طالبان؛ رویارویی با فشارهای بیرونی و دشواری‌های داخلی

افغانستان

با حمله نیروهای آمریکایی به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی، طالبان شکست سخت و سریعی را تجربه کردند. در آن زمان محتمل و متصور نبود که این گروه دوباره توفیق تجدید سازمان بیابد، زیرا نشانه‌ها از فرسایش و فروپاشیدگی سازه‌های سازمانی و هسته‌های رهبری این گروه حکایت داشت. اما این گروه دوباره انسجام یافت و حمله‌هایی را بر مواضع دولتی و نظامیان خارجی انجام داد. اینک به نظر می‌رسد که طالبان در شرایط فعلی با فشارهای بیرونی و دشواری‌های داخلی زیادی مواجه است.

راهبرد وضعیت‌محور آمریکا و احتمال دست‌پاچگی طالبان

احتمال اغلب این است که راهبرد جدید آمریکا در باره افغانستان می‌تواند معادله جنگ در افغانستان را به نفع دولت تغییر دهد. زیرا در این راهبرد برای خروج نیروهای آمریکایی در افغانستان ظرفیت زمانی محدود و مشخصی در نظر گرفته نشده‌است؛ امری که تعهد درازمدت آمریکا در مبارزه با تروریسم را نشان می‌دهد. گروه طالبان که اعلام استراتژی "زمان‌محور" از سوی آمریکا را به انتظار نشسته بود، ممکن است در رویارویی با استراتژی "وضعیت‌محور" آمریکا دچار دست‌پاچگی گردد.

حساسیت علیه ابعاد منطقه‌ای حمایت از طالبان

اضافه بر این رئیس جمهوری آمریکا در زمان اعلام راهبرد جدید، لزوم اعمال فشار بر پاکستان با هدف از بین بردن "پناهگاه‌های امن تروریستی" در آن کشور را به عنوان بخش دیگری از این راهبرد اعلام کرد. نکته‌ای که از دید دولت‌مردان افغانستان، حساس شدن آمریکا علیه بنیادهای بیرونی و ابعاد منطقه‌ای حمایت از طالبان را نشان می‌دهد و می‌تواند به محدود شدن بخش بزرگی از مجال‌های منطقه‌ای و فرصت‌های فرامرزی بینجامد که در راستای روحیه‌بخشی و تقویت طالبان فعال و اثرگذار بوده است.

عربستان و تروریست خواندن طالبان؛ تقویت تصویری ترسناک از طالبان

مشاری بن مزعل الحربی، سرپرست سفارت عربستان سعودی در کابل، چند ماه پیش اعلام کرد: "ریاض در حال حاضر طالبان را به چشم یک گروه تروریستی مخالف دولت می‌بیند و این موقف رسمی دولت عربستان است."

Image caption مشاری بن مزعل الحربی گفته که ریاض درحال حاضر طالبان را به چشم یک گروه "تروریستی" مخالف دولت می‌بیند

کم‌ترین اثر این‌گونه اعلام موضع از سوی عربستان سعودی، تایید و تقویت تصویری ترسناک از طالبان در سطح منطقه و جهان خواهد بود؛ حتی اگر چنین موضعی به عنوان بخشی از "سیاست اعلامی" عربستان سعودی دانسته شود و در "سیاست اعمالی" عربستان چندان چرخشی پیدا و رونما نشود. طالبان بر این امر وقوف تام دارند که هرچه هویتی هول‌انگیز به این گروه نسبت داده شود، حساسیت‌های منطقه‌ای و جهانی علیه این گروه شدت خواهد یافت. از این جهت گروه طالبان نمی‌تواند نگران نباشد که چرا عربستان به آفرینش ادبیات سیاسی از این دست رو آورده ‌است.

امکان دریافت کمک‌های نهان و ناکافی

ایران و روسیه به حمایت از طالبان متهم‌اند. در تازه‌ترین مورد ژنرال شریف یفتلی، رئیس ستاد ارتش افغانستان گفته که دولت افغانستان اسنادی به دست دارد که نشان می‌دهد ایران سلاح و تجهیزات نظامی در اختیار گروه طالبان در غرب افغانستان قرار می‌دهد.

