بلندگوهای مساجد؛ رسانه‌های رایگان برای طالبان؟

ناظرانی

برخورداری طالبان از حمایت اجتماعی در برخی روستاهای افغانستان تاکنون مورد توجه و تأمل جدی قرار نگرفته‌است، بلکه اغلب طالبان به‌عنوان گروهی تصور شده‌ است که مورد نفرت و انزجار تمام مردم افغانستان است و هیچ‌گونه توان توجیهی و امکان اقناعی برای کسب حمایت اجتماعی در اختیار ندارد.

این در حالی است که طالبان در ایجاد تهداب توجیهی برای عملیات جنگی خویش در بسیاری محلات روستایی توفیقاتی داشته و از اشکال مختلف اعتماد و حمایت مردمی برخوردار است. زیرا دسته‌ای از مبلغان دینی محلات روستایی تفسیری از دین ارائه می‌دهند که با دیدگاه دینی طالبان تفاوتی ندارد.

حق نشر عکس Getty Images

در سایه سخنان و دیدگاه‌های این دسته خاص از مبلغان دینی، ساکنان برخی روستاها به طالبان به چشم "مجاهدینی" می‌بینند که آرمان اصلی آنان دفاع از اسلام در برابر تهاجم فکری و فرهنگی ممالک غربی است؛ مسئله‌ای که در کنار بحران بی‌کاری و فقر، امکان سربازگیری طالبان از بین جوانان بی‌کار و ناامید را فراهم ساخته ‌است.

مخاطبان مبلغان دینی در روستاها مردم عادی با ذهن‌های ساده و سنتی است و چنین ذهن‌های آنچه را از مبلغان دینی می‌شنوند، بدون‌ چون و چرا، می‌پذیرند؛ امری که بنای بلندی برای جمود فکری و "جهاداندیشی" طبق تفسیر طالبان از جهاد را فراهم آورده است.

این دسته از مبلغان دینی برای گرفتاری‌های و مشکلات موجود در افغانستان موجبات ماوراء‌الطبیعی می‌تراشند و القاء می‌کنند که اراده الهی در تداوم و تشدید این وضعیت دخیل است؛ تبلیغاتی که خوراک خوب و خوش‌طعمی برای "مؤمنان ساده‌اندیش و سطحی‌نگر" است؛ مؤمنانی که بهره‌مندی آنان از سواد و دانایی در حد خواندن و نوشتن متن‌های ساده و حتا نازل‌تر از آن است.

آنگاه که موجبات ماوراءالطبیعی برجسته و فربه می‌شود، طالبان به عنوان یکی از عوامل عینی و موجبات مشهود نابه‌سامانی‌ها از نظر دور نگهداشته می‌شود، اما نفع و نیاز نهفته برای طالبان در چنین حرف‌ها و حرکت‌های تبلیغاتیِ برخی مولوی‌ها و ملاهای مساجد چندان که باید، تشویشی را برنیانگیخته و طرف دید دولت و دوربین رسانه‌ها قرار نگرفته است.

حق نشر عکس Getty Images

ادبیات مشحون از گذشته‌گرایی مفهومی و طبع تجربه‌گُریزی

از سوی برخی مبلغان دینی ادعا می‌شود که ناامنی‌ها و نارسایی‌های برزگ و کشوری در شرایط فعلی افغانستان ناشی از حضور "اشغال‌گرانه" افسران خارجی و اتباع "کشورهای کفری" است و تنها راه رهایی از وضعیت وخیم فعلی "مقاومت و مجاهدت" در برابر خارجی‌ها و "اعاده استقلال" افغانستان است؛ ادعایی که اشاعه و القاء آن اساس استراتژی تبلیغاتی طالبان را می‌سازد و برخی مبلغان دینی بدون دریافت هیچ‌گونه پاداش پولی و مزایای معنوی در جهت تحقق این استراتژی فعال اند.

