حملات مرگبار هفته اخیر افغانستان؛ پیام‌ها و هشدارها؟

«یاد تان باشد!

ما فقط یاد گرفته‌ایم مدنی فکر کنیم و شاهد مرگ دسته‌جمعی مان باشیم.

میرزاولنگ تنها شروع فاجعه‌ای دوام‌دار است، یاد تان باشد!»

حسین بهزاد، یکی از قربانیان حمله جمعه شب گذشته بر مسجد امام زمان غرب کابل، جملات فوق را در ۲۶ اسد سال جاری پس از فاجعه میرزاولنگ در صفحه فیسبوک خود نوشته بود. پیش‌بینی حسین درست بود، مرگ تدریجی شهروندان افغانستان در اثر حملات تروریستی ادامه یافت.

Image caption روند مرگ تدریجی نظامیان و شهروندان ملکی افغانستان در یک هفته اخیر، دقیقا زمانی که راهبرد جدید امریکا امیدواری های را خلق کرده بود، سرعت و وسعت بی پیشینه یافته است

اما روند مرگ تدریجی نظامیان و شهروندان ملکی افغانستان در یک هفته اخیر، دقیقا زمانی که راهبرد جدید آمریکا امیدواری‌های را خلق کرد، سرعت و وسعت بی‌پیشینه یافته است. حملات مرگبار نمازگزاران مسجد امام زمان کابل و مسجد دیگری در غور، در حالی صورت گرفت که قبل از آن و همزمان با از سرگیری گفت‌وگوهای چهارجانبه در مسقط، مرکز عمان، سلسله حملات خونین در ولایات جنوبی غزنی، پکتیا و قندهار تلفات سنگینی بر نظامیان افغانستان وارد کرد.

در حالی که کابلیان از بهت و حیرت حمله بر مسجد امام زمان بیرون نیامده بودند، حمله دیگری دانشجویان اکادمی نظامی مارشال فهیم را هدف قرار داد و حدود بیست کشته و زخمی بر جای گذاشت. پرسش اصلی این است که چنین حملاتی واکنشی به راهبرد جدید آمریکا در منطقه و افغانستان به شمار می‌رود و پاکستان در فضای جدید بعد از راهبرد جدید ایالات متحده آمریکا چه نقشی را بازی می‌کند؟

تغییر رویکرد پاکستان، افزایش نقش هند، تقویت نیروهای نظامی افغان و حضور نامحدود نظامیان آمریکا و ناتو در افغانستان از محورهای کلیدی راهبرد جدید آمریکا به‌شمار می‌رود. علاه بر آن، اصلاحات در حکومت وحدت ملی مخصوصا در بخش امنیتی از ملحقات این رهبرد بود که مقامات آمریکایی در روزهای بعد مطرح کردند.

تغییر رویکرد پاکستان

دونالد ترامپ در ۲۱ آگوست سال روان هنگام اعلام راهبرد جدید آمریکا ضمن حملات شدید لفظی بر پاکستان مبنی بر حمایت آن کشور از گروه‌های دهشت‌افگنی که علیه آمریکا می‌جنگند، خواهان تغییر رویکرد فوری این کشور در قبال مبارزه با تروریسم و افغانستان شد.

اما عبدالسلام ضعیف، سفیر پشین طالبان در پاکستان، در آن زمان گفت: "فشار آوردن بر پاکستان جنگ در افغانستان را تشدید می‌کند". پاکستان برای اثبات همکاری با افغانستان و آمریکا در امر مبارزه با تروریسم، تحت فشارهای فزاینده آمرکایی‌ها دست به اقدامات جدیدی زد که از آن جمله سفر یک روزه ژنرال قمر جاوید باجوا، رئیس ستاد ارتش پاکستان، به کابل در نهم میزان از اهمیت بالایی برخوردار بود. رئیس‌جمهور غنی از این سفر به عنوان آغاز فصل تازه‌ای در روابط دو کشور یاد کرد.