اتهام مشابه علیه روسیه نیز مطرح است. به عنوان نمونه سال گذشته عمر صافی، والی پیشین قندوز گفته بود که روسیه تجهیزات مدرن دید در شب، اسلحه، مهمات، سلاح سنگین به شمول تانک‌های تی-۶۲ در اختیار گروه طالبان قرارداده است.

دولت‌های ایران و افغانستان روابط رسمی گرمی دارند و ایران یکی از حامیان عمده برنامه‌های بازسازی دولت افغانستان است. از سوی دیگر ایران روابطی حسنه و پر پیشینه‌ای با جبهه شمال (دشمن دیرینه طالبان) دارد.

در اعلامیه پایانی اجلاس گروه بریکس که روسیه عضو فعال آن است، طالبان در زمره گروه‌های مخل امنیت منطقه‌ای فهرست گردید. اگر این نکات نتواند دلیلی برای منتفی بودن احتمال کمک روسیه و ایران به طالبان باشد، دست کم می‌تواند نشانگر این امر باشد که دوام این کمک‌های فرضی به هیچ صورت تضمین شده نیست و نیز اینکه این دست کمک‌های نهان در اندازه و سطحی نخواهد بود که بتواند در تأمین نیازمندی‌های نظامی طالبان نقش پر رنگ و پایداری را بازی کند.

اضافه بر فشارهای خارجی، اینک طالبان با دشواری‌های در حال افزایش داخلی نیز مواجه است که به برخی از این دشواری‌ها به اجمال اشاره می‌رود.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption در اعلامیه پایانی اجلاس گروه بریکس که روسیه عضو فعال آن است، طالبان در زمره گروه‌های مخل امنیت منطقه‌ای فهرست گردید.

مصالحه حکمتیار با دولت؛ کاستن از توان توجیهی طالبان

گلبدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی که سال‌ها سودای سیاسی همسان با طالبان داشت، سرانجام طی سال جاری از مبارزه و مخالفت مسلحانه علیه دولت افغانستان دست برداشت و با دولت افغانستان سر میز مصالحه نشست. آقای حکمتیار در نخستین سخنرانی خود در انظار عمومی پس از امضای توافقنامه صلح اظهار داشت که جنگ طالبان "مشروعیت" ندارد و افزود که اگر طالبان از جنگ دست بکشند، دوست او و اگر "برضد اسلام جنگ کنند"، دشمنند.

این گونه موضع‌گیری از سوی حکمتیاری که دیدگاه‌های سیاسی و داعیه‌های دینی همسان با طالبان را مطرح می‌کرد، و شانه به شانه با طالبان در موضع مخالفت مسلحانه علیه دولت ایستاده بود، می‌تواند تاثیر زیادی در کاهش تأثیر تبلیغات طالبان داشته‌باشد. طالبان با طرح داعیه‌های دینی و استفاده از جلوه‌های جهاد اندیشی روی ذهنیت‌های ساده و سنتی اثر می‌گذارد. گفتار حکمتیار که چونان ادبیات طالبان درون‌مایه دینی و محتوای مذهبی دارد، اما اینک با اراده اعتراف به ناصواب و نامشروع خواندن جنگ علیه دولت افغانستان آمیخته گردیده است می‌تواند در راستای از اثر انداختن ادبیات و تبلیغات طالبانی تاثیر زیادی داشته باشد.

