مرگ طاهر احمدزاده، روایتی دیگر از حذف زنان از زندگی‌نامه فعالان سیاسی مرد

احمدزاده
Image caption منصوره جورابچی مانند اغلب همسران فرد زندانی، در کنار مسئولیت تربیت و فراهم آوردن شرایط زندگی مناسب‌تر برای کودکانش، با وجود فشارهای سیاسی و روانی، ناچار بود تا از هر فرصتی برای تغییر شرایط همسرش استفاده کند. او بارها مسیر تهران-مشهد را هم برای ملاقات با همسرش و هم برای ملاقات با هم‌رزمان سابق همسرش که امروز بر مسند قدرت بودند طی کرد تا بلکه زمینه کاهش فشار بر او و آزادی ا‌ش را فراهم کند.

پوشش خبری درگذشت قدیمی‌ترین فعال و مبارز سیاسی صدسال اخیر، طاهر احمدزاده هروی که در سن ۹۶ سالگی از دنیا رفت، یک بار دیگر موضوع فرهنگ مردسالار حاکم بر جامعه ایران را که در رسانه‌ها بازتاب پیدا می‌کند، به موضوع مهم و قابل بحثی تبدیل کرد.

در روزهای نخست درگذشت آقای احمدزاده، اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب،‌ گزارشاتی از شرح زندگی او در رسانه‌های حرفه‌ای یا سایت‌های خبری جریان‌های مختلف ملی-مذهبی که فعالیت‌های آقای احمدزاده به آن‌ها مرتبط بود یا جریان‌های چپ که فعالیت فرزندانش با آن‌ها گره خورده بود، منتشر شد. در هیچ کدام از این گزارشات، اثری از هیچ‌کدام از زنان زندگی این مبارز "مرد" نیست. این نگاه جنسیتی با برخورد ابزاری با خانواده این فرد، نقد نگاه رسانه‌ای به فعالان مدنی مرد را جدی‌تر می‌کند.

مردانه دیدن صحنه مبارزات

بسیاری از مبارزان و فعالان سیاسی، دخترانی داشتند که اتفاقا فعالانه در مسیر مبارزه یا فعالیت سیاسی نقش ایفا کردند. گرچه نحوه حضور زنان جوان فعال در گروه‌های سیاسی مذهبی و غیرمذهبی، بررسی جداگانه‌ای می‌طلبد، اما حذف نام آن‌ها در هنگام برخورد با مردان عرصه سیاست، تنها می‌تواند به دلیل غلبه تفکر مردسالارانه قابل تحلیل باشد. در‌ حالی‌که اغلب فعالان سیاسی به خصوص فعالان مخالف جمهوری اسلامی، قبضه قدرت توسط مردان در عرصه سیاست ایران در جمهوری اسلامی را نقد می‌کنند، اما به نظر می‌رسد این نقد تنها در هر انتخابات و با تکرار نقد به تفسیر شورای نگهبان از واژه "رجل سیاسی" برای شرط ریاست‌جمهوری خود را نشان می‌دهد و هنوز بدنه فعالان و حتی رسانه‌ها نگاه غالب جنسیت‌زده را از فعالیت سیاسی کنار نگذاشته‌اند.

مستوره احمدزاده، فرزند ارشد طاهر احمدزاده که در تحلیل و روایت بخشی از جنبش چپ ایران قبل از انقلاب، که در سایت بی بی سی فارسی منتشر شده، به طور مختصر به مبارزات خود در کنار برادرانش اشاره می‌کند، مبارزی نیست که قابل چشم پوشی کردن باشد. در تمام گزارشات منتشر شده در مورد آقای احمدزاده، او به گونه‌ای معرفی شده است که گویا تنها سه پسر داشته است که در دو رژیم پهلوی و جمهوری اسلامی کشته شده‌اند. مستوره احمدزاده پیش از ترک مبارزه تشکیلاتی در نیمه‌های دهه هفتاد شمسی، عضو هسته مرکزی چند گروه اقلیت فعال چپ بوده است.

