موقعیت دشوار نجفی بودن

علی رنجی پور، روزنامه نگار در مقاله ای که برای صفحه ناظران نوشته به مشکلات شهر تهران اشاره کرده و اینکه محمدعلی نجفی چقدر می تواند در حل بحران های این کلانشهر موفق باشد.

حق نشر عکس DRNAJAFI.IR
Image caption شهرداری محمدعلی نجفی را شاید بتوان با دولت یازدهم حسن روحانی مقایسه کرد. هر دو ویرانه‌ای را تحویل گرفتند که امید چندانی به بازسازی آن نبود و نیست. یکی کلیددار دولتی شد تا خرخره فرورفته در بحران، و دیگری شهردار شهری به گل نشسته.

شهرداری محمدعلی نجفی را شاید بتوان با دولت یازدهم حسن روحانی مقایسه کرد. هر دو ویرانه‌ای را تحویل گرفتند که امید چندانی به بازسازی آن نبود و نیست. یکی کلیددار دولتی شد تا خرخره فرورفته در بحران، و دیگری شهردار شهری به گل نشسته.

البته بخت روحانی برای برون‌رفت از چالش‌ها و بحران‌ها بیشتر بود. حل و فصل نسبی مناقشه اتمی که منجر به باز شدن دوباره شیر تولید نفت در ایران شد، تا حدودی اوضاع اقتصاد ایران را بهبود بخشید، اگرچه اعتبار نفت و برجام، هرگز پایدار نبود.

اما نجفی همین‌قدر هم بختیار نیست و نخواهد بود. او به جای نفت، روی شهری نشسته که شیره جانش را -دست‌کم- در ۲۵ سال گذشته مکیده‌اند. پایتخت ایران امروز شهری است صلب و سنگین که توانایی تولید و بازتولید خود را از دست داده است، طی ۵۰ سال گذشته بسیار بیش از ظرفیت طبیعی از تهران کار کشیده‌اند، چنانکه امروز خسته و فرسوده، نیازمند رسیدکی است،‌ شهری سهل‌انگار، خوش‌خیال و بلندپرواز که برای روزگار پیری توشه‌ای نیندوخته.

شهردار جدید تهران، از قضا فرد باهوش و باتجربه‌ای است، بعید است بی‌گدار به آب زده باشد. تردیدی نیست که او با طرح و نقشه‌ای برای عبور یا مدیریت بحران پا به میدان گذاشته، اما نگرانی از اشتباهات احتمالی در محاسباتی است که ممکن است عرصه را بر او و تهران تنگ و تنگ‌تر کند.

پیش‌ از هر چیز باید دید نقشه راه نجفی برای پایتخت چه بوده و اقدامات او در ۶ ماه گذشته به کجا رسیده است؟

نقشه راه

کلیدواژه برنامه‌های شهردار جدید تهران "آرام‌سازی" بود. تهران سال‌ها است رنگ آرامش را به خود ندیده. یک قرن گذشته را مدام در تکاپوی توسعه و ساخت‌سازهای کلان گذرانده، بیش از همه ۲۵ سال گذشته تهران عرصه ساخت‌وسازهای کلان بوده است. مطابق گفته‌ها دست‌کم ۳ میلیون و ۴۰۰ هزار واجد مسکونی در تهران وجود دارد. یعنی تهران در حال حاضر فضای لازم برای زندگی ۱۰ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر فراهم است. این در حالی است جمعیت رسمی تهران بر اساس داده‌های سرشماری سال ۹۵، از ۸میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بیشتر نیست و تعداد خانواده‌های تهرانی از ۲ میلیون و ۹۰۰ هزار خانواده تجاوز نمی‌کند. این یعنی تهران همین الان هم ۵۰۰ هزار واحد خالی دارد و در سال‌ گذشته، حدود ۲۵ درصد مازاد بر نیاز طبیعی خود خانه ساخته است.

بازگردان آرامش به چنین شهر بیش‌فعالی جان‌مایه شعارهای نجفی بود، اگرچه در این میان دو ملاحظه بزرگ وجود داشت. یکی اینکه آیا به جز تعطیل کردن ساخت‌وساز راه دیگری هم وجود داشته یا نه. اگر وجود داشت آیا جریان حاکم بر مدیریت شهری حاضر بود عرصه را واگذار کند، یا پیش از رسیدن موج بحران جا را برای جانشینان خود خالی کند.

