تضاد امنیت آبی و غذایی در جمهوری اسلامی

فرزانه بذرپور، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران به خواست خودکفایی از سوی مسئولان دولتی بدون توجه به بحث کم آبی در کشور پرداخته است.

حق نشر عکس iSna
Image caption نگاهی به سیر اقدامات و برنامه های کشور طی دو دهه اخیر نشان میدهد که علیرغم کاهش مستمر بارش و تجربه خشکسالی، برخورد همه دولتهای جمهوری اسلامی با بحران آب، راه حل آسان حفر چاه بوده است

از آغاز تاریخ تمدن ایران تا سال ۱۳۵۷ چهل و پنج هزار چاه در کشور حفر شده بود و از آن زمان تا کنون تعداد چاه های ایران به هشتصد هزار چاه عمیق و نیمه عمیق رسیده است. چنین دست اندازی به ثروت ملی به بهانه ی تامین غذا و امنیت غذایی صورت گرفته است. باید پرسید امنیت غذایی به بهای گران ناامنی آب چگونه امنیتی است.

رویای خودکفایی ۹۵ درصدی در تولید محصولات اساسی کشاورزی، توسعه صادارت محصولات کشاورزی، توسعه باغات به میزان یک میلیون هکتار، توسعه فضای سبز و جنگل ها با کاشت حداقل ۵۰۰ هزار هکتار برنامه های توسعه ی پنج ساله ی کشوری است که به گزارش هواشناسی، شدیدترین خشکسالی در چهل سال اخیر را تجربه میکند. کمبود جدی منابع آبی اگرچه به تکرار توسط رسانه ها و دولت به بحث گذاشته میشود اما به نظر میرسد هنوزسیاست بالادستی این بحران را باور نکرده است؛ چرا که به جای ریاضت آبی فرمان به خودکفایی می دهد.

نگاهی به سیر اقدامات و برنامه های کشور طی دو دهه اخیر نشان میدهد که علیرغم کاهش مستمر بارش و تجربه خشکسالی، برخورد همه دولتهای جمهوری اسلامی با بحران آب، راه حل آسان حفر چاه بوده است.

زمین خشک سبز نمی شود

خشکسالی میتواند مردم را از غذا و آب محروم کند و موجب بحران اقتصادی، فقر و ناامنی غذایی شود. خشکسالی را نمیتوان مهار کرد بلکه چاره در سازگاری و مدیریت آن است. سازگاری با خشکسالی نیازمند تغییر سیاست و وضع قوانین جدید متناسب با کم آبی ست. در دوران خشکسالی اصولا مهمترین صدمه را بخش کشاورزی میبیند؛ چون آب که نباشد زراعت هم نمیشود اما در ایران تاثیر خشکسالی بر کشاورزی به اتکای درآمد نفت، سوبسید دولت به بخش کشاورزی، حفر چاه و بهره برداری بی رویه از سفره های آب زیرزمینی برای تحقق اتوپیای خودکفایی، چند سالی به تاخیر افتاد..

امروز ایران با خشکسالی مدیریتی هم رو به روست و از همین است که فرصتها یکی پس از دیگری از دست می رود. مدیران جمهوری اسلامی به تناسب اینکه از چه استانی می آیند یا کدام استان به حاکمیت نزدیکتر است، سیاست ورزی آب کرده اند. طرح های انتقال آبِ بینِ حوضه ای یا به تعبیر دیگر بین استانی حتی اگر در ابتدا اعتراضی را برنیانگیزد، درمان موقتی ست. راه حل اصلی که سالهاست کارشناسان به دولت یادآور میشوند، مدیریت تقاضاست و کاهش مصرف آب در همه بخش هاست.

کارشناسان معتقدند کشاورزی در ایران بهینه نیست و باید زمین های زیر کشت کاهش یابد. توزیع جمعیتی و توسعه صنعتی نامتوازن است، یعنی نباید استان کویری چون یزد مهاجرپذیر باشد. درحالیکه خوزستان با وجود پنج رودخانه ی بزرگی که از میانش میگذرد از جمله استانهای محروم و مهاجرفرست کشور بوده باشد. .

عطش توسعه در استانهایی که آب نداشتند اما مدیری در دولت داشتند به سیاستی ختم شد که سدسازی را برای انتقال منابع آب جنوب به فلات خشک مرکزی ایران «سازندگی» خواند و بزرگترین صنایع و کارخانجات فولاد، مس، مواد شیمیایی و حتی کارخانجات کاشی و سرامیک در یزد و کرمان احداث شد.

بیشتر بخوانید:

میلیاردها دلار خرج سدسازی های انبوه شد برای اینکه حکومت با وجود امنیت، احساس امنیت نداشت. دولت های پس از جنگ همواره در این بیم بودند که مبادا بار دیگر کشور درگیر جنگی تازه شود پس به جای توسعه پایدار که مبتنی بر ظرفیتهای طبیعی و سرمایه انسانی ست به توسعه ی امنیت محور اندیشدند و ملاک سرمایه گذاری را بر دوری از مرزها و فاصله بیشتر با همسایگان قرار دادند..