کاربرد مفاهیمی چون "اشغال" و "استقلال" و دم زدن از ضرورت "جهاد" ادبیات متعلق به دوران حضور ارتش سرخ شوروی در افغانستان است. تکیه به میراث مفهومی دوره درگیری مجاهدین با ارتش سرخ شوروی، بی‌توجهی آشکار و اغراض‌آلود به تفاوت‌هایی است که نوع حضور و فعالیت نیروهای ناتو با تهاجم ارتش سرخ شوروی به افغانستان دارد.

اشکال دیگر این‌گونه ادبیات این است که طبع تجربه‌گریزی را حمل می‌کند. با این توضیح که پس از خروج ارتش سرخ شوروی، در نبود یک قدرت برترِ باز دارنده مجاهدین به قطب‌های قومی تجزیه شد و جنگ آنان بر سر قدرت سبب بحران و بربادی سرمایه‌های عظیم مادی و معنوی گردید. همین‌گونه فراموشی افغانستان از سوی کشورهای منطقه و جهان سبب شد که افغانستان به لانه امن تروریستان تبدیل گردد. عزم عبرت‌گیری و تجربه‌اندوزی از گذشته حکم می‌کند که ضرورت حضور نیروهای خارجی و دوام کمک‌های کشورهای کمک‌کننده از نظر دور نگهداشته نشود. با این حساب حضور نیروهای خارجی را مصداق اشغال افغانستان و زوالِ استقلال این کشور دانستن در واقع طبع تجربه‌گریزی و عدم عزم عبرت‌گیری از جنجال‌ها و جنگ‌های داخلی گذشته را در ادبیات دسته‌ای یادشده از مبلغان دینی نشان می‌دهد.

ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به رسانه‌های داخلی

ایجاد بی‌اعتمادی نسبت به رسانه‌های موجود در افغانستان، طرح اتهام فعال بودن این رسانه‌ها در جهت ترویج و تبلیغ ارزش‌های غربی و نیز دروغ‌پرداز قلمداد کردن آنها مورد دیگری است که بخشی از مهم‌ترین و محوری‌ترین کارکردهای تبلیغاتی این دسته از مبلغان دینی را می‌سازد؛ امری که زمینه و عرصه را برای جا افتادن و پذیرش روایت‌های طالبانی از رخ‌دادهای فعلی فراهم می‌سازد. طالبان با درک چنین ذهنیت و قضاوت منفی که توسط دسته خاصی از مبلغان دینی به وجود آمده، به ایجاد تصویری دل‌خواه و مطابق منافع خویش از وقایع جاری همت می‌گمارد.

کافرکیش خواندن دارندگان افکار متفاوت

پس از سقوط طالبان و در زمان زعامت حامدکرزی (حکومت موقت، انتقالی و دو دوره حکومت انتخابی) مدارس و دانشگاه‌ها فعال شد و به برکت چنین شرایطی نسل نواندیشی در شرایط شهری سربرآورد که اینک افکار متفاوتی ارائه می‌کنند، روحیه انتقادی دارند و گاهی اشکالات موجود در برخی دیدگاه‌های دینی را گوش‌زد می‌کنند.

آن دسته از مبلغان دینی که اعتقاد به پلورالیزم فکری و طرح هرگونه دیدگاهِ تهی از دلایل دینی را مساوی با الحاد و ارتداد می‌بینند، به این نسلی از دانش‌آموخته‌های دانشگاه‌ها به چشم کافرکیشانی می‌بینند که «قابل هدایت» نیستند و از سر ناسازگاری با آموزه‌های دینی به کُنش‌های کفری رو آورده‌اند و هرگونه افکاری از آدرس آنان (دانشگاهیان)، البته بدون هیچ درنگ و ملاحظه‌ای، مردود است.

این دسته از مبلغان دینی تا هنوز توانسته‌اند با "ارتدادی و الحادی" معرفی کردن مواضع و دیدگاه‌های دانشگاهیان، اندیشه‌ها و افکار آنان را از اثرگذاری تهی کنند؛ تا دیدگاه‌های دینی طالب‌نواز و ارتجاع‌پرور به‌عنوان دیدگاه‌های بی‌رقیب همچنان بر ذهن و ضمیر مردم حاکم باشد، جغرافیای جزم‌اندیشی وسیع بماند و عرصه برای ارائه تفاسیر تندروانه و طالبانی از دین همچنان آماده باشد.

