روحانی در برابر چالش یاس و نومیدی چه می‌کند؟

بی بی سی

طی هفته‌های اخیر و بخصوص پس از ارائه بودجه دولت روحانی به مجلس، شاهد شکل‌گیری موجی انتقادی در ایران علیه دولت بوده‌ایم که نه تنها سیاست‌ها و برنامه‌های آن را زیر سئوال می‌برد حتی آن را به عهدشکنی و چرخش در مواضع و تلویحا سازش با نهادهای قدرت متهم می‌کند.

بخشی از منتقدین آنچنان از عملکرد روحانی و تیمش خشمگین هستند که خود را به خاطر شرکت در انتخابات و حمایت از روحانی مورد شماتت قرار می‌دهند، خواهان «پس گرفتن» رای خود و حتی «حلالیت‌طلبی» برای شرکت در انتخابات هستند. اگرچه میزان و ابعاد واقعی این انتقادها مشخص نیست اما پیدایش این وضعیت به خودی خود می‌تواند برای دولت روحانی و حامیان اعتدالگرا و اصلاح‌طلبش زنگ خطر و هشداری باشد و نبض جامعه، یا لااقل بخش‌هایی از آن را بازتاب دهد.

حق نشر عکس PRESIDENT.IR
Image caption دیدار فرماندهان سپاه با رئیس جمهور ایران بعد از ماه‌ها تنش آشکار میان دولت و سپاه انجام شد

در ادامه به سه عامل تعیین‌کننده‌ای که زمینه پیدایش این وضعیت را فراهم آورده‌اند پرداخته می‌شود:

یکم، دولت روحانی در سیاست‌گذاری نخبه‌گرایانه عمل می‌کند:

در پنجمین سال ریاست روحانی بر دستگاه سیاستگذاری کشور کاملا روشن شده است که رئیس جمهور هیچ سازو کار مشهودی برای مشارکت دادن لایه‌های اجتماعی طرفدار خود در سیاست‌گذاری‌ها را ندارد. برنامه‌های دولت به طور کامل توسط تیم او و نزدیکانش تعیین می‌شوند و هیچ تلاش معناداری برای جلب نظر گروه‌های اجتماعی حامی دولت (لایه‌های مختلف طبقه متوسط، زنان، جوانان، دانشجویان، گروه‌های صنفی، اقلیت‌های قومی و مذهبی) صورت نمی‌پذیرد. همین به بازی گرفته نشدن سبب شده است تا این گروه‌ها نیز در توضیح و توجیه سیاست‌های اخیر دولت مشارکتی نداشته باشند. البته تا زمانیکه محور برنامه‌های سیاسی دولت حل بحران هسته‌ای و رفع تحریم‌ها بود طرفداران به حمایت یکپارچه از آن پرداختند اما حالا که رفع چالش‌های داخلی، بخصوص ایجاد رونق اقتصادی و حل مسئله بیکاری اولویت اصلی جامعه را تشکیل می‌دهد شکنندگی در حمایت از دولت پدیدار شده است.

بیشتر بخوانید:

در اردوگاه دولت شاید عنوان شود که چون در کشور احزاب و سازمان‌های اجتماعی فراگیر و سندیکاها حضور فعال ندارند دولت ناگزیر به مشارکت نخبگان در سیاستگذاری‌ها بسنده کرده است. این توجیه قانع کننده نیست زیرا اگر روحانی در مبارزات انتخاباتی توانست با گروه‌های اجتماعی ارتباط برقرار کند به وقت سیاستگذاری نیز می‌تواند بستری برای مشارکت فعال این گروه‌ها ایجاد کند. به نظر می‌رسد که روحانی و نزدیکانش از اراده‌ای جدی برای مشارکت دادن گروه‌های مرجع خود در سیاست‌گذاری‌ها برخوردار نیستند چون به دلیل سابقه دیوانسالارانه خود به نخبه‌گرایی عادت کرده‌اند. تصور خسروانی را دارند که صلاح ملت و مملکت را خود بهتر می‌دانند.

