مردان افغان و حقوق زنان: مسئله یا راه حل؟

شاید بتوان گفت که در دوران اخیر موضوع حقوق و پایگاه اجتماعی زنان در هیچ کشوری به اندازه افغانستان چه در سطح سیاسی و چه زمینه اجتماعی آن مورد مشاجره نبوده است. این مسئله حتی به شکلی گسترده تر در سطح بین المللی در قالب «آزادسازی زنان» از ظلم و ستم طالبان، به عنوان یکی از توجیهات مداخله نظامی به رهبری آمریکا در سال ۲۰۰۱ مطرح شد. پس از سقوط طالبان و روی کار آمدن دولت های جدید تا کنون، «حقوق زنان افغان» به نماد پیشرفت و توسعه و همچنین شاخصی برای ارزیابی موفقیت تلاش های جامعه بین المللی در افغانستان بدل شده است. بر این اساس به مناسبت روز جهانی زن این نوشتار فرصتی را برای ارزیابی اجمالی وضعیت زنان و ارایه راهکارهایی فراهم می کند که در عرصه تأمین برابری جنسیتی در افغانستان کمتر بدان پرداخته شده است.

در طول ۱۶ سال گذشته البته تلاش های صورت گرفته و بهبودهای حاصل شده در زمینه حقوق زنان در جامعه افغانستان غیر قابل انکار است؛ به عنوان مثال قوانین، پالیسی ها و استراتیژی های زیادی همچون استراتیژی جندرِ استراتیژی انکشاف ملی افغانستان ۱۳۸۷-۱۳۹۱، پلان کاری ملی برای زنان افغانستان ۱۳۸۷-۱۳۹۷ و اخیرا استراتیژی ملی مبارزه با خشونت در برابر زنان با هدف بهبود وضعیت زنان افغان و تأمین برابری جنسیتی تدوین شده و برنامه های حمایتی متعددی نیز از سوی نهادهای بین المللی کمک رسان در این راستا مورد تطبیق قرار گرفته است (به عنوان نمونه از «پروموت» به عنوان بزرگترین برنامه توانمندسازی زنان در افغانستان از ابتدای تـأسیس USAID یاد شده است.) همچنین حضور زنان و دختران در مدارس، دانشگاه ها و اماکن عمومی حداقل در سطح کلان شهرهایی چون کابل نسبت به گذشته هر چه بیشتر قابل مشاهده است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption دستاوردهای عرصه حقوق زنان در افغانستان بسیار شکننده و میزان خشونت علیه زنان زیاد و فراگیر توصیف شده است.

با وجود همه این شواهد، دستاوردهای عرصه حقوق زنان در افغانستان بسیار شکننده و میزان خشونت علیه زنان زیاد و فراگیر توصیف شده است. بر اساس گزارش توسعه برنامه انکشافی ملل متحد شاخص نابرابری جنسیتی در افغانستان در سال ۲۰۱۴ ، ۰.۶۹۳ بوده که در میان ۱۸۷ کشور رتبه ۱۶۹ را به خود اختصاص داده است. کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در هشت ماه اول سال ۲۰۱۶ تعداد ۲۶۲۱ مورد خشونت خانگی را ثبت کرده که با تعداد سال ۲۰۱۵ یکسان بوده است. رسانه های جمعی نیز گاه و بیگاه خبرهای تکان دهنده از خشونت های مردان علیه زنان در مناطق مختلف افغانستان را بازتاب می دهند.

می توان گفت یکی از موانعی که در راه دستیابی به برابری جنسیتی در افغانستان نقش کلیدی ایفا کرده تقلیل مفهوم جندر/جنسیت به «زنان» یا «حقوق زنان» و نادیده گرفتن نقش مردان در تأمین این حقوق بوده است. هنوز هم پس از گذشت یک و نیم دهه از شروع تلاش های نوین جهت تغییر گفتمان مردسالار در افغانستان، اصطلاح «جندر» در افغانستان به شکل غالب، مساوی با «زن» تلقی می شود. این در حالی است که مفهوم جنسیت یا جندر به نقش های زنان و مردان اشاره دارد. چنین تقلیلی سبب شده که چه در سطح سیاستگزاری و چه در سطح تطبیق و فعالیت های مدنی، به نقش مردان و پسران جوان در تأمین برابری جنسیتی توجهی نشود.

در تصویر کلیشه ای و غالب، مردان افغان صرفاً به عنوان عاملین سیستم مردسالار، موجوداتی زن ستیز و یا مرتکبین خشونت جنسیتی معرفی شده و به ندرت به عنوان بخشی از راه حل در نظر گرفته می شوند.

رعایت برابری جنسیتی در جامعه افغانی هم به نفع زنان و هم مردان است. همان گونه که یکی از مطالعات اخیر در زمینه مردانگی های افغان و نابرابری جنسیتی نشان می دهد در اجتماعات افغانی از «مرد»، پیش ازهر چیز انتظار می رود تا نفقه خانواده را تأمین کرده و فامیل را سرپرستی کند؛ بر علاوه، وی وظیفه حمایت و حفاظت از خانواده و کشور را عهده دار است. در مقابل مهمترین مسئولیت زنان از دیدگاه مطالعه شوندگان اداره خانه بیان شده است.

حق نشر عکس Reuters
Image caption برخی از مردان و مطلعین دینی بر این باور هستند که احکام اسلامی برای «مردان» بنا به مرد بودن شان این حق را مجاز شمرده، در صورتی که زنان در برابر تصمیم های آنان مقاومت کنند از خشونت کار بگیرند.

در این تحقیق نشان داده شده که مردان فشار زیادی را متحمل می شوند تا به نقش های مورد اشاره عمل نمایند. در غیر این صورت از سوی اجتماع با عناوین «بی غیرت» یا «نامرد» برچسب می خورند. در یکی از موارد ثبت شده، مرد افغان در یکی از قریه های ولایت کابل بنا به «نبود کار و عدم استطاعت مالی در تأمین هزینه خانواده اش» خودکشی کرده است.

همچنین ارتباط بین تعاریف مردانگی و به کارگیری خشونت علیه زنان در بستر جامعه افغانستان حداقل از یک منظر به روشنی نشان داده شده است: برخی از مردان و مطلعین دینی بر این باور هستند که احکام اسلامی برای «مردان» بنا به مرد بودن شان این حق را مجاز شمرده، در صورتی که زنان در برابر تصمیم های آنان مقاومت کنند از خشونت کار بگیرند.

در نهایت، به منظور تأمین حقوق زنان در افغانستان ضرور است تا مردان و پسران به عنوان شرکای برابری جنسیتی در نظر گرفته شوند. نیاز است تا تعاریف جدید و انتقادی از مفاهیم مردانگی افغان ارایه شود که نابرابری و خشونت جنستی را نفی نماید. این تعاریف باید با در نظرداشت زمینه بومی افغانی، نظم جنسیتی موجود را به چالش گیرد. همچنین نیاز است تا درباره پیامدها و فواید برابری جنسیتی به مردان و زنان، خانواده و اجتماع افغانی به شکل گسترده اطلاع رسانی گردد. شیوه زندگی سالم باید برای اعضای خانواده آموزش داده شده و انواع خشونت علیه زنان به شکل دقیق تعریف و به عنوان ضد ارزش های دینی و فرهنگی برای عموم مردان و زنان معرفی گردد.