ترکیب ولایتی و رهبر؛ چرا در دانشگاه آزاد؟

دانشگاه آزاد اسلامی، این قدرتمندترین و ثروتمندترین میراث هاشمی رفسنجانی دوران گذار مهمی را تجربه می‌کند. سلسله تحولاتی که حدود ده روز پس از مرگ هاشمی و با ورود ناگهانی آیت‌الله خامنه ای به میدان کلید خورد، حالا با انتصاب فرهاد رهبر به عنوان سرپرست دانشگاه به نقطه‌ای اساسی رسیده است. مخالفت شورای عالی انقلاب فرهنگی تحت ریاست حسن روحانی احتمالاً آخرین کورسوی امید اعتدالگرایان است. در غیر این صورت یکی دیگر از پروژه‌های کلیدی جناح انحصارطلب برای یکدست کردن قدرت با موفقیت به نتیجه خواهد رسید.

حق نشر عکس IQNA
Image caption دانشگاه آزاد غنی ترین سرزمین تحت قلمرو هاشمی رفسنجانی است؛ نهادی که سال ۱۳۶۱ با هدیه سی هزار دلاری مرحوم آیت الله خمینی شروع کرد و به لطف شهریه و رانت و تورم، حالا حداقل ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه دارد.

دانشگاه آزاد غنی ترین سرزمین تحت قلمرو هاشمی رفسنجانی است؛ نهادی که سال ۱۳۶۱ با هدیه سی هزار دلاری مرحوم آیت الله خمینی شروع کرد و به لطف شهریه و رانت و تورم، حالا حداقل ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه دارد. ۶ میلیون فارغ التحصیل، ۴۰۰ واحد دانشگاهی، قریب ۷۰ هزار استاد تمام وقت یا حق التدریسی، بیش از یک میلیون و ششصد هزار دانشجو و یک بودجه حداقل ده هزار میلیارد تومانی (کل بودجه قوه قضاییه در سال جاری حدود هفت هزار میلیارد تومان است) قلمرو کوچکی نیست.

اهمیت این نهاد برای اعتدالگرایان فقط به ابعاد اقتصادی آن نیست. دانشگاه آزاد یک بازوی سیاسی قدرتمند است که نفوذی جدی در حکومت دارد. در عسرت سیاسی پناهگاهی قابل اطمینان است و از همه مهمتر، در بعد فرهنگی به کانونی برای ترویج گفتمان هاشمی تبدیل شده است.

بیشتر بخوانید:

انتصاب رهبر؛ نمونه‌ای از بی‌تاثیر بودن نتیجه انتخابات

فرهاد رهبر برای ریاست دانشگاه آزاد معرفی شد

رهبر ایران ولایتی را به ریاست هیات موسس دانشگاه آزاد منصوب کرد

آیا سیاست‌های دانشگاه آزاد تغییر خواهد کرد؟

ولایتی رئیس پیشین دانشگاه آزاد را به فساد متهم کرد

این مورد آخر یعنی عملکرد فرهنگی دانشگاه آزاد برای اصولگرایان هم دقیقاً به اندازه قدرت مالی‌اش مهم است. دانشگاه آزاد در دو دهه گذشته عملاً تقویت کننده طبقه متوسط شهری بوده که پایگاه اجتماعی اصلی تکنوکرات هاست. سخت گیری های مذهبی کمتر، روابط راحت تر دختران و پسران، سبک زندگی مدرنی که با خود به نقاط دورافتاده برده و نوع مواجهه اش با نهادهایی مثل بسیج همیشه مورد اعتراض اصولگرایان تندرو یا نمایندگان ولی فقیه بوده است. این اختلافات حتی در سال ۱۳۹۴ به دستگاه قضایی کشیده شد و بسیج دانشجویی، حمید میرزاده رئیس معزول دانشگاه را رسماً متهم کرد که فعالیت‌های بسیج را محدود می کند. برای آنانی که دانشگاه امام صادق یک دانشگاه ایده آل است، دانشگاه آزاد نهادی ناموزون و آزاردهنده است که باید اصلاح شود. از نگاه آنان، تقویت بار ایدئولوژیک دانشگاه آزاد یک ضرورت حیاتی است.