انتحار و انفجار؛ تاکتیک‌های تنفرانگیز

استفاده از انتحار و انفجار جایگاهی جدی در تاکتیک‌های طالبانی دارد. استفاده از انتحار و انفجار به همان پیمانه که در نمایاندن ناکامی دولت در پیشگیری از تولید ترس و تأمین امنیت شهروندان می‌تواند مؤثر باشد، به همان میزان در تولید تنفر و ایجاد انزجار نسبت به طالبان نقش بازی می‌کند؛ به‌ویژه اینکه عملیات انتحاری بیشترین قربانی را از افراد ملکی و شهروندان عادی می‌گیرد. ویژگی وحشت‌آفرینی و خصلت خرابکارانه انفجارها تخم تنفر از سازمان‌دهندگان و عاملان آن را در جان و روان متأثرشدگان می‌کارد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption طالبان هنوز به خشونت به عنوان یگانه ابزار تعقیب اهداف سیاسی اصرار می‌ورزد

مشارکت پر شور در انتخابات؛ نفی میکانیسم حکومتی مطلوب طالبان

طالبان پیروی و پشتیبانی از شیوه دموکراتیک را منافی و مناقض آموزه‌ها و اندیشه‌های سیاسی اسلامی و از مصادیق بارز غرب‌زدگی یا غرب‌گرایی می‌دانند. به همین جهت با انتخابات به عنوان راهکاری دموکراتیکِ انتقال قدرت، مخالف است. اما مشارکت پرشور شهروندان افغانستان در انتخاباتی که طی سال‌های پس از سقوط طالبان برگزار شده‌است، نشان می‌دهد که شهروندان افغانستان قابلیت و ظرفیت استفاده از ساز و کارهای سیاسی امروزی را داشته و با اراده آشکار و اشتیاق وافر از میکانیسم‌های مدرن و محصولات سیاسی کشورهای پیشرفته استقبال می‌کند. اینک خاطره تلاش‌های بی‌ثمر و تبلیغات بی‌اثر در جهت کاهش میزان مشارکت در انتخابات امری است که در زمینه ذهنی و حافظه تاریخی طالبان جایگاه برین و برجسته دارد. علاقه به داشتن حکومت انتخابی نشان می‌دهد که ایجاد و تقویت تمایل پذیرش حکومت طالبانی و پروراندن پشتیبانی از امارت اسلامی به عنوان میکانیسم دولت‌داری مورد نظر طالبان، امر تصور ناپذیر و نامحتمل است.

اراده اصلاح و نه سودای سقوط

اختلافات داخلی حکومت وحدت ملی و نارضایتی برخی از اعضای ارشد و مهره‌های مهم حکومتی (دوستم، محمدمحقق و عطامحمد نور) به همان پیمانه که می‌تواند شالوده شکنندگی این حکومت قرار گیرد، به همان میزان می‌تواند مایه مسرت طالبان باشد. نکته، این جا است که این اعضای ائتلاف ملی نجات افغانستان هرچند رئیس جمهور را متهم به تبعیض قومی و انحصارگرایی کرده‌اند و گاهی هشدارهایی داده‌اند، اما این ائتلاف و سایر ائتلاف‌ها و حلقات منتقد حکومتی همواره تاکید کرده‌اند که اراده اصلاح حکومت را دارند و انتقاد شان نباید نشانه داشتن سودای سقوط و بنای براندازی حکومت وحدت ملی تلقی و تفسیر شود.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption طالبان پیروی و پشتیبانی از شیوه دموکراتیک را منافی و مناقض آموزه‌ها و اندیشه‌های سیاسی اسلامی و از مصادیق بارز غرب‌زدگی یا غرب‌گرایی می‌دانند

انگیزه استقرار "امارت" از راه خشونت

مهم‌تر از همه اینکه مردم افغانستان چند دهه جنگ را پشت سر گذرانده و به شدت از خشونت خسته‌اند، اما طالبان هنوز به خشونت به عنوان یگانه ابزار تعقیب اهداف سیاسی اصرار می‌ورزد، پذیرش دموکراسی و پشتیبانی از حکومت انتخابی در نبض بسیاری اقدامات شهروندان افغانستان قابل مشاهده است، اما طالبان سودایی جز حاکم ساختن امارت اسلامی ندارد.

اینها نشان می‌دهد که نه روش و متُد مبارزه طالبان، مطلوب شهروندان افغانستان است و نه نظامی که طالبان ادعا و انگیزه استقرار آن را دارد.