تهران و شهردارش؛ رام کردن شهر سرکش

بی بی سی

۱- یکی از تراژیک‌ترین داستان‌های انقلاب، ماجرای محاکمه و اعدام غلامرضا نیک‌پی، آخرین شهردار تهران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی است. پیش از او ۴۰ بار کلید اداره بلدیه تهران دست به دست شده بود و بعد از او نیز ۱۷ نفر روی صندلی شهرداری تهران نشستند، اما نیک‌پی پیش از جانشینان و بیش از پیشینیان خود، تلاش کرد تهران را از روی «حساب و کتاب» مدرن کند؛ تلاش یا به تعبیر بهتر آزمون و خطایی برای رام کردن شهری سرکش که بیش از یک قرن جامعه ایرانی نقد عمرش را بر سر آن باخته و می‌بازد.

حق نشر عکس iSna
Image caption کلید تهران تا چند روز آینده دست به دست خواهد شد. اما مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظار پایتخت و پنجاه و هشتمین شهردارش باشد

حکم اعدام نیک‌پی را روزنامه اطلاعات در ۲۷ فروردین ۱۳۵۸ چاپ کرد. پرونده نیک‌پی حتما عاری از فساد و آلودگی و خطا نبود، چنانکه پرونده همه شهرداران تهران کم و بیش پر است از ابهام و اتهام‌ها و شبهات، اما در فهرست جرایم او یکی عجیب‌تر از بقیه بود. جرمی که بعید است شبیه و مابه‌ازایی در تاریخ شهرهای داشته باشد و کسی را به دلیل آن محاکمه -چه برسد به تیرباران- کرده باشند: «کم‌کاری فراوان در هنگام تصدی پست شهرداری و حل نکردن معضل ترافیک».

مطالعه متن دفاعیات او از -به‌خصوص آنجا که بحث به مشکلات و مسایل پیچیده تهران می‌رسد، خالی از لطف نیست. انگار که تهران، ۴۰ سال بعد همان تهران است. «شهری که اصولا مثل تار عنکبوت می‌ماند... مرکز اصلیش بازار است و مرکز سکونتش شمیران، چگونه می‌تواند ترافیکش را توجیه کند»( از دفاعیات نیک پی در دادگاه انقلاب) و چگونه باقی مسایلش را که در این ۴۰ ساله به قبلی‌ها اضافه شده از سر بگذراند؟

حق نشر عکس fars
Image caption نام غلامحسین کرباسچی با نام شهرداری تهران گره خورده است. خیلی‌ها در ایران او را یکی از موفق‌ترین شهرداران تاریخ ایران می‌شناسند.

۲- نام غلامحسین کرباسچی با نام شهرداری تهران گره خورده است. خیلی‌ها در ایران او را یکی از موفق‌ترین شهرداران تاریخ ایران می‌شناسند. او از سال ۱۳۶۸، کلید شهرداری تهران را تحویل گرفت. او ۹ سال شهردار تهران بود و در این ۹ سال، برای اولین بار کاری کرد که نه ‌تنها حساب دخل و خرج تهران با هم بخواند، بلکه تهران وارد مرحله‌ای نوین از توسعه شهری شود. تهران کرباسچی، فرزند مشروع شهر تصمیم آمرانه و حساب نشده دولت وقت، برای خودکفایی مدیریت شهری بود. شهری که هنوز نقشه‌ای درست برای تامین هزینه‌های مالی خود نداشت و ناگزیر از تامین درآمدها از راه شهرفروشی و تراکم بود. درآمدی زیاد و کم‌زحمت که مزه‌اش زیر دندان شهرداری شیرین بود؛ چنانکه بزرگ‌تر از خدمات شهری بیندیشد و خیال خام توسعه شهر را در سر بپروراند.

بیشتر بخوانید:

شاید پروژه نواب یکی از بارزترین نشانه‌های توسعه شهری در آن روزگار باشد. پروژه‌ای فراتر از خدمات شهری، بزرگ‌تر و پرهزینه‌تر از همه طرح‌های توسعه پایتخت که آن زمان گمان می‌کردند چهره تهران را دگرگون می‌کند. سال‌ها گذشت، اما از نواب چیزی جز یک نشانه باقی نماند. نشانه شکست یک سودای خام که حاصلش ترافیک، یک محله پوک و دوپاره و یک سری ساختمان‌های افسرده است.

