خاتمی و گذر از فیلسوف به سیاستمدار

  • 20 فوریه 2017 - 02 اسفند 1395
  • اظهارنظر
ناظران

رفتارهای این روزهای محمد خاتمی را می توان دوره گذار از یک فیلسوف به یک سیاستمدار خواند. البته نه اینکه او مدعی فیلسوف بودن باشد، بلکه عده‌ای از سیاستمداران ادبیات او در دوره ریاست جمهوری را «تعابیر فلسفی» می‌خوانند. این تعریف البته از نگاه عده‌ای از شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اصولگرا «مدح شبیه به ذم» بود و آنان معتقد بودند، خاتمی به جای اینکه خود را رئیس جمهور ایران بداند، دوست دارد نقش یک رهبر جهانی و یا اندیشمند را بازی کند تا آن جا که زمامداری فیلسوفان را نسخه‌ای برای همه دنیا می‌داند.

مدتی پس از آنکه نزدیکان خاتمی به استقبال سازمان ملل از طرح گفت و گوی تمدن‌ها می‌بالیدند، گروهی دیگر یادآوری می‌کردند که او نتوانسته گفت و گو را در ایران جا بیندازد. گروهی از روزنامه‌نگاران مانند احمد زیدآبادی نیز نقدهایی در نگاه خاتمی به سیاست می‌نوشتند.

محمد خاتمی در سال‌های آخر ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده بود که دیگر نهادهای حاکمیت، رئیس جمهور را تنها فردی "تدارکاتچی" می‌خواهند و لوایح "دوقلو" برای افزایش اختیارات خود به مجلس فرستاد اما درنهایت شورای نگهبان آنها را رد کرد. با این حال پس از ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، عده‌ای به این نتیجه رسیدند که خاتمی از همان اختیارات محدود خود هم استفاده نکرد.

از جمله نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی او را متهم کردند که مانند هاشمی "مدیریت انتخابات" را به خوبی انجام نداده است. خاتمی، قبل از انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ وعده داده بود که در تلافی خطبه‌های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی در سال ۷۶ مبنی بر جلوگیری از تقلب هم که شده، انتخاباتی سالم برگزار می‌کند.

با این حال اکبر هاشمی رفسنجانی بعدها گفت که او به این وعده عمل نکرده و "مرحله دوم، استاندارها -که همه اصلاح‌طلب بودند- کار را به کلی رها کردند، اصلا کاری نداشتند به انتخابات؛ هر چه خواستند در صندوق ریختند و هر چه خواستند خواندند".

حق نشر عکس MATT CAMPBELL - Getty
Image caption مدتی پس از آنکه نزدیکان خاتمی به استقبال سازمان ملل از طرح گفت و گوی تمدن‌ها می‌بالیدند، گروهی دیگر یادآوری می‌کردند که او نتوانسته گفت و گو را در ایران جا بیندازد

محافظه کاری برای محبوب ماندن نیز یکی از ویژگی‌های محمد خاتمی در دوره ریاست جمهوری بود تا آن جا که درباره موضوعاتی مانند حمله اصلاح‌طلبان به هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم با وجود نظر مخالف سکوت کرد. خاتمی حتی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ نیز از نامزد مورد نظر خود حمایت صریح نکرد، اما با این حال برخی از نامزدهای اصلاح‌طلب از او دلخور شدند.

رئیس جمهور سابق چند سال است که بر خلاف گذشته،رهبری جریان اصلاح‌طلب و یا حداقل بخش عمده‌ای از این جریان را بر عهده گرفته است. این اقدام او بر خلاف رویه معمولش در دوره ریاست جمهوری است، چرا که به گفته نزدیکانش در آن دوره از پذیرش این نقش ابا داشت.

خاتمی بر خلاف دوره ریاست جمهوری خود دیگر تلاش نمی‌کند تنها چهره‌ای محبوب باقی بماند و گاهی بر خلاف انتظار و درخواست هواداران خود رفتار کرده است؛ از جمله رای دادن او در انتخابات مجلس نهم در دماوند که هنوز مضحکه گروهی از مخالفانش است.

برخی از منتقدان نیز اصل این رفتار خاتمی را تایید می‌کنند اما معتقدند نحوه رفتار او دراین موضوع یک بی‌سلیقگی بوده است، چرا که او می‌توانست چند ماه قبل از انتخابات مانند افراد دیگری چون عبدالله نوری و یا هاشمی رفسنجانی به صراحت از شرکت در انتخابات سخن بگوید.

