چرا انتخابات نباید درباره انتخابات باشد

  • 17 آوریل 2017 - 28 فروردین 1396

بحث‌های جاری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری نیز مثل دوره قبل، درباره "انتخابات" است؛ سوال‌های تکراری و ملال‌آوری مثل تحریم یا شرکت، و سوال‌های کمی هیجان انگیزتری مثل رئیسی یا روحانی یا احمدی‌نژاد، مدام مطرح می‌شوند و به آن‌ها جواب‌های معمولا تکراری یا قابل پیش‌بینی داده می‌شود. گاهی هم سئوال‌های پایه‌ای‌تری مطرح می‌شود؛ مثل اینکه اصلا با وجود نظام نظارت استصوابی که محذوفان سیاسی را از حق کاندیدا شدن محروم و قانون اساسی که زن‌ها و غیر شیعه‌ها را از گردونه کاندیداتوری حذف می‌کند، چگونه می توان از لفظ و نفس "انتخابات" سخن گفت؟

هرچند معمولا این گونه سئوال‌ها به سرعت از سوی رسانه‌های مسلط و شکل دهندگان به افکار عمومی نزدیک به جناح‌های مختلف حاکم به حاشیه رانده می‌شوند.

اما این مطلب کوتاه، درباره هیچیک از این سئوال‌ها و بحث‌ها نیست. بلکه درباره این است که چرا مباحث انتخابات در ایران می‌تواند به گونه‌ای دیگر باشد. در این مطلب برآنم با تکیه بر مشاهدات شخصی و اسناد مکتوب یا تصویری موجود، یادآوری کنم که همیشه وضعیت مباحث انتخاباتی، مانند این دوره و دوره قبل، چنین نبوده و امید که چنین نیز نخواهد ماند.

در ۱۲ خرداد ۱۳۸۴، با فراخوان اعظم طالقانی و در اعتراض به وجود کلمه "رجال" به عنوان یکی از شرایط رییس جمهور در قانون اساسی، تجمعی کم تعداد در مقابل نهاد ریاست جمهوری شکل گرفت. این تجمع، مقدمه ای شد بر تجمع ۲۲ خرداد ۱۳۸۴ در مقابل سر در دانشگاه تهران که بزرگترین تجمع زنان پس از تظاهرات علیه حجاب اجباری در اسفند ۱۳۵۷ بوده است. تجمع جلو دانشگاه تهران، نه فقط از حیث روش، یعنی آمدن به خیابان بدون گرفتن مجوز از وزارت کشور، رادیکال بود بلکه از حیث شعار و مطالبه ای که مطرح می کرد نیز نه فقط در زمانه خودش که اکنون حتی بیش از آن زمان، رادیکال بود و هست.

بیشتر بخوانید:

مطالبات زنان از دولت های پس از انقلاب

زنان همگام با مردان از خطوط قرمز می گذرند

وعده نامزدها چقدر با مطالبات زنان همخوانی دارد؟

قدرت زنان در انتخابات ایران

جنبش زنان در سال ۱۳۸۷: 'در تنگنا ولی امیدوار'

تشکل‌های زنان که فراخوان اولیه تجمع را داده بودند و افراد و نهادهای زیادی که از آن حمایت کرده بودند، به "نقض حقوق زنان در قانون اساسی و نادیده گرفته شدن حقوق گروه های مختلف زنان و تحقیر آنان در قوانین اعتراض" داشتند. در قطعنامه پایانی تجمع جلو دانشگاه، فهرست مفید و مختصری از قوانینی که باید تغییر کنند آمده و در پایان تصریح شده که بدون اصلاح قانون اساسی چنین تغییراتی ناممکن خواهد بود. اما این تجمع، تنها فعالیت ائتلافی از زنان که حول محور طرح مطالبات با استفاده از فضای انتخاباتی شکل گرفت نبود. در روزهای پیش و پس از تجمع، این ائتلاف سعی کرد خواسته‌های خود را با استفاده از همه ظرفیت‌های رسانه ای موجود آن دوره مطرح کند و کاندیداهای مختلف ریاست جمهوری را وادار به موضع گیری درباره حقوق زنان به طور عام و لزوم تغییر قانون اساسی به طور خاص کند.

