گسل محبوبیت روحانی فعال شده است

بی بی سی

شکاف‌ قابل ملاحظه‌ای در صف متحدان حسن روحانی به وقوع پیوسته و بعضی از آنها که اردیبهشت ماه به کارزار انتخاباتی‌ وی شور و هیجان بخشیده‌ بودند از صف جدا شده و ندای پشیمانی سر می‌دهند. گروهی دیگر هنوز بر طبل حمایت کوبیده و می‌گویند با حفظ موضع انتقادی‌ در دفاع از دولت مصمم هستند.

حق نشر عکس Tasnim
Image caption روحانی از این شانس برخوردار بود که بر ترس طبقه متوسط جامعه ایران از رقیبان انتخاباتی‌اش سوار شود. شکل‌گیری دو قطبی بد و بدتر که یک الگوی رایج انتخاباتی در جمهوری اسلامی است این بار نیز کارساز شد و او به لطف همین دو قطبی بود که توانست رای طیف خاکستری را هم به خود جلب کند

استدلال پشیمان‌ها این است که روحانی به وعده‌های انتخاباتی‌اش پشت کرده و در مسیری معکوس حرکت می‌کند. حامیان دولت اما هنوز به تغییرات در ساختار حقیقی قدرت امیدوارند و حاضرند ولو با صرف‌نظر کردن از برخی مطالبات انتخاباتی از دستاوردهای حداقلی حفاظت کنند.

چرخش‌ به چپ و راست سیاست

هنوز نتایج هیچ نظر سنجی معتبری در داخل یا خارج از ایران منتشر نشده است که نشان دهد نوسان محبوبیت روحانی در طول هشت ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری به چه ترتیبی بوده است.

او در بحبوحه انتخابات به شکل واضحی از میانه زمین سیاست در ایران فاصله گرفت و به سمت اصلاح‌‌طلبان چرخید. چرخشی که بخش وسیعی از بدنه اجتماعی هوادار تغییر در ایران را به وجد آورد و برای آمدن پای صندوق‌های رای متقاعد ساخت.

حمله‌های روحانی به نهادهای زیرنظر رهبری و انتقادهایش از مداخله‌های سپاه در سیاست‌ از جمله نشانه‌هایی بود که او را نه در قامت یک رییس‌جمهور معتدل و میانه‌رو بلکه در هیبت یک رییس‌جمهور اصلاح‌طلب نشان می‌داد.

ترکیب جسارت در نقد نهادهای انتصابی با وعده‌هایی درباره جمله گشایش فضای سیاسی٬ رفع‌ تبعیض‌های جنسیتی و استفاده از اقلیت‌های قومی و مذهبی در پست‌های مدیریتی٬ این تلقی را ایجاد کرد که روحانی در دور دوم با قدرت بیشتری ظاهر خواهد شد.

شعارهای حامیان انتخاباتی او نیز عمدتا حول تقاضاهایی سیاسی از جمله رفع حصر از رهبران جنبش اعتراضی سال ۱۳۸۸ و آزادی عمل نهادهای مدنی بود. شعارهایی که نشان می‌داد آنها اولویت‌ را نه الزاما در بهبود معیشت بلکه در به سامان‌کردن سیاست می‌بینند.

روحانی به لطف این حمایت‌ها پا بر روی گاز از خط پایان انتخابات به سلامت عبور کرد و رقیبان سرسخت اصول‌گرایش را جا گذاشت اما به فاصله اندکی پس از پیروزی از سرعت خود کاست. او اینک از سوی برخی حامیان پیشین متهم است که دارد به عقب برمی‌گردد.

سوار بر ترس عمومی

روحانی از این شانس برخوردار بود که بر ترس طبقه متوسط جامعه ایران از رقیبان انتخاباتی‌اش سوار شود. شکل‌گیری دو قطبی بد و بدتر که یک الگوی رایج انتخاباتی در جمهوری اسلامی است این بار نیز کارساز شد و او به لطف همین دو قطبی بود که توانست رای طیف خاکستری را هم به خود جلب کند.

