چرا ایران در مورد موشک‌های خود مذاکره نمی‌کند؟

سینا عضدی، کارشناس روابط بین الملل در یادداشتی برای صفحه ناظران به دلایل عدم مذاکره ایران درباره برنامه موشکی اش پرداخته است.

حق نشر عکس EPA

یکی از ایرادهایی که دولت دونالد ترامپ همیشه به ‌برجام گرفته نپرداختن آن به موضوع برنامه موشکهای بالستیک ایران است. این موشکها می توانند منافع آمریکا و متحدانش را در منطقه خاور میانه با خطر جدی مواجه کنند.

دولت ایالات متحده همچنین مدعی است که قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که کشورهای عضو را به اجرای مفاد توافق جامع اتمی متعهد می کند، ایران را ملزم می نماید تا هشت سال پس از شروع اجرای برجام، از هرگونه فعالیتی درارتباط با موشک های بالستیکی که برای حمل سلاح های هسته ای طراحی می شوند خودداری ورزد. در حالی که ایران ادعا می کند این بخش از قطعنامه جنبه الزام آور ندارد و به دنبال سلاح هسته ای نیست.

ایران، که بر طبق گزارش مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی بزرگترین و متنوع ترین زرادخانه موشک های بالستیک خاور میانه را در اختیار دارد، همچنین ادعا می کند که برنامه موشکی اش جنبه دفاعی دارد و حاضر به مذاکره در مورد آن نیست.

در این مقاله نگاهی گذرا به زرادخانه موشکی ایران، و عواملی که بر روی سیاست های موشکی این کشور تاثیر می گذارند خواهم داشت.

بر اساس رژیم کنترل تکنولوژی موشکی، موشک هایی که کلاهک جنگی بیش از ۵۰۰ کیلوگرم، با برد ۳۰۰ کیلومتر یا بیشتر را دارا هستند، به صورت "ذاتی"، به گروه موشکهای با قابلیت حمل کلاهک هسته ای تعلق دارند. بر طبق گزارش اخیر موسسه بین المللی تحقیقات استراتژیک (گزارش)، ایران ۱۳ گونه موشك بالستیک با بردهای کوتاه تا متوسط در اختیار دارد که از این میان، هشت گونه دارای این ویژگی ها هستند. به طور مثال، موشک سوخت مایع "قد" با برد ۱۶۰۰ کیلومتر (میانبرد) و با قابلیت حمل کلاهک متعارف (غیر اتمی) ۷۰۰ کیلوگرم، و "خرمشهر" با برد ۲۰۰۰ کیلومتر (میانبرد) جزو این دسته هستند. ذکر این نکته ضروری است که این موشک ها از روی نمونه های روسی و کره شمالی طراحی شده اند، که هر دو دارای سلاح اتمی اند. به عنوان نمونه، موشک "قدر"، نمونه بهینه سازی شده موشک نودانگ کره شمالی است، که خود نمونه بهینه سازی شده موشک آر-۱۷ روسیه است.

بنابراین، تشخیص اینکه ایران به چه قصد این موشک ها را طراحی کرده بسیار مشکل به نظر می رسد. نکته حائز اهمیت اما این است که این موشک ها دارای دقت پایینی هستند که استفاده آنها را با کلاهک های جنگی متعارف زیر سوال میبرد. این موشکها در مقابله با اهداف کوچک آنچنان مؤثر نییتند، ولی با تهدید قرار دادن اهداف بزرگ مانند شهرها و مراکز پر جمعیت میتوانند عامل بازدارندگی مهمی باشند.

بیشتر بخوانید:

موقعیت راهبردی ایران در منطقه خاورمیانه تاثیر عمیقی برروی سیاست های موشکی اش می گذارد. ایران برخلاف همسایگانش، عضو هیچ اتحادیه رسمی امنیتی-نظامی نیست، و از چتر حمایتی قدرتهای بزرگ نیز برخوردار نیست. ایران همچنین در نزدیکی سه کشور اتمی، هند، پاکستان و اسراییل قراردارد، در حالی که خود دارای بازدارندگی هسته ای نیست. ایران همچنین عضو معاهده عدم اشاعه سلاح های اتمی است، و به علاوه، طبق برجام متعهد شده که هیچگاه به دنبال سلاح هسته ای نباشد و از فعالیت