غلامحسین کرباسچی نیز مانند خلف خود، نیک‌پی در سال ۱۳۷۷ محاکمه شد و به زندان رفت و انفصال از خدمات دولتی گرفت. کرباسچی تهران را با مشکلات رونق بی‌حساب و کتابش مواجه شود، به جانشینان خود سپرد تا تبدیل به یکی از شهرداران خوش‌نام پایتخت شود. اما میراثی که از او به جا ماند، شهری در هم ریخته، شلوغ، ناپایدار و مستعد فساد و انواع بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی بود.

چنانکه نخستین نشانه‌های این بحران از دل نخستین شورای شهر تهران پدیدار شد. هزینه این ناپایداری و به هم ریختگی را نه فقط تهران، بلکه ایران چند سال بعد با شهرداری و بعد ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد پرداختند.

حق نشر عکس Mehr
Image caption همین روزها شهردار جدید تهران از سوی شورای شهر جدید تهران معرفی خواهد شد تا بالاخره شهرداری تهران را از کسی بگیرد که رکورددار طولانی‌ترین شهردای در تاریخ ایران است: محمد باقر قالیباف

۳- همین روزها شهردار جدید تهران از سوی شورای شهر جدید تهران معرفی خواهد شد تا بالاخره شهرداری تهران را از کسی بگیرد که رکورددار طولانی‌ترین شهردای در تاریخ ایران است. محمد باقر قالیباف رکوردار طولانی‌ترین و شلوغ‌ترین سال‌های پایتخت را دارد. طی ۱۲ سال زمام‌داری او در تهران به اندازه ۱۰۰ سال تاریخ بلدیه ساخت وساز انجام شود.

با چشم غیرمسلح به آمار و ادعاهای رسمی هم می‌توان دید که چگونه تهران طی کمتر از ۱۰ سال به کل کوفته و ساخته شد. نه‌ فقط خیابان و بزرگراه و تونل و زیرگذر و پل، که همه شهر به ورطه ساخت و ساز افتاد. تمام وسعت تهران تبدیل به کارگاه ساختمانی شد و از مهندس و معمار گرفته تا پزشک و کارخانه‌دار و کارمند همه دست به کار شدند مبادا بنایی کوتاه‌تر از ۴ یا ۵ طبقه در شهر باقی بماند.

در این ۱۲ سال تهران رونقی را از سر گذراند که در خواب هم نمی‌دید. رونقی بیشتر از توان تحمل یک شهر، بیش از ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه شهری و بیش از همه آن چیزی که در حساب و کتاب توسعه پایدار بیاید.

رونقی مالیخولیایی که بیشتر به یک طوفان سهمگین می‌مانست که دشت بینوای تهران را در نوردید و از خود چیزی جز مخروبه‌ای تازه‌ساز به جا نگذاشت. البته محمدباقر قالیباف تنها مقصر در این میان نبود، بلکه سیاست‌بازی‌های ویرانگر ۸ ساله کار را به آنجا رساند تا همه بار اقتصاد یک کشور روی شانه‌های نحیف اقتصاد شهری سوار شود. از صنعت ورشکسته گرفته تا خدمات کم‌رونق و تجارت نیم‌بندی که سرش به دیوار سفت و سخت تحریم‌های بین‌المللی خورده بود، همه به بازار ساخت‌وساز روی آوردند و دست به دامن تهران و مشهد و تبریز و اصفهان شدند.

برای مدیران بلندپرواز تهران چه از این بهتر. انگار که درهای آسمان باز شده و نعمت بی‌حساب و کتاب به دامن‌شان ریخته است. اما پایه‌های لرزان شهر آیا توان تحمل بار سنگین چنین رونق بزرگ اما ناپایداری را داشت؟

اگر نگاهی به حال و روز شهر بیندازیم و انواع و اقسام مشکلات شهری را از زاویه اقتصاد شهری نگاه کنیم. آن وقت است که می‌بینیم نتیجه چنین رونق ناپایداری تا چه اندازه وحشتناک است. کافی است فقط به تعداد خانه‌های خالی نگاه کنیم. به جمعیت نه‌چندان کم نوکیسگانی که طی سان سال‌ها به برکت ساخت‌وساز صاحب ثروت‌های نجومی شده‌اند و در ازا‌شان جمعیت انبوه کسانی که هر روز عرصه زندگی در شهر برایشان تنگ‌تر شده و ناگزیر بیشتر و بیشتر به حاشیه رانده شده‌اند.

