حمله موشكى ايران به داعش و دلالت هاى استراتژيك آن

بی بی سی

حمله موشكى ايران به مواضع گروه موسوم به دولت اسلامى يا داعش در استان ديرالزور سوريه - كه در آن از شش موشك نقطه زن ذوالفقار با سوخت جامد استفاده شد - نخستين اقدام نظامى جمهورى اسلامى پس از جنگ ايران و عراق براى حمله از داخل خاك كشور به اهدافى در فراسوى مرزها بود.

اين حركت تهاجمى بى سابقه پس از آن صورت گرفت كه آيت الله خامنه اى طى سخنانى خطاب به خانواده هاى نيروهايى كه در سوريه كشته شده بودند اطمينان خاطر داد كه "همه اعم از دشمنان، دوستان با اخلاص و دوستانی که برخی مواقع دلشان می لرزد، بدانند جمهوری اسلامی مستحکم و با اقتدار کامل ایستاده و دشمنان نمی‌توانند به ملت ایران سیلی بزنند بلکه ملت به آنها سیلی خواهد زد".

نيروى هوافضاى سپاه پاسداران در بيانيه اى رسمى پس از حمله موشكى آن را اقدامى در راستاى "تنبیه تروریست‌های جنایتکار" و انتقام گيرى از داعش به خاطر حملات مرگبارش به مجلس شورای اسلامی و آرامگاه آیت‌الله خمینی در تهران دانست. سپاه همچنين به تروریست‌ها و حامیان "منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای"شان هشدار داده که از "تکرار اقدامات پلید و شیطانی علیه ملت ایران" امتناع ورزند و آنها را تهديد به حملات موشكى بيشتر كرده است.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption تصویری که خبرگزاری‌های ایران از لحظه پرتاب موشک‌ها منتشر کرده‌اند

پيام استراتژيك ايران به بازيگران منطقه اى

حمله موشكى سپاه به مواضع داعش در سوريه كه مخاطب اصلى آن در واقع عربستان، اسرائيل و آمريكا هستند عمدتا باعث تشديد تنش ها ميان ايران و رقباى منطقه اى و بين المللى اش خواهد شد و بدين ترتيب مى تواند تلاش هاى ديپلماتيك دولت روحانى را براى تنش زدايى با چالش هاى بيشترى مواجه سازد.

از اين لحاظ، در وهله اول ممكن است اين تصور پيش آيد كه سپاه بدون هماهنگى با دولت اعتدال گرا و تازه منتخب روحانى دست به اقدام نظامى زده اما پيام محمدجواد ظريف در حمايت از حملات موشكى - كه آن را در قالب "دفاع قانونى از خود" توصيف مى كند - چنين تصورى را تا حدى زير سوال مى برد. همچنين از سخنان رسول سنايى راد، معاون سياسى سپاه، برمى آيد كه تصميم به اقدام نظامى احتمالا در شوراى عالى امنيت ملى و با اطلاع رهبرى و وزارت دفاع اتخاذ شده بود.

بیشتر بخوانید:

اگر چنين فرضيه اى را بپذيريم - كه سپاه پاسداران براى انجام حملات موشكى دولت مستقر را دور نزده - شايد بتوان ادعا كرد كه حاكميت ايران پس از تحولات اخير - اعم از حملات تروريستى در تهران، بحران قطر، تشديد تحريم هاى واشنگتن عليه تهران و غيره - تصميم به اعمال سياست خارجى جسورانه تر و تهاجمى ترى گرفته است. به طور اخص، اقدام نظامى مذكور را مى توان حاوى سه پيام استراتژيك دانست:

با توجه به شكست تلاش هاى دولت روحانى براى تنش زدايى با عربستان - همانند عملكرد نسبتا ملايم آن در بحران قطر - و پيشروى روزافزون رياض در به چالش كشيدن منافع ايران در منطقه - كه تاحدى ناشى از قوت قلب گرفتن حاكمان سعودى از روابط نزديك با دولت ترامپ است - حملات موشكى مستقيم به داعش در سوريه مى تواند حاكى از آن باشد كه كاسه صبر جمهورى اسلامى لبريز شده و از اين پس پاسخ رفتار تهاجمى نه با خويشتن دارى، بلكه با رفتار تهاجمى مشابه داده خواهد شد. بدين معنى، اقدام موشكى ايران عليه داعش نوعى اعلام عزم و اراده براى مقابله به مثل است.

