عملیات تروریستی داعش در تهران؛ امیدواری برای تغییر بازی دوگانه ایران در افغانستان؟

  • 8 ژوئن 2017 - 18 خرداد 1396
  • اظهارنظر
ناظران

از هر زاویه‌ای که موضوع را تحلیل کنیم، حمله غافلگیرکننده داعش به قلب تهران یک ضربۀ حیثیتی و امنیتی سنگین برای حکومت ایران بود.

موضوع تنها این نیست که داعش پایتخت ایران را برای یک روز تمام دچار شوک و هرج و مرج کرد؛ اهمیت بیشتر موضوع در این است که آنها دو مکانی را برای حمله انتخاب کردند که هم فوق‌العاده مهم هستند و هم نمادین. داعش اگر غیر از مجلس ایران و آرامگاه آیت‌الله خمینی، بطور مثال مراکز تجمع مردم عادی را هدف قرار می‌داد، اهمیت اقدام‌شان بسیار کمتر از آن چیزی می‌بود که حالا اتفاق افتاده است.

در طول سال‌های گذشته که ایران عمیقاً در بحران سوریه و عراق درگیر بوده، یکی از موضوعاتی که همیشه رهبران این کشور با افتخار از آن یاد کرده‌اند، متوقف کردن داعش در چندصد کیلومتری پشت مرزهای غربی‌اش بوده است.

حکومت ایران بارها عدم موفقیت داعش در راه‌اندازی حمله نظامی در خاک ایران را به عنوان نشانه‌ای از اِشراف و تسلط کامل استخباراتی نهادهای امنیتی‌اش بر اوضاع حساس سوریه و عراق یاد کرده‌ است. اما اینک با عملیات داعش در قلب پایتخت ایران، به نظر می‌رسد باور به تسلط نهادهای استخباراتی ایران به سختی تَرَک برداشته است.

حق نشر عکس TASNIM/REUTERS
Image caption نیروهای امنیتی در اطراف مجلس

آشفتگی و هرج‌ومرجی که پس از آغاز حمله داعش در سطوح مختلف دیده شد، از جمله واکنش فاقد نظم نیروهای امنیتی ایران و بروز سردرگمی در اطلاع‌رسانی حمله، به وضوح بیانگر بی‌خبری و غافلگیرشدن کامل نهادهای امنیتی ایران بود.

واکنش رهبران ایران و کم‌اهمیت جلوه‌دادن حمله داعش نیز بیش از هرچیز تلاشی است برای سرپوش‌نهادن بر صدمه‌ای که به حیثیت نهادهای اطلاعاتی ایران وارد شده است. حتی اگر حکومت ایران موفق به مدیریت روانی این بحران شود، باز هم واقعیت این است که این رویداد هیمنۀ نهادهای امنیتی ایران را به سختی صدمه زده است.

حمله داعش به مجلس ایران و آرامگاه آیت‌الله خمینی از یک زاویه دیگر نیز حایز اهمیت بسیار است. دولت ایران تأیید کرده است که تمام حمله کنندگان شهروندان ایرانی بوده‌اند. این بدان معنا است که علیرغم "تسلط شدید" استخباراتی حکومت ایران بر جریان‌های داخلی، داعش موفق شده است اقدام به سربازگیری و تشکیل هسته‌های تروریستی در داخل ایران کند. ایرانی بودن تمام انتحارکنندگان در حملۀ تهران یک پیام نگران‌کننده و یک چالش اساسی در برابر نهادهای امنیتی ایران است و هیچ تضمینی وجود ندارد که داعش اینگونه حملات را بار دیگر و در شهرهای دیگر ایران تکرار نکند.

حق نشر عکس Tasnim

در این میان اما دولت و مردم افغانستان به ماجرای عملیات ترویستی داعش در تهران از کدام زاویه می‌نگرند؟ با توجه به اینکه افغانستان خود عمیقاً درگیر گسترش حملات ترویستی داعش است، ارزیابی و تحلیل حکومت افغانستان از حمله تهران چه می‌تواند باشد؟

تا جایی که به حکومت و مردم افغانستان مربوط می‌شود، روشن است که عملیات تروریستی داعش در قلب تهران یک خبر بد و نگران‌کننده تلقی می‌شود. هرگونه موفقیت داعش در ایران و ایجاد ناامنی در آن کشور، مرزهای غربی ما را به به شدت بی‌ثبات و آسیب‌پذیر خواهد کرد.

