نظام پارلمانی، تضمینی برای حکمرانی خوب در افغانستان

بحث بر سر نوعی نظام حکومتی در افغانستان، بحثی ادامه دار است که هراز چندگاهی مجددا خبر ساز می شود. در این میان سوالی که مطرح می شود این است که آیا مشکل افغانستان، نظام حکومتی است؟ اگر نظام ریاستی به نظام پارلمانی تغییرکند، آیا مشکل ثبات سیاسی و امنیتی افغانستان حل خواهد شد؟

در این مقاله میثم علی نظری، تحلیلگر سیاسی، عقیده دارد که در کشور‌های ناهمگونی چون افغانستان که شکاف‌های سیاسی بر اساس تبار، دین و فرقه است، نظام پارلمانی برای کمرنگ ساختن این شکاف ها و ایجاد همکاری و نزدیکی، پیامد خوبی داشته است و حکومت ریاستی را نقد می کند. در مقابل جواد سجادی، استاد دانشگاه، در مقاله "نظام ریاستی، عامل ثبات در جوامع غیردموکراتیک" نظام ریاستی را مناسب جوامعی می داند که دستخوش ناآرامی اند و آن را به نوعی تضمین کننده ثبات و امنیت می داند و همچنین به آسیب شناسی نظام پارلمانی می پردازد.

حق نشر عکس Reuters
Image caption در کشور‌های ناهمگون که شکاف‌های سیاسی به اساس تبار، دین و فرقه است نظام پارلمانی برای کمرنگ ساختن آنها و ایجاد همکاری و نزدیکی، پیامد خوبی داشته است

اتخاذ نظام حکومت-داری صحیح برای کشور‌های پسا-بحران و مردم-سالار یکی از چالش‌های عمده و بحث آفرین است. در جهان امروز، کشور‌های دموکراتیک بیشتر نظامی را برمی‌گزینند که مشارکت همه شهروندان را در حکومت باعث شود و بیشتر این کشور‌ها، نظام پارلمانی را به عنوان بهترین راه حل برای چنین حکومتی پذیرفته‌اند. نظام پارلمانی، نظامی است که قوه مجریه از طرف قوه مقننه شکل می‌گیرد و حزب محور است.

در این نظام،رییس دولت بیشتر وظایف و صلاحیت های نمادین را دارد و حزب یا ائتلاف حاکم در پارلمان نخست وزیر و کابینه را تعیین میکند. در مقابل نظام پارلمانی، نظام ریاستی قرار دارد که قوای سه‌گانه در آن کاملاً مستقل اند و ریاست جمهوری به عنوان رییس دولت و حکومت، تشکیل دهنده‌ کابینه است.

همچنین، در افغانستان پس از ۱۳ سال تجربه با نظام ریاستی، بر پایه‌ نظرسنجی مطالعات استراتژیک افغانستان، اکثریت شهروندان و جامعه بین المللی به این نتیجه رسیده‌اند که تغییر نظام به پارلمانی یا نیمه-ریاستی راه حل بحران سیاسی در کابل است. متأسفانه، نظام ریاستی در افغانستان نتوانست به مردم-سالاری و دولت-سازی استحکام بخشد و حکومتداری خوب را ایجاد کند، و بنابراین با استفاده از تجارب دیگر کشور‌های پسا بحران و در نظرداشت ساختار اجتماعی و شکاف‌های سیاسی افغانستان، باید اذعان کرد که نظام پارلمانی بهترین گزینه برای این کشور است.

مشارکت مردم، همکاری قوا و جلوگیری از اقتدارگرایی

در کشور‌های ناهمگون که شکاف‌های سیاسی به اساس تبار، دین و فرقه است نظام پارلمانی برای کمرنگ ساختن آنها و ایجاد همکاری و نزدیکی، پیامد خوبی داشته است. در چنین نظام، پارلمان تشکیل دهنده‌ قوه مجریه میباشد و احزاب، نه افراد ناگزیر هستند که ائتلاف‌هایی ایجاد کنند تا کابینه‌ حکومت را تشکیل بدهند. تلاش حزب های بزرگ برای جلب و جذب حمایت احزاب کوچک باعث تقسیم عادلانه‌ قدرت در نهاد‌های تصمیم‌گیری میشود، و همه خود را در دولت و قدرت سهیم احساس خواهند کرد.

