مثلث ایران-روسیه-ترکیه؛ ضامن یا مانع صلح در سوریه؟

حسین آقایی، پژوهشگر روابط بین الملل در مقاله ای که برای صفحه ناظران نوشته است، با اشاره به همکاری ها و وعده های روسیه، ایران و ترکیه در چارچوب روند صلح "آستانه" به این اشاره کرده که درگیریهای جدید بین طرف های درگیر در سوریه و نیروهای مورد حمایتشان، سوریه را در آستانه جنگ های جدیدی قرار داده است.

حق نشر عکس Getty Images

سوریه این روزها به رغم همکاری ها و وعده های روسیه، ایران و ترکیه در چارچوب روند صلح "آستانه" شاهد موج تازه ای از جنگ و خشونت است.

حمله نظامی ترکیه علیه نیروهای کُرد شمال سوریه در عفرین در حالی وارد سومین هفته خود می شود که حدس و گمان ها در مورد سرانجام عملیات "شاخه زیتون" و تأثیرات احتمالی آن بر دینامیسم امنیت و ژئوپلیتیک سوریه و خاورمیانه به دردسری تازه برای بازیگران درگیر در جنگ سوریه از جمله کشورهای ضامن صلح بدل شده است.

از سوی دیگر موج جدیدی از حملات جنگنده های ارتش سوریه و روسیه علیه مخالفان اسد در منطقه غوطه شرقی (حومه دمشق) که بنا به اعلام ناظران حقوق‌بشری در سوریه به کشته شدن تعداد زیادی از غیر نظامیان انجامیده، صدای اعتراض مقامات ترکیه را درآورده است.

در همین حال اگر به وضعیت جنگ در استان حما و استان ادلب نگاهی بیندازیم شاهد پیشروی نیروهای ارتش سوریه با پشتیبانی شبه نظامیان مورد حمایت ایران و نیروی هوایی ارتش روسیه به نواحی شمال شرقی استان ادلب و جنوب حلب هستیم، پیشروی ای که در مواردی حتی به بروز درگیری نظامی خونین میان نیروهای حامی اسد و نیروهای ارتش ترکیه انجامیده است.

اکنون با توجه به تحولاتی که در طی هفته های اخیر به خصوص پس از آغاز مداخله نظامی ترکیه در شمال سوریه به وقوع پیوسته است، برخی ناظران از بروز شکاف و تضاد منافع میان سه کشور ضامن صلح و ناکامی آنان در برقراری ثبات نسبی در سوریه خبر می دهند.

اما براستی آیا نگرانی مقامات ایران و روسیه از عملیات نظامی ترکیه به معنای اختلاف نظر جدی میان طرفین در بعد استراتژی کلان این کشورها در سوریه است؟ اگر نه، پس مواضع انتقادی اخیر ایران و روسیه به ترکیه را چگونه می توان مورد ارزیابی قرار داد؟ آیا توافق صلح سه جانبه آستانه که هدف اصلی آن همکاری و همگرایی در راستای کاهش تنش ها میان نیروهای درگیر در سوریه است در عمل موفقیت آمیز بوده یا با توجه به حمله ترکیه به شمال سوریه و ادامه پیشروی نظامی حامیان اسد و هم پیمانانش در ادلب و غوطه شرقی، این توافق به تنش و خشونت بیشتر در این کشور دامن زده است؟

جنگ دردسر ساز ترکیه در دو جبهه

اگرچه دولت حزب حاکم عدالت و توسعه ترکیه با چراغ سبز روسیه و ایران اقدام به مداخله نظامی علیه کُردهای شمال سوریه کرد، اما نگاهی موشکافانه به تحولات چند هفته اخیر نشان می دهد که اهداف استراتژیک و نظامی دولت اردوغان در شمال سوریه به طور کامل منطبق و همسو با اهداف ایران و روسیه نبوده و عملیات نظامی ترکیه منحصراً به حذف نیروهای یگان های مدافع خلق (ی.پ.گ) و نیروهای سوریه دموکراتیک از نوار مرزی مشترک ترکیه و سوریه محدود نمی شود.

به طور مثال ارتش ترکیه ۹ روز پس از آغاز حمله به منطقه عفرین، در حالی که کنگره ی "آشتی ملی سوریه" به میزبانی روسیه در شهر سوچی در جریان بود، در اقدامی غیرمنتظره شبانه حدود یکصد خودروی جنگی و زرهی خود را از نواحی شمال غربی ادلب روانه منطقه "العیس" و تپه های راهبردی حومه آن در جنوب غربی استان حلب کرد تا در این منطقه استراتژیک (در فاصله ی ۳۰ کیلومتری شمال پایگاه هوایی ابوظهور) اقدام به برپایی پُست دیده بانی کند. در واکنش به این اقدام ارتش ترکیه، نیروهای ارتش سوریه به همراه نیروهای مقاومت (تحت پشتیبانی ایران) به روی خودروهای نظامی نیروهای مسلح ترکیه آتش گشودند و در نهایت نیروهای ترکیه در آن مقطع زمانی موفق به ایجاد پُست مورد نظر نشدند.

