مقتدی صدر و ایران؛ ۱۴ سال پر فراز و نشیب

بی بی سی

یک‌شنبه ۳۰ ژوئیه، مقتدی صدر برای نخستین‌بار در یک دهه گذشته، با دعوت رسمی عربستان، به این کشور سفر کرد و در شهر جده مورد پذیرایی محمد بن سلمان، ولیعهد پادشاهی سعودی، قرار گرفت. این در حالی‌ست که روابط ریاض و تهران در یکی از بحرانی‌ترین شرایط تاریخی خود قرار دارد.

صدر که زمانی از مهم‌ترین چهره‌های مورد حمایت ایران در عراق بود، از سال ۲۰۰۳ تا کنون روابطی پر فراز و نشیب با تهران داشته است. او در سال ۲۰۰۴ آن‌چنان حمایت تهران را با خود داشت که رهبر ایران برای حفظ جان او، در نامه‌ای با لحن تند خطاب علی سیستانی، خواستار دخالت این مرجع تقلید شیعه برای نجات «سید مقتدی» شد.

چهار سال بعد، مقتدای منزوی ساکن قم، خسته از شکست در برابر نوری مالکیِ مورد حمایت ایران و سرخورده از سیاسی‌کاری‌های جمهوری اسلامی، نخستین بار در مصاحبه‌ای با شبکه الجزیره از رهبری جمهوری اسلامی به خاطر دخالت در عراق انتقاد کرد. او در سال‌های اخیر به مهم‌ترین روحانی شیعه سیاسی عراق تبدیل شده که آشکارا از دخالت ایران در عراق انتقاد کرده است.

حق نشر عکس Getty Images/afp
Image caption مقتدی صدر، فرزند محمد صدر، روحانی شیعه است که در زمان حکومت صدام حسین به همراه دو تن از پسرانش ترور شد

مقتدی صدر، فرزند شورشی خاندانی پرنفوذ

مقتدی صدر، فرزند محمد صدر، روحانی شیعه است که در زمان حکومت صدام حسین به همراه دو تن از پسرانش ترور شد. محمدباقر صدر پدر همسر و بنت‌الهدی، عمه همسر مقتدی صدر هستند. در فروردین ۱۳۵۹، چند ماه پیش از آغاز جنگ ایران و عراق، بازداشت و در زندان کشته شدند.

بیشتر بخوانید:

ریشه خاندان صدر به جبل عامل لبنان می‌رسد. بخشی از این خانواده، در پی چیره‌شدن صفویان در ایران، به اصفهان آمدند و گروهی در شهرهای مذهبی شیعه عراق ساکن شدند.

صادق طباطبایی، موسی صدر، زهره صادقی(همسر محمد خاتمی) و فاطمه طباطبایی(همسر احمد و مادر حسن خمینی) از جمله چهره‌های ایرانی خاندان صدر محسوب می‌شوند.

نام مقتدی بلافاصله پس از حمله نیروهای آمریکایی به عراق در سال ۲۰۰۳ و سقوط نظام حزب بعث عراق، به دلیل سخنرانی‌های پرشور و اقدام مسلحانه علیه نیروهای آمریکایی، آوازه‌ای یافت. رسانه‌های جمهوری اسلامی ایران یکی از پرشورترین مبلغان این طلبه جوان بودند که در آن هنگام ۳۰ سال بیشتر نداشت.

اندکی نگذشت که مقتدی صدر، به صدور فرمان ترور عبدالمجید خویی متهم شد. عبدالمجید فرزند ابوالقاسم خویی، مرجع تقلید پرنفوذ شیعه بود که با روح ‌الله خمینی و نظریه ولایت فقیه، اختلاف جدی داشت؛ اختلافی که پیش‌تر نیز باعث قتل چهره‌هایی مانند ابوالحسن شمس‌آبادی در سال ۱۳۵۵ شد. مهدی هاشمی برادر داماد حسینعلی منتظری، در مهرماه ۱۳۶۶ به جرم قتل شمس‌آبادی اعدام شد.

پس از صدور حکم جلب مقتدی در سال ۲۰۰۴ به اتهام صدور فرمان قتل خویی، تلاش برای دستگیری او به مقاومت مسلحانه هوادارانش انجامید و درگیری‌هایی در نجف روی داد. در این هنگام با میانجی‌گری‌هایی که صورت گرفت، بنا شد تا مقتدی شروطی را بپذیرد و درگیری‌ها پایان یابد.