پروژه تجزیه قلمرو هاشمی و الحاق دانشگاه آزاد به نهادهای زیر نظر رهبری عملاً با مداخله بی‌سابقه شورای عالی انقلاب فرهنگی در آذر ۸۵ آغاز شد. ابتدا گمان می رفت که حریف اصلی هاشمی در این کشمکش محمود احمدی نژاد رئیس جمهور تازه‌کار و تندرو است. تحولات بعدی اما روشن کرد که هدایت عالی عملیات در اختیار هیچ کس جز شخص رهبری نظام نیست. پس از سه سال حملات تبلیغاتی سنگین رسانه‌های حکومتی، سرانجام آیت‌الله خامنه‌ای در شهریور ۱۳۸۸ با وقف دانشگاه آزاد مخالفت کرد، مهرماه ۱۳۸۹ به شورای عالی انقلاب فرهنگی دستور داد اساسنامه این نهاد را دوباره بازبینی کند و اسفند ۱۳۹۰ وحید حقانیان دستیار شاخص خود را به مراسم تودیع عبدالله جاسبی و معارفه فرهاد دانشجو فرستاد تا از نزدیک شاهد تسخیر این بزرگترین بخش قلمرو هاشمی باشد. مدت‌ها بعد یعنی اردیبهشت ۹۲ هاشمی رفسنجانی این وقایع را «غصب دانشگاه آزاد» نامید.

حق نشر عکس Getty Images

انتخاب غیرمنتظره حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ اما ورق را برگرداند. با ترکیب جدید هیات دولت، هاشمی دوباره دارای اکثریت هیات امنا شد، کمتر از یک ماه بعد فرهاد دانشجو را عزل کرد و با انتصاب حمید میرزاده مشغول پس گرفتن اراضی از دست رفته شد. واکنش شتابزده رفسنجانی یک قدرت‌نمایی آشکار در شوک پیروزی روحانی بود. غلامعلی حداد عادل اصولگرای نزدیک به آیت الله خامنه‌ای بلافاصله هشدار داد که برکناری شتابزده دانشجو برای طراحانش «تلخ و پشیمان‌کننده خواهد بود». واکنشی که ثابت می‌کرد راس هرم قدرت از این قدرتنمایی تحریک آمیز سخت ناراضی است.

فرصت استثنایی برای پاسخ متقابل آیت الله خامنه‌ای اما حدود سه سال بعد به وجود آمد. مرگ هاشمی رفسنجانی به اعتباری پایان جنگ سرد و فروپاشی نظام دو قطبی در ساختار جمهوری اسلامی است. در غیاب قطبی چون اکبر هاشمی، نظم سیاسی جدیدی در کشور شکل می‌گیرد که تک قطبی اما در عین حال متکثرتر و نامنسجم تر است. تنها یازده روز پس از مرگ رفسنجانی، انتصاب علی اکبر ولایتی به عنوان رئیس هیات موسسین (۳۰ دی ماه ۹۵) نشان داد که رهبری نظام حاضر به از دست دادن این فرصت استثنایی نیست.

حکم آقای خامنه ای برای ولایتی هم شتابزده بود، هم خلاف اساسنامه دانشگاه آزاد و آیین نامه داخلی هیات موسسین. گفته می‌شود که گرایش اکثر اعضای هیات موسسین به حسن خمینی یا حتی احتمال قدرت گرفتن علی اکبر ناطق نوری یکی از دلایل این شتابزدگی بوده است. گرفتن ابتکار عمل از روحانی که می‌کوشد در غیاب هاشمی خود را به قطب سیاسی تازه‌ای تبدیل کند هم می‌تواند دلیل دیگر باشد. با این حال دلیل اصلی چیزی نیست جز همان پروژه کهنه ده ساله، یعنی الحاق دانشگاه آزاد به نهادهای زیر نظر رهبری.