بیشتر بخوانید:

بخشی از مردمی که تا روز آخر درباره پایبندی روحانی به وعده‌های انتخاباتی‌اش مطمئن و متقاعد نشدند به دلیل تشویش از روی کار آمدن یک چهره تندرو اصول‌گرا و ترس از تکرار شرایطی مشابه دوران احمدی‌نژاد به پای صندوق‌های رای رفتند.

از دید کسانی که با ترس خود رای دادند این که روحانی به وعده‌هایش عمل کند ضرورتا مهم‌ترین مساله نبود. موضوع مهم‌تر این بود که رای نیاوردن وی می‌توانست مترادف با پیروزی اصول‌گرایان و تسویه‌ها و فشارهای تازه باشد.

بنابراین شکافی که اکنون در صف متحدان انتخاباتی او نمایان شده است یک شکاف تازه نیست بلکه گسلی است که به تازگی فعال شده است. در یک سوی این گسل اصلاح‌طلبان کلاسیک و حامیانشان در جامعه هستند که دل در گرو تغییرات ساخت حقیقی قدرت دارند.‌

آنها گرچه در دولت دوم روحانی هم دستشان از اغلب مناصب مهم مدیریتی خالی مانده ولی باز تصور می‌کنند که دفاع از روحانی برای حیات درازمدت سیاسی‌شان مفید است. مصطفی تاج‌زاده از چهره‌های ارشد اصلاح‌طلبان گفته بود که انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۶ یک انتخاب برای ۴ سال نیست بلکه تکلیف چهل سال آینده را روشن می‌کند. اشاره او به امکان درگذشت رهبر جمهوری اسلامی در دولت دوم روحانی و ضرورت وجود یک رییس‌جمهور میانه‌رو برای آن شرایط است. سوی دیگر گسل را اما طیف خاکستری و ترس‌خورده‌ای تشکیل می‌دهند که انتخاب‌شان برای بدتر نشدن وضعیت بود و حالا که روحانی اغلب وعده‌های انتخاباتی‌اش را معوق گذاشته است با سرخوردگی و احساس پشیمانی دست و پنجه نرم می‌کنند.

حق نشر عکس PRESIDENT.IR
Image caption سپاه پاسدارن در این فضای پر از تنش عملا متولی سیاست خارجی شد و تنش‌های کلامی روحانی با سپاه نیز به همگرایی و حمایت تمام عیار از این نهاد نظامی انجامید.

بختی که دیگر یار نبود

هرچقدر که حسن روحانی در فضای سیاسی ایران در سوار شدن بر ترس عمومی از رقیبانش موفق بود در سیاست خارجی با بی اقبالی روزافزونی روبرو است.

او در دور نخست ریاست‌جمهوری‌اش به لطف روی کار بودن دولت اوباما و عطش کاخ سفید برای رسیدن به توافق با تهران بر سر برنامه‌ هسته‌ای٬ یک استراتژی سیاست‌خارجی مدارا محور را طراحی کرد.

در فردای توافق هم وعده برجام دو به معنای عادی سازی کامل روابط با کشورهای منطقه را داد و انتظار داشت که این برنامه چند مرحله‌ای به سرازیر شدن سیل سرمایه‌های خارجی منجر شود و محبوبیت او را به بالاترین حد برساند. موفقیت روحانی در جذب سرمایه‌های خارجی می‌توانست نرخ بیکاری را پایین بیاورد٬ قدرت پول ملی را افزایش دهد و در نتیجه حوزه محبوبیت اجتماعی‌اش از طبقه متوسط به طبقه محروم جامعه هم گسترش یابد.

روی کار آمدن دولت دونالد ترامپ در آمریکا با یک استراتژی تهاجمی در قبال ایران به از دست رفتن بسیاری از مزایای برجام برای جمهوری اسلامی منجر شد.