در آن انتخابات اما شاید محمد خاتمی هنوز در مرز محبوب ماندن و عمل به خواسته خود مردد بود. پس از آن اما رفتار خاتمی یک منحنی ثابت داشته و تلاش کرده با رفتارهایی در چارچوب حکومت جمهوری اسلامی، زمینه‌هایی را برای بازگشت اصلاح‌طلبان به قدرت و یا نقش‌آفرینی بیشتر آنان فراهم کند که از جمله آنها انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ و مجلس دهم است.

طرح محمد خاتمی برای «آشتی ملی»اما واکنش‌های زیادی را به دنبال داشته و رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکان او نیز از این طرح استقبال نکرده‌اند و خواستار "توبه" اصلاح‌طلبان و رهبران جنبش سبز شده‌اند. این واکنش از سوی منتقدان به معنای شکست این طرح تعبیر شده است.

از نگاه نزدیکان خاتمی از جمله عبدالله رمضانزاده، سخنگوی دولت اصلاحات، رفتار طرف مقابل در مقابل این پیشنهاد تنها عامل تعیین کننده نیست و از دیدگاه برخی دیگر از طرفداران این طرح، واکنش طرف مقابل هر چه باشد خاتمی با طرح این پیشنهاد برنده است.

بیشتر بخوانید:

واکنش علنی و منفی رهبر جمهوری اسلامی به این طرح اما می‌تواند یک معنای دیگر هم داشته باشد. گروهی از سیاستمداران درباره رفتار اکبر هاشمی رفسنجانی معتقد بودند وقتی او به موضوعی به صورت علنی اعتراض می کند، یعنی رایزنی‌های پشت پرده‌اش درباره آن به نتیجه نرسیده است. درباره برخی از رفتارهای رهبر جمهوری اسلامی نیز می‌توان این استنباط را داشت که وقتی به موضوعی به صورت علنی اعتراض می‌کند، یعنی تشرهای پشت پرده اش به اندازه ای که تمایل داشته جدی گرفته نشده است.

سخنان رهبر جمهوری می تواند تلاشی برای پایان دادن به موضوع "آشتی ملی" نیز باشد چرا که او به صراحت از پر و بال دادن روزنامه ها به این موضوع انتقاد کرده است.از سوی دیگر این سخنان می تواند هشداری به مقامات دولت حسن روحانی و اصولگرایان میانه رو باشد که این موضوع را پیگیری نکنند. چرا که براساس شنیده ها برخی از اعضای دولت از جمله اسحاق جهانگیری، معاون اول حسن روحانی، این موضوع را در دیدار با رهبر جمهوری اسلامی مطرح کرده‌اند.

از سوی دیگر این پیشنهاد می‌تواند موضع اصولگرایانی که واسط بین اصلاح طلبان، دولت حسن روحانی و رهبر جمهوری اسلامی هستند را تقویت کند و آنان در جلسات خصوصی این موضوع را مطرح کنند که اصلاح طلبان یک گام برداشته اند و طرف مقابل هم باید یک گام بردارد.

حق نشر عکس HENGHAMEH FAHIMI
Image caption عبدالله نوری نیز زمانی که مدافع شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم بود، این سئوال را مطرح کرده بود که "در زمان دولت اصلاحات مرحوم آیت الله العظمی منتظری سال ها در حصر بودند، آیا اصلاح طلبان فعالیت اصلاحی و تلاش سیاسی و انتخاباتی خود را تعطیل و مشروط به رفع حصر و یا آزادی زندانیان سیاسی کردند"

استناد خاتمی به تهدیدهای خارجی برای جا انداختن موضوع "آشتی ملی" ممکن است از طرف گروهی یک سوء استفاده از شرایط تلقی شود اما از طرف دیگر خاتمی رهبر یک جریان سیاسی است که باید تلاش کند از فرصت ها برای رسیدن به خواسته های خود بهره ببرد و به عبارتی او اینک "خدای شترهای" خود است نه "خدای کعبه".

درکنار موضوعات سیاسی درباره بحث "آشتی ملی" موضوع دیگر وضعیت قربانیان حوادث سال ۸۸ است و برخی طرح خاتمی را به معنای "نادیده گرفتن خون" کشته شدگان این اعتراض‌ها دانسته اند.

وارد کردن خانواده آسیب دیدگان سال ۸۸ به موضوع "آشتی ملی" کمکی به هیچ یک از طرفین بحث نخواهد کرد، چرا که ممکن است برخی از خانواده های این آسیب دیدگان نیز با طرح "آشتی ملی" موافق باشند و عملا اظهار نظر خانواده های کشته شدگان هر چند ممکن است یک نشانه باشد اما حجت قاطعی برای تائید یا رد آن نیست.