بیشتر بخوانید:

با جستجوی نام این فعال "زن" در موتورهای جستجوی اینترنتی، کمترین نشانی از فعالیت او خواهیم یافت. جز آن‌چه او خود ثبت کرده‌است، کمتر گزارش ثبت شده‌ای است که در کنار مبارزات برادران و پدرش، نام او را نیز نه به عنوان داغدار عزیزانش که به عنوان یک فعال اجتماعی و سیاسی مطرح کند. گرچه شاید باید خرده اصلی را به هم‌رزمان سابق مستوره و برادرانش، مسعود، مجید و مجتبی، از بنیانگزاران و فعالان سازمان چریک‌های فدایی خلق گرفت که از ثبت اطلاعات دقیق تاریخ مبارزات "رفیقان" ‌شان عاجز بوده‌اند.

اما از آن‌جا که اطلاعات محدود و معدودی از مستوره با جستجوی دقیق‌تر قابل کشف بود، مسئولیت اخلاقی رسانه‌هاست تا نگاه مردانه را از گزارشات خود بزدایند. راه حل می‌تواند اضافه کردن کلیدواژه "دختر" و "خواهر" هنگام جستجو برای یافتن اطلاعات بیشتر از زندگی مبارزان باشد.

نگاه ابزاری و جنسیت‌زده به خانواده فعالان مرد

در تحلیل نوع نگاه رسانه‌ها به خانواده فعالان، عامل دیگری نیز به جز نگاه مردسالار اثر گذار است. هنوز درک درستی از فشاری که خانواده یک زندانی با خود حمل می‌کند وجود ندارد. پژوهشگران حوزه آثار روانی زندان بر فرزندان و خانواده فرد زندانی تاکید مداوم دارند که زندان اثر مستقیم و مخرب بر روان هر دو، زندانی و خانواده دارد و بارها از خانواده به عنوان زندانیانی که در شمارش‌ها به حساب نمی‌آیند نام برده‌اند. اما این موضوع هنوز در سطح فعالان، مبارزان و رسانه‌های ما در ایران یا مرتبط با ایران جای خود را باز نکرده‌است و به این ترتیب این گروه به سادگی از گزارشات ما از فعالان حذف می‌شوند. گرچه این نقد تنها به فعالان مرد محدود نمی‌شود اما نگاه جنسیتی، فشار مضاعفی را به خانواده مرد زندانی وارد می‌کند که با فشار به مردان قابل قیاس نیست.

حق نشر عکس موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایرانی
Image caption علی خامنه ای، کاظم اخوان مرعشی و طاهر احمدزاده در تظاهرات انقلاب

اگر در نحوه گزارش‌دهی رسانه‌ها از فعالیت اقتصادی ربابه رضایی، همسر رضا شهابی، فعال کارگری، نگاه مردسالارانه حاکم بود، در نحوه برخورد رسانه‌ها با خانواده زندانیانی که اعتصاب غذا می‌کنند، بیشتر ناتوانی در درک فشار روانی بر روی این خانواده‌ها حاکم است. در اخبار مرتبط با رضا شهابی، خانم رضایی در بسیاری از گزارشات به عنوان همسر او و نه با نام و مشخصات خود معرفی شده است و در برخی گزارشات اساسا نادیده گرفته شده و آن‌چه اتفاق افتاده، یعنی اقدام خانم رضایی برای تهیه و فروش ترشی، به همسرش نسبت داده شده است. اما در گزارشات مرتبط با خانواده زندانیانی که برای اعتراض به وضعیت خود و یا دادخواست عادلانه دست به اعتصاب غذا می‌زنند، خانواده آن‌ها به عنوان منابع خبری تلقی می‌شوند و کمتر گزارشگری است که از حال و احوال خود آن‌ها بپرسد. مادر علی شریعتی، شایسته سادات شهیدی، یک بار به یکی از خبرنگارانی که در پایان گفت‌وگوی صوتی، از حال خودش پرسیده بود، در حالی که به شکلی واضح به هیجان آمده بود، ضمن بیان این‌که "خانواده زندانی گاه بیشتر از او تحت فشار قرار دارد"، تاکید کرده بود اولین بار است که یک خبرنگار حال خود او را جویا شده است.

