میهن‌دوستی مفرط و معتدل: آیا جایگاه اخلاقی هردو یکی است؟

بی بی سی

در تعریف کلی میهن‌دوستی را می توان عشق به کشور خویش، خود را با آن یکی دانستن و داشتن دغدغه ویژه برای بهبود اوضاع کشور حتی به قیمت قربانی کردن چیزهای با ارزش توصیف کرد. ولی اگر عشق ما به خانواده گاهی موجب ضرر و زیان به همسایگان مثلاً با ایجاد سروصدا شود آیا عشق به کشور نمی تواند چنین باشد؟

واقعیت آنست که میهن‌دوستی، مانند هر دوست داشتن دیگری، می تواند کورکورانه باشد یا در چهارچوب موازین عقلی. به بیان دیگر، لوازم اخلاقی عشق کورکورانه و خردمندانه در روابط فردی یکی نیست و این در مورد عشق به میهن نیز صادق است.

در این یادداشت با الهام از ادبیات فلسفه سیاسی معاصر میان دو نوع میهن‌دوستی مفرط و معتدل تفکیک قائل می شویم و جایگاه اخلاقی هرکدام را مختصری واکاوی می کنم.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption میهن‌دوستی معتدل به دنبال بسط منافع ملی کشور خویش به هر قیمتی و تحت هر شرایطی نیست و قبول دارد که اخلاق محدودیتهایی برای خواست منفعت ملی در حوزه روابط بین الملل اعمال می دارد. مثلاً نمی گوید "سوریه" ویران هم شود مهم نیست، به شرطی که امنیت در "ایران" برقرار باشد./ سرتیپ همدانی از فرماندهان سپاه که در سوریه کشته شد

میهن‌دوستی مفرط در برابر میهن‌دوستی معتدل

ماکیاولی (۱۵۲۷-۱۴۶۹)، اندیشمند فلورانسی دوران رنسانس، کسی است که به تئوریزه کردن ایده بی‌ربط بودن اخلاق درسیاست معروف است. ماکیاولی در آثارش به شهریاران توصیه می کند که اگر می خواهند وظیفه خود را درست انجام دهند، باید آماده باشند که وقت ایجاب شرایط سیاسی عهدهایشان را بشکنند، دروغ بگویند و فریب دهند، و حتی خشونت به خرج دهند. ولی سخنی کمتر شنیده شده از ماکیاولی هم هست که به بحث ما بیشتر مربوط است: «وقتی که ایمنی کشور کاملاً به تصمیمی بر می گردد که باید گرفته شود، نباید به عدالت یا بی عدالتی، مهربانی یا قساوت، شایسته تقدیر یا مایه شرمساری بودن توجهی شود.» (ماکیاولی، گفتارها، ۱۵۱۸، ۵۱۵) یعنی منافع بنیادین کشوری که فرد متعلق بدان است بر هرگونه ملاحظات اخلاقی متضاد با آن منافع اولویت دارد.

در واقع "میهن‌دوستی مفرط" (extreme patriotism) از زمان ماکیاولی تاکنون بر این پایه عمل کرده است. هنوز هم بسیاری سیاستمداران و مردم عادی در بسیاری کشورها وقتی حس می کنند که منافع عمده کشورشان در خطر است بر اساس این منطق عمل یا توصیه می کنند. در ایران هم برخی با چنین نگاهی حمایت از بشار اسد در طول جنگ داخلی سوریه را توجیه کرده اند. چنانکه توضیح خواهم داد میهن‌دوستی مفرط از نظر اخلاقی مردود است.

"میهن دوستی معتدل" (moderate patriotism) ولی داستانی متفاوت دارد. میهن‌دوستان معتدل، بدون اینکه کاملاً جهانشهری (cosmopolitan) شوند و اهمیت مرزها را رد کنند (جهانشهری بودن هم درجات دارد، در اینجا حالت رادیکال آن مد نظر است)، به میهن‌شان عشق می ورزند ولی می کوشند میان عشق به انسانیتِ ورای مرزها (نگاه جهانشهری)، و عشق به کشورخویش و مردمانش (میهن‌پرستی یا ملی‌گرایی) تعادلی برقرار کنند. می توان میهن دوستی معتدل را دوست داشتن میهن در چهارچوب اخلاق لیبرال یا همان "میهن دوستی لیبرال" دانست. (ایگور پریموراتز، مدخل "میهن دوستی" در دایره المعارف فلسفی استانفورد، بخش دوم)

بیشتر بخوانید:

ملل طبیعی و ملل مصنوعی: آیا ایران استثنایی در جهان است؟

آیا عراق کشوری برساخته با ملتی چند پاره و غیرطبیعی است؟

نژادپرستى و آگاهى دوپاره پارسی

روزنامه های تهران؛ نگران فردای همه پرسی استقلال کردستان عراق

آیا ایران در سوریه پیروز خواهد شد؟

مطابق میهن‌دوستی لیبرال ما از یک طرف وظایف و تعهدات محلی ویژه‌ای در مورد هموطنان خود داریم، و از طرفی دیگر وظایف و تعهداتی جهانی در مورد تمام انسانها. بنابراین در چهارچوب عدمِ نقض تعهدات‌مان درمورد تمام انسانها، کاملاً خوب است که در سیاست به منافع کشور خود اولویت دهیم، همانگونه که در روابط شخصی نیز بر روابط خاص با دوستان و خانواده اولویت می دهیم.