حق نشر عکس TASNIM
Image caption پرتاب موشک از سوی ایران را بايد در چارچوب توازن قوا در جنگ داخلى سوريه و به ويژه تلاش براى بيرون راندن داعش از استان هاى رقه و دير الزور و تصرف مناطق شرقى كشور دانست

در سطحى ديگر اما، حركت مذكور را بايد در چارچوب توازن قوا در جنگ داخلى سوريه و به ويژه تلاش براى بيرون راندن داعش از استان هاى رقه و دير الزور و تصرف مناطق شرقى كشور دانست. جالب آنكه در همان روز و چند ساعت پيش از حمله موشكى، نيروى هوايى آمريكا يك جت جنگنده سوخوى متعلق به ارتش سوريه را بر فراز رقه - كه نيروهاى كرد مورد حمايت ايالات متحده در اطراف آن مشغول عمليات براى پاكسازى داعش هستند - ساقط كرد.

حمله هواپيماى آمريكايى به جنگنده سورى - كه تابحال سابقه نداشته است - در واقع چهارمين حمله نيروهاى آمريكايى به نيروهاى حامى بشار اسد در يك ماه گذشته محسوب مى شود، حملاتى كه برخى از آنها در اطراف پايگاه التنف در نزديكى مرز عراق و اردن رخ داده اند. از اين زاويه، حمله موشكى ايران به ديرالزور را مى توان نوعى هشدار به آمريكا دانست كه جمهورى اسلامى تمايل و آمادگى آن را دارد كه براى دفاع از متحد استراتژيك و تامين منافع منطقه اى اش سطح مداخله و منازعه را در ميدان سوريه از آن چيزى كه تا به حال وجود داشته نيز بالاتر ببرد.

و در نهايت، با توجه به اينكه موشك هاى سپاه استان ديرالزور و نه رقه را - كه پايتخت خودخوانده داعش و در حال حاضر محل اصلى استقرار نيروهاى آن است - هدف قرار داد، مى توان آن را نوعى مرزبندى و پيامى براى تقسيم قلمرو در شرق سوريه نيز تفسير كرد. چنانكه از آرايش نيروهاى رقيب و شرايط ميدانى در استان هاى رقه و ديرالزور برمى آيد، شهر رقه به احتمال زياد در آينده به تصرف نيروهاى كرد مورد حمايت آمريكا درخواهد آمد و بدين ترتيب ممكن است دست دولت سوريه از مناطق شمال شرقى كشور كوتاه شود.

تكرار چنين تحولى در استان ديرالزور كه در جنوب شرقى رقه و مجاور عراق قرار دارد مى تواند ضربه استراتژيك مهمى به حكومت اسد و نيز به ايران وارد كند، چرا كه در اين صورت دسترسى زمينى ايران به غرب سوريه از طريق عراق با موانع و چالش هاى جدى مواجه خواهد شد.

بنابراين همانطور كه رژيم اسد و حاميانش از جمله ايران دست بالا را در نيمه غربى سوريه - كه به لبنان و مناطق تحت كنترل حزب الله نزديك است - دارند، حفظ مسيرهاى ارتباطى "محور مقاومت" و نيز تضمين تماميت ارضى سوريه به رهبرى بشار اسد مى طلبد كه نيروهاى حكومتى جاى پايى در شرق كشور براى خود باز كرده و مناطق مهمى از آن را به ويژه در مرز عراق تحت كنترل داشته باشد. استان ديرالزور يكى از اين مناطق بوده و لذا از اهميت استراتژيك بالايى براى طرف هاى درگير در جنگ داخلى سوريه برخوردار است.