اما در ورای این نگرانی، اکنون برای مردم و حکومت افغانستان این امیدواری ایجاد شده است که حکومت ایران به بازی دوگانه‌اش در برابر حکومت و مردم افغانستان خاتمه دهد. بعد از سقوط طالبان، رابطه افغانستان و ایران دوستانه و خوب بوده است. اما قسمیکه گفته می‌شود، این رابطه دوستانه باعث نشده است که حکومت ایران، بویژه سپاه پاسداران، طرح‌هایی را برای زمین‌گیر کردن دشمن شماره یکش، آمریکا، در افغانستان به اجرا نگذاشته باشد.

طی سال‌های گذشته، حکومت ایران با اینکه در مرزهای غربی‌اش به شدت با گروه‌های تروریستی در حال جنگ بوده است، اما در عین زمان در قبال یک گروه ترویستی خطرناک دیگر، یعنی طالبان، سیاست متفاوتی را در پیش گرفته است.

حق نشر عکس AFP
Image caption گروه طالبان

گزارش‌هایی وجود دارد که حکومت ایران علاوه بر کمک‌های مالی و تسلیحاتی به طالبان، بسیاری از جنگجویان این گروه را جهت آموزش نظامی به ولایت کرمان ایران انتقال داده و پس از آموزش، دوباره آنها را به میدان‌های نبرد افغانستان فرستاده است. گفته می‌شود که رهبر پیشین طالبان، ملا اختر محمد منصور، پیش از هدف قرار گرفتن توسط هواپیمای بی‌سرنشین آمریکا در نزدیک شهر کویته، در همان روز از طریق مرز زاهدان از ایران به پاکستان بازگشته بود.

اصولاً نگاه ایران به حکومت افغانستان را باید در ذیل دشمنی دیرینۀ حکومت این کشور با آمریکا تحلیل کرد. از دید حکومت ایران، حکومت افغانستان یک حکومت دست‌نشاندۀ آمریکا است. بر همین اساس است که در طول شانزده سال گذشته علی‌رغم همسایه‌بودن و مشترکات عمیق تاریخی و فرهنگی میان دو کشور، برای حکومت ایران، داشتن یک رابطه نزدیک با افغانستان هیچگاه از اهمیت راهبردی برخوردار نبوده است.

آنچه که در این رابطه برای حکومت ایران اهمیت داشته، زمین‌گیر کردن آمریکا در افغانستان بوده است که تنها در سایۀ یک بازی دوگانه امکان‌پذیر بوده است. در واقع، تضعیف و از میدان خارج کردن آمریکا در افغانستان در ورای هرگونه منافعی قرار دارد که حکومت ایران در افغانستان برای خود تعریف کرده است.

حق نشر عکس PRESIDENT.IR
Image caption رئیس جمهوری ایران (راست) با رئیس جمهوری افغانستان

"کمک‌های حکومت ایران به طالبان" حتی اگر به قصد جلوگیری از گسترش نفوذ داعش در افغانستان باشد، باز هم از دید مردم و حکومت افغانستان، کمک به دشمن مردم افغانستان است و این موضوع بهتر از هر چیزی بازی دوگانۀ حکومت ایران را علیه حکومت افغانستان نشان می‌دهد.

به احتمال زیاد، حمله "تروریستی" داعش به تهران بسیاری از طرح‌ها و برنامه‌های مرتبط با گروه‌های ترویستی را در ایران دچار بازنگری خواهد کرد. ما امیدواریم که بعد از حمله "تروریستی" تهران، رهبران ایران به این جمع‌بندی رسیده باشند که اصولاً مرزهای فکری گروهای "تروریستی" بنیادگرا، صرف نظر از تفاوت نام و شیوۀ فعالیت‌شان، بسیار سیال است و چنانکه تجربه افغانستان، سوریه و عراق ثابت کرده است، آنها به خوبی قابلیت این را دارند که در صورت لزوم به یکدیگر تبدیل شوند و یا جریان جدیدی از داخل آنها ظهور کند. به گونۀ مثال، داعش افغانی در حقیقت بخش‌های افراطی‌تر همان طالبانی است گفته می‌شود "توسط حکومت ایران تمویل و حمایت می‌شود". تفکیک و مرزبندی طالب و داعش در افغانستان کاری است بسیار دشوار.

اما اینکه بازی دوگانۀ ایران در برابر حکومت افغانستان و همچنین در قبال طالبان و داعش نیز تغییر خواهد کرد یا خیر، باید اندکی به انتظار نشست. به صورت بالقوه این نگرانی نیز وجود دارد که ایران برای جلوگیری از رشد بیشتر داعش در مرزهای شرقی‌اش، همان بازی دوگانۀ سابقش را، این بار البته با شدّت و حدّت بیشتر، در افغانستان ادامه دهد.