مولانا مودودی، بنیان‌گذار اسلام سیاسی رادیکال

مولانا مودودی حق نشر عکس Socialmedia
Image caption ابو‌الاعلی مودودی از شخصیت‌های اسلام‌گرای کلیدی در شبه قاره هند و در جهان اسلام است

چندین دهه است که اسلام سیاسی در سپهر جهان اسلام، قرائت مسلط است. اسلام سیاسی همان‌گونه که از نامش پیداست، می‌کوشد سیاست را بخش برجسته و عمده و حتا لُبّ آموزه‌های اسلام بشناساند و با ارائه خوانشی نوین از متون دینی، اسلام را در عرض ایدئولوژی‌ها و مکاتب/مدارس دیگر قرار دهد و توانا‌تر و چابک‌تر از آن‌ها در گره‌گشایی‌های دنیوی معرفی کند.

سید جمال‌الدین افغانی از نخستین شخصیت‌ها در جهان اسلام بود که تلاش ورزید رُخ سیاسی اسلام را پر‌‌رنگ بسازد و نقش اجتماعی آن را بارز و شاخص بسازد. هر‌چند او و همفکرانش در آن دوره، جوانب و تجلیات دیگر اسلام را نادیده نگرفتند.

با این‌همه، رهبران اصلاح‌طلبِ نسل اول با آن‌که می‌خواستند از نصوص دینی به منظور تشویق توده‌ها برای مقابله با استعمار خارجی بهره بگیرند، ولی تمدن غرب را یکسره نفی نمی‌کردند و با بهره‌جویی از تجارب علمی و سیاسی غرب مخالفتی نشان نمی‌دادند؛ تجاربی که تمدن غربی را به عظمت و توانایی خارق‌العاده رسانده بود. تا دهه‌های چهل و پنجاهِ سده بیستم میلادی، معمولاً اندیشمندان مسلمان می‌کوشیدند اسلام را سازگار با مقتضیات عصر نشان دهند و از تقابل تمدن غربی با اسلام جلوگیری کنند.

'دین در خدمت سیاست '

نهضتی که به دست "اصلاح‌گران اولیه" راه‌اندازی شده بود به دلایل مختلفی که در این‌جا فرصت پرداختن به آن‌ها وجود ندارد، با شکست مواجه شد و جایش را به آسانی به "اسلام ایدئولوژیک و سیاسی" سپرد که حاوی پروژه‌ای تمدنی نبود بلکه می‌خواست از دل آموزه‌های اسلامی، برنامه سیاسی مدونی بیرون بیاورد و "دولت اسلامی" را بنیان بگذارد.

نخستین کسی که به صورت مجدانه تلاش ورزید رویکرد سیاسی محض به اسلام داشته باشد مولانا ابو‌الاعلی مودودی بود. ابو‌الاعلی مودودی از شخصیت‌های اسلام‌گرای کلیدی در شبه قاره هند و در جهان اسلام است. او مؤسس جماعت اسلامی پاکستان است، حزبی که در پی احیای اسلام در شبه قاره هند و سپس در پاکستان بوده است.

حق نشر عکس AFP

مودودی در هندوستان و بعد‌تر در پاکستان زندگی می‌کرد و طبعاً تجربیات سیاسی ویژه خود را داشت، اما طرح‌های سیاسی-اسلامی او محدود به شبه قاره هند نماند بلکه بیشتر کشورهای اسلامی را در‌نوردید.

مودودی مدعی شد که اسلام، دینی جامع و فرا‌گیر است و با سیستم‌ها و تمدن‌های دیگر تقابل و تضاد دارد و اسلام واقعی همانا اسلام سیاسی است. نظریه‌پردازی‌های وی در این زمینه تأثیر شگرفی بر نویسندگان و اندیشه‌ورزان اسلام‌گرا بر‌جا گذاشت و موجب به وجود آمدن جریان‌های رادیکال در میان جنبش‌های اسلامی معاصر شد.

مودودی در مقام مبارزه برای اسلامی کردن کشور تولد تازه تولد ‌یافته پاکستان، با تأثیرپذیری از ایدئولوژی‌های مدرن غربی، تلاش ورزید اسلام را ایدئولوژی‌ای فراگیر به مردم بشناساند و ایدئولوژی اسلامی را واجد تمایزها و برتری‌های آشکار نسبت به نظام‌های سرمایه‌داری و کمونیسم معرفی کند.

