تكاپو براى تصرف رقه و پيامدهاى استراتژيك آن

  • 5 آوریل 2017 - 16 فروردین 1396

با نزديك شدن به آزادسازى موصل و شكست داعش در عراق، بسيارى از چشم ها به رقه، پايتخت دولت اسلامى در سوريه، دوخته شده. تصرف قريب الوقوع موصل به دست نيروهاى عراقى پرسش هاى فراوانى را درباره آينده اين گروه تروريستى، و فراتر از آن اوضاع نابسامان عراق و به ويژه جنگ داخلى سوريه در دوره پس از داعش برانگيخته است.

در حالى كه تكليف موصل پس از بيرون راندن گروه دولت اسلامى تا حد زيادى معلوم است - بدين معنى كه اداره آن طبيعتا در دستان دولت مركزى عراق و در حيطه حاكميت آن خواهد بود - وضعيت رقه به دليل جنگ داخلى سوريه و رقابت بازيگران داخلى و بين المللى مختلف در آن چندان مشخص نيست و به راحتى نمى توان حاكميت رژيم بشار اسد بر رقه را پس از آزادسازى بالقوه آن از چنگال داعش مفروض پنداشت. از اين جهت، تكاپويى شديد و چندجانبه از سوى قطب ها و گروه هاى دخيل در سوريه براى تسلط بر رقه پس از شكست داعش در عراق شكل گرفته است.

حق نشر عکس Reuters
Image caption نیروهای سوریه دموکراتیک در حال پیشروی به سوی رقه هستند

در ادامه نگاهى گذرا به اين قطب ها و رقابت ميان آنها انداخته و مى كوشيم دلالت هاى استراتژيك نبرد رقه را واكاوى كنيم.

با تصرف حلب از سوى نيروهاى رژيم بشار اسد و حاميان آنها در دسامبر ٢٠١٦ و محدود شدن هسته هاى اصلى شورشيان و مخالفان دولت اعم از ميانه رو و افراطى به ادلب در نزديكى مرز تركيه، ورق جنگ در غرب كشور كاملا به نفع حكومت سوريه برگشت. از آن پس، با كمك نيروى هوايى روسيه و شبه نظاميان وابسته به ايران، قدرت و سلطه رژيم اسد در ديگر نواحى غربى سوريه نيز به طور روزافزون تحكيم گشته است، تا حدى كه در ماه مارچ شورشيان موافقت كردند شهر حمص را - كه در واقع از مراكز اعتراضات مردمى سوريه عليه حكومت بود - همراه با خانواده هايشان به مقصد ادلب ترك كنند.

با اين حال، جنگ داخلى سوريه هنوز پايان نيافته و به ويژه شرق و مناطق شمال و شمال شرقى كشور از جمله استان نفت خيز ديرالزور و رقه كه در حال حاضر عمدتا تحت سلطه داعش قرار دارند، هنوز جولانگاه گروه هاى منازع و رقباى منطقه اى و بين المللى ست. اگر از نيروهاى اسلام گراى متمركز در غرب مانند جبهه فتح شام يا نصره سابق و احرار شام صرف نظر كنيم، سه قطب اصلى كه مى كوشند با تصرف رقه جاى داعش را بگيرند بدين قرار است: نيروهاى رژيم سوريه به همراه حاميان روسى و ايرانى آن، نيروهاى كرد و حاميان آمريكايى آنها، و در نهايت نيروهاى عرب تحت حمايت تركيه. با توجه به رقابت ميان قطب هاى مذكور براى تصرف قلمرو بيشتر در مناطق شرقى و شمالى سوريه، شايد بتوان ادعا كرد كه اكنون رقه به آوردگاهى كليدى براى قدرت نمايى و سهم خواهى روسيه، آمريكا، ايران و تركيه تبديل شده و آينده سوريه به عنوان يك كشور و نيز نحوه اداره آن تا حدى به اين بستگى دارد كه چه نيرو يا قطبى جاى داعش را پر خواهد كرد.

شايد به همين دليل است كه ارتش سوريه به كمك نيروى هوايى روسيه، بمباران استان ادلب را در شمال غرب كه عمدتا تحت كنترل ائتلافى از گروه هاى شورشى قرار دارد شدت بخشيده. در واقع به نظر مى رسد هدف از اين حملات فشرده، كه نمونه بارز آن حمله شيميايى گسترده و مرگبار به شهر خان شيخون در اوايل ماه آوريل بود، فلج كردن مخالفان در استان ادلب باشد تا پنانسيل و زمينه لازم براى مانور آزادانه تر در شرق براى حكومت فراهم گردد.