حق نشر عکس Getty Images

موجبات مؤثر واقع شدن تبلیغات مبلغان دینی

زمینه‌ ذهنی سنتی در روستاها و نیز وجود منش محافظت از هنجارهای موجود در آن (روستاها) سبب همدلی مردم با مبلغان دینی و موجب مؤثر واقع شدن تبلیغات آنان می‌گردد. این در حالی است که دسته یادشده از مبلغان دینی با کمال زیرکی و ظریف‌نگری خویش توانسته‌اند که اقدامات ابتکاری، طبع "تابوشکنی" و نیت "نو اندیشی" دانشگاهیان را منش مخالفت با اصول و ارزش‌های دینی تلقی کنند؛ تا ذهنیت‌های مردم در قبال نگرش‌های نو و تیئوری‌های تازه حساس شده و با پیش‌داروی‌های منفی با دیدگاه‌های جدید برخورد کنند؛ امری که موجب شده‌ است دیدگاه‌های دینی حلقه خاصی از ملاها و مولوی‌های مرتجع یکه‌تاز فضای فکری در مناطق عمدتاً روستایی باشد.

نفع و نیاز طالبان در حاکمیت بلامنازع دیدگاه‌های دینی این دسته از مبلغان دینی و آخرت‌اندیشی محض نهفته است. زیرا حاکمیت بلامنازع دیدگاه‌های دینی و آخرت‌اندیشی محض موجب می‌شود تا تبعات فعلی و فوری جنگ از نظر دور نگه داشته شود و جنگ به عنوان یک "وظیفه" دینی قابل دفاع باشد، بی‌آنکه به "نتیجه‌" جنگ اندک توجه شود.

مبلغان دینی همواره در تماس مستقیم با مردم قرار داشته و فرصت‌های فراوان برای تبلیغات و تأثیرگذاری روی افکار مردم دارند؛ خطبه روزهای جمعه و نیز سخنرانی به مناسبت‌های مختلف مذهبی، مجال خوبی در اختیار مبلغان دینی است. در حالی که فرصت تأثیرگذاری دانشگاهیان به فضای فیسبوک و کنفرانس‌هایی محدود است که اولا محدود به شرایط شهری است و ثانیا بیان و ادبیات آن متکی به مفاهیم مدرن و استدلال‌های بیرون‌دینی و بیگانه با رویه رایج و روحیه حاکم بر روستاها است.

طالبان پس از تحمل شکست سخت در سال ۲۰۰۱ که هسته‌های رهبری این گروه از هم پاشید، گاهی در برخی روستاها عملیات خود را به شکل "بزن و بگریز" انجام می‌داد، اما اینک بخشی بزرگ از روستاها را در اختیار دارد، حتا در دو سال گذشته توانست شهر قندوز مرکز ولایت قندوز را تصرف و برای مدت محدودی در کنترل داشته باشند. این گروه یافتن توفیق تحرکاتی که به چنین موفقیتی منجر شده‌است را مدیون توجیهاتی است که به کمک دسته‌ای از مبلغان دینی برای این جنگ ساخته است.

جنگ و تبلیغات کم‌هزینه

تبلیغات دسته‌ای از مبلغان دینی از این جهت که مطابق مرام طالبان است، تبلیغاتی بی‌هزینه است و سبب می‌شود که طالبان با در اختیار داشتن یک نیروی رایگان تبلیغاتی، هزینه اندکی برای تبلیغات خویش بپردازد و از سوی دیگر تبلیغات این دسته از مبلغان دینی سبب می‌شود که نیروی داوطلبی به صفوف طالبان بپیوندد که به زعم خویش فی‌سبیل‌الله بجنگند و هیچ‌گونه مزایای مادی توقع نداشته باشند.

موضوعات مرتبط