رهبر ایران، یکی از افرادی بود که از نزدیک سرنوشت مقتدی را دنبال می‌کرد. او در سال ۲۰۰۴ در نامه‌ای به علی سیستانی، مرجع تقلید شیعه، که در آن زمان برای درمان در لندن به سر می‌برد، نوشت: «قضایا در نجف به لحظه بسیار حساس نزدیک می‌شود... اگر آقایان مراجع در این‌جا و این‌جانب اقدامی نمی‌کنیم، به‌خاطر شماست؛ نمی‌خواهیم موضعی اتخاذ شود که احتمالا مخالف موضع شما باشد... اگر خدای ناکرده این مجموعه را در آن‌جا بکشند و خون سید مقتدی در آن‌جا ریخته شود، مردم عراق و شیعه خواهند گفت علما نشستند و تماشا کردند و این‌ها را کشتند.»

حکومت ایران از سال ۲۰۰۶ صدر را به دور از سر و صدای رسانه‌ای، در شهر قم جای داد تا «تحصیلات فقهی» خود را به انجام رساند. مشرق نیوز، سایت نزدیک به سپاه پاسداران، در آن هنگام نوشت که مقتدی در این مدت «به‌صورت خفته و آماده‌باش به سر می‌برد.» صدر در عراق نبود اما جیش المهدی به رهبری او، هنوز حضور نظامی پررنگی در این کشور داشت.

مقتدی طی دوران اقامتش در قم، روی دیگری از سکه سیاست را دید و فضای تنش‌آلودی را تجربه کرد.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption نخست‌وزیر شیعه عراق، نزدیک به ایران، در جغرافیای بصره روبه‌روی مقتدی صدر، ساکن قم، قرار گرفته بود. دعوا بر سر کنترل یک شهر مهم نفت‌خیز بود؛ شهری که نیروهای ایران در طول جنگ هشت‌ساله، فتح آن‌را کلید پیروزی می‌دانستند

درگیری مالکی-صدر، و نقش ایران

صدر که در آوریل سال ۲۰۰۶ از نخست وزیری نوری مالکی حمایت کرده بود، دو سال بعد و به‌دنبال خروج نیروهای بریتانیایی از بصره، بر سر کنترل این شهر، با نیروهای مالکی درگیر شد.

در فاصله میان سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۸، رقابت میان گروه‌های مختلف شیعه عراق، تشدید شده بود. در سال ۲۰۰۷، درگیری‌هایی میان جیش المهدی و نیروهای امنیتی عراق در نجف صورت گرفت؛ نیروهای امنیتی مالکی در آن زمان و آن جغرافیا، اکثریتی وابسته به سپاه بدر سابق بودند؛ سپاه بدر، سابقه‌ای طولانی در تبعیت از ایران داشت و پس از سال ۲۰۰۳ نام خود را به 'سازمان بدر برای توسعه' تغییر داده بود.

حال نخست‌وزیر شیعه عراق، نزدیک به ایران، در جغرافیای بصره روبه‌روی مقتدی صدر، ساکن قم، قرار گرفته بود. دعوا بر سر کنترل یک شهر مهم نفت‌خیز بود؛ شهری که نیروهای ایران در طول جنگ هشت‌ساله، فتح آن‌را کلید پیروزی می‌دانستند.

مالکی روز ۲۴ مارس ۲۰۰۸ آغاز عملیاتی را به نام صولة الفرسان، اعلام کرد. صدر دستور مقاومت داد اما شورش همزمان جیش المهدی در سایر نقاط به سرعت سرکوب و جنگ در بصره آغاز شد.

شامگاه ۲۹ مارس ۲۰۰۸، هنگامی که حدود ۵۰۰ تن کشته و بیش از ۹۰۰ نفر زخمی شده بودند، مقتدی صدر مستأصل و نگران، به مدت چهار ساعت در ایران با سه تن از نمایندگان گروه ائتلاف، متشکل از علی الادیب از حزب دعوه مالکی، هادی العامری، به نمایندگی از سازمان بدر و قاسم السهلانی، به نمایندگی از حزب دعوت اسلامی عراق، دیدار کردند. صدر، مأیوس از پشتیبانی ایران، به شرط تضمین حفظ آبرویش، با شروط دولت برای پایان دادن به بحران موافقت کرد. نام قاسم سلیمانی، به عنوان بازیگر اصلی در توافق بین گروه‌های متخاصم شیعه عراقی در شهر قم، در این زمان برای نخستین بار به گوش رسید.

صدر در بیانیه‌اش در مورد پذیرش آتش‌بس، گفت: «به خاطر مسوولیت شرعی و برای پایان دادن به ریخته‌شدن خون عراقی‌ها، برای حفظ اتحاد عراق و خاتمه این آشوب... ما پایان حضور نظامی‌مان را در بصره و سایر استان‌ها اعلام می‌کنیم.» سرانجام، جیش المهدی در همین سال منحل شد.