از طرف ديگر، آمريكا نيز كمك هايش را به نيروهاى كرد و عرب سورى مستقر در شمال شرق افزايش داده است. انتقال هوايى بى سابقه حدود ٥٠٠ تن از اين رزمندگان - كه به طور رسمى تحت عنوان "نيروهاى دموكراتيك سوريه" شناخته مى شوند - به پشت خطوط مقدم نبرد با داعش در شهر طبقه و سپس حمايت هوايى از آنها در جريان بازپس گيرى پايگاه نظامى طبقه، نمونه اى از تعميق مداخله آمريكا در جنگ داخلى سوريه در راستاى تلاش براى تصرف رقه است.

طبقه بندى كلى قطب هاى رقيب در صحنه نبرد سوريه اما بدين معنا نيست كه رابطه اى وثيق و مشخص - مثلا مبتنى بر خصومت صرف - بين آنها وجود دارد. در حالى كه تمامى نيروهاى دخيل در منازعه از جمله رژيم اسد در مقاطع مختلف از داعش براى پيشبرد اهداف ميدانى و استراتژيك خود بهره گرفته اند، برخى از اين گروه ها بنا به اقتضاى منافعشان اكنون در جنگ عليه داعش از همديگر حمايت نيز مى كنند.

پشتيبانى آمريكا از يگان هاى مدافع خلق در شهر منبيج در شمال - كه از گذرگاه هاى اصلى براى دسترسى به رودخانه فرات و شهر رقه در ناحيه شرقى درياچه اسد به شمار مى رود - و همچنين استقرار نظاميان روسيه در اطراف آن آشكارا باعث اجتناب نيروهاى تحت حمايت تركيه از حمله به شهر در اوايل ماه مارچ و بيرون راندن كردها از آن شد. در همين راستا، استقرار نيروهاى روسى در شهر عفرين در شمال غربى سوريه كه تحت كنترل يگان هاى مدافع خلق قرار دارد خشم تركيه را برانگيخت، تا جايى كه بنا به برخى گزارش ها وزارت خارجه تركيه كاردار روسيه را در اواخر ماه مارچ براى اعتراض به حمايت مسكو از كردهاى سورى فرا خواند.

حمايت آمريكا و روسيه از نيروهاى كرد تا حدى پيش رفت كه در نهايت بينالى ييلديريم، نخست وزير تركيه، تقريبا همزمان با سفر وزير خارجه ايالات متحده ركس تيلرسون به آنكارا پايان عمليات "سپر فرات" را اعلام كرد، عملياتى كه اردوغان اميدوار بود پس از تسخير الباب به دست نيروهاى سنى مورد حمايتش، تصرف رقه را نيز براى تركيه به ارمغان بياورد.

در پايان بايد افزود كه با آزادسازى قريب الوقوع موصل در شمال عراق و پاكسازى نواحى اطراف آن از نيروهاى داعش، احتمالا شبه نظاميان شيعه بيشترى براى كمك به نيروهاى ارتش سوريه در مرز با عراق به خصوص مناطق ديرالزور و رقه در اختيار خواهند بود، امرى كه مى تواند به شكل گيرى جبهه اى شرقى براى نبرد با داعش در سوريه بيانجامد. در صورت وقوع چنين تحولى، حضور ايران و شيعيان وفادار به آن در شرق سوريه تقويت شده و حكومت اسد شانس بهترى براى تسلط بر برخى از نواحى شرقى كشور خواهد داشت.

با اينكه در حال حاضر نيروهاى كرد تحت حمايت آمريكا در موقعيت مسلط تر و بهترى نسبت به ساير بازيگران براى تصرف پايتخت دولت اسلامى در سوريه قرار دارند، نمى توان به راحتى سرنوشت رقه را پيش بينى كرد. در هر حال، به نظر مى رسد تكاپوى شديد گروه هاى رقيب در شرق سوريه براى تسلط بر رقه و به طور كلى پر كردن خلا ناشى از شكست داعش ممكن است تنازعات ميدانى را پيچيده تر كرده و تنش ميان حاميان بين المللى آنها را بيش از پيش افزايش دهد.