زلزله تهران: آنچه هست و آنچه می آید

بی بی سی

شهردار تهران هفته پیش چند روزی متعاقب زلزله کرمانشاه و گسترش دوباره موج نگرانی ها در باره عواقب وقوع زلزله در پایتخت در مصاحبه ای گفت: "مدیریت بحران تهران از برخی جهات در شرایط مناسبی قرار دارد و جای نگرانی نیست." "زلزله، طبیعت زمین است و نباید از آن ترسید" و "برای محلاتی در تهران که ممکن است به خاطر زلزله دچار خسارت شوند، برنامه‌ریزی شده است". گفته های نجفی البته غافلگیرکننده است و واکنش هایی منفی نیز در فضای مجازی برانگیخت.

حق نشر عکس Mehr
Image caption شهردار تهران در باره عواقب وقوع زلزله در پایتخت در مصاحبه ای گفت: "مدیریت بحران تهران از برخی جهات در شرایط مناسبی قرار دارد و جای نگرانی نیست." "زلزله، طبیعت زمین است و نباید از آن ترسید"

دلایل برای نگرانی در باره زلزله محتمل الوقوع تهران آنقدر پرشمارند که تکرار آنها ملال آور است. مثلا این اشاره در گزارش جامع جایکا که زلزله آتی تهران بیشتر از هفت ریشتر شدت خواهد داشت و می تواند به تخریب عمده بافت مناطقی در جنوب شهر منجر شود.

در این گزارش آمده است که در نیمی از مساحت تهران هشتاد درصد ساختمانها، در سه منطقه متمول شمال شهر حدود سی درصد و در حدود یک چهارم مناطق شهر نیز حدود پنجاه درصد ساختمانها در برابر چنان زلزله ای کاملا آسیب پذیرند. به عبارت دیگر دست کم نیمی از ساختمان های تهران با زلزله هفت ریشتری یا فرو می ریزند و یا آسیب جدی می بینند. در این گزارش درباره اثرات فقط یکی از سه گسل اصلی تهران یعنی گسل ری آمده است که: "بیشترین خسارت، که براساس مدل گسل ری برآورد شده است در حقیقت به لحاظ ماهیت و بزرگی، شدیدترین در نوع خود خواهد بود که منجر به تخریب حدود ۵۰۰,۰۰۰ ساختمان یا ۵۵ درصد کل ساختمانها و تلفات تقریباً ۴۰۰,۰۰۰ نفر خواهد شد. اگر خسارت، عملاً در مقیاس یاد شده روی دهد، ضرر و زیان احتمالی اقتصادی، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، هزینه‌ای تقریباً معادل با کل تولید ناخالص ملی را در بر خواهد داشت."

درباره تناسب زیرساخت های شهری تهران در برابر وقع زلزله هم می توان به این گفته اسماعیل نجار، رئیس سازمان مدیریت بحران کشور استناد کرد که "میزان آمادگی پایتخت در برابر زلزله‌ای بزرگ، ناچیز و غیر قابل قبول است و وقوع چنین زلزله ای امنیت ملی ما را به مخاطره خواهد انداخت." توجه داشته باشید که می گوید "امنیت ملی" و نه امنیت پایتخت. در باره امکان وقوع زلزله در تهران همچنین می توان نگاهی انداخت به نقشه پهنه بندی زلزله ایران. نقشه ای که رسما توسط دولت ایران منتشر شده است.

همچنانکه میبینیم تهران در بدترین موقعیت ممکن یعنی پهنه ای با امکان وقوع زلزله "بسیار شدید" قراردارد. در حالی که برای مثال دو منطقه از کشور ما که خونبارترین زلزله های سالیان اخیر را تجربه کردند، بم و کرمانشاه، هر دو در پهنه هایی با خطر زلزله کمتر واقعند. به واقع خیلی بیشتر محتمل بوده که زلزله در تهران رخ دهد تا در بم یا کرمانشاه. و اگر هم تاکنون زلزله تهران رخ نداده فقط ناشی از اقبال بلند میلیونها شهروند تهرانی بوده است. اقبالی که البته معلوم نیست تا کی ادامه داشته باشد.