بیشتر بخوانید:

به دنبال این سفر و با پیشنهاد پاکستان گفت‌وگوهای چهارجانبه صلح افغانستان که از ثور ۱۳۹۵ متوقف شده بود از سر گرفته شد. ولی درست فردای برگزاری ششمین نشست مقامات افغانستان، پاکستان، آمریکا و چین در ۲۴ میزان در عمان، موج تازه‌ای از حملات خونین طالبان آغاز شد که تا روز شنبه ۲۹ میزان در مدت کم‌تر از یک هفته بیش از دو صد تن افراد ملکی و نظامی را به کام مرگ برد.

یک تفسیر از این حملات این می‌تواند باشد که طالبان با توجه به این‌که حدود چهل درصد خاک افغانستان را در کنترل خود دارند، قادر است بدون حمایت پاکستان به راهبرد جدید آمریکا واکنش نشان داده و اثبات کند که در موقعیت ضعفی برای تن در دادن به روند صلح قرار ندارد و پاکستان نیز قادر به اعمال نفوذ جدی بر طالبان نیست. این برداشت چندان مستند و مستدل به نظر نمی‌رسد. برخی از گمانه‌زنی‌ها که از پیوند طالبان و شبکه حقانی با استخبارات پاکستان حکایت می‌کنند این پیوند را بسیاری راهبردی و ناگسستنی می‌دانند. به نظر آنها، طالبان ضعیف‌تر از آن است که بدون یک پشتوانه قوی دولتی چنین مانور قوی پیچیده، مسلسل و مرگبار نظامی-استخباراتی را به نمایش بگذارد.

بنا به نظر این گروه از ناظران، پاکستان در عین این‌که تمایل به دریافت فشارهای بیشتر از جانب آمریکا را ندارد، به‌طور همزمان دو کار را مدیریت می‌کند. یک، با بر قراری تماس با افغانستان و امریکا و اعلام همسویی با این راهبرد، زمان را به نفع خود مصادره کرده از موضع انفعالی بیرون آمده، ابتکار عمل را در عرصه دیپلماسی و دیالوگ به دست می‌گیرد. با اعمال فشار در داخل خاک افغانستان به واشنگتن و کابل این پیام را می‌دهد که تحت فشار قرار دادن پاکستان می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای افغانستان و آمریکا در پی داشته باشد. و اگر روند صلح افغانستان با حمایت پاکستان تعقیب می‌شود، دیدگاه آن کشور در قبال طالبان و دیگر جریان‌های شورشی همسو با پاکستان در نظر گرفته شود و جایگاه هند در افغانستان بر اساس دغدغه‌های پاکستان مورد بازنگری قرار گیرد. البته این نگاهی است که همیشه با تکذیب شدید دولت پاکستان روبرو شده است و این کشور خود را نیز قربانی عملیات تروریستی می‌داند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption به نظر می رسد مصروفیت دونالد ترامپ و تیم رهبری کاخ سفید به موضوع توافق اتمی با ایران(برجام) و تعیین راهبرد جدید آن کشور در قبال ایران، حد اقل تمرکز در سطح رهبری امریکا از موضوع افغانستان را به حاشیه برده است

موثریت راهبرد جدید امریکا

حمایت استخباراتی، نظامی و لژستیکی آمریکا از نیروهای نظامی افغان، اعمال فشارهای عملی بر پاکستان و هدف قرار دادن طالبان و شبکه حقانی با هواپیماهای بدون سر نشین در هردو طرف سرحد، از شاخص‌های اصلی موثریت این راهبرد به شمار می‌رود. هرچند آمریکا در هر سه محور اقداماتی را روی دست گرفته است، اما با توجه به زمانبر بودن برخی اقدامات و انتظار راستی‌آزمایی پاکستان، احساس می‌شود به اندازه کافی و با سرعت بالا شاهد اقدامت وسیع و گسترده نیستیم.

از مجموع ۱۵۹ فروند طیاره بلک هاک، که قرار است در سال پیش رو تحویل افغانستان داده شود، تنها چهار فروند آن به نیروهای افغان در قندهار تحویل داده شده است و نیروهای افغان همچنان در حملات هوایی نیازمند حمایت متحدین خارجی خود است. تازه‌ترین حملات هواپیمایی بدون سر نشین آمریکا در مناطق سرحدی دو کشور و دره کُرم، علیه شبکه حقانی در ۲۵ میزان انجام شد و تعدادی از نیروهای ورزیده این شبکه را نابود کرد. احساس می‌شود حملات اخیر بر نمازگزاران و دانشجویان نظامی واکنش این شبکه در برابر این حملات نیز باشد. چنان که خواجه آصف وزیر خارجه پاکستان در همان روز خواهان توقف این حملات گردید و گفت تداوم این حملات به روند صلح در افغانستان صدمه می‌زند.