با آن‌که "جماعت اسلامی" بر‌خلاف "اخوان‌المسلمین"، توفیق چندانی در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی به دست نیاورد، اما تأثیرات اندیشه بنیان‌گذار این سازمان بر اندیشه مدرن اسلامی بسیار ژرف و قابل اهمیت است. سید قطب، نویسنده اسلام‌گرای مصری، که نوشته‌هایش یکی از عوامل به وجود آمدن تندروی‌ها و خشونت‌های گسترده در خاور میانه شد و اسلام سیاسی را در مجرای دیگری انداخت، بیشتری تأثیر را از مودودی پذیرفت و در مواردی مفاهیمی را به صورت طابق‌النعل بالنعل از او برگرفت.

نوشته‌های مودودی در کشورهای فارسی‌زبان نیز مخاطبان گسترده‌ای یافت و مورد توجه نویسندگان و اندیشمندان اسلام‌گرا قرار گرفت.

حق نشر عکس AFP

سید ولی نصر (فرزند سید حسین نصر، فیلسوف نامدار ایرانی) در کتابی که به نام "پیش‌قراولان انقلاب اسلامی؛ جماعت اسلامی پاکستان" نگاشته مدعی است که آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، کتاب "حکومت اسلامی" را تحت تأثیر تئوری‌پردازی‌های مودودی به رشته تحریر در‌آورده است.

در چند دهه اخیر در افغانستان، که جریان اسلام سیاسی گفتمان سیاسی مسلط را شکل داده، یکی از رادیکال‌ترین احزاب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار، از اندیشه‌های مودودی پیروی ‌کرده و حتا تشکیلات و روش‌های سازمانی‌اش را عیناً از جماعت اسلامی پاکستان بر‌گرفته است.

'اصطلاحات چهار‌گانه در قرآن '

ابو‌الاعلی مودودی و همفکرانش کوشش همه‌جانبه کردند تا اسلام را در سیاست ذوب کنند، در‌حالی که پیش از ظهور اسلام سیاسی، اندیشمندان مسلمان سعی می‌ورزیدند اندیشه مدرن غربی را با اسلام نزدیک جلوه بدهند. به عبارت دیگر، اسلام سیاسی به منظور مقابله با غرب، کوشید اسلام را به صورت ایدئولوژی در‌آورد و درخور جهان امروز نشان دهد.

مودودی در کتابی که به عنوان "اصطلاحات چهارگانه در قرآن" نوشت و در سال ۱۹۴۱ میلادی منتشر کرد، مدعیات اصلی‌اش را در این زمینه برای نخستین بار طرح کرد. این کتاب را درست در سالی نوشت که حزب جماعت اسلامی را تأسیس کرد و بدین‌گونه خواست با نوشتن این کتاب، مانیفست حزبی‌اش را تدوین و رونمایی کند.

مودودی در این کتاب که یکی از پر‌سر و صداترین کتاب‌هایش است، ادعا‌های تازه‌ای را مطرح می‌کند که پیشتر چنین ادعا‌هایی از سوی اندیشمندان مسلمان معاصر طرح نشده بود. او مدعی می‌شود که پس از عصر نزول قرآن، "مفاهیم اساسی قرآن" که از نظر او، عبارت‌اند از «اله» و «رب» و «دین» و «عبادت»، در درازای سده‌های متوالی از نظر‌ها مخفی ماند و مسلمانان نسبت به آن‌ها دچار سوء فهم شدند و به کنه معانی آن‌ها پی نبردند؛ «اله» را به معنای بت و «رب» را به معنای پروردگار و «عبادت» را مرادف خدا‌پرستی و قربانی کردن و سجده و نماز به حساب آوردند و «دین» را مذهب ترجمه کردند.

حق نشر عکس Getty Images

معنای ضمنی این سخن این خواهد بود که تمام تاریخ اسلامی یک زنجیره به‌هم‌پیوسته تشکیل شده از جهل و ضلالت و انحطاط خواهد بود و به نحوی اسلام را زیر پرسش ببرد که خاک بارور و حاصلخیزی نیست.

از جمله ادعاهای خطیر دیگر مودودی در این کتاب این است که مفاهیم اساسی قرآن، حاکمیت و سلطه اله و رب است و دین و عبادت راه‌هایی هستند برای رسیدن به آن نقطه مرکزی.

سخنان مودودی در "اصطلاحات چهار‌گانه در قرآن" به حدی تکان‌دهنده بود که صدای ابو‌الحسن ندوی، همسنگر سابق مودودی، را نیز در‌آورد. ابوالحسن ندوی، از عالمان نامدار هندوستان و از بنیان‌گذاران جماعت اسلامی، در کتابی که به عنوان "تفسیر سیاسی اسلام در نوشته‌های مودودی و سید قطب" نوشت این نکته را متذکر شد که مودودی و به پیروی از او سید قطب، حتا رابطه انسان را با خدا رابطه‌ای سیاسی قلمداد کرده‌اند و رابطه حاکم و محکوم نشان داده‌اند. به گفته ندوی، واقعیت امر آن‌است که تعلق و رابطه خالق با مخلوق، رابطه‌ای مستحکم‌تر و عمیق‌تر است.