ذکر این نکته ضروریست که طبق توافق صورت گرفته میان ایران، ترکیه و روسیه مبنی بر ایجاد "مناطق کاهش تنش" در ادلب و چند منطقه دیگر در سوریه، ترکیه مجاز است در مجموع ۱۲ پُست دیده بانی در نواحی شمالی استان ادلب و اطراف منطقه عفرین راه اندازی کند. اما تلاش مصرانه ترکیه برای ایجاد این پایگاه دیده بانی در منطقه "العیس" که در مسیر پیشروی نیروهای ارتش سوریه و حامیانش قرار دارد و نیز درگیری با نیروهای حامی اسد بیش از هرچیز ناهماهنگی میان کشورهای ضامن صلح و اختلاف مواضع میان آنان را آشکار می کرد.

ارتش ترکیه اما در تلاشی مجدد در ۵ فوریه موفق شد، به رغم کشته شدن یک نظامی خود در جریان درگیری با نیروهای حامی اسد، در همین منطقه اقدام به برپایی پُست نظامی کند. اما نظر به اینکه این منطقه در شاهراه استراتژیک و بسیار حیاتی دمشق-حلب قرار دارد، تلاش ترکیه در عین حال از نوعی رقابت تنگاتنگ با سوریه و متحدان سرسختش (ایران و روسیه) برای کنترل این بزرگراه و نیز جلوگیری از پیشروی نیروهای حامی اسد به سمت شهرهای عمدتاً شیعه نشین شمال ادلب (فوعه و کفریا) حکایت دارد.

با این تفاسیر می توان این گونه استنباط کرد که ترکیه از زمان آغاز جنگ در عفرین عملاً در دو جبهه درگیر عملیات نظامی است، یکی در عفرین و دیگری در ادلب. نکته اما اینجاست که علاوه بر مساله طولانی شدن عملیات نظامی ترکیه در عفرین و مبهم بودن اهداف دقیق اردوغان از این زورآزمایی نظامی در برابر کُردها و آمریکا، مساله ی درگیری و تبادل آتش توپخانه میان ارتش ترکیه و نیروهای حامی ارتش سوریه در ادلب از یک سو باعث بروز شکاف موقت میان کشورهای ضامن صلح شده و از سوی دیگر تلاش ها برای به حداقل رساندن خشونت ها در مناطق به اصطلاح عاری از تنش مانند ادلب و غوطه شرقی را ناکام گذاشته است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ابراز نگرانی مقامات ایران و روسیه از عملیات نظامی ترکیه و سایر تحولات اخیر در سوریه را نباید نشانه اختلاف نظر جدی و عمیق میان کشورهای ضامن صلح در بعد اصول کلی و استراتژی کلان شان در سوریه دانست

اعتراض ایران و روسیه و واکنش ترکیه

در مورد انتقاد های اخیر مقامات ایران و روسیه از عملیات "شاخه زیتون" نیز این طور به نظر می رسد که ایران و روسیه در ابتدا احتمالاً تصور می کردند حمله نظامی ارتش ترکیه و شورشیان سوری موسوم به "ارتش آزاد سوریه" به منطقه عفرین در بازه زمانی کوتاه و با کمترین تبعات امنیتی و سیاسی برای کشورهای ضامن صلح به اتمام خواهد رسید. اما تهدید های مکرر اردوغان به کشاندن جنگ علیه نیروهای کُرد شمال سوریه به شهر منبج (تحت کنترل نیروهای سوریه دموکراتیک)، به درازا کشیده شدن عملیات عفرین، درگیری نیروهای ترکیه با شبه نظامیان حامی اسد (از جمله شبه نظامیان مورد حمایت ایران) در منطقه العیس و نیز چشمداشت ترکیه به برخی مناطق استراتژیک در ادلب به ویژه شرق اتوبان حلب - دمشق همگی منجر بدان شد تا ایران و تا حدی روسیه به رغم موافقت با اصل تلاش های اردوغان (یعنی به چالش کشیدن آمریکا در سوریه) نسبت به اهداف و نیات واقعی ترکیه دچار ظن و تردید شوند.