کافی است حجم ترافیک خیابان‌ها را در سیطره ماشین‌های گران‌قیمت و سواری‌های فرسوده مسافربر ببینیم و در ازایش صف انبوه مسافران مترو را که از حاشیه به مرکز شهر به سختی در رفت‌وآمدند. کافی است تعداد بنگاه‌های معاملات ملکی را با سایر بنگاه‌های خدماتی و تولیدی شهر مقایسه کنیم تا ببینیم چگونه ساخت‌وساز ناپایدار سایر ظرفیت‌های شهر را در خود فروبلعیده است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تهران در این سال‌ها رونق بزرگ، ناپایدار و توخالی را از سر گذراند. رونقی ویرانگیر که حیات طبیعی شهر را به خطر انداخته است.

تهران در این سال‌ها رونق بزرگ، ناپایدار و توخالی را از سر گذراند. رونقی ویرانگیر که حیات طبیعی شهر را به خطر انداخته است. پشت اغلب ساخت‌وسازهای پرزرق برق این سال‌ها انبوهی از به هم‌ریختگی و بی‌نظمی و بحران‌های فزاینده نهفته است.

چنانکه زیر پوست توسعه شبکه بزرگراهی تهران و پل‌ها و تونل‌ها و بزرگراه‌های آنچنانی، ترافیک نهفته است. زیر پوست فضاهای سبز گسترده، بحران آب و فاضلاب است. زیر پوست ساختمان‌سازی‌های گسترده و پاساژ ‌سازی‌های بزرگ بیکاری و رکود خوابیده. زیر پوست طرح‌های فرهنگی و اجتماعی، بحران و پشت سر طرح‌های مدرن شهرسازی و طراحی شهری چند پارگی محله‌های قدیمی و بافت تاریخی و اجتماعی شهر.

۴- کلید تهران تا چند روز آینده دست به دست خواهد شد. اما مشخص نیست چه سرنوشتی در انتظار پایتخت و پنجاه و هشتمین شهردارش باشد. آنچه مسلم است تهران و سایر کلانشهرهای یاران شرایط ملتهبی دارند. وضعیت اقتصادی شهر بحرانی است. ارقام ذکر شده درباره بدهی‌های شهرداری بعضا تا ۳ برابر کل بودجه سالانه شهر برآورد شده است. شهری که کاملا واضح است دیگر توان تامین نیمی از درآمد بودجه‌های سالیانه خود را ندارد.

هنوز هیچ راه حل اجرایی برای کسب درآمد پایدار برای تهران وجود ندارد، از سوی دیگر کف‌گیر ساخت‌وساز هم به ته دیگ خورده است. تهران به گران اداره شدن عادت کرده و به درآمدهای ناپایدار ساخت‌وسازهای شهری معتاد است. دولت هم اگرچه ممکن است برای یکی، دوسال کمک حال شهرداری شود، اما بعید است بتواند از پس تامین هزینه‌های شهری برای چند سال برآید.

تهران همچنین مستعد مواجهه با بحران‌های طبیعی است. سایه سنگین آسیب‌های اجتماعی و فقر و خشونت نیز دست از سر شهر برنمی‌دارد. به جز همه اینها با توجه به ترکیب یکپارچه شورای شهر، آمادگی زیادی برای بحران سیاسی دارد و بعید نیست بعد از آنکه آب افشاگری‌ها درباره فساد در مدیریت شهری از آسیاب افتاد، دوباره دچار بحران‌هایی شود که دامن شورای شهر اول را گرفت.

هنوز معلوم نیست چه کسی با چه پشتوانه تجربی و سیاسی شهردار تهران می‌شود و برنامه‌اش برای اداره این وضعیت چیست؟ اما آنچه مشخص است، شهردار بعدی تهران هر که باشد، کار بسیار سختی پیش رو دارد. او شهردار شهری عنکبوتی شده که ۴۰ سال پیش سر شهردارش را به باد داده است.

موضوعات مرتبط