به گفته ابوالحسن ندوی، مودودی حتا در «الهیات اسلامی» تحریف وارد کرده و آن را به مزاج خودش رنگ و بوی سیاسی داده است چرا که از نظر مودودی، شرک در حاکمیت، مساوی با شرک در الوهیت و عبادت و حتا بدتر از آن است. این در‌حالی است که نخستین و مهم‌ترین هدف پیامبران در طول تاریخ، تصحیح عقاید مردم در رابطه به خدا و بندگی وی بوده است. از نظر ندوی، شرک اهم و جلی همان شرک در عبادت است، و پذیرش قوانین ضد الهی در درجه کمتری از اهمیت قرار دارد.

ابوالحسن ندوی به این باور است که سیاسی ساختن رابطه خدا و بنده، پیامدی جز این ندارد که رابطه مومنان با خداوند به رابطه‌ای بی‌روح و خشک تبدیل شود، رابطه‌ای که عاری از معنویت و اخلاص درونی باشد.

به قول ندوی، ما وقتی ادعا کنیم که هدف بعثت پیامبران، ایجاد انقلاب سیاسی عظیم بوده که به وسیله آن، تمدن و اقتصاد را بر اساس بنیادی درست گذاشته شود، و نیز مدعی شویم که خشنودی خدا و رستگاری در آخرت در گرو ایجاد نظامی اسلامی است، پیامدش این خواهد بود که مومنان به جای توجه به آخرت و طلب رضای پروردگار، همه توش و توان‌شان را برای به دست آوردن «قدرت سیاسی» به خرج دهند و مسیر ماده‌پرستی را بپیمایند.

مودودی در "اصطلات چهار‌گانه در قرآن" تصریح می‌کند که همه عبادات اسلامی- همانند نماز و روزه و زکات و حج- اموری مطلوب لذاته نیستند بلکه وسیله‌هایی هستند برای تشکیل حکومت اسلامی.

ندوی در نقد این ادعا می‌گوید که برآیند چنین شیوه تفکری این خواهد بود که مسلمانان به عبادت و اخلاص و خشوع باطنی ارزشی قایل نشوند و به روح و جوهره عبادات توجه نکنند و به اصلاح و کمال نفس نپردازند و به قدرت و ثروت و مقاصد دنیوی روی بیاورند.

مودودی با آن‌که تلاش ورزید مفاهیمی اسلامی را در برابر مفاهیم غربی ارائه کند اما نتوانست در مقام تئوری‌سازی بسیاری از مؤلفه‌های مدرن غربی را همچون ایدئولوژی اسلامی و حکومت اسلامی و انقلاب اسلامی اقتباس نکند. طبعاً منظور او از حکومت اسلامی همان دولت مدرن غربی با همه لوازم آن- از قبیل پارلمان و قوه مستقل قضائیه و قانون اساسی و... است.

جالب این‌جاست که مودودی در رساله "بنیان‌های قانون اسلامی"، می‌گوید که "دولت اسلامی" بر تمام شؤون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان می‌باید نظارت داشته باشد و از این جهت، "با بلشویسم و فاشیسم شباهت‌های نزدیک دارد".

آیا اسلام سیاسی راه حل است؟

تجربه اسلام سیاسی در چند دهه اخیر، این حقیقت را بر‌ملا افکنده که دین را در‌خور دنیا ساختن، پیامدهای هولناکی دارد. از جمله این پیامدها نادیده گرفته شدن جنبه‌های دیگر اسلام و تهی شدن دین از اخلاق و معنا‌ست که درونمایه اصلی دین را می‌سازد.

پیامد دیگر سیاسی‌سازی اسلام، این است که دیندارانی که به نام اسلام، قدرت سیاسی را می‌گیرند- به اندازه دیگرانی که بی نام اسلام، قدرت را تصاحب می‌کنند- ممکن است هزار نوع جنایت و فساد را مرتکب شوند و بدین‌گونه زمینه رفتن آبروی دین را فراهم کنند. کارنامه حکومتداری اسلام‌گرایان در سودان و افغانستان و ایران، کارنامه‌ای کامیاب و قابل دفاع و ستایش نیست.

موضوعات مرتبط