'ميدان' آيت الله خامنه‌اى: سياست خارجى كلان ايران و نقش رياست جمهورى

  • 30 آوریل 2017 - 10 اردیبهشت 1396

حمله موشكى آمريكا به پايگاه الشعيرات سوريه در پى حمله شيميايى خان شيخون در ٤ آوريل برخى از بازيگران منطقه اى و همچنين ناظران تحولات خاورميانه را غافلگير كرد. در حالى كه بسيارى از منتقدان طبق روال سابق اقدام نظامى دولت ترامپ را به خاطر ماهيت خودسرانه آن و نقض قوانين بين المللى محكوم كردند، آيت الله خامنه اى در واكنشى تامل برانگيز آن را يك "خطاى راهبردى" توصيف نموده و گفت كه "جنایت، تجاوز، تخطی و تعدی کاملا از آمریکایی ها بر می آید و در نقاط دیگر دنیا هم این کارها را کرده اند، اما مسئله این است که آنها جرئت انجام چنین کاری را در کجا خواهند داشت؟"

رهبر ايران در ادامه سخنانش در پاسخ به اين پرسش تاكيد ورزيد كه جمهورى اسلامى با اين تشرها "از ميدان به در نمى رود".

آنچه در ظاهر و به طور خاص از چنين اظهارنظرى برمى آيد اين است كه با وجود چالش ها و فشارهاى موجود، ايران در جبهه جنگ داخلى سوريه عقب نشينى نخواهد كرد و طبق روال سابق به حمايت تمام و كمال از حكومت بشار اسد ادامه خواهد داد. اين سخن اما بر گفتمان كلان تر و فراگيرترى نيز دلالت دارد كه در واقع گفتمان حاكم بر سياست خارجى جمهورى اسلامى ست و به نظر مى رسد در آينده نيز - ماداميكه حاكميت فعلى در قدرت است - سمت و سوى كلى روابط ايران با جهان خارج به ويژه كشورهاى عربى و غربى را تعيين كند.

اينجاست كه انتخابات رياست جمهورى و رويكرد رئيس جمهور منتخب يا قوه مجريه تحت نظر او، كه مى تواند نقشى تعديل كننده يا تشديدكننده نسبت به گفتمان مذكور داشته باشد، اهميت مى يابد.

حق نشر عکس AFP
Image caption رهبر ايران در ١٢ اكتبر ٢٠١٥، يعنى چند ماه پس از توافق هسته اى، طى سخنانى در جمع مديران سازمان صدا و سيما در تهران هشدار داد كه "علیه ما یک جنگ نرم بسیار حساب شده‌ای وجود دارد. هدف این جنگ استحاله‌ جمهوری اسلامی است. اصرار به عوض کردن اسم جمهوری اسلامی ندارند، با صورت کار ندارند، سیرت را می‌خواهند تغییر دهند"

گفتمان "از ميدان به در نرفتن"

اين گفتمان چنانكه از كليدواژه هايش پيداست در واقع همان گفتمان مبارزه و "مقاومت" يا تداوم تقابل با "دشمن" است كه يكى از اركان هويتى جمهورى اسلامى به شمار مى رود و تا حد زيادى سياست خارجى كلان آن را از زمان تاسيس شكل داده است.

طبق اين نگرش، جمهورى اسلامى بازيگرى بديل (alternative) و حق محور در ميان ملت هاست كه نظم حاكم بر نظام بين المللى را - كه از ديد رهبرى انقلابى آن ظالمانه، سلطه جويانه و استثمارگرانه است - به چالش كشيده و بدين ترتيب دشمنان قدرتمندى در عرصه جهانى پيدا كرده است. همانطور كه مى توان حدس زد، يكى از لوازم پايدارى و باورپذيرى چنين رويكردى وجود دشمن يا دشمنانى ست كه در مقابل نظام انقلابى ايران ايستاده و آن را از رسيدن به اهداف "برحقش" بازمى دارند.

بیشتر بخوانید:

سیاست خارجی در ایران چگونه شکل می‌گیرد؟

انتخابات ایران و رابطه با غرب؛ رویایی که وارونه تعبیر شد

ایران و آمریکا؛ دشمنی‌ با 'پیمان مودت'

مواجهه ایران و آمریکا در خلیج فارس ناشی از چیست؟

آیا بحران جدیدی بین ایران و آمریکا در حال شکل‌گیری است؟

اين رويكرد هويتىِ "خلاف جريان غالب" يا "تجديدنظرطلبانه" (revisionist) كه در طى چند دهه گذشته ابعاد وسيعى در عمل به خود گرفته و در ساختار سياست گذارى چه در حوزه داخلى و چه در عرصه سياست خارجى ريشه دوانده، تصور رهبران ايران از مقوله "منافع ملى" را نيز شكل مى دهد. طبق گفتمان مقاومت، تامين منافع ملى صرفا به معناى بيشينه سازى منافع مادى و تحقق امنيت در معناى فراخ آن (اعم از نظامى-دفاعى، اقتصادى، اجتماعى، زيست محيطى و غيره) با هدف بهبود كيفيت زندگى عموم نيست، بلكه مستلزم حفظ هويت و عملكرد انقلابى نظام نيز هست، هويتى كه بنا به تجربه چند دهه اخير عمدتا در تعارض با منافع مادى و رفاهى فوق الذكر قرار گرفته و تلاش براى تحكيم و تثبيتش تامين آن منافع را با چالش هاى جدى مواجه كرده است.