اثبات این ادعا هم در این است که وقتی بودجه دولت که بازتاب دهنده برنامه آن است ارائه می‌شود بسیاری را غافل‌گیر می‌کند. مهمترین عامل این غافل‌گیری عدم همخوانی برنامه‌های دولت با وعده‌هایی است که به مردم داده و یا لااقل شعارهای انتخاباتی‌اش توقعاتی را دامن زده که تحقق آنها دور از دسترس می‌نماید. چنانچه روحانی برای پر کردن این شکاف تدبیری نیندیشد برای خود و ائتلافی که او را به قدرت رساند بحران اعتماد را ایجاد خواهد کرد.

دوم؛ عدم شفافیت دولت در توافقات با نهادهای قدرت:

برای بسیاری از ناظران سیاسی و مردم مشخص شده است که تهدیدهایی که در ماه‌های اخیر از سوی کاخ سفید و متحدان منطقه‌ای آن در لغو برجام و بازگردان تحریم‌ها متوجه نظام سیاسی و کشور شده است زمینه نزدیکی‌هایی را میان دولت و نهادهای قدرت فراهم آورده است. هرچند اصل نزدیکی و اتحاد ملی در برابر تهدیدهای خارجی پذیرفتنی است اما منتقدین تغییر لحن روحانی در عرصه سیاست داخلی و خودداری وی از طرح انتقادات علیه نهادهای قدرت مانند سپاه را که در دوره انتخابات به اوج رسیده بود نشانه‌ای از سازش او با رقبای قدرتمند خود می‌دانند. آنچه شاید بیش از اصل سازش احتمالی برای حامیان منتقد روحانی اهمیت داشته باشد ابهام و ناروشنی در این موضوع است و اینکه رئیس جمهور در باره ضرورت سازش احتمالی و پیامدهای آن بر سیاستگذاری‌های دولت به افکار عمومی توضیحی ارائه نداده است.

شاید برای روحانی و نزدیکانش چنین توافقات سیاسی، مواردی امنیتی دانسته شوند که سخن گفتن در باره آنها صلاح تشخیص داده نشوند اما این استدلال برای افکار عمومی قانع‌کننده نیست. اولویت‌های نظام الزاما با اولویت‌های شصت درصدی که به روحانی رای دادند یکسان نیست و این کار را برای روحانی دشوار می‌کند چون او باید بین اولویت‌های نظام و جامعه نزدیکی ایجاد کند.

در غیر اینصورت ناگزیر خواهد شد یکی از این دو را به سود دیگری قربانی کند. عدم صراحت روحانی در این زمینه می‌تواند بر نگرانی طرفداران او بیفزاید اما صراحت و شفافیتش می‌تواند زمینه اعتماد عمومی را فراهم آورد و جلوی بروز نگرانی‌ها و تردیدها را در باره بند و بست‌های احتمالی و پشت پرده بگیرد.

حق نشر عکس KHAMENEI.IR
Image caption در هر حال آنچه مسلم است اینکه دولت روحانی در پیشبرد سیاست‌هایش، چه در عرصه بین‌المللی و یا در داخل با چالش‌ها و محدودیت‌هایی جدی مواجه است.

سوم، زمینه‌سازی برای گسترش یاس و نومیدی:

به نظر می‌رسد دشواری‌هایی که مردم در زندگی روزمره با آنها دست و پنجه نرم می‌کنند و چشم اندازهای مبهمی که بواسطه پراکنده شدن ابرهای تیره بر فضای کشور در حال سایه افکندن هستند به حدی رسیده باشد که شرایط برای دامن زدن به روحیه نومیدی و یاس فراهم شده باشد. امیدهای انباشته‌ای که با توافق برجام ایجاد شده بود، در ماه‌های اخیر با تهدیدهای دولت ترامپ و همکاران منطقه‌ای آن علیه کشور رو به افزایش گذاشته و این روند به ناراضیانی که در پی تغییر، به هر قیمت هستند، فرصت داده تا تلاش کنند بر بستر نارضایتی عمومی سوار شوند.

