیعی در جهان بر پا کرد. بخش عمده اعتراضات بر مخالفت چنین تصمیمی با حقوق عمومی انسانها و تبعیض‌آمیز بودن آن استوار بود. در ورای این اعتراضات، استدلالی اخلاقی نهفته است که می‌گوید: حق مسافرت آزاد برای همه انسان‌ها به طور مساوی و بدون تبعیض از حقوق عمومی همه انسان‌ها است. منع گروه مشخصی بر پایه وابستگی به دین یا قومیت مشخصی، نوعی تبعیض غیر عادلانه و در نتیجه امری قبیح و غیر اخلاقی است.

در نقطه مقابل، طرفداران ترامپ، این استدلال اخلاقی را از جهات مختلفی به چالش می‌کشند. گروهی از موقتی بودن آن یاد کرده و جواز اخلاقی آن را از نوع حکم حالات اضطرار می‌شمرند. استدلال آنان چنین است که منع افراد بر مبنای دین و قومیت نادرست است، اما در حالت‌های اضطرار، گریزی از آن نیست. بنابراین حالت اضطراری فعلی که خلاصی از تروریست‌ها است، حکم اخلاقی مذکور را استثنا می‌زند. این همانند رفع قبح از دروغ در حالت‌های خاص مثل نجات جان فرد بیگناه است.

حق نشر عکس AP
Image caption رویکرد رایج دیگر در بین طرفداران ترامپ، تلاش برای به چالش کشیدن پیش‌فرض اصلی بحث، یعنی حق بودن مسافرت همه افراد بدون در نظر گرفتن دین و قومیتشان است. سخنگوی کاخ سفید در واکنش به اعتراضات وارده بر فرمان اجرایی ترامپ، گفت: "اجازه ورود به آمریکا یک امتیاز است، نه یک حق".

رویکرد رایج دیگر در بین طرفداران ترامپ، تلاش برای به چالش کشیدن پیش‌فرض اصلی بحث، یعنی حق بودن مسافرت همه افراد بدون در نظر گرفتن دین و قومیتشان است.

سخنگوی کاخ سفید در واکنش به اعتراضات وارده بر فرمان اجرایی ترامپ، گفت: "اجازه ورود به آمریکا یک امتیاز است، نه یک حق". بنابراین اجازه ورود به افراد مشخص و منع افراد دیگری بر هر مبنایی که صورت بگیرد، امری بدون محذور و قابل دفاع است. مثال روشن این استدلال در جایی است که صاحب یک خانه بر مبنای سلیقه شخصی خودش، افرادی را در خانه خودش به مهمانی می‌آورد و مانع ورود افراد دیگری می‌شود و روشن است که هیچ کس نمی‌تواند او را برای چنین برخوردی محکوم به ارتکاب عملی قبیح از جهت اخلاقی کند.

استدلال اخیر بر مبنای نگرش ملی‌گرایانه استوار است که سرزمین یک کشور را ملک شخصی و خصوصی قومیت مشخص با شاخصه‌های زبانی و فرهنگی و دینی ویژه‌ای دانسته و اجازه ورود به دیگران از نوع امتیاز و موهبتی است که افراد خانه به غریبه‌ها می‌دهند. این استدلال به شکل مشابهی در بین پیروان دین سیاسی نیز به کار می‌رود. آنان فضای عمومی یک کشور را ملک خاص یک نگرش دینی مشخص دانسته و زندگی گروه‌های دیگر را موهبتی از سوی مالکان این خانه به مهمانانشان می‌شمرند. البته این موهبت در هر لحظه‌ای ممکن است قطع شود و از غریبه‌ها خواسته شود تا منزل صاحب‌خانه را ترک کنند.

در واقع شیوه برخورد اسلام‌گرایان سیاسی در خاورمیانه نسبت به غیر خودی‌ها شباهت قابل مطالعه‌ای با نگرش ملی‌گرایان فاشیست دارد. هر دو نگرشی تبعیض‌آمیز نسبت به انسان‌ها داشته و سرزمین کشورها را خانه طبیعی و حق تنها پیروان یک دین یا افراد یک ملت مشخص می‌دانند. به عبارت دیگر، علی رغم مخالفت اسلام‌گرایان با نگرش‌های ملی‌گرایانه، آنها همان نگرش را اما بر پایه وابستگی‌های دینی اعمال می‌کنند.

این شیوه نگرش در تاریخ معاصر خاورمیانه زمینه تخریب تنوع دینی و قومیتی و فرهنگی کشورهای این منطقه را به شکل وسیعی فراهم آورد. اخراج یهودیان خاورمیانه از سرزمینهایشان در پی نزاع با اسرائیل از نمونه‌های بارز این امر است. یهودیان در بیشتر کشورهای خاورمیانه حضوری تاریخی و کهن داشتند و بخشی از فرهنگ متنوع خاورمیانه را تشکیل می‌دادند. آنان در عراق و لبنان و سوریه و مصر و ایران وافغانستان و حتی کشورهای خلیج در طول هزاران سال گذشته حضور داشته و زندگی کرده‌اند؛ اما امروز در بیشترین این کشورها از جمله عراق و لبنان و سوریه و مصر هیچ حضوری از آنان به چشم نمی‌خورد.