قوانین این ائتلاف روشن بود: اگرچه در فضای انتخابات فعالیت می کرد، اما درباره انتخابات، یعنی درباره رای دادن یا ندادن نبود. هیچیک از اعضای ائتلاف حق نداشتند از آن به نفع کاندیدای مورد علاقه خود یا تحریم انتخابات، استفاده تبلیغاتی کنند. به عبارت دیگر، ویژگی مهم آن ائتلاف، طرح جمعی و به همین دلیل قدرتمند، فراجناحی و مستقل از کمپین‌های انتخاباتی، مطالبات زنان و حساب‎‌کشی از کاندیداها درباره آن‌ها بود. اگرچه در واقعیت، همه اعضای آن ائتلاف، نتوانستند یا نخواستند به طور صددرصدی همراه همه فعالیت‌ها شوند، اما تقریبا هیچیک از آن‌ها از این قوانین تخطی نکرد. به عنوان مثال، زنان اصلاح طلب با این استدلال که تجمع جلو دانشگاه تهران از وزارت کشور مجوز نگرفته، از پیوستن به آن خودداری کردند و در آن‌طرف خیابان انقلاب، نظاره گر ماندند اما حتی آن‌ها هم ائتلاف زنان را به ابزاری برای افزایش رای مصطفی معین، کاندیدای احزاب اصلاح طلب بدل نکردند.

با وجود اینکه بسیاری از فعالان و تشکل‌هایی که پای فراخوان تجمع دانشگاه تهران را امضا کرده بودند در ماه‌های بعد از آن با احضار، بازجویی و لغو پروانه فعالیت خود به‌خصوص در شهرستان‌ها رو‌به‌رو شدند، فعالان جنبش زنان در آستانه انتخابات ۱۳۸۸ باز هم ائتلاف مطالباتی دیگری را شکل دادند. این بار، با توجه به فضای سیاسی موجود و سخت تر شدن همراه کردن گروه های متنوع جنبش زنان، خواسته‌ها با زبانی محافظه‌کارانه‌تر تدوین شد. برگزاری تجمع هم با دستگیری های پی در پی فعالان جنبش زنان در دو سه سال منتهی به انتخابات ۸۸ منتفی بود.

حق نشر عکس kanoon zanan irani
Image caption فعالان جنبش زنان در آستانه انتخابات ۱۳۸۸ باز هم ائتلاف مطالباتی دیگری را شکل دادند. این بار، با توجه به فضای سیاسی موجود و سخت تر شدن همراه کردن گروه های متنوع جنبش زنان، خواسته‌ها با زبانی محافظه‌کارانه‌تر تدوین شد

همگرایی جنبش زنان برای طرح مطالبات در انتخابات، با دو خواسته "پیگیری مجدانه پیوستن ایران به "کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان" و "تلاش در جهت رفع قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و به ویژه بازنگری و اصلاح اصول ۱۹، ۲۰، ۲۱ و ۱۱۵ قانون اساسی، به منظور گنجاندن اصل برابری جنسیتی بدون قید و شرط"، در اوائل اردیبهشت ۱۳۸۸ کار خود را شروع کرد.

این بار هم همان قواعد حاکم بود. با اینکه در میان بدنه اصلی شکل‌دهنده این ائتلاف و حامیان آن، از هواداران سرسخت تحریم تا فعالان ستادهای انتخاباتی موسوی و کروبی وجود داشت، "همگرایی" درباره رای دادن یا ندادن نبود بلکه از همه فضاهای انتخاباتی و به خصوص، حضور خیابانی مردم استفاده می کرد تا دو مطالبه خود را مطرح کند و از کاندیداها بخواهد نسبت به آن پاسخگو شوند. به عبارت دیگر، برعکس سال ۸۴ که یک تجمع بزرگ خیابانی برگزار شد، در سال ۸۸، فعالان همگرایی در گروه های کوچک چند نفره، سعی کردند خواسته های زنان را به خیابان‌ها بیاورند.

اگرچه مثل هر کار سخت جمعی دیگری، نقدهای زیادی می توان بر هر دو ائتلاف ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ وارد کرد، اما در شرایط امروز، حتی تصور اینکه ائتلاف مطالباتی مستقل از رای دادن و ندادن و مستقل از کمپین های انتخاباتی، توسط فعالان حقوق زنان یا فعالان حوزه های دیگر شکل بگیرد در ذهن خیلی‌ها بعید است.

تجربه جنبش زنان در دو انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ و ۱۳۸۸ به وضوح نشان می دهد که چگونه فعالان مدنی می‌توانند و باید، با عمل جمعی و مستقل خویش در فضای انتخاباتی، از انتخابات عبور کنند. این تجربه نشان می دهد که چگونه می توان فراتر از مباحثی مثل مشارکت یا تحریم و رئیسی یا روحانی یا احمدی نژاد، مباحث انتخاباتی را به امری معنا دار و در نهایت موثر در ایجاد تغییر بدل ساخت.

امروز به نظر می رسد دستاوردهای این "ماضی بعید"، در پی سرکوب شدید مخالفان و فعالان سیاسی و مدنی در سال ۱۳۸۸ و سال‌های بعد از آن، دود شده و به هوا رفته است. اما خاطره آن تلاش‌ها باید ثبت شود و بماند. نه فقط به عنوان بخشی از تاریخ بلکه به عنوان درسی عملی از اینکه چگونه می شود و باید، انتخابات درباره انتخابات نباشد.