علی اشرف درویشیان؛ نشان بی نشان‌ها

بی بی سی

علی اشرف درویشیان کودکی خود را در سال های پس از جنگ جهانیِ دوم گذراند. روزگاری که کشور درگیر فقر شدید اقتصادی بود و به دلیل قحطی و پس لرزه های حضور نیروهای متفقین، طبقات فرودست به سختی روزگار می گذراندند. در سال های جوانی به معلمی در روستاها پرداخت و نخستین داستان های خود را با الهام از زندگی روستاییان و از جمله کودکان و نوجوانان دانش آموز روستایی نوشت.

Image caption درویشیان را باید از زمره معلم- نویسندگانی دانست که به تأسی از صمد بهرنگی، در پی گسترش بذر آگاهی در میان توده های محروم بودند. نخستین مجموعه داستان درویشیان - از این ولایت- مهم ترین درونمایه های آثار او را که تا سالیان بعد تکرار شدند آشکار می کند

او را باید از زمره معلم- نویسندگانی دانست که به تأسی از صمد بهرنگی، در پی گسترش بذر آگاهی در میان توده های محروم بودند. نخستین مجموعه داستان درویشیان - از این ولایت- مهم ترین درونمایه های آثار او را که تا سالیان بعد تکرار شدند آشکار می کند.

نخستین داستان این مجموعه " نیاز علی ندارد" نام دارد و داستان دانش آموزی است که کاغد مشقش را از میان زباله دان مدرسه پیدا می کند. پدرش ریش سفید نام دارد و از کار افتاده است. شغل مادر نیازعلی خندان کردن پسته با دندان بوده و وقتی همه ی دندان هایش را از دست داده بیکار شده است. نیازعلی خون سرفه می کند و از سرما می میرد. داستان با خبر مرگ نیاز علی تمام می شود در حالی که معلم -راوی به روزنامه تازه ای که روی شیشه ی پنجره چسبانده اند نگاه می کند که در آن با خط درشت نوشته شده "بهداشت برای همه ". نام خانوادگی ندارد دوپهلو ست و هم ناظر به نداشتن شناسنامه و به تبع آن نام خانوادگی ست و هم نشان از نداری. گویی این اشخاص بی نام و نشان، این گمنامان اجتماع جز نداری و فقر نشانی ندارند. فقری که هزار شکل دارد و از آن گریزی نیست. مردمان فقیر در رویای نجات از فقرند اما راه خروج به روی شان بسته ست.

در داستانی دیگر، پدری با پسر نوجوانش در پی یافتن عتیقه گورهای کهنه را می کاوند و در حین کار از رویاهای شیرین دستیابی به پول حرف می زنند. درست در لحظه ای که سرانجام شیئ ارزشمندی می یابند سایه ژاندارم های تفنگ به دوش بر آنان می افتد. این همان سرنوشت محتوم نفرین شدگان عالم است که درونمایه آثار مشهوری چون پیرمرد و دریای همینگوی و مروارید سیاه جان اشتاین بک نیز بوده است.

آنچه آثار درویشیان را برجسته می کند سویه عمیق انسانی و شفقت نیرومندی است که در این آثار موج می زند. درویشیان داستان اجتماعیِ واقع گرا می نویسد اما واقع گراییِ او به توصیف صرف پدیده های اجتماعی ختم نمی شود. او در پی اثرگذاری بر واقعیت اجتماعی و ایجاد تحول مثبت در آن است. از همین روی به روشنگری دست می زند. در شمار قابل توجهی از داستان هایش نویسنده - معلم یا در نقش راوی یا یکی از شخصیت ها حضور دارد. معلمی که برای کودکان روستایی کتاب- و از جمله کتاب های صمد- را می برد و وقتی در برف گرفتار گرگ ها می شود و روستاییان نجاتش می دهند بیش از آنکه نگران جانش باشد پرسانِ حال خورجین کتاب هایی ست که برای بچه ها می آورده است.

بیشتر بخوانید:

نویسندگانی که در باره روستا نوشته اند را می توان به دو دسته تقسیم کرد: گروهی که زاده و پرورده روستا بوده اند و تجربه بزرگ شدن در روستا داشته اند چون محمود دولت آبادی و گروهی که به دلایل پیوندهای خانوادگی و یا شغلی با روستا آشنایی یافته اند. درویشیان و تنی چند از هم نسلان او مانند امین فقیری و منصور یاقوتی قدم در راهی گذاشتند که صمد بهرنگی و بهروز دهقانی گشوده بودند. به معلمی به روستا رفتند تا هم چراغ دانش را بیافروزند و هم زندگی روستاییان را بر کاغذ نقش کنند. نگاه اینان به روستاییان نگاهی مهرورزانه و در عین حال فاصله دار است. آنان خرافات روستایی را نیز می بینند و نقد می کنند ضمن اینکه به دلیل گرایش های عدالت خواهانه، فاصله طبقاتی و دره پرناشدنی بین ثروتمندان و تهی دستان را می بینند و نشان می دهند.