جمهوری اسلامی ایران همواره بر طبل خودکفایی و استقلال و امنیت کوبیده و بدان افتخار میکرده است، فارغ از اینکه دنیای امروز، دنیای تجارت و وابستگی متقابل است. امنیت میتواند با کاهش منابع طبیعی، انفجار جمعیتی و خشکسالی همانقدر به خطر بیافتد که با تهدید نظامی.

منطقه گرایی و وابستگی متقابل اقتصادی میتواند الگوی دشمنی را به دوستی تغییر داده و در روابط همسایگان طیفی از دوستی واقعی تا انتظار حمایت یا حفاظت را به دنبال داشته باشد. البته این سیاست با ماجراجویی های سپاه برای بسط هاله ی شیعی قرابتی ندارد.

رهبری بر سیاست خودکفایی تاکید دارد چون میخواهد به دیگران اینگونه نشان دهد که ایران نیازی به کسی ندارد و میتواند حتی در تحریم های شدید اقتصادی سیاست خود را دنبال کند. اما واقعیت زمینِ ایران با اتوپیای رهبری فاصله دارد. کشوری که آب و خاک کافی ندارد، نباید کشاورزی کند و یا حداقل از کشت بسیاری از محصولات آب بر زراعی و دامی چشم بپوشد و واردات را به هدررفت آب در تولید گوشت، گندم و برنج ترجیح دهد.

افزایش زمینهای زیر کشت و توسعه کشاورزی برای رسیدن به واحد یازده میلیون و هشتصد هزار تن گندم در سال که در برنامه ششم دولت تعریف شده بود، حاصلش هفت میلیون مازاد مصرف بود. گندمی که نه میشد ذخیره اش کرد و نه مزیت صادراتی داشت. بااین حال زیرقیمت وارد بازار جهانی شد. صادرات گندم ایران به اندونزی و ایتالیا که با سوبسید به کشاورز و در کم آبی شدید و به خرج سفره های گرابهای زیرزمینی مهیا می شود، در واقع یک خودکشی ملی ست. .

به گزارش اتاق بازرگانی ، بخش کشاورزی در ایران با داشتن ۸.۳ درصد ، کوچکترین بخش از تولید ناخالص داخلی را طی ۲۰ سال گذشته به خود اختصاص داده است. بنا بر سرشماری سال ۹۵ جمعیت کشاورزان و دامداران کشور مجموعا چهار میلیون و ۳۳ هزار نفر در کشور است و با وجود سوبسید به کشاورزی و منابع آبی که خرج کشاورزی میشود، نه تنها کشاورز از طبقات ضعیف و کم درآمد جامعه است بلکه اغلب برای پرداخت انواع وام به بانکها مقروض است. حکومت مدعی ست چنین هزینه ی گزافی را برای کشاورزی با وجود کم صرفه بودن آن با هدف امنیت غذایی میکند. اما آیا کاهش یارانه به بخش کشاورزی به ناامنی غذایی می انجامد؟

حق نشر عکس Getty Images
Image caption سازمان جهانی غذا میگوید؛ امنیت غذایی یعنی آیا مردم به غذای سالم به اندازه کافی دسترسی دارند یا خیر. امنیت غذایی وقتی تامین میشود که همه مردم همیشه به لحاظ فیزیکی و اجتماعی دسترسی موثر و امنی به غذای مقوی داشته باشند

معنای امنیت غذایی

سازمان جهانی غذا میگوید؛ امنیت غذایی یعنی آیا مردم به غذای سالم به اندازه کافی دسترسی دارند یا خیر. امنیت غذایی وقتی تامین میشود که همه مردم همیشه به لحاظ فیزیکی و اجتماعی دسترسی موثر و امنی به غذای مقوی داشته باشند.

چالش اصلی در تحقق امنیت غذایی محدودیت منابعی چون آب و زمین زراعی برای تولید غذا ست. نگرانی فزاینده درباره کاهش موثر بارش و رطوبت خاک که منجر به خشکیدگی زمین و تنوع زیستی میشود، بر کشاورزی و تولید محصول تاثیر مستقیم دارد.

کشاورزی ارگانیک، تغییر تاریخ کشت، بذر اصلاح شده و تغییر رژیم آبیاری که به عنوان سیاستهای سازگاری با تغییر اقلیم ذیل عنوان «اصلاح الگوی کشت» توسط دولت دنبال میشود اگرچه میتواند به بهبود نسبی زراعت و کاهش مصرف آب منجر شود ولی با سیاست افزایش جمعیت و اصرار بر خودکفایی مثل پاروکردن برف از روی پشت بام در روز برفی، بی ثمر و اتلاف کننده وقت است.

