آیا نتایج انتخابات ریاست جمهوری تاثیری بر سیاست‌های منطقه‌ای ایران خواهد گذاشت؟

تمرکز کاندیداهای ریاست جهموری و نیز توجه مخاطبان ایرانی بیشتر بر مشکلات داخلی کشور و برنامه‌های هر یک از آنها در اداره وضع داخلی کشور بوده است. از این جهت توجه کافی به تاثیرات انتخابات ریاست جمهوری بر سیاست‌های منطقه‌ای ایران صورت نگرفته است.

ایران اکنون به صورت فعال و صریح در عراق و سوریه و لبنان حضور و نفوذ دارد و تمایل خود در گسترش آن در بحرین و یمن و دیگر مناطق خاورمیانه را مخفی نمی‌کند. این نفوذ از یک سو زمینه ایجاد منافع ملی قابل توجهی را برای ایران فراهم آورده است که از جمله آنها استفاده از گروه‌های تحت نفوذ ایران در این مناطق برای مشارکت در جنگ وکالتی با دشمنان ایران و شکوفایی اقتصاد ایران از طریق توسعه صادرات و کاریابی برای شرکت‌های ایرانی فعال در این مناطق است.

حضور منطقه‌ای ایران در کنار مزایای فوق، هزینه‌های گزافی را نیز برای کشور در پی داشته است که از جمله آنها هزینه تسلیحاتی و لجستیکی پشتیبانی از گروه‌های مسلح طرفدار ایران و نیز هزینه‌های ناشی از ایجاد تنش با رقبای سیاسی در منطقه است. بنابراین موضوع حضور منطقه‌ای ایران به جهت ارتباط آن با منافع ملی ایران باید برای کاندیداهای ریاست جمهوری و نیز رای دهندگان ایرانی مهم باشد.

حق نشر عکس fars
Image caption مقایسه سابقه ریاست جمهوری رؤسای سابق نشانگر این واقعیت است که اداره پرونده‌های مربوط به حضور منطقه‌ای ایران خارج از حدود اختیارات و صلاحیت‌های ریاست جمهوری است و غالبا توسط نهادهای نظامی و امنیتی تحت کنترل رهبر ایران صورت می‌پذیرد/ ظریف و سلیمانی

پرسش اصلی در این موضوع آن است که آیا بین کاندیداهای رقیب تفاوت نظری در خصوص اصل و شیوه حضور منطقه‌ای ایران وجود دارد؟ و آیا اساسا ایجاد تغییر در این سیاست در توانایی آنها است؟

مقایسه سابقه ریاست جمهوری رؤسای سابق نشانگر این واقعیت است که اداره پرونده‌های مربوط به حضور منطقه‌ای ایران خارج از حدود اختیارات و صلاحیت‌های ریاست جمهوری است و غالبا توسط نهادهای نظامی و امنیتی تحت کنترل رهبر ایران صورت می‌پذیرد. از این رو، سیاست‌های منطقه‌ای ایران شاهد تحولات اساسی‌ای در دوره‌های مختلف نبوده است. برای مثال، پشتیبانی ایران از گروه‌های مسلح عراقی ضد امریکایی در دوره حضورشان در عراق برای مقابله با آمریکایی‌ها و فشار آوردن جهت اخراج آنها از عراق در دوره ریاست جمهوری خاتمی بدون وقفه ادامه یافت. در دوره نخست ریاست روحانی نیز تفاوتی در سیاست‌های ایران در حمایت از بشار اسد و پشتیبانی از گروه‌های شیعی حامی او مشاهده نشد. افزون بر آن، شخصیت‌های بارز کابینه روحانی مانند محمد جواد ظریف و معصومه ابتکار به صورت مکرر از حضور منطقه‌ای ایران دفاع کرده و آن را امری روا و در راستای منافع ملی ایران شمرده‌اند.