در اين رابطه، اگر تمايزى نظرى بين اين دو گرايش ناهمخوان، يعنى تامين منافع مادى و حفظ هويت ايدئولوژيكى تجديدنظرطلبانه، قائل شويم شايد بتوان ادعا كرد كه تصميم گيران انقلابى جمهورى اسلامى در چند دهه اخير گرايش دوم را به اولى ارجحيت داده و عمدتا تحقق منافع غيرايدئولوژيكى (مانند بهبود اوضاع اقتصادى، محيط زيست، توسعه و آبادانى، سلامت عمومى و خدمات درمانى) را مشروط بر حفظ هويت و رفتار ايدئولوژيكى ساخته اند، مگر در مقاطعى كه بقاى نظام به طور جدى و بحرانى به خطر افتاده باشد.

نمونه هاى اين نوع اولويت بخشى را به وفور مى توان در سخنرانى هاى آيت الله خامنه اى و عملكرد سياست خارجى ايران پس از برجام مشاهده كرد. براى مثال، رهبر ايران در ١٢ اكتبر ٢٠١٥، يعنى چند ماه پس از توافق هسته اى، طى سخنانى در جمع مديران سازمان صدا و سيما در تهران هشدار داد كه "علیه ما یک جنگ نرم بسیار حساب شده‌ای وجود دارد. هدف این جنگ استحاله‌ جمهوری اسلامی است. اصرار به عوض کردن اسم جمهوری اسلامی ندارند، با صورت کار ندارند، سیرت را می‌خواهند تغییر دهند".

در واقع گفتمان مقاومت و "از ميدان به در نرفتن" كه در بالا بدان اشاره شد در امتداد تلاش براى حفظ "سيرت"، "باطن" يا هويت جمهورى اسلامى قرار دارد و به عبارتى بازتاب آن است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption نگاهى به سير كلان سياست خارجى جمهورى اسلامى در طول چند دهه گذشته به ويژه در دوره رياست جمهورى محمود احمدى نژاد نشان مى دهد كه هر زمان قويه مجريه تشديدكننده رويكرد "مقاومت محور" به روابط خارجى بوده، تنش ها در درون حاكميت و دستگاه تصميم گيرى به دليل همگرايى حاصل كمتر شده اما در خارج از كشور ميان ايران و جامعه بين المللى به خصوص قدرت هاى غربى افزايش يافته است

نقش رياست جمهورى

با توجه به بحث فوق، نقش رئيس جمهور يا به طور كلى قوه مجريه، كه معمولا يكى از دو حالت تشديدكننده يا تعديل كننده نسبت به رويكرد تجديدنظرطلبانه مذكور به خود مى گيرد، در اين ميان اهميت فراوان مى يابد. نگاهى به سير كلان سياست خارجى جمهورى اسلامى در طول چند دهه گذشته به ويژه در دوره رياست جمهورى محمود احمدى نژاد نشان مى دهد كه هر زمان قويه مجريه تشديدكننده رويكرد "مقاومت محور" به روابط خارجى بوده، تنش ها در درون حاكميت و دستگاه تصميم گيرى به دليل همگرايى حاصل كمتر شده اما در خارج از كشور ميان ايران و جامعه بين المللى به خصوص قدرت هاى غربى افزايش يافته است.

مخاطره اصلى چنين آرايشى آن است كه بحران هاى احتمالى مى توانند به دليل فضاى تنش آلود حاكم بر روابط خارجى از يك سو و عدم وجود نيرويى تعديل كننده در داخل از سوى ديگر شدت گرفته و تا مرز خارج شدن از كنترل پيش روند، چنانكه چندين بار در دوره زمامدارى محمود احمدى نژاد شاهد آن بوديم (مانند تشديد مناقشه هسته اى، اعمال تحريم هاى فلج كننده بازداشت ملوان هاى انگليسى و...).

در مقابل، هر گاه رئيس جمهور منتخب رويكردى نه كاملا همراستا با سياست خارجى مقاومت محور و به بيان ديگر تعديل كننده داشته، اصطكاك در دستگاه سياست گذارى طبيعتا افزايش يافته اما تنش و تقابل در روابط خارجى كشور كمتر شده است.

مزيت چنين آرايشى از نيروهاى تاثيرگذار بر تدوين سياست خارجى آن است كه زمينه و فرصت بهترى براى تنش زدايى و مهار بحران هاى احتمالى فراهم مى گردد (مانند بحرانى نشدن مساله هسته اى ايران در دوره خاتمى، توافق هسته اى در دوره روحانى، آزادى ملوانان آمريكايى بازداشت شده در خليج فارس در عرض كمتر از يك روز و…). دليل اين كارايى را نيز مى توان تا حدى به باز و موثر بودن كانال هاى ارتباطى ميان ايران و رقبا يا حتى دشمنانش نسبت داد.

در هر حال، با توجه به شرايط حاكم بر روابط بين الملل به طور كلى و روابط خارجى جمهورى اسلامى با كشورهاى ديگر به طور خاص به نظر مى رسد تامين بهينه منافع ملى اتفاقا مستلزم خروج از "ميدان" مقابله و تجديدنظرطلبى و تلاش براى تنش زدايى - دست كم در برخى مواقع - است، امرى كه عمدتا با حضور نيروهايى تعديل كننده در دستگاه سياست گذارى و تصميم گيرى امكان پذير مى گردد.