مشخص نیست که آیا جمهوری اسلامی از ابتدا موضعی همراستا با مالکی داشته و آگاهانه سازمان دردسر ساز جیش المهدی را قربانی کرده و آن‌را در هم شکسته بود یا پس از آغاز درگیری‌ها پشت صدر را خالی کرد.

به هر روی، عصبانیت صدر از این اقدام حاکمان ایران به وضوح مشخص شد. او در نخستین اقدام علنی شورش‌گرایانه، در مصاحبه‌ای با شبکه الجزیره که در همان روزهای نبرد بصره پخش شد، به مجری برنامه گفت که یک سال پیشتر در دیداری با رهبر ایران، به او یادآور شده که با اهداف سیاسی و نظامی دولت ایران در عراق موافق نیست.

واکنش تند جمهوری اسلامی به این مصاحبه، زنگ خطری جدی برای صدر بود. او در سال‌های آتی نیز به چشم خود دید که چگونه جریانی که راهبری سیاست نظامی جمهوری اسلامی را در منطقه بر عهده دارد، حتی حسن خمینی را حذف می‌کند و حسن نصر الله را «نواده واقعی روح الله» می‌شمارد.

صدر فرق زیادی با نصر الله داشت اما صداهایی دنیادیده در قم به او رساندند که مبادا زیاده‌روی کند و به سرنوشت صبحی طفیلی، نخستین دبیر کل حزب الله دچار شود؛ دبیر کلی که در پی انتقاد از نقش ایران در این گروه، خلع شد و مدتی در حصر خانگی قرار گرفت.

صدر در سال ۲۰۱۱ از قم به نجف بازگشت اما دیگر آن جوان پرشور سال ۲۰۰۳ نبود، نیمی از محاسنش در قم سفید شده بود.

نه نصر الله و نه طفیلی؛ مقتدی صدر هستم

وقتی که صدر از ایران به عراق بازگشت، دیگر نه آن نیروی نظامی را داشت و نه آن جوانان پرشور فقیر شیعه را. شیعیان دیگر اقلیت انقلابی نبودند، تبدیل به حاکمان عراق شده و سرگرم بازی‌های سیاسی بودند. صدر در معادلات آن سال‌ها برگ قدرتمندی برای بازی نداشت.

حمله داعش و سقوط موصل اما فرصتی طلایی به او داد تا بار دیگر در سال ۲۰۱۴ به عنوان یک قدرت سیاسی-نظامی وارد صحنه شود. این بار او ۴۰ سال را رد کرده، پشت میزهای متعدد بازی نشسته بود و نمی‌خواست تمام تخم‌مرغ‌های خود را در یک سبد بگذارد. آن‌هم سبدی به نام حشد الشعبی که گرچه سیستانی با فتوای جهاد برای مقابله با داعش بافته بود، لیکن کنترل، تجهیز، آموزش و پشتیبانی بخش عمده‌ای از آن به دست همان سرداری بود که در جنگ بصره از یکدیگر خاطره داشتند.

صدر در سقوط مالکی از نخست‌وزیری، نقشی مهم داشت. از اوت ۲۰۱۴ که حیدر العبادی بر جای مالکی نشست، ائتلاف مهم شیعیان با نام 'تحالف الوطنی' نیز به بن‌بست خورد. مالکی گروه‌های شیعه رقیب را به خیانت متهم کرد و تحالف الوطنی تا فوریه ۲۰۱۶ نتوانست حتی یک نشست در سطح کارشناسی برگزار کند. صدر یکی از عوامل بن‌بست این ائتلاف بود. گروه او از سال ۲۰۱۴ به بعد در نشست‌های تحالف الوطنی شرکت نکرده بودند.

در سپتامبر سال ۲۰۱۶ تلاش ایران برای نزدیک‌کردن گروه‌های شیعه به نتیجه رسید و ائتلاف «تحالف وطنی عراق» با استعداد ۱۸۰ کرسی از ۳۲۸ نماینده پارلمان، پس از دو سال توانست فردی را به ریاست انتخاب کند. این فرد، عمار حکیم، رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق بود که با جلب حمایت 'ائتلاف اصلاح ملی' به رهبری ابراهیم جعفری و 'ائتلاف دولت قانون' به رهبری نوری المالکی، به ریاست موقت یک‌ساله رسید.

مقتدی اما ساز دیگری ‌نواخت و برنامه‌ای دیگر داشت.

صدر و سیاست جداگانه‌اش

صدر در پی مخالفت با ریاست حکیم بر تحالف الوطنی، روز ۲۰ فوریه ۲۰۱۷ راه حل خود را برای صلح در عراق ارائه داد.

او در اعلامیه‌ای ۲۹ ماده‌ای، پیش‌نویس «آشتی ملی» را منتشر کرد. یکی از نکات برجسته در این پیش‌نویس که خشم گروه‌های شیعه مورد حمایت ایران را برانگیخت، پیشنهاد انحلال نیروهای حشد الشعبی بود.