علی اکبر ولایتی یک اصولگرای به واقع «سیاستمدار» است. چه آن زمان که به دخالت در ترور میکونوس متهم شد چه وقتی که در مناظره های انتخاباتی از تندروی سعید جلیلی در سیاست خارجی انتقاد کرد؛ در هر دو حالت سیاستمدار بود. در این پروژه البته «مامور مخصوص حاکم بزرگ» است. این را از همان حکم انتصابش (۳۰ دی ۹۵) و تحکّم کم سابقه آیت الله خامنه‌ای که خواستار همکاری شورای عالی انقلاب فرهنگی، اعضای هیأت مؤسس و هیأت امنای دانشگاه آزاد با وی شده، به سادگی می‌توان فهمید. ولایتی تا اینجای کار تعهد خود را به پروژه هاشمی زدایی با قدرت تمام به نمایش گذاشته: در شب هفتم مرگ «استوانه نظام» اتاق‌های مشاوران او را در ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک پلمپ کرده، یاسر هاشمی کوچکترین فرزند او را از ریاست دفتر هیات امنا کنار گذاشته، مدیران رسانه‌ای دانشگاه آزاد را تغییر داده، و نهایتاً به قیمت درگیری با دولت روحانی و خاندان خمینی، حمید میرزاده رئیس منصوب هاشمی را برکنار کرده است. در آن نشست معروف یکشنبه سوم اردیبهشت ۹۶ که به عزل میرزاده انجامید؛ هم وزیر بهداشت، هم وزیر علوم و هم سید حسن خمینی از جلسه قهر کردند.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption فرهاد رهبر یک تیپ کلاسیک از اصولگرایان نظامی - امنیتی است. معروف ترین تصمیماتش در شش سال ریاست بر دانشگاه تهران، یکی تغییر گیت های امنیتی دانشگاه و دیگری طراحی لباس فرم برای دانشجویان بوده است. توسط کمیته حقیقت یاب مجلس متهم شده که در شامگاه خونین ۲۵ خرداد ۸۸ به ماموران لباس شخصی و گارد ضد شورش اجازه داده تا وارد کوی دانشگاه شوند و دانشجویان را آن گونه سرکوب کنند.

با این حال او همچنان محکم و پابرجا به ماموریت خود ادامه می‌دهد. در تازه ترین گام، فرهاد رهبر را به عنوان رئیس جدید دانشگاه معرفی کرده است.

فرهاد رهبر یک تیپ کلاسیک از اصولگرایان نظامی - امنیتی است. معروف ترین تصمیماتش در شش سال ریاست بر دانشگاه تهران، یکی تغییر گیت های امنیتی دانشگاه و دیگری طراحی لباس فرم برای دانشجویان بوده است. توسط کمیته حقیقت یاب مجلس متهم شده که در شامگاه خونین ۲۵ خرداد ۸۸ به ماموران لباس شخصی و گارد ضد شورش اجازه داده تا وارد کوی دانشگاه شوند و دانشجویان را آن گونه سرکوب کنند. منتقدانش او را به «ایجاد فضای امنیتی، پادگانی و خودسانسوری در دانشگاه» متهم می کنند. شایعات تایید نشده درباره نحوه برخوردهای چکشی آقای رهبر و علت برکناری او از معاونت اقتصادی وزارت اطلاعات توسط علی یونسی (۱۳۸۱) هم کم نیست.

سابقه اقتصادی او هم در سازمان مدیریت غیرقابل انکار است. او اکنون در آستان قدس رضوی دست راست ابراهیم رئیسی است که حالا قرار است نقطه وصل اصولگرایان و شاید حتی جانشین آیت الله خامنه‌ای باشد. حالا که احمدی نژاد منفور شده، مدال ایستادگی ولایتمدارانه در مقابل او را بر سینه دارد و از حمایت فرماندهان سپاه نیز برخوردار است. و نهایتاً این که با تجربه و کارآزموده است. او هم از سابقه کافی برخوردار است، هم از اراده کافی برای اعمال قدرت.

اینجاست که مسیر آینده دانشگاه آزاد تا حدی برایمان روشن می شود. زوج ولایتی - رهبر یک ترکیب ایده آل برای بخش انتصابی قدرت است. ترکیب سیاست و امنیت، اقتصاد و ایدئولوژی، که همیشه مورد علاقه جناح تمامیت خواه بوده. معجون یک نهاد حکومتی سطح بالا که میلیاردها دلار ثروت و درآمد دارد، نظمی ایدئولوژیک و مذهبی را پیاده می کند و کاملاً تحت انقیاد است. ولایتی و رهبر قرار است گام آخر را بردارند. هدف: تغییر ماهیت دانشگاه آزاد از یک نهاد غیرخودی به یک نهاد خودی و تغییر کارکرد آن از یک نهاد شبه لیبرال و حامی طبقه متوسط به یک نهاد ایدئولوژیک و حامی طبقه مذهبی.