از خرداد ۶۰ تا دی ۹۶؛ روش‌های مشابه در برخورد با اعتراضات اجتماعی

بی بی سی

اولین بار نیست که جمهوری اسلامی با مخالفان و معترضان به سیاست‌های خود برخورد خشن می‌کند، آن‌ها را با صفاتی مانند آشوب‌گر یا اغتشاش‌گر مخاطب قرار می‌دهد، حرکت‌شان را به خارج از ایران نسبت می‌دهد و حتی آن‌ها را متهم به دست بردن به خشونت می‌کند.

شاید بتوان اولین تظاهرات گسترده مخالفان حکومت ایران و سیاست‌هایش را تظاهرات زنان در روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ دانست، کمتر از یک ماه بعد از استقرار حکومت تازه‌ای که هنوز نام دقیق جمهوری اسلامی را هم به خود نگرفته بود. برخورد با تظاهرات خرداد ۱۳۶۰ جبهه ملی در اعتراض به لایحه قصاص را هم احتمالا می‌توان از اولین برخوردهای تکرار‌شونده حکومت با مخالفانش قلمداد کرد. آیا برای حکومت مستقر، چه در سال ۱۳۵۷ چه ۱۳۹۶ بین روش اعتراضی تظاهرات کنندگان، پیام و شعارشان و پیشینه تشکیلاتی داشتن و نداشتن‌شان تقاوتی هست؟

در این یادداشت کوتاه به برخی از شاخص‌ترین برخوردهای تکرارشونده حکومت با تظاهرات‌های بعد از انقلاب نگاهی گذرا می‌کنیم و برخورد حکومت با آن‌ها را با نمونه اخیر در دی ماه ۱۳۹۶ مقایسه می‌کنیم.

Image caption با مجوز روح الله خمینی که مجاهدین خلق را در آبان ماه ۱۳۵۹، "منافق بدتر از کفار" لقب داد، از روزهای پیش از سی خرداد ۱۳۶۰ و تظاهرات سراسری هواداران این سازمان، عنوان منافق برای این گروه در برخی از گزار‌ش‌ها استفاده ‌شد

تغییر نام و بی‌هویت کردن

یکی از روش‌های معمول در برخورد حاکمیت با اعتراضات، نام‌گذاری خاص و معنادار اعتراضات و تغییر نام گروه‌های برگزار کننده یا حامی تظاهرات،‌ در صورت وجود چنین گروه‌هایی، بوده است.

تظاهرات گسترده زنان علیه حجاب اجباری در اسفند ۱۳۵۷، یکی از استثناها در زمینه برخورد حاکمیت با آن است. در گزارش‌های رسمی از تظاهرات و معترضان با احترام یاد می‌شود، هرچند اعتراض آن‌ها به "حجاب اسلامی" تلقی می‌شود و نه "حجاب اجباری". اما حدود دو سال بعد، نام جبهه ملی ایران که در ۲۵ خرداد ۱۳۶۰ در اعتراض به قانون قصاص تظاهراتی را ترتیب داده بود در رسانه‌ها به عنوان جبهه ضد ملی درج می‌شود.

همچنین و البته با مجوز روح الله خمینی که سازمان مجاهدین خلق را در آبان ماه ۱۳۵۹، "منافق بدتر از کفار" لقب داد، از روزهای پیش از سی خرداد ۱۳۶۰ و تظاهرات سراسری هواداران این سازمان، عنوان "منافق" برای این گروه در برخی از گزار‌ش‌ها استفاده ‌شد. اعتراض‌ها به وضعیت اقتصادی در دوران ریاست جمهوری اکبر هاشمی در خرداد ۱۳۷۱، شورش نام گرفت. آشوبگر و فتنه‌گر هم صفاتی بود که برای توصیف معترضان جنبش دانشجویی در تیر ماه ۱۳۷۸ به کار می‌رفت. "خس و خاشاک" معروف‌ترین نام‌گذاری بخشی از حاکمیت برای توصیف تظاهرات کنندگان بعد از انتخابات سال ۱۳۸۸ است. "اغتشاش‌گر" هم عنوان دیگر معترضان شهری و شهرستانی دی ماه ۱۳۹۶ است.

برخورد قهری برای "جمع‌کردن" اعتراضات

از دیگر ویژگی‌های مشترک تمام تظاهرات‌های اعتراضی از اسفند ۵۷ تا دی ۹۶، برخورد خشن و قهرآمیز با تظاهرات کنندگان بوده است. برخلاف کسانی که رفتار خشونت‌آمیز تظاهرات کنندگان اخیر را مقدمه برخورد قهری اجتناب ناپذیر حکومت با آن‌ها قلمداد می‌کنند به نظر می‌رسد برای حکومت تفاوت چندانی نداشته که چه کسانی در مقابلشان دست به اعتراض زده باشند و چطور اعتراض‌شان را مطرح کرده باشند.