فرق دیگر میهن دوستی معتدل با میهن‌دوستی مفرط در آن است که اولی بر خلاف دومی توان نظامی بالا را برجسته و تقدیس نمی کند و در عوض بر اعتلای اخلاقی و فرهنگی کشور تاکید دارد. به بیان دیگر، میهن دوستی معتدل در حوزه روابط بین‌الملل جنگ طلب نیست و کاملا با نقد بی‌رحمانه کشور خویش و سیاستها و فرهنگش سازگار است.

میهن‌دوستی معتدل به دنبال بسط منافع ملی کشور خویش به هر قیمتی و تحت هر شرایطی نیست و قبول دارد که اخلاق محدودیتهایی برای خواست منفعت ملی در حوزه روابط بین الملل اعمال می دارد. مثلاً نمی گوید "سوریه" ویران هم شود مهم نیست، به شرطی که امنیت در "ایران" برقرار باشد.

حق نشر عکس AFP
Image caption بازار بحث در مورد مسائل مربوط به وطن‌خواهی هرازگاهی در فضای عمومی بسیار داغ می شود و شرایط پیش آمده در منطقه پس از همه‌پرسی جدایی کردستان عراق یکی از متاخرترین نمونه‌های چنین وضعیتی را ایجاد کرد

میهن دوستی معتدل ما را تشویق می کند که برای دفاع از کشورمان به جنگ برویم، منتهی تا آنجا که جنگ عادلانه باشد. در عوض میهن‌پرستی کورکورانه به ما می گوید باید از میهن دفاع کرد، چه جنگ عادلانه باشد و چه نامنطبق بر موازین عدالت. درمیهن دوستی معتدل پیروزی در جنگ با هر شیوه ای قابل توجیه نیست و اگر با شیوه ای غیرعادلانه بدست آمده باشد، نه باارزش محسوب می شود و نه بادوام. تجربه تاریخی دوران متاخر نشان می دهد بسیاری از پیروزیهای نظامی که بدون توجه به موازین عدالت بدست آمده اند، در درازمدت قابل محافظت نیستند.

میهن دوستی معتدل بیرونگذارنده (exclusive) و انحصاری نیست. طرفدارانش دغدغه ویژه ای در مورد کشور خویش و هموطنان آن دارند، ولی این دغدغه آن ها را از توجه به سایر کشورها و ساکنان آنها غاقل نمی کند. (باز مثال سوریه و ایران). حتی منتفی نمی دانند که در شرایط ویژه ای داشتن دغدغه نوع بشر اولویت داشته باشد بر دغدغه کشور خود به صورت منفرد. این نگاه در برابر نگاهی قرار می گیرد که وزن بسیار بیشتری به منافع کشور خویش و هموطنانش در مقایسه با سایر کشورها و ساکنانشان می دهد.

نتیجه آنکه عشق میهن‌دوستان میانه‌رو به وطن غیرانتقادی، بدون قید وشرط و خودخواهانه نیست. برای میانه روها کافی نیست که کشوری کشورخودشان باشد تا بدان عشق بورزند. همچنین لازم است که کشور حداقلی از استانداردها را داشته باشد تا شایسته حمایت، عشق و دغدغه ویژه برای بهبود اوضاع باشد. زمانی که آن استانداردها از میان رفت، عشق و حمایت میهن‌دوستانه از کشور هم کاهش می یابد. در نقطه مقابل، حمایت میهن‌پرستان مفرط از کشورشان بدون قید وشرط اخلاقی است و هرجا که "امنیت" و "منافع کلان" کشورشان مطرح باشد تا به آخر و بدون شرط در کنارش می ایستند. (مدخل "میهن دوستی" در دایره المعارف فلسفی استانفورد)

نسبت این دو نوع میهن دوستی با گفتگوپذیری در حوزه عمومی چیست؟ توجه بدین مسئله از آنرو مهم است که بازار بحث در مورد مسائل مربوط به وطن‌خواهی هرازگاهی در فضای عمومی بسیار داغ می شود و شرایط پیش آمده در منطقه پس از همه‌پرسی جدایی کردستان عراق یکی از متاخرترین نمونه‌های چنین وضعیتی را ایجاد کرد.

مهمترین عنصر لازم برای پیشبرد گفتگو قابلیت همدلی (sympathy) طرفین است، یعنی اینکه افراد بتوانند خود را جای دیگران و به خصوص اعضای سایر ملل بگذراند. میهن‌دوستی معتدل با داشتن همدلی سازگار است و بر آن تاکید بسیار دارد، ولی میهن‌پرستی مفرط قدرت همدلی ندارد و در نتیجه باب گفتگو را می بنند. وقتی در گفتگو بسته شد در خشونت باز می شود و وضعیتی مانند سوریه زاده می شود. داشتن همدلی برای پیشبرد گفتگو همانقدر برای گروههای اکثریت لازم است که برای اعضای گروههای اقلیت. فضیلت همدلی قدری هم با تمرین رشد می کند.