بیشتر بخوانید:

لباس نظامی سلیمانی یا یقه دیپلماتیک ظریف؛ سیاست منطقه‌ای ایران

نفت؛ صحنه رویارویی ایران و عربستان

بحران مدیریت 'نفرت مذهبی' در روابط ایران و عربستان

هشدار وزیر دفاع ایران به عربستان سعودی

ظریف: ایران و عربستان باید بتوانند بحران‌های یمن و سوریه را مرتفع کنند

با این حال، شخصیت‌های بارز جناح اصلاح‌طلب در مواردی از شیوه برخورد نظام در منطقه انتقاد کرده‌اند. از آخرین نمونه های غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی نیز چندی پیش در انتقاد از سیاست جاری نظام در سوریه گفت: "ما هم دلمان می‌خواهد در سوریه و لبنان و یمن صلح برقرار شود. دفاع از مظلوم بشود و شیعیان آن جا تقویت بشوند. ولی این کار فقط با پول دادن و اسلحه خریدن و کشتن و زدن درست می‌شود؟" در مقابل او ازدیپلماسی به عنوان جایگزین مورد نظر اصلاح‌طلبان در شیوه نفوذ منطقه‌ای ایران یاد کرد: "دولت با غیرت دینی می‌گوید بگذارید از توان دیپلماسی برای حل مسائل منطقه استفاده کنیم."

این امر نشانگر آن است که نفوذ منطقه‌ای ایران از امور مورد توافق همه جناح‌های داخل نظام است و تفاوت‌ها بیشتر ناظر به ابزارهای اعمال نفوذ و تاکتیکهای به کار رفته است. بنابراین هر چند اگر اداره پرونده‌های جاری منطقه به دولت اصلاح‌طلب واگذار شود، نباید شاهد تفاوت بنیادینی در سیاست‌های منطقه‌ای ایران در گسترش نفوذ و استفاده از آن در راستای منافع ملی ایران بود.

با این حال، پر رنگ شدن نقش دیپلماسی در این پرونده‌ها زمینه برقراری تفاهمات و توافقات بین ایران و قدرتهای منطقه‌ای دیگر صاحب نفوذ در مناطق درگیری مانند عربستان و ترکیه را در پی خواهد داشت. این امر ممکن است در دراز مدت زمینه رسیدن به راه حلی مسالمت آمیز برای تشنجات جاری در منطقه فراهم آورد. پیش از این نیز شاهد نمونه‌های مشابهی از رسیدن به توافقات منطقه‌ای و تاثیرات آنها بر ایجاد صلح در مناطق درگیری بوده‌ایم. برای مثال، قرارداد طائف در سال ۱۹۸۹ با حمایت و تفاهم متقابل سوریه و عربستان، به جنگ داخلی ۱۵ ساله در لبنان پایان بخشید.

حق نشر عکس Thinkstock
Image caption البته تکرار این امر در خصوص ایران و عربستان به مراتب دشوارتر از نمونه‌های سابق پیش‌گفته است. این موضوع ناشی از شدت و عمق اختلافات و بی اعتمادی متقابل بین دو طرف و نیز شکست مکرر تجربه‌های سابق در ایجاد توافقات منطقه‌ای بین آنها است

البته تکرار این امر در خصوص ایران و عربستان به مراتب دشوارتر از نمونه‌های سابق پیش‌گفته است. این موضوع ناشی از شدت و عمق اختلافات و بی اعتمادی متقابل بین دو طرف و نیز شکست مکرر تجربه‌های سابق در ایجاد توافقات منطقه‌ای بین آنها است.

نکته دیگری که ممکن است در وضع منطقه اثرگذار باشد، شیوه برقراری رابطه با قدرتهای بزرگ جهان است. رابطه کم تشنج تر با آمریکا، زمینه گسترش درگیری بین گروه‌های متخاصم در منطقه را می‌کاهد. در واقع، کشورهای ضعیف منطقه به مناطق جنگ وکالتی بین ایران و رقبای جهانی و منطقه‌ای آن تبدیل شده است. بنابراین هر گونه تشدید خصومت بین ایران و این طرف‌ها زمینه شعله‌ور شدن تخاصم در کشورهای منطقه را افزایش می‌بخشد و به عکس هر گونه آشتی‌سازی و تنش‌زدایی بین ایران و رقبایش به احتمالات ایجاد صلح و یا دست کم آرام‌تر شدن تنش‌های جاری یاری می‌رساند.

نتیجه آن که، احتمال بروز تحولات اساسی در سیاست‌های منطقه‌ای ایران در دولت بعدی فرای از اصلاح جزئی روش‌ها و یا آثار مثبت ناشی از کاهش تنش‌ها وجود ندارد. دولت بعدی چه اصلاح‌طلب و چه اصول‌گرا برای خود حق گسترش نفوذ در منطقه و استفاده از وکلایش در منطقه قائل است و البته اساسا از اختیارات وسیعی در ایجاد تغییر بنیادین در این پرونده‌ها نیز برخودار نیست.