افزون بر این، در کشور‌های که نظام پارلمانی تجربه شده است، نقش شهروندان و جامعه‌ مدنی در سیاست‌ برجسته‌تر بوده است. امروز کشور‌های پسا-بحران که مردم-سالاریِ پایا و پویا دارند اکثریت مطلق‌ شان پارلمانی اند و کشور‌هایی که نظام ریاستی را پذیرفتند امروز به عنوان دولت های دیکتاتور و تمامیت‌خواه شناخته میشوند و در شاخص مردم-سالاری در رده های پایین فهرست قرار دارند. این یک تصادف نیست که در غیر دموکراتیک‌ ترین و مستبد ترین کشور‌های آسیا، افریقا و امریکای لاتین نظام ریاستی حاکم است بلکه ماهیت و ویژگی‌های چنین نظام است که کشور را از مردم-سالاری دور می‌سازد و مشارکت ملت را در قدرت به آخرین حد کاهش می‌دهد.

در نظام ریاستی یکی از مشکلاتی که باعث انحطاط سیاسی میشود، عدم همکاری میان قوای مجریه و مقننه است. نظام نظارت و توازن، و رقابت میان دو قوه دولت منجر به بن بست ها و تصویب و اجرا نشدن قوانین و اصلاحات لازم میگردد و سیاست‌گذاری را خیلی کند میسازد. نظام‌های پارلمانی زودتر و بهتر خود را میتواند با شرایط روز وفق بدهد و اصلاحات را در کشور و حکومت بیاورد.

در قرن نزدهم بریتانیا در ظرف یک و نیم دهه توانست دیوان-سالاری را مدرن و معیاری بسازد و فساد را در آن بکاهد چونکه قوای مقننه و مجریه در این راستا همکاری و همیاری کردند. در ایالات متحده‌ی امریکا تقریباً نیم قرن طول کشید تا این اصلاحات را بیاورند و یک دیوان-سالاری مدرن را شکل بدهند. در افغانستان که نیاز است که راه برای دولت-سازی مدرن هموار باشد، باید یک نظامی برگزیده شود که همکاری میان قوا بیشتر شود و اصلاحات به وقت اجرا شوند و به غیر از نظام پارلمانی دیگر نظامی وجود ندارد که این همکاری میان قوا را ایجاد کند.

اختلاف‌های غنی و عبدالله بر سر چیست؟

طرح نظام پارلمانی در افغانستان؛ انگیزه‌ها و واکنشها

طرفداران نظام پارلمانی در افغانستان جبهه سیاسی تشکیل دادند

نماینده فوق‌العاده غنی: ادعای احتمال فروپاشی حکومت بی‌بنیاد است

چهاردهمین سالگرد حکومت موقت؛ تجربه تقسیم قدرت در افغانستان

مهم‌ترین پیامد تغییر نظام ریاستی به پارلمانی در افغانستان، تقویت سازوکار پاسخگویی در قوه‌ مجریه است. در نظام ریاستی، نهاد ریاست جمهوری و بقیه‌ کابینه پاسخگوی هیچ نهاد و قوه نیست و این باعث افزایش فساد و انحصار قدرت میگردد. رییس جمهور در نظام فعلی هر پنج سال انتخاب میشود و با صلاحیت‌های فوق العاده که برایش در قانون اساسی پیشبینی شده است، میتواند هر کاری را که بخواهد انجام بدهد بدون اینکه جوابگوی کسی باشد. اگر نظام عوض شود و حکومت از طرف قوه مقننه تشکیل یابد، هیچ حزب و یا فرد بدون اجماع اکثریت، نمیتواند سیاستی را اتخاذ کند. در اصل، گروه های سیاسی مجبور میشوند که برنامه‌ها و سیاست‌های‌شان را به اساس منافع همه مردم شکل بدهند تا بتوانند در قدرت باقی بمانند.

حالا در افغانستان، کسانی که به قدرت میرسند بدون در نظرداشت منافع همه مردم، برای شخص خود و قوم خود تنها فعالیت دارند و این صدمه‌ بزرگ به کفایت و موثریت وزارت‌خانه‌ها و دیگر نهاد‌های اجرایی وارد کرده است.‌ یک پژوهش جامع از طرف بانک جهانی نشان میدهد که فساد اداری در نظام های پارلمانی خیلی کمتر میباشد و مبارزه با آن آسانتر بوده است. در افغانستانی که هر سال مقام فاسدترین کشور‌های جهان را کسب میکند و بیشترین فساد در قوه مجریه انجام میشود باید نظام حکومتداری را تغییر داد تا شفافیت و کارایی حکومت تضمین گردد.