به نظر می‌رسد مصروفیت دونالد ترامپ و تیم رهبری کاخ سفید به موضوع توافق اتمی با ایران (برجام) و تعیین راهبرد جدید آن کشور در قبال ایران، حد اقل تمرکز در سطح رهبری آمریکا از موضوع افغانستان را به حاشیه برده است. و این نگرانی وجود دارد که همانند حمله آمریکا علیه صدام حسین در سال ۲۰۰۳ که افغانستان را از اولویت سیاست خارجی امریکا خارج کرد، این بار نیز چنین نشود. از جانب دیگر لازم است امریکا و کابل حساسیت‌های عینی و ملموس در منطقه را درک کرده از تبدیل شدن افغانستان به صحنه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای چون هند و پاکستان، ایران و عربستان و روسیه و آمریکا، جلوگیری کنند، به‌رغم آن که در سیاست‌های اعلامی همسویی در مبارزه با تروریسم دیده می‌شود، اما منافع متضاد و پیشینه رقابت‌ها، زمینه‌ساز این نگرانی است. در عین حال سپردن ابتکار عمل به دست پاکستان به همان میزان موثریت این راهبرد را تهدید می‌کند.

اصلاحات در ساختار امنیتی افغانستان

آسیب‌پذیری بخش امنیتی حکومت افغانستان غیر قابل انکار است و حملات اخیر یک بار دیگر اصلاحات در این عرصه را بیش از پیش ضروری می‌نماید. هر چند مقامات در کابل از چندی بدین سو و بخصوص پس از اعلان راهبرد جدید آمریکا از تعهد قوی مبنی بر اعمال اصلاحات خبر دادند، اما واقعیت‌های موجود و نتایج مترتب بر اعمال مسئولان امنیتی حکایت از آن دارد که اصلاحات به اندازه کافی عمیق و راهبردی، یا در دستور کار نبوده است و یا با موانع بر خورده است.

با وجود این که چنین روندی نیاز به زمان دارد اما شرایط اضطراری افغانستان ایجاب سرعت توام با دقت در اصلاحات را دارد. نویسینده معتقد است که فضای جدید شکل گرفته پس از اعلام رهبرد جدید ایالات متحده آمریکا در افغانستان، فرصتی مناسبی را برای کابل فراهم کرده است که هم در قسمت تجهیز و تقویت بنیه نظامی و دفاعی کشور اهتمام به خرج داده و ظرفیت‌ها را بالا ببرد و هم در ایجاد اصلاحات و روی کار آوردن عناصر کاردان، متعهد و خلاق.

با درک ناگزیری‌های حکومت وحدت ملی به رهبری رئیس‌جمهور غنی مبنی بر کسب رضایت شرکاء انتخاباتی و مجموعه‌های سهم طلب و مافیای قدرت، به نظر می‌رسد حمایت مردمی و جامعه جهانی از اصلاحات دو پشتوانه قوی برای رئیس‌جمهور غنی است. تداوم کمک‌های اتحادیه اروپا و حمایت‌های ایالات متحده آمریکا از افغانستان همواره منوط به انجام اصلاحات و مبارزه با فساد شده است.

از جانب دیگر انتخابات ریاست جمهوری در پیش رو است و کسب حمایت مردم در گرو تأمین امنیت، اعمال اصلاحات، مبارزه با فساد و اشتغال‌زایی است. بنابراین، ایجاب می‌کند که رئیس‌جمهور و همکارانشان با تکیه بر حمایت‌های مردمی و جامعه جهانی با حفظ تکثر، توازن قومی، پایه‌های حکومت، برای انجام اصلاحات شجاعت و جدید بخرج داده اجازه ندهند این فرصت نیز هدر رود.