ملاحظه دوم هم وابستگی شدید مالی شهرداری به ساخت‌وساز بود، چنانکه تحت تاثیر کاهش ساخت‌وساز در سال گذشته، مدیران تازه از راه رسیده شهرداری تهران در نخستین ماه‌‌های کار خود، با کسری ۵ هزار میلیارد تومانی رو‌به‌رو نمی‌شدند.

با این همه نجفی، تصور می‌کرد می‌تواند برای گذار از بحران روی پشتوانه اجتماعی خود چه در حوزه سیاسی و مدیریتی حساب باز کند. در واقع او گمان می‌کرد نخبگان دانشگاهی و رسانه‌ای در توجیه جامعه برای اعمال سیاست‌های انقباضی و ریاضتی، همراه او خواهند بود، اما خیلی زود دریافت، کنار آمدن با نخبگان یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش‌روی او در دوران شهرداری‌اش خواهد بود.

از سوی دیگر شهردار جدید تهران، به اعتبار روابط خوب خود با دولت، حساب ویژه‌ای هم روی کمک‌های دولتی، برای ایجاد منابع جدید پایدار باز کرده بود. به عنوان مثال یکی از طرح‌های نجفی در هماهنگی با دولت، مالیات سبز (اعمال عوارض ۱۵ درصدی سوخت برای شهرداری) بود، اما این خیال خام نیز نقش بر آب شد. اوضاع چنان پیش رفت که دولت در کار خود هم برای افزایش بهای سوخت درماند.

با این حال هنوز هم شهرداری تهران امیدوار است، بتواند از کنار طرح‌هایی کلان مثل طرح بازآفرینی بافت‌‌های فرسوده، برای برون‌رفت از بحران مالی شهر، منابعی دست و پا کند، اما همه اینها بستگی به این دارد که طرح‌های دولت چگونه پیش برود.

آیا محاسبات نجفی اشتباه بوده‌اند؟

۶ ماه گذشته روزهای سختی بر محمدعلی نجفی گذشته است. او درست یا غلط تبدیل به نماد حاکمیت مطلق و آزاد اصلاح‌طلبان شده و هیچ عذری از سوی آنها پذیرفته نیست.

بسیاری از شهروندان تهرانی، وقتی در ۲۹ اردیبهشت ماه امسال رای خود را به نام فهرست امید در صندو‌ّهای رای ‌ریختند، به اعتبار پیروزی مطلق اصلاح‌طلبان چشم به تغییر و و تحولی چشمگیر داشتند. اما چنانکه پیدا است توقع‌شان تا کنون برآورده نشده و بعید است که بشود.

از اول شهریور ۹۶ تا به الان تغییرات زیادی در شهرداری اتفاق افتاده، اما از شواهد و قرائن پیدا است که این اقدامات پایگاه رای اصلاح‌طلبان را راضی نکرده است.

بیشتر بخوانید:

در این میان نباید تاثیر فضای حاکم برای فضای کل کشور را نادیده گرفت. شهردار تهران، طی ۶ ماه گذشته تقریبا تمام مدیران ستادی شهرداری را -با استاندارهای رسمی اصلاح‌طلبی- عوض کرده و مدیریت مناطق کلیدی را هم به اصلاح‌طلبان سپرده است، باقی مناطق هم دست افراد عمدتا خنثی است که اعتبار اصول‌گرایی‌شان صرفا مدیریت در دستگاه قالیباف بوده است. اما این تغییرات برای جامعه‌ای که یکی از شعارهای نمادین روزهای اخیرش، ضدیت با همه جریان‌‌های رسمی در ساختار جمهوری اسلامی است، طبیعتا نمی‌تواند راضی‌کننده باشد.

حق نشر عکس Mehr
Image caption کمک به هیات‌های مذهبی، مداحان و حسینیه‌های تهران در سال آخر شهرداری محمد باقر قالیباف بیش ۵۰ میلیارد تومان برای شهروندان تهران هزینه داشته است

انفعال و بی‌تفاوتی

یکی از شعارهای نجفی برای شهرداری تهران، ایجاد شفافیت برای مقابله با فساد بوده است. او طی ۶ ماه گذشته، دست‌کم دو اقدام مهم انجام داده، اما هیچ‌یک تاثیر چندانی نه بر جامعه و نه بر مناسبات شهری نداشته‌اند.