همین اتفاق، یعنی نادیده گرفتن رنج خانواده علاوه بر نگاه جنسیتی، در نحوه پرداختن رسانه‌ها به زندگی طاهر احمدزاده هم خود را نشان می‌دهد. مستوره، مسعود، مجید و مجتبی، فرزندان همسر اول آقای احمدزاده، عذرا خانم هستند که پیش از انقلاب درگذشت. او از همسر دومش، منصوره جورابچی، دو فرزند داشت. در حالی‌که فرزندان خردسال مبارزان، پای ثابت گزارشات و اخبارند و ملاحظه‌ای در شکل حضور آن‌ها وجود ندارد، فرزندان این مبارز که در دهه های چهل و پنجاه عمر خود قرار دارند، کاملا از زندگی او پاک شده‌اند. دو فرزند طاهر احمدزاده، در دوران مبارزه پیش و پس از انقلاب پدر، به عنوان کودکان خردسال و بعدتر نوجوان، همواره سایه ترس از دستگیری والدین، ناامنی و نادیده گرفته شدن را با خود حمل کردند. دوران کودکی آن‌ها یا بدون حضور پدر گذشت یا پشت میله‌های زندان همراه با وحشت و هراس. پشت دیوار منز‌شان تا سال‌ها شعار "مرگ بر احمدزاده" حک شده بود. با بازگشت آقای احمدزاده از زندان هم از فشار حکومت بر این مبارز معترض کم نشد.

گرچه قرار نیست در این گزارشات غیر از اشاره‌ای کلی به فرزندان او، اطلاعات دقیق‌تری از آن‌ها درج شود، به خصوص که هیچ کدام از این دو، وارد مبارزات سیاسی نشده‌اند، اما نمی‌توان از ۷۰ سال فعالیت‌ سیاسی طاهر احمدزاده گفت اما هیچ‌ اشاره‌ای به همسران او که رنج دوران زندان و فشارهای سیاسی و اجتماعی را بر دوش داشتند، نداشت. قطعا در گزارشات مفصل‌تر از شرح زندگی این مبارز، حضور نداشتن مادر وی و کسانی که نقش مادری را در زندگی او ایفا کردند به شدت خالی احساس می‌شود، اما در این یادداشت تمرکزمان را بر روی همسر او به نمایندگی از زنان فعالان مرد قرار دادیم.

منصوره جورابچی مانند اغلب همسران فرد زندانی، در کنار مسئولیت تربیت و فراهم آوردن شرایط زندگی مناسب‌تر برای کودکانش، با وجود فشارهای سیاسی و روانی، ناچار بود تا از هر فرصتی برای تغییر شرایط همسرش استفاده کند. او بارها مسیر تهران-مشهد را هم برای ملاقات با همسرش و هم برای ملاقات با هم‌رزمان سابق همسرش که امروز بر مسند قدرت بودند طی کرد تا بلکه زمینه کاهش فشار بر او و آزادی ا‌ش را فراهم کند. اگر تصور دقیق‌تری از نظام مردسالار داشته باشیم، فشار عملی که او به عنوان یک زن در برخورد با ساختار قدرت با آن روبرو بود را می‌توانیم تصور کنیم. شاید باید یادآوری کنیم که رنجی که او در دهه شصت تحمل می‌کرد نه توسط رسانه‌ای پوشش داده می‌شد و نه امکان گفت‌وگوی علنی از آن وجود داشت.

طبیعی است که روزنامه‌نگاران و گزارش‌نویسان از یافتن اطلاعات در مورد خانواده مبارزان عاجز باشند. اما مسئولیت و اخلاق رسانه‌ای حکم می‌کند که لااقل تاکید کنیم "از همسر/همسران این فرد هیچ اطلاعاتی ثبت نشده است".

اما همین جمله در مورد ۷ دهه مبارزه و زندگی یک فرد - طاهر احمدزاده - که اتفاقا زبان و حافظه قوی داشته و اهل روایتگری بوده است، حکایت از بی‌توجهی مصاحبه کنندگان و تهیه کنندگان زندگی‌نامه این مبارز "مرد" است که مسئولیتی برای خود قائل نبوده‌اند تا نقش زنان در زندگی او را ثبت کند.

به عنوان روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی لازم است تا پرسش از زنان را به مسئولیت‌هایمان در ثبت روایت مردان اضافه کنیم و هنگام پرداختن به زندگی افرادی که رنج زندان را در کارنامه خود دارند، مسئولانه با رنج خانواده‌هایشان برخورد کنیم.

موضوعات مرتبط