صدر پیشنهاد کرد که شاخه‌های مختلف حشد الشعبی، از جمله گروه «سرایا السلام» که وابسته به اوست، دفاتر خود را تبدیل به مراکز فرهنگی و اجتماعی کنند و به فعالیت‌های انسان‌دوستانه مبادرت ورزند. نکته دیگر طرح صدر این است که او خواستار بیرون‌راندن تمامی نیروهای خارجی «حتی دوست» از خاک عراق شده است. واژه‌ای که به طور ضمنی بر نیروهای ایرانی دلالت دارد. ناگفته پیداست که گروه‌های شیعه و در صدر آن‌ها، ائتلاف «دولت قانون» به رهبری نوری المالکی و المواطن به رهبری حکیم، طرح صدر را رد کردند. با این حال،‌ طرح او با استقبال سیاستمداران سنی مواجه شد و گروه‌های وابسته به اسامه نجیفی، معاون رئیس جمهوری عراق و پان-عرب‌ها به رهبری شیخ خمیس الخنجر، از آن حمایت کردند.

حق نشر عکس Reuters
Image caption یک ماه و نیم پس از پیشنهاد آشتی ملی، در روز هشتم آوریل ۲۰۱۷، صدر نقطه دیگری را نشانه گرفت که شاهرگ سیاست خارجی ایران در منطقه بود. او از اسد خواست تا «تصمیمی تاریخی و قهرمانانه» بگیرد، از سمت خود استعفا کند

صدر و درخواست کناره‌گیری اسد

یک ماه و نیم پس از پیشنهاد آشتی ملی، در روز هشتم آوریل ۲۰۱۷، صدر نقطه دیگری را نشانه گرفت که شاهرگ سیاست خارجی ایران در منطقه بود. او از اسد خواست تا «تصمیمی تاریخی و قهرمانانه» بگیرد، از سمت خود استعفا کند و «پیش از آن‌که دیر شود»، سوریه را «از جنگ و تروریسم برهاند».

صدر پیشتر نیز گفته بود که موافق پیوستن نیروهای شیعه عراقی به جنگ سوریه نیست و تعدادی از شبه‌نظامیان عضو گروه‌های مسلح وابسته به خود را پس از پیوستن به جنگ سوریه، اخراج کرده بود.

صدر، نگرانی درازمدت ایران در عراق

صدر بیش از گذشته نشان داد که در حال فاصله گرفتن از ولایت فقیهی است که روزی از طرفداران پر و پا قرص آن به شمار می‌آمد.

سوریه تنها محل زورآزمایی صدر با حکومت ایران نیست. گویی او هنوز خاطره ۹ سال پیش نبرد بصره و نقش سلیمانی را فراموش نکرده است. تنها سه هفته پس از درخواست استعفای اسد از جانب صدر، جمعیتی بزرگ از پیروان او در منطقه سبز بغداد به خیابان آمدند و در کنار شعارهایی برای خروج ایران از عراق، فریاد کشیدند: «يا قاسم سليماني... هذا الصدر ربّاني.»

در حوزه اجتماعی نیز ‌گروه او، سرایا السلام، می‌کوشد تا رفتاری متفاوت با مردم و به‌ویژه اهل سنت داشته باشد. به نظر می‌رسد که صدر تلاش می‌کند تا خود را به عنوان یک نیروی شیعه ملی عراقی و مستقل از ایران، به نمایش بگذارد. تحصن بزرگ صدری‌ها در سال گذشته و خواست انجام اصلاحات، یکی از حوزه‌های قدرت‌نمایی مقتدی صدر بود. این تظاهرات و شعارهای ضد ایرانی در آن، با اعتراض تهران مواجه شد.

روش سیاسی و اقدامات مقتدی صدر تا چه اندازه مایه نگرانی ایران است؟ واقعیت این است که حتی اگر در معادلات کنونی، صدر «خطری فوری» برای جمهوری اسلامی محسوب نشود؛ به احتمال قوی در آینده اجرای سیاست‌های ایران را در عراق دچار مشکل خواهد کرد. در یک عراقِ بازسازی شده و عاری از داعش، رویکرد صدر می‌تواند طیف قابل توجهی از شیعیان و اهل سنت، ملی‌گرایان عراقی و حتی پان‌عرب‌ها را به خود جلب کند و آلترناتیوی در برابر گروه‌های سیاسی شیعه که اکنون در عراق قدرت دارند، ارائه دهد. به همین خاطر، جمهوری اسلامی از هیچ فرصتی برای تضعیف این متحد پیشین، فروگذار نخواهد کرد.