اقدام اول، گزارش سند تحویل و تحول شهرداری تهران، یک بیانیه مستند درباره انواع و اقسام فساد و بی‌انضباطی و تخلف‌های گسترده سیاسی و مالی شهردار تهران در ۱۲ سال گذشته بود. با این حال انتشار این گزارش نه تحولی در ساختار سیاسی ایران به وجود آورد و نه موجب به راه افتادن موجی در جامعه شد. به هر حال از یکسو مطالب مطرح شده، به جز برخی اعداد و ارقام دقیق برای افکار تازگی نداشت. از سوی دیگر فساد در شهرداری تهران، صورتی گسترده و سازمان‌یافته داشته و دارد و پای نهادها، گروه‌ها و افراد با نقوذ زیادی در میان است، چنانکه حاشیه امنیت فساد، وسعتی به اندازه کل ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران دارد. در چنین شرایطی نه‌تنها افشاگری شهردار تازه تهران تحرکی در ساختار سیاسی به وجود نمی‌آورد، بلکه موقعیت مدیریت شهری را به خطر می‌اندازد. و از این بدتر انگیزه‌های احتمالی را برای جلوگیری از تداوم فساد، کمرنگ می‌کند.

اقدام دوم، انتشار باز بودجه پیشنهادی سال ۹۷ برای شهرداری تهران بود. انتشار عمومی بودجه یک سازمان به شکل داده‌های باز تا به امروز سابقه نداشته، اما این اقدام نه‌تنها کفه ترازوی افکار عمومی را به سود شهرداری تهران سنگین نکرده، بلکه حجم انتقادها را نیز افزایش داده است.

ردیف‌های سوال‌برانگیز و مشکوک و بی‌ارتباط به وظایف ذاتی شهرداری تهران، انگشت اتهام را به سود اصلاح‌طلبان نشانه رفته است که جرا شهرداری تهران، بعد از روی کار آمدن اصلاح‌طلبان باید به نهادهای مذهبی و افراد بانفوذ باج بدهد. چرا صورت‌حساب ماجراجویی‌های سیاسی شهردار سابق تهران، باید از خزانه شهر تهران پرداخت شود.

در واقع آنچه توجه افکار عمومی را به خود جلب کرد، بخشی از هزینه‌های غیرضروری بود که اگرچه به نسبت درآمدهای ضروری و حیاتی شهرداری قابل توجه به نظر نمی‌رسند، اما مصداق بارز فساد و بی‌عدالتی‌اند. شاید در شرایط عادی شهردار تهران می‌توانست جامعه را متقاعد کند که برای پیشبرد برنامه‌های پایدار ناگزیر از باج دادن به نهاد‌های بانفوذ وابسته به قدرت است، اما در شرایط شکننده حال حاضر ایران، جامعه سخت پذیرای چنین استدلال‌هایی است.

بودجه سال آینده شهرداری چه ویژگی‌هایی دارد؟

تهران به شدت بدهکار و پرهزینه است.مجموع بدهکاری شهرداری تهران بیش از ۵۲ هزار میلیارد تومان است، حدود ۳ برابر بودجه یک سال شهرداری تهران یا نصف سقف درآمد نفتی یک سال دولت در بودجه عمومی.

هزینه‌های ضروری: هزینه‌ای شهرداری تهران نیز بالاست. بر اساس محاسبات نگارنده، مجموع هزینه‌های شهرداری (به جز هزینه‌های مالی و عمرانی)، بیش از ۷۷۰۰ میلیارد تومان است که از این میان بیش از ۲۸۰۰ میلیارد تومان خرج حقوق و امور کارکنان و بازنشستگان شهرداری است. بییش از ۳۲۰۰ میلیارد تومان هم خرج کارهای روزمره مثل رفت و روب، فضای سبز، نگهداری تاسیسات و ساختمان‌ها، پول آب و برق و هزینه ماشین‌آلات و... است که به هیچ عنوان نمی‌توان آن را به تعویق انداخت. کمتر از ۱۵۰۰ میلیارد تومان هم مربوط به طرح‌های و برنامه‌ّای مرتبط با اداره امور شهر است.

بیش از ۱۹۰ میلیارد هم خرج امور فرهنگی و اجتماعی غیرمرتبط با شهرداری است و بیش از ۷۰ میلیارد تومان هم سهم نهادهای فرهنگی و عمدتا مذهبی است.

در واقع از مجموع هزینه‌های جاری شهرداری، ۶ هزار میلیارد تومان هزینه‌های حیاتی روزمره است که اگر تامین نشود یا حقوق کارگران عقب خواهد افتاد، یا فعالیت روزانه شهر مختل خواهد شد. ۱۵۰۰ میلیارد تومان هم هزینه‌های جاری مرتبط است که در صورت عدم تامین کار شهرداری می‌خوابد.