اگر آب نباشد امنیت غذایی هم نیست. چرا که امنیت غذایی نیازمند گسترش زمین های زراعی است ولی در نبود آب کافی در دوره های پیوسته خشکسالی تدریجا از زمین های قابل کشت کاسته میشود. برخی کارشناسان میگویند کشاورزی مکانیزه و کاشت گلخانه ی راه حل کم آبی است اما همین سیاست نیز با فرسایش خاک، روند بیابانی و شوره زار شدن زمین تنها یک راه حل پرهزینه و در عین حال موقت است و نمیتواند نیاز غذایی جمعیت رو به فزاینده کشور را تامین کند.

کشاورزی در ایران از جمله بخش های اقتصادی ست که با رشد تکنولوژیک همگام نبوده و هنوز مردم به همان روشی زراعت میکنند که شاید هزاران سال پیش آموخته اند. تمدن ایرانی برای هفت هزار سال در پی آزمون و خطا روش های سازگاری با سرزمین خشک و نیمه خشک ایران را فراگرفته بود.

کشاورز میدانست که سالی که باران نباریده، نباید در دو فصل کشت کند یا اگر خشکسالی به ده رسید، عزم هجرت کند. بسیاری از ایرانی ها تاجر شدند چون نمیتوانستند در تمام طول سال زراعت کنند.

سازگاری با کم آبی برای مردمان ساکن کویر سنت دیرین بوده ولی مجوزهای حفر چاه برای کشاورزی نه تنها منابع آب را هدر داد، بلکه فرهنگ صرفه جویی و قناعت را هم به باد داد.

آمارهای رسمی میگوید تا سال ۱۳۵۶ در ایران حدود ۴۵ هزار چاه حفر شده بود ولی در طول چهل سال گذشته میلیون چاه عمیق و نیمه عمیق در کشور حفر شده است. فقط در یکسال آخر دوران احمدی نژاد مجوز حفر چاه سه برابر شد و بیش از ۸۰ هزار چاه جدید حفر شد

فشار حکومت در بهره برداری از منابع آب در مصارف کشاورزی و صنعتی به گونه ای است که حقابه طبیعت به فراموشی سپرده شده است. خشک شدن تدریجی تالاب های شادگان و هورالعظیم در خوزستان از نشانه های این سوءمدیریت است.

بسیاری از متخصصان معتقدند که نیاز فوری امروز برای تامین امنیت غذایی این ست که به جای اصرار بر تولید بیشتر به مدیریت منابع و جلوگیری از ضایعات توجه شود. در کشورهای جهان سوم، ۴۰ درصد از تولیدات کشاورزی پس از کشت و در مراحل انبارداری، انتقال ، بسته بندی تا رسیدن به مشتری از دست می رود.

یکی از راه حل ها برای حفظ امنیت غذایی کاهش این ضایعات است. همین امسال بارها در خبرها آمده است که مقادیر عظمی از تولید هندوانه و گندم و محصولات مشابه به دلیل فقدان ظرفیت انتقال و ذخیره از بین رفته است. در سیستان صدها تن هندوانه به دلیل نبود کامیون کافی روی زمین ماند و پوسید. .

راهکار دیگر در تامین امنیت غذایی ،مدیریت تقاضاست. تغییر در رفتار مصرفی مردم با هدف کاهش تقاضا از جمله دیگر موضوعات مهم به منظور بالابردن امنیت غذایی است. مردم ایران ناگزیرند برای سازگاری با تغییرات اقلیمی، الگوی مصرف نان و برنج و گوشت قرمز را تغییر دهند

راه حل دیگر واردات آب مجازی است. واردات محصولات کشاورزی آب بر قرار نیست به ناامنی غذایی یا برهم خوردن استقلال کشور منجر شود. این ترس بیهوده ی ست چرا که امروز حدود ۱۶۰ کشور در جهان به واردات غذا وابسته اند. این کشورها با رویکرد مدیریت منابع آبی از کشاورزی پرهزینه و کم بهره دست برداشتند و به گروه بزرگِ واردکنندگان مواد غذایی پیوسته اند. بازاری که این اطمینان را به واردکنندگان میدهد که غذا را همیشه در ازای مبلغ قابل قبولی دریافت خواهند کرد.

حتی کشورهای بزرگ صادرکننده موادغذایی مانند آمریکا و کانادا پذیرفته اند که به کشورهایی که دچار کم آبی هستند، یا در کمربند خشک زمین زندگی میکنند، محصولات غذایی شان را به قیمت پایین تری بفروشند. اینگونه احتمالا جهان در صلح بیشتری خواهد بود چرا که مسئولیت مشترک و همکاری کشورها برای تحقق امنیت غذایی جایگزین انزوای مقاومتی میشود.