هرچند گزارش‌ها حاکی از آن است که مقامات سیاسی از برخوردهای خشن با تظاهرات کنندگان روز زن در اسفند ۵۷ گله‌مند بودند و حتی به صورت عملی هم نیروهای امنیتی در دفاع از زنان معترض به حجاب اجباری نقش ایفا کردند، اما این رفتار دوام چندانی نیافت. تظاهرات ضد قانون قصاص از مدتی قبل و با شدیدترین لحن توسط عالی‌ترین مقام کشور، آقای خمینی، و بعد در رسانه‌ها و از زبان شخصیت‌های مختلف و تحلیل‌گران به چالش کشیده شد و "جمع‌شدن" خونین آن را هم اجتناب‌ناپذیر و هم توجیه‌پذیر کرد.

بیشتر بخوانید:

برخورد با سازمان مجاهدین خلق به اتهام اثبات نشده مسلح بودن تظاهرات کنندگان با خشونت پایان یافت. به گفته شاهدان، اعتراضات سال ۱۳۷۸ "قلع و قمع" شد. هنوز بعد از بیست سال، عاملان مرگ دانشجویان در اعتراض‌های سال ۷۸ معرفی و محاکمه نشده‌اند. فیلم‌ها، تصاویر و روایت‌های منتشر شده در مورد خشونت‌های نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی در تظاهرات آرام یا اعتراضات ناآرام سال ۸۸ از تظاهرات معروف به سکوت تا روز موسوم به عاشورای ۸۸، از مرسوم بودن استفاده از خشونت در مواجهه با معترضان خیابانی خبر می‌دهد.

برخورد با تظاهرات سال ۹۶، هم در لحن و هم در عمل همراه با خشونت بوده است. تعداد دست کم ۲۱ کشته در جریان این اعتراضات، تنها بخش آشکار این نوع خشونت است.

حق نشر عکس ugc
Image caption برخورد با تظاهرات سال ۹۶، هم در لحن و هم در عمل همراه با خشونت بوده است. تعداد دست کم ۲۱ کشته در جریان این اعتراضات، تنها بخش آشکار این نوع خشونت است

داشتن ریشه خارجی

از همان اولین تظاهرات‌ اعتراضی در ایران بعد از انقلاب ۵۷، متصل کردن معترضان به عناصری خارج از ایران می‌تواند یکی از روش‌های تکرارشونده قلمداد شود. تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری در روز جهانی زن، نه به صورت رسمی و از سوی حکومت که از سوی رهبران احزاب و گروه‌های سیاسی حرکتی انحرافی تلقی شد و کسانی که به آن اصرار می‌ورزیدند عامل امپریالیسم نام می‌گرفتند. در جریان برخورد با تظاهرات ضد لایحه قصاص توسط جبهه ملی برخی از رسانه‌ها نوشتند که این گروه وسیله بیگانگان بودند یا قصد داشتند کشور را به سمت آمریکا بکشانند. اقدام سازمان مجاهدین خلق در فراخوان برای تظاهرات سراسری در روز ۳۰ خرداد ۶۰ هم توطئه دشمنان ایران و مشخصا "امپریالیسم" آمریکا قلمداد شد. جنبش دانشجویی با تحریک عوامل بیگانه تحلیل شد. بسیاری از افرادی که در ارتباط با حرکت اعتراضی سال ۸۸ دستگیر شدند با اتهام جاسوسی روبرو بودند و اخیرا و در جریان حرکت اجتماعی سراسری نیز "دشمن" نقش محوری ایفا می‌کند.

سخنان خمینی درباره تظاهرات علیه لایحه قصاص

"من مى‏ خواهم ببینم که این راهپیمایى که امروز اعلام شده است، اساس این راهپیمایى چه هست. من دو تا اعلامیه از جبهه ملى که دعوت به راهپیمایى کرده است، دیدم. در یکى از این دو اعلامیه، انگیزه‏اى که براى راهپیمایى قرار داده‏اند، لایحه قصاص است. یعنى مردم ایران را دعوت کردند که مقابل لایحه قصاص بایستند. در اعلامیه دیگرى که منتشر کرده بودند تعبیر این بود که لایحه غیرانسانى. ملت مسلمان را دعوت مى‏کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایى کنند، یعنى چه؟ یعنى در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایى کنند. شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایى مى‏کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم. آقایان تمام تکلیف‌ها را به جا آوردند و عمل کردند، فقط یک تکلیف مانده و آن جمهورى اسلامى را به هم زدن؟ تمام تکلیف‌هایى که بر ما و شما متوجه است، چه از قشر نویسندگان و روشنفکران و جبهه‏ ها و نهضت ‌ها و سایرین، تمام تکالیف فقط منحصر به این شده است که این جمهورى اسلامى را در خارج از کشور طور دیگرى که هست نمایش بدهید و مردم را دعوت کنید که برخلاف جمهورى اسلامى شورش کنند؟"