این نشان دهنده بدنه سنگین و ذات پرهزینه شهرداری تهران است که حتی با اصلاحات و جراحی ساختاری هم درمان‌پذیر نیست.

مدیران شهرداری مدعی‌اند بودجه را انقباضی بسته‌اند و هم در پیش‌بینی درآمدها وسواس بیشتری به خرج داده و هم در مصرف و هزینه‌ها صرفه‌جویی بیشتری کرده‌اند.

بودجه انقباضی: حجم بودجه سال آینده فقط ۲ درصد کمتر از بودجه امسال است. حتی با احتساب تورم ۱۰ درصدی، بودجه ۹۷، تنها ۲ هزار میلیارد تومان کمتر از بودجه سال ۹۶ است، در حالی که چه بر اساس گزارش ۶ ماهه و چه بر اساس گفته برخی مقام‌‌های مسئول کسری بودجه شهرداری امسال بیش از ۳۰ درصد است. یعنی بیش از ۵ هزار میلیارد تومان از درآمدهای پیش‌بینی نشده محقق نشده‌‌اند.

درآمدهای پایدار:‌ مقایسه بودجه سال‌های ۹۶ و ۹۷ نشان می‌دهد میزان درآمدهای پایدار شهرداری بیشتر شده و از ۳ هزار و ۷۰۰ میلیارد تومان به ۵ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است. از این میان بیش از ۲۸۰۰ میلیارد تومان سهم مالیات ارزش افزوده است، حدود هزار میلیارد تومان سهم عوارض پروانه‌های ساختمانی است که به شدت وابسته به وضعیت ساخت‌وساز در تهران است. و بخش دیگری هم به افزایش درآمدها از طریق افزایش تعریفه ورود به طرح ترافیک و جریمه‌ها است. به عنوان مثال شهرداری تهران پیش‌بینی کرده با افزایش قیمت ورود به طرح از یکسو و سهمیه طرح رایگان از سوی دیگر، درآمدهای شهرداری را از این طریق به۳۰۰ میلیارد تومان برساند. این طرح با انتقاد گسترده بخشی از روزنامه‌نگاران روبه‌رو شد که به شدت مخالف حذف سهمیه رایگان روزنامه‌‌نگاران بودند.

وابستگی به ساخت‌وساز: طی سال‌های گذشته هزینه اداره گران قیمت تهران و سایر هزینه‌های مرتبط و غیرمرتبط از طریق منابع ناپایدار (یعنی فروش تراکم و تغییر کاربری) تامین شده بودند. نتایج زیان‌بار چرخه ویرانگر فروش تراکم و تغییر کاربری -که ذاتا معنای دور زدن قانون و قاعده شهری دارد- امروز در شکل‌گیری ۳ پدیده تاثیر بسزایی داشته است: یکی فساد سیاسی و اقتصادی، دیگری نابودی ظرفیت‌ طبیعی، زیست‌محیطی و فرهنگی و اجتماعی شهر و آخری بروز بحران اقتصادی. این تازه نقل لایه‌های سطحی است، وگرنه در تحلیل لایه‌های درونی می‌توان در مقیاس ملی رد آشکاری از تاثیر این اقدامات مخرب، در بحران‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران مشاهده کرد.

مجموع درآمدهای ناپایدار در سال ۹۷ بیش از ۷ هزار میلیارد تومان است که از میان ۳۸۰۰ میلیارد تومان برای فروش تراکم و ۲۸۵۰ میلیارد تومان برای تغییر کاربری است. فروش تراکم در واقع سنگین ردیف درآمدی در لایحه بودجه ۹۷ است و بعد از آن تغییر کاربری مقام دوم دارد. طرح یکی از اعضای شورای شهر برای کاهش درآمد تراکم‌فروشی تا حد ۳۰۰۰ میلیارد تومان رای نیاورد، اما گفته شده که اعضا به ۳۰۰ میلیارد تومان از تراکم‌فروشی کم کرده‌آند.

تراکم: مدیریت شهری تهران هنوز امیدوار به رونق گرفتن بازار مسکن در تهران هستند. چنانکه از مذاکرات شورا برمی‌آید حتی برخی با در نظر گرفتن احتمال صعود بازار مسکن خواستار افزایش سهم تراکم‌فروشی در بودجه بوده‌اند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption حتی با چشم غیرمسلح به آمار هم می‌توان دید که تهران دیگر گنجایش ساخت‌وساز ندارد. ظرفیت جمعیتی و مسکونی طرح جامع تهران پر شده و جایی برای ساختن باقی نمانده است.