از باب مثال، تعداد یهودیان در عراق در سال تاسیس دولت اسرائیل (۱۹۴۸) ۱۳۵ هزار نفر بود. این تعداد تا پایان دهه هفتاد به حدود ۱۰۰ نفر رسید و این تعداد نیز در سالهای بعد به کلی از بین رفت. حکومت ملی‌گرای بعث برای یهودیان باقیمانده در عراق گذرنامه یک طرفه صادر کرد که با آن صرفا حق خروج بدون بازگشت به کشورشان را داشتند. سیاست‌های مشابهی در کشورهای دیگر منطقه نیز اعمال شد که به انقراض وجود یهودیان در این کشورها پس از حدود سه تا چهار هزار سال انجامید.

سنی‌های ایران و مشکل احداث مسجد

سازمان عدالت برای ایران از نقض حقوق افغانها به احمد شهید گزارش داد

تظاهرات مسیحیان عراق در اعتراض به کشتارهای اخیر

انتقاد رهبر مسیحیان قبطی مصر از رهبری اسلامگرای کشور

خاورمیانه و موقعیت خطرناک اقلیت‌ها

'تداوم تبعیض علیه هندو باوران و سیک‌های افغانستان'

مسیحیان پاکستان خواهان تامین امنیت در مقابل مسلمانان شدند

مسیحیان سوریه در ترکیه پناه می‌گیرند

ملی گرایان ترکیه در مکان مقدس ارامنه راهپیمایی کردند

نگرانی گزارشگران حقوق بشر از 'دامن زدن به نفرت از بهاییان ایران'

سیاست نظام‌های دینی در منطقه در تعامل با اقلیت‌های به رسمیت شناخته نشده گاه به مراتب وحشتناکتر و غیر انسانی‌تر از سیاست‌های اخیر ترامپ با مسلمانان است. بهائیان در ایران و بیشتر کشورهای اسلامی حق اعلام دیانت خود را نداشته و پرده برداشتن از آن به خطر جانی جدی برای آنها می‌انجامد. رژیم بعث در عراق به طور رسمی به اعدام بهائیان و مصادره اموالشان فرمان داد. در جمهوری اسلامی ایران نیز در موارد مکرر شاهد اعدام و یا قتل بهائیان در شهرهای مختلف آن از جمله تهران و شیراز و بوشهر بوده‌ایم.

حق نشر عکس Reuters
Image caption تعداد زیادی از ایرانیان در صفحات رسانه‌های اجتماعی از شمول این فرمان نسبت به ایرانیان و عدم شمول آن نسبت به اتباع عربستان سعودی گلایه کردند. معنای ضمنی در چنین گلایه‌ای آن است که اصل ایده منع افراد از ورود به کشوری بر مبنای دین یا قومیت قابل قبول است؛ اما ما ایرانیان نباید در این دسته قرار بگیریم.

در حوزه نژادی نیز همچنان شهرهای متعددی در ایران به طور رسمی از ورود اتباع افغانی به آنها حتی اگر حضورشان در ایران رسمی باشد ممانعت می‌کنند. مراکز دولتی جمهوری اسلامی به طور رسمی فهرست این شهرها و مناطق را منتشر می‌کند. ممنوعیت‌های دیگر از جمله منع تحصیل در رشته‌های مشخص یا اشتغال در بخشی از مشاغل و غیره نیز شامل حال افغانی ها ایران می‌شود.

این ممنوعیت‌ها بر اساس همان نگاه‌های کلیشه‌ای استوار است که سیاست‌های ترامپ نیز بر آنها پایه گرفته‌اند. اتباع افغانی از منظر سیاست‌گزاران ایرانی متهم به انجام جرایم مختلفی هستند؛ هم چنان که ترامپ در مسلمانان یک پتانسیل مهاجم انتحاری می‌بیند.

نکته جالب توجه دیگری که در نقد نگرش غیر اخلاقی دگرستیزی به چشم می‌خورد، دفاع ضمنی برخی از اتباع کشورهای مشمول فرمان ترامپ از آن است. برای نمونه، تعداد زیادی از ایرانیان در صفحات رسانه‌های اجتماعی از شمول این فرمان نسبت به ایرانیان و عدم شمول آن نسبت به اتباع عربستان سعودی گلایه کردند.

معنای ضمنی در چنین گلایه‌ای آن است که اصل ایده منع افراد از ورود به کشوری بر مبنای دین یا قومیت قابل قبول است؛ اما ما ایرانیان نباید در این دسته قرار بگیریم. در نقطه مقابل نیز گروهی از فعالان عرب کشورهای حاشیه خلیج فارس از جمله رئیس پلیس سابق شهر دبی، ضاحی خلفان تمیم علی رغم انتقاد از سیاست‌های اسلام‌ستیزانه غربی از منع ایرانیان از ورود به آمریکا ابراز خرسندی کرد.

نتیجه این نوشته آن است که سیاست‌های دگرستیزانه قومیتی و دینی ماهیتی یکسان داشته و اعمال آنها سابقه دیرینی در بین کشورهای منطقه دارد. فرمان اخیر ترامپ فرصتی نیکو است تا چهره زشت این نوع سیاست‌گزاری‌های را در آینه دیگری ببینیم.