نگرانی های ایران از دو موضوع عملیات عفرین و درگیری نیروهای ارتش ترکیه با نیروهای حامی اسد تا جایی پیش رفت که رئیس جمهور ایران در نشست خبری روز سه شنبه گذشته در پاسخ به سوال خبرنگار شبکه الجزیره در مورد عملیات عفرین به صراحت گفت "این عملیات ثمری نخواهد داشت" و ایران می خواهد "این عملیات هر چه زودتر پایان پذیرد".

بیشتر بخوانید:

صبح همان روز نیز روحانی و پوتین طی تماس تلفنی بر این موضوع تأکید کردند که حضور هرگونه نیروهای نظامی خارجی در خاک یک کشور باید با مجوز دولت آن کشور صورت پذیرد و خلاف این امر دخالت آشکار در امور یک کشور مستقل تلقی می شود. یک روز پس از اظهارات روحانی، مولود چاووش اوغلو وزیر امور خارجه ترکیه در سفری از قبل اعلام نشده به تهران سفر کرد و با همتای ایرانی خود محمد جواد ظریف و همچنین با روحانی در خصوص تحولات سوریه و جنگ در عفرین به گفت و گو پرداخت.

سفر ناگهانی چاووش اوغلو به تهران به دنبال اظهارات مقامات ایران (و روسیه) درباره عملیات نظامی کشورش در شمال سوریه بی گمان نشانه دلخوری مقامات ترکیه از اظهارات طرف ایرانی بود. سرانجام در روز پنجشنبه در تماس تلفنی میان پوتین و اردوغان و اردوغان با روحانی قرار بر این شد که روسای جمهور سه کشور ضامن صلح در سوریه در نشست مشترکی در استانبول گردهم آیند تا درمورد اوضاع سوریه و تحولات بغرنج اخیر در عفرین و ادلب به بحث و مذاکره بپردازند.

ناکارآمدی توافقنامه مناطق کاهش تنش

با این اوصاف، ابراز نگرانی مقامات ایران و روسیه از عملیات نظامی ترکیه و سایر تحولات اخیر در سوریه را نباید نشانه اختلاف نظر جدی و عمیق میان کشورهای ضامن صلح در بعد اصول کلی و استراتژی کلان شان در سوریه دانست. مقابله با نفوذ آمریکا و جلوگیری از تجزیه سوریه بی شک جزو اهداف بلند مدت و مشترک ایران، ترکیه و روسیه قلمداد می شود، اما کشورهای ضامن صلح به رغم همکاری هایشان در چارچوب روند صلح "آستانه" تا کنون نتوانسته اند توافقنامه "مناطق کاهش تنش" را آن طور که وعده داده بودند به طور کارآمد اجرا کنند. بر عکس، آنچه در مناطقی همچون غوطه شرقی و ادلب و حما (صرف نظر از اوضاع عفرین) میان نیروهای حامی اسد و مخالفانش در جریان است، گواه این مدعاست که این توافقنامه تنها به تنش و خشونت بیشتر بین نیروهای درگیر و افزایش تلفات میان غیرنظامیان در سوریه دامن زده است.

به هر جهت شاید بتوان گفت یکی از دلایل اصلی بروز تنش اخیر میان ایران، ترکیه و روسیه و نیز تشدید خشونت ها و ناهماهنگی ها در "مناطق کاهش تنش" این باشد که روسای جمهور روسیه و ترکیه و ایران از بعد داخلی و افکار عمومی تحت فشار هستند. از یک سو پوتین خود را برای انتخابات ریاست جمهوری روسیه آماده می کند و از این رو به سر انجام رساندن پرونده سوریه می تواند وی را رهبری قدرتمند و موفق نزد افکار عمومی نشان دهد.

از سوی دیگر اردوغان نیز به طور مشابه می کوشد تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری ترکیه (سال آینده) به مردم کشورش نشان دهد با قاطعیت در برابر دشمنان خارجی (آمریکا و کُردها) ایستادگی کرده است و سهم ترکیه از جنگ سوریه را هم خواهد گرفت. برای ایران نیز جنگ هفت ساله در سوریه هزینه جانی و مالی سنگینی داشته و افکار عمومی نسبت به آن بدبین شده اند.

مجموع این عوامل باعث نوعی شتاب زدگی در عملکرد دولت های ضامن صلح در سوریه شده است تا به خاطر ملاحظات داخلی و خارجی این جنگ هرچه سریع تر محدود و یا تمام شود. این شتابزدگی اما خود را به صورت خشونت و تنش بیشتر در سوریه نشان داده و دورنمای دستیابی به صلح و ثبات در دوران پسا داعش را تیره تر از همیشه ساخته است.