ظرفیت تکمیل است

حتی با چشم غیرمسلح به آمار هم می‌توان دید که تهران دیگر گنجایش ساخت‌وساز ندارد. ظرفیت جمعیتی و مسکونی طرح جامع تهران پر شده و جایی برای ساختن باقی نمانده است. با توجه به پر شدن ظرفیت بازسازی هم به صرفه نیست. مثلا سرمایه‌گذاری روی یک ساختمان دو طبقه ۴ واحدی قدیمی برای ساختن یک ۶ طبقه ۲۴ واحدی حتما صرفه اقتصادی زیادی برای سرمایه‌ذار دارد، اما بدیل ساختمان ۶ طبقه ۲۴ واحدی چه می‌تواند باشد که به سرمایه‌گذاری حداقل ۲ ساله بیارزد؟ تازه به این باید دردسرهای تصاعدی توافق با جمع بزرگ‌تر را هم اضافه کرد که عملا تصویر آینده شهر را -۲۰ سال بعد و زمانی که بسیاری از ساختمان‌ها متراکم تهران قدیمی و غیرقابل استفاده شده‌اند ترسناک می‌کند.

واژه دقیق برای توصیف این وضعیت، از بین رفتن رفتن بازتولید برای شهر است که علاوه بر اینکه موجب بحران اقتصادی می‌شود، بلکه آینده شهر را در معرض تهدید قرار گرفتن در یک بحران قرار می‌دهد.

حتی به فرض دور از ذهن که فرایند ساخت‌‌وساز در سال آینده هم ادامه داشته باشد، یا حتی به فرض که طرح دولت برای بازآفرینی بافت فرسوده درست طبق پیش‌بینی‌ها پیش‌ رود و رونقی نسبی رد صنعت ساختمان به وجود بیاورد، باز هم وقوع بحران در آینده‌ای نه‌چندان دور، قابل پیش‌بینی است؛ آینده‌ای که می‌توان آن را به شکل فروپاشی کامل نظام ساخت وساز و مسکن در تهران و ایران و فروپاشی اقتصاد و ساختارهای اجتماعی شهر، تفسیر و پیش‌بینی کرد.

آیا شهردار تهران واقعیت‌های اقتصادی و سیاسی تهران را پیش ذهن خود مرور کرده و به آنها اندیشیده یا بر اساس اشتباه محاسباتی بی‌گدار به آب زده است؟ یا طرح ویژه‌ای برای جلوگیری از وقع یا مدیریت بحران‌های ویرانگر شهری در دست دارد؟ اگر این طور است، نشانه‌های این طرح را کجا می‌توان سراغ گرفت؟ آیا تصویر امیدوارکننده‌ای در بودجه‌ ۹۷ وجود دارد؟

موقعیت دشوار نجفی بودن

شهرداری تهران می‌تواند برای محمدعلی نجفی می‌تواند خودکشی سیاسی باشد. شکست نقشه راه او، شکستی بزرگ هم برای شهری خواهد بود که روزنه امیدی به آینده پیدا کرده، هم شکست شخصی خواهد بود.

او تا پیش از این یکی از خوش‌نام‌ترین تکنوکرات‌های جمهوری‌اسلامی بود، اما شهرداری تهران او را در وضعیت آسیب‌پذیری قرار داده است. در تمام ۳۷ سال گذشته، او چه در مقام وزیر یا معاون و دستیار رییس جمهور، یا عضو شورای پایتخت، کمتر در در معرض بدنامی و در مظان اتهام فساد و ناکارمدی قرار داشته است.

با این همه، اما ۶ ماه شهرداری همه این سابقه و آبروی نسبی را در معرض خطر جدی قرار داده است. عمر شهرداری او به ۶ ماه نمی‌رسد، اما همین زمان کوتاه از او مردی پرحاشیه ساخته که بر خلاف سوابق حرفه‌ای خود به شکل عجیبی در موقعیت انفعال و ناکارآمدی است.

او روزهای سختی را در این ۶ ماه پشت سر گذاشته و با توجه به سرعت حرکت بحران در تهران روزهای سخت‌تری پیش رو خواهد داشت. اما سوال اساسی این است که این وضعیت چقدر دوام خواهد داشت؟