زلزله ای که هست

اما دلیل نگرانی برای پایتخت فقط زلزله ای نیست که شاید بیاید و البته شاید هم همچنان بخت یار باشد و نیاید. با ترکیبی از دو مولفه آلودگی هوا و ساخت و ساز نادرست می توان مدعی بود هم اکنون و در همه سالیان گذشته کمابیش در تهران زلزله در حال وقوع بوده است. آمارهای مختلفی در باره مرگ و میر سالیانه ناشی از آلودگی هوا در تهران اعلام شده. از سه هزار تا هفت هزار نفر. اما دو منبع مرتبط و رسمی در اعلام نظری نزدیک به هم، یکی (مدیر عامل شرکت کنترل کیفیت هوا، وابسته به شهرداری تهران) این آمار را سالانه حداقل پنج هزار نفر و دیگری (رئیس کار گروه سلامت هوای وزارت بهداشت) به طور دقیق این آمار را سالانه ۴۸۱۰ نفر اعلام کرده است.

درباره آمار زیان های ناشی از ساخت و ساز غیر استاندارد و سست و ناایمن می توان به این دو خبر از دو خبرگزاری دولتی اشاره کرد که یکی عمر مفید ساختمان های تهران را ۲۵ سال و دیگری ۳۰ سال اعلام کرده است.

هر دو هم نوشته اند که عمر متوسط ساختمان ها در اروپا ۱۰۰ سال است. درباره هر کدام از امارهای پیش گفته شاید جای اما و اگر باشد. گزارش هایی شاید مدعی آماری بدبینانه تر یا خوشبینانه تر باشند. اما دست کم در این نکته اجماع وجود دارد که عمر ساختمان ها در تهران از یک سوم متوسط معمول هم کمتر است (سست و ناایمن ساخته می شوند) و همچنین سالیانه صدها نفر در تهران جان می سپارند که اگر تا به این میزان هوای پایتخت آلوده نبود قطعا عمری درازتر میداشتند.

بیشتر بخوانید:

اگر به آمار منابع پیش گفته استناد کنیم می توان گفت در همین ده سال گذشته تهران به اندازه کشتگان زلزله بم (حدود پنجاه هزار نفر) قربانی بلای محیطی (فقط هم یکی از بلایای محیطی) داشته و البته در همین ده سال دهها هزار ساختمان تحت عنوان کلنگی ویران شده اند که سرمایه ملی بوده اند و منطقا می بایست دهها سال دیگر هم حفظ می شدند. و مگر زلزله فرضی تهران قرار بوده چقدر خسارت داشته باشد؟ بیشتر از هزاران ساختمان ویران و پنجاه هزار کشته؟ در نهایت آنکه زلزله تهران آخرالزمانی منوط به اعتقاد یا بی اعتقادی ما نیست. مهمترین مولفه در مدیریت شهری تهران است. یعنی آنقدر مهم و جدی است که تمامی دیگر برنامه ریزی های فضای کالبدی شهر تهران باید بر اساس وجود و وقوع قطعی این پدیده انجام شود.

زلزله باید بخشی از هویت و واقعیت روزمره زندگی در تهران باشد. در فراموشاندن زلزله هیچ فضیلتی نیست. پرهیز از هراس و نومیدی مردم؟ در سیاست شاید مصلحت بر درآویختن به هر کورسوی امیدی باشد. اما در مدیریت محیطی شهری همچون تهران بعید است دعوت مردم به غفلت هیچ کمکی به آینده آنها بکند.

مسولیت این غفلت با همه کسانی است که در همه این سالها گذشته به مدیریت شهری تهران فقط به چشم عابربانک جریان سیاسی متبوع خود نگریسته اند و مصلحت را در پوشاندن و فراموشاندن خطرات و مشکلات واقعی این شهر دیده اند. آقای نجفی در باره زلزله تهران مطلقا و ابدا هیچ نکته امیدبخشی وجود ندارد. و البته فراموش نکنید آن زلزله جاری و موجود را که روزانه مستمر و دائم دارد تهرانی ها را می کشد و خانه های شان را ویران می کند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption تهران روی گسل‌های زلزله قرار دارد