بخش دیگری از آثار درویشیان از جمله آبشوران به زندگی شهرنشینان می پردازد. شهرنشینانی که در جبری که حاصل زیستگاه آنهاست اسیرند. نوجوانانی که از سن کم به کارهای سخت و طاقت فرسا مشغول اند. توصیف درویشیان بسیار جزیی نگر و دقیق است. نگاه او به شخصیت هایش رفتارشناسانه است. در میان طیف وسیع شخصیت هایش همه نوع آدمی یافت می شود: قهوه چی ها، پادوها، عمله های ساختمانی، دستفروش ها، پنبه زن ها و صاحبان مشاغلِ در حالِ زوال. این داستان ها به شناخت ما از تاریخ اجتماعی ایران در آن دوره کمک می کند چرا که درویشیان آینه ای بر روزگار خود گرفته است. داستان های او تاریخ و جغرافیا، زمان و مکان دارد. عادات و رسوم کشت و زرع، طرز کار مدارس و شیوه های زیست مردمان شهری و روستایی در آثار او قابل مطالعه ست. همچنین شمار قابل توجهی از واژگان خاص کرمانشاهی - کردی در آثار او به چشم می خورد. نویسنده ی مردمی به فرهنگ مردم هم بی توجه نیست. افسانه های مردم ایران مجموعه ی مفصلی از فرهنگ عامه است که به همراهی رضا خندان مهابادی گرد آورده است.

حق نشر عکس Ilna
Image caption قلم درویشیان، بسیاری آدم های بی نشان را نشان دار کرده و به آنان هویت بخشیده است. عاطفه نیرومند او شخصیت هایش را جان بخشیده و امید به عدالت و آزادی و پیروزی نیکی را در دل هایشان فروزان کرده است

معلمی که در پی روشنگری ست و آرمان های عدالت طلبانه دارد ناخودآگاه به مسایل سیاسی دوران خود هم خواهد پرداخت. در داستان " کی بر می گردی داداش جان" که برای کودکان نوشته شده، راوی کودکی ست که برادر بزرگش را ساواک می برد. برادری که برای شان کتاب می خریده ، بهترین داداش دنیا بوده و به برابری اعتقاد راسخ داشته تا حدی که معتقد بوده وقت گذراندن با گربه ی خانواده نیز باید به طور مساوی بین بچه ها تقسیم شود.

این داستان و نظایر آن بر روی نسلی از کودکان و نوجوانان ایران تاثیر گذاشت و آنان را به مبارزه سیاسی علاقمند کرد. سیاست در سایر آثار درویشیان هم جایگاه پررنگی دارد از جمله در سلول ۱۸ و در رمان چهار جلدی سال های ابری که روایتی مفصل از دورانی ست که از سر گذرانده و رد پای زندگی شخصی و اجتماعی نویسنده در آن پررنگ است.

ادبیات و تعهد اجتماعی درویشیان او را مثل بسیاری دیگر از روشنفکران هم عصرش به زندان شاه دچار کرد. تجربیات او از زندان و درک فضای آن در برخی آثارش بازتاب یافت و نیز انگیزه ای برای کارهای دیگری به وی داد. از جمله گفت و گوی مفصل با صفر قهرمانیان که با عنوان خاطرات صفرخان منتشر شده و گفت و گو با فاطمه سعیدی که هنوز منتشر نشده اما درویشیان در باره اش سخن گفته است.

شاید بتوان درویشیان را با معیارهای نقد ادبی یک نویسنده متعهد نامید. نویسنده ای که ادبیات را ابزاری برای تحقق آرمان های اجتماعی و سیاسی می بیند. شاید بتوان برای این ایده دلایل بسیار، هم از میان آثارش و هم از زیست اجتماعی او در جایگاه یک روشنفکر ارایه داد. درویشیان بی تردید فردی متعهد بود و حس تعهد اجتماعیِ نیرومندی داشت. در عین حال از ایستادگی بر سر آرمان های خود هراسی به دل راه نمی داد. به آزادی بیان و نشر- بی حصر و استثنا - ایمان داشت و هیچ نوع سانسور در ادبیات را بر نمی تافت.

من اما دوست دارم او را نویسنده بخوانم، بی هیچ پسوند و پیشوندی. در جهانی که روز به روز از امنیت روحی و اخلاقی تهی تر می شود، هنر و ادبیات شاید واپسین پناهگاه آدمی باشد.

قلم درویشیان، بسیاری آدم های بی نشان را نشان دار کرده و به آنان هویت بخشیده است. عاطفه نیرومند او شخصیت هایش را جان بخشیده و امید به عدالت و آزادی و پیروزی نیکی را در دل هایشان فروزان کرده است. قهرمان های او مردمان معمولی اجتماع اند. خواندن آثار او ما را به این توده عظیم انسانی پیوند می زند. جوهره آثار او همان کیفیت قابل درک اما توصیف ناشدنی ست که من شفقت می نامم. شفقتی که در همه آثار ادبی بزرگ جهان می بینیم و بدون این شفقت، امکان همدلی خواننده با شخصیت های آفریده شده وجود نخواهد داشت.