قدرت گرفتن ولیعهد «بن سلمان» در عربستان سعودی هم یک موج از ستیزهای بی‌سابقه منطقه‌ای را به راه انداخت و جنگ‌های پرهزینه و نیابتی میان تهران و ریاض شدت بیشتری یافت.

سپاه پاسدارن در این فضای پر از تنش عملا متولی سیاست خارجی شد و تنش‌های کلامی روحانی با سپاه نیز به همگرایی و حمایت تمام عیار از این نهاد نظامی انجامید.

بودجه سال آینده‌ای که دولت برای سپاه اختصاص داده است رشدی ۴۳ درصدی نسبت به سال قبل دارد. رشدی که بازتاب دهنده دو موضوع مشخص است. یکی افزایش هزینه‌های سپاه برای تداوم حضور در جبهه‌های جنگ نیابتی سوریه و یمن و یکی هم تن دادن دولت به خواسته‌های سپاه علی‌رغم شعارهای زمان انتخابات.

حق نشر عکس iSna
Image caption محمد خاتمی رییس‌جمهوری اسبق ایران و از مهم‌ترین متحدان روحانی گفته است که این موج ابراز پشیمانی از رای به روحانی یک دسیسه است. عبارتی که او برای تخطئه انتقاد به کار برد با واکنش‌های منفی شدیدی روبرو بوده است

پارادوکس اصلاح‌طلبان

گلوله برفی محبوبیت روحانی که در بزنگاه انتخابات تبدیل به یک بهمن شد و بر سر رقیبان‌اش فرود آمد اکنون در زیر آفتاب انتقادهای گروهی از حامیان پیشینش در حال آب شدن است.

محمد خاتمی، رییس‌جمهوری اسبق ایران و از مهم‌ترین متحدان روحانی گفته است که این موج ابراز پشیمانی از رای به روحانی یک دسیسه است. عبارتی که او برای تخطئه انتقاد به کار برد با واکنش‌های منفی شدیدی روبرو بوده است.

حتی تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب هم از خاتمی بابت این ادبیات انتقاد کرده‌‌اند.

اصلاح‌طلبان نگران آن هستند که اگر اعتبار سیاسی‌شان با اعتبار روحانی گره بخورد در صورت شکست روحانی آنها هم مغبون و شکست‌خورده خواهند بود.

از این منظر برای اصلاح‌طلبان مهم‌ خواهد بود که بدنه ریزش کرده از روحانی را به سمت خود جلب کنند و اجازه ندهند که آنها در جبهه رقیب قرار بگیرند یا به صف بی‌تفاوت‌ها بروند.

تعیین مرزهای سیاسی در این وانفسا ساده نخواهد بود و حفظ هویت انتقادی هم‌زمان با تایید دولت هم به تناقض‌هایی می‌انجامد که اصلاح‌طلبان عملا ناگزیر از تجربه آن هستند.

روحانی در برهه انتخابات چه در سال ۹۲ و چه در سال ۹۶ عملا بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان به معنای کلی آن یعنی طیف حامی تغییر در جامعه را عاریه گرفت. او از ابتدا فاقد یک گفتمان سیاسی مشخص بود و بعد از حدود چهار سال و نیم نیز نتوانسته است که دولت‌داری را با یک گفتمان مشخص پیوند بزند. اعضای دولت او را اغلب چهره‌های امنیتی یا تکنوکرات‌ تشکیل می‌دهند که هویت گفتمانی خاصی ندارند.

مزیت اصلاح‌طلبان بر روحانی دقیقا در همین‌ نقطه است. اصلاح‌طلبی حتی در سالهایی که از قدرت طرد بوده است نیز به دلیل هژمونی گفتمان خود٬ از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار بوده و رهبران سیاسی‌اش هم محبوبیت نسبی خود را حفظ کرده‌اند. حالا آنها نگران هستند که شکست روحانی بدنه اجتماعی هوادار تغییر را نه فقط از دولت بلکه از جریان اصلاح‌طلبی هم جدا کند.