از سوی دیگر استفاده از آسیب دیدگان دراین موضوعات و یا در مقابل موضوعاتی مانند انتخابات می تواند رفتار جمهوری اسلامی با خانواده کشته شدگان جنگ ایران و عراق را تداعی کند که در بزنگاه های سیاسی موضوع "خانواده شهدا" مطرح می شود.

همچنین شوربختانه مذاکره سیاسی همیشه به معنای تشکیل دادگاهی برای مجازات عاملان نیست و موضوع فرجام خواهی گاهی امکان طرح در مذاکرات را ندارد. خصوصا با وضعیت فعلی جمهوری اسلامی که موضوع فرجام خواهی تا زمان باقی بودن حکومت شانسی برای طرح ندارد.

از سوی دیگر مثال‌های نه چندان مستقیمی درباره تفاوت موضوع مذاکره سیاسی با گذشتن از حق کشته شدگان وجود دارد. جمهوری اسلامی پس از سالها با صدام حسین صلح کرد و رئیس جمهور کشور مجبور به نامه نگاری با او شد. این اقدام هم می توانست گذشتن از خون کشته شدگان جنگ ایران و عراق تلقی شود اما به هر حال حکومت ایران به این نتیجه رسید که توقف جنگ بهتر از ادامه آن است و حتی گروه های اپوزیسیون هم اصل این حرکت را تایید کردند، هر چند آن را دیر هنگام دانستند.

هر چند که این مثال قابل تعمیم به وضعیت داخلی ایران نیست و رهبر جمهوری اسلامی حتی مانند صدام حسین هم آماده مذاکره نیست. اما این مثال‌ها تنها شاهدی بر این است که موضوع آسیب دیدگان همیشه در مذاکرات طرفین درگیری مطرح نمی شود و از سوی دیگر سیاستمداران گاهی مجبورند با کسانی به مذاکره بنشینند که روزگاری هر صفت ناروایی که سراغ داشته اند نثارشان کرده‌اند.

حق نشر عکس BEHROUZ MEHRI
Image caption طرح محمد خاتمی همچنین در شرایطی مطرح می شود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی همچنان در حصر هستند و مطرح کردن موضوع آشتی در این شرایط ممکن است از نظر گروهی اخلاقی نباشد

طرح محمد خاتمی همچنین در شرایطی مطرح می شود که میرحسین موسوی و مهدی کروبی همچنان در حصر هستند و مطرح کردن موضوع آشتی در این شرایط ممکن است از نظر گروهی اخلاقی نباشد.

برای پاسخ به این موضوع شاید لازم باشد که به تجربه های مشابه گذشته بازگشت. بهمن ماه سال ۷۸ و حدود چهار ماه پس از صدور حکم بی سابقه پنج سال زندان برای عبدالله نوری که برخی گروه های اصلاح طلب از او به عنوان رئیس مجلس ششم نام می بردند، اصلاح طلبان در انتخابات مجلس شرکت کردند و حتی برادر عبدالله نوری نیز در تهران نفر سوم شد و رای خود را هدیه مردم تهران به برادرش خواند.

مهدی کروبی، رئیس مجلس ششم نیز حتی با وجود اینکه ۱۹۰ کرسی انتخابات مجلس هفتم را از پیش تعیین شده و "غیر رقابتی" خوانده بود و بسیاری از نزدیکانش نیز رد صلاحیت شده بودند، باز هم در انتخابات مجلس هفتم شرکت کرد.

عبدالله نوری نیز زمانی که مدافع شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم بود، این سوال را مطرح کرده بود که "در زمان دولت اصلاحات مرحوم آیت الله العظمی منتظری سال ها در حصر بودند، آیا اصلاح طلبان فعالیت اصلاحی و تلاش سیاسی و انتخاباتی خود را تعطیل و مشروط به رفع حصر و یا آزادی زندانیان سیاسی کردند؟"

البته عبدالله نوری در نهایت برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نهم به نتیجه نرسید اما او سپس در خانه اش نشست هایی را برای شرکت اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ برگزار کرد.

بررسی این نوع رفتارها می تواند نشان دهنده این باشد که انتخاب روش‌ها در سیاست قاعده قطعی ندارد وروش‌ها و استراتژی‌ها می تواند در شرایط مختلف متفاوت باشد.