این طیف از ناراضیان همواره به دنبال فرصت‌هایی هستند که به جامعه القاء کنند که قابلیت تغییر در داخل و از طریق ساز و کارهای متمدنانه و تلاش‌های پیگیرانه مردم وجود ندارد و هر تغییر کارسازی الزاما از طریق اقدامی بزرگ و زیر و رو کردن حکومت و شیرازه‌های سیاسی، نظامی و اداری آن میسر است.

گام نخست موفقیت این استراتژی واداشتن گروه‌های اجتماعی ناراضی به پذیرش این نگاه و نظر است که مشارکت مسالمت آمیز و متمدنانه برای ایجاد تغییرات پایدار بی‌ثمر است چون دست‌اندارکاران سیاسی در حکومت غیر قابل اعتماد هستند و در بزنگاه‌‌ها، مردمسالاری را قربانی مصالح خود و نظام می‌کنند. گام بعدی آنها رواج سرخوردگی و استیصال است که بنوبه خود زمینه تسلیم شدن و استقبال از مداخله قدرت‌های خارجی را برای ایجاد تغییر فراهم می‌آورد.

در هر حال آنچه مسلم است اینکه دولت روحانی در پیشبرد سیاست‌هایش، چه در عرصه بین‌المللی و یا در داخل با چالش‌ها و محدودیت‌هایی جدی مواجه است. از نظر امکانات و منابع مالی محدودیت‌ها مانع از انجام سیاستگذاری کارساز دولت در حوزه‌های اشتغالزا شده است و هم اینکه در تعیین سیاست‌های راهبردی، بخصوص در منطقه، دولت خود را به جلب نظر نهادهای قدرت ناگزیر می‌بیند. سرمایه گذاری‌های خارجی و داخلی هم که عمدتا به دلیل نگرانی از بازگشت دوباره تحریم‌ها معلق مانده است.

هواداران دولت کم و بیش به این موانع و محدودیت‌ها واقف هستند و به همین دلیل بنظر می‌رسد که بخش وسیعی از آنها همچنان به روحانی و دولتش وفادار باقی بمانند هرچند این وفاداری شکننده‌تر شده است. باوجود این، حتی چنانچه بخش‌هایی از آنها دچار سرخوردگی شوند، در وضعیت فعلی بعید به نظر می‌رسد به طیف مخالفان بپیوندند بلکه عمدتا راه انفعال در پیش خواهند گرفت.

ویرانی ناشی از سناریوهای براندازانه در همسایگی ایران مجالی برای گسترش پایگاه اجتماعی راهکارهای رادیکال باقی نگذاشته است. باوجود این، و حتی اگر رویکرد انفعالی در جامعه رواج یابد، برای روند اصلاحات و پیشرفت در ایران آینده‌ای ناگوار رقم خواهد خورد.

تنها امکانی که دولت در اختیار دارد حفظ حمایت عمومی و زنده نگاه داشتن امید است که در این مرحله از طریق گفتگوی مداوم و شفاف با جامعه و بیان محدودیت‌ها و نیز در جریان قرار دادن جامعه از کم و کیف توافقات سیاسی تداوم می‌یابد. جامعه قابلیت تحمل ریاضت را دارد چنانچه به لزوم آن باور داشته باشد. روحانی نمی‌تواند در سیاست‌گذاری‌های خود آزادی عمل بی حد و حصر داشته باشد و لزومی نبیند که به مردمی که به او رای داده‌اند پاسخگو نباشد. چالش بزرگ روحانی و کل روند اصلاحات حفظ اعتماد پایگاه سیاسی است.