حق نشر عکس AP
Image caption مراسم تحلیف حامد کرزی، اول جدی ۱۳۸۰. او ریاست حکومت ائتلافی متشکل از سی عضو مرتبط با گروه‌های مختلف سیاسی-قومی را به عهده گرفت

نظم و انضباط در قوه مقننه

یکی از ضعف‌های عمده‌ نظام فعلی در افغانستان عدم نظم و انضباط در سیاست‌های کشور است. امروز رقابت‌های سیاسی در کابل و سراسر کشور فرد-محور است و هیچ ساختار موجود نیست که جلو سیاست‌های نا‌سالم و بی بند و باری را بگیرد. این وضع باعث افزایش نابسامانی و فساد و سیاست‌های فردی در قوه‌ مقننه شده است. ریاست-جمهوری با پول و وعده‌ مقام در حکومت به آسانی میتواند وکلای پارلمان را زیر تاثیر خود بیاورد و در نتیجه ائتلاف‌های سازنده و برنامه-محور در این قوه تا به امروز شکل نگرفته است. هر شخص برای منافع خود عمل میکند و هیچ سازوکار برای ایجاد انضباظ و نظم در شورای ملی وجود ندارد.

اما، در نظام‌های پارلمانی نقش اصلی برای احزاب، نه افراد، داده میشود و در چنین وضع، بسیار برای یک نماینده در شورای ملی مشکل خواهد شد که معامله شخصی نماید و بیرون از چهارچوب اهداف و برنامه حزب خویش فعالیت کند. یک پارلمان منظم و مقتدرمیتواند همه برنامه‌های دولت را زیر نظر داشته باشد و در صورت کم کاری و ناکامی حکومت تغییرات و اصلاحات فوری بیاورد. در نظام موجود در افغانستان بیشترین کاری را که شورای ملی میتواند انجام بدهد، استیضاح وزرا و مقامات حکومت میباشد که در وعده‌‌های شخصی به نمایندگان عمل نمیکنند و کمترین پول را برای این نمایند‌ه‌ها وعده می نمایند.

منتقدان نظام پارلمانی به این باور هستند که عدم حضور احزاب فعال در افغانستان آوردن این نظام را دشوار ساخته است. این فرضیه با دو دلیل اشتباه است. اولاً در افغانستان احزاب نیمه-فعال همین اکنون موجود اند و بسیاری‌ گذشته تاریخی و ریشه‌‌ عمیق در جامعه دارند. ثانیاً، تشکیل احزاب در افغانستان همانند دیگر کشور‌های که نظام ریاستی فرد-محور را به پارلمانی حزب-محور تغییر دادند، کاری دشوار نخواهد بود.

در گذشته، حکومت‌های افغانستان نیز مثل حکومت فعلی طرفدار شکلگیری احزاب نبودند و اما در آن روزگار احزاب و جنبش های گوناگون تشکیل یافتند و حتی توانستند قدرت را بگیرند. از این رو، اگر یک نظامی باشد که زمینه‌های لازم برای تشکیل احزاب را فراهم کند، شهروندان فعال به زودترین فرصت حزب-سازی را به راه می اندازند.

در فرجام، نظام پارلمانی یگانه نظامی است که با بافت اجتماعی و وضعیت کنونی افغانستان سازگار است و، بنا بر این مناسب ‌ترین نظام سیاسی برای آینده‌ مردم و دولت افغانستان، نظام پارلمانی است. زمانی که اکثریت کشور‌های آزاد و دموکراتیک دارای چنین نظام هستند و تحقیقات نیز موفقیت آنرا برای حکومتداری خوب نشان داده است، چرا از این نوع نظام حمایت نکنیم. نظام ریاستی پاسخگوی نیازهای افغانستان نیست و در ۱۳ سال گذشته اثر منفی داشته است.

آوردن هر نظام در یک کشور دشواری‌های خود را میداشته باشد و اگر امروز نظام پارلمانی هم در افغانستان جانشین نظام ریاستی شود در کوتاه-مدت چالش‌های خود را خواهد داشت و اما کشور در یک مسیر درست قرار خواهد گرفت و زمینه برای همکاری و همگرایی ایجاد خواهد شد.