نسبت دادن خشونت به تظاهرات کنندگان

تا آن‌جا که بررسی‌های نگارنده نشان می‌دهد، از میان تظاهرات‌هایی که در این گزارش بررسی شدند، جز تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری، خشونت گزارش شده در برخورد با سایر اعتراضات به خود تظاهرکنندگان نسبت داده شده است. گاه این انتساب خشونت تا آن‌جا پیش رفته که از خودزنی و اقدام به خشونت علیه خودشان برای نسبت دادنش به حاکمیت سخن به میان آمده است. گرچه در تحلیل میزان و نوع خشونت دوطرفه به وجود آمده در جریان اعتراضات، بررسی پیش‌زمینه‌هایی مانند بسته‌بودن یا بسته‌شدن راه‌های اعتراض مدنی مانند داشتن رسانه برای رساندن پیام، وجود احزاب متنوع و رسمی و امکان برگزاری تجمعات با حفظ امنیت اهمیت دارند،‌ اما در این گزارش تنها به مرور روند برخورد حاکمیت با حرکت اعتراضی اکتفا کردیم.

آن‌چه در گزارش‌های رسمی از طرف حکومت همواره نادیده گرفته می‌شود، رادیکال کردن فضای اعتراضات با وارد کردن نیروهای امنیتی از یک سو و فراهم کردن امکانی است که به صورت سنتی نیروهای غیررسمی که طی سال‌های بعد از خرداد ۷۶ به "لباس شخصی" معروف شدند، در اختیار داشتند. در جریان تمام این تظاهرات‌ها، این گروه با امنیت مداخله مستقیم داشته و پیش از نیروهای امنیتی در خشونت علیه معترضان نقش ایفا کرده است.

حق نشر عکس AFP
Image caption آن‌چه در گزارش‌های رسمی از طرف حکومت همواره نادیده گرفته می‌شود، رادیکال کردن فضای اعتراضات با وارد کردن نیروهای امنیتی از یک سو و فراهم کردن امکانی است که به صورت سنتی نیروهای غیررسمی که طی سال‌های بعد از خرداد ۷۶ به «لباس شخصی» معروف شدند، در اختیار داشتند.

تظاهرات طرفداران به عنوان سمبل پیروزی

در تمام تظاهرات‌های اعتراضی، به فاصله ‌کوتاهی که گاه در همان روز اتفاق افتاده، تظاهراتی از سوی طرفداران حکومت و در دفاع از موضوعی که مورد اعتراض تظاهرات کنندگان است برگزار شده است. در تظاهرات زنان محجبه در دفاع از حجاب اجباری هرچند استثنایی در نوع برخورد حاکمیت با آن است، اما همچنان شاهد حضور زنان محجبه با امنیت نسبی برای بیان خواسته و نظرشان هستیم.

در همان روز ۲۵ خرداد، گروه وسیعی از مردم با اقبال از "فرمان" آقای خمینی به محل‌های تعیین شده برای تجمع حامیان جبهه ملی رفتند و با شعار علیه این گروه، عملا امکان تجمع را از آن‌ها گرفتند و با معترضانی هم که قصد تجمع داشتند برخورد فیزیکی پیدا کردند. در روز سی‌خرداد گروه‌هایی از طرفداران حکومت هم به تجمعات مشابه اعتراضی علیه این گروه دست زدند. تظاهرات معروف به ۹ دی و سلسله تظاهرات‌های روزهای اخیر در پاسخ به حرکت اجتماعی دی ماه ۹۶، همگی با دلایل اعلام شده مشابهی اجرا شدند:

- قدرت‌نمایی طرفداران حکومت و با توجه به پوشش ندادن اخبار تظاهرات مخالفان و پوشش گسترده تظاهرات طرفداران، نمایش گستردگی طرفداران و خرد جلوه دادن مخالفان.

-قراردادن مردم در برابر مردم. هرچند پیش‌تر آن معرضان با اسامی متفاوتی مانند اغتشاش‌گر و آلت دست دشمن از مردم جدا شده‌اند، اما این رویارویی خیابانی هم به تکمیل سناریوی جداسازی کمک می‌کند.

گرچه بررسی تحولات اخیر و اعترضات سراسری دی ماه ۹۶ نیازمند بررسی‌های دقیق‌تری است و هرچند تحلیل مجموعه تحولات اجتماعی و اعتراضات مردمی در سال‌های پس از انقلاب ۵۷، بررسی مفصل‌تری می‌طلبد، اما این یادداشت همچنان این سوال مهم را طرح می‌کند که آیا تشابه نوع برخورد حاکمیت با حرکت‌های اعتراضی از نخستین روزهای پس از انقلاب ۵۷ اتفاقی است؟ یا به دلیل شباهت آن حرکت‌های اعتراضی ظاهرا متفاوت است؟ یا چنانچه ادعای این یادداشت و نگارنده بود، تشابه در نوع برخورد حکومت با مخالفان است که ارتباط مستقیمی با نوع مخالفت، شکل ابراز آن و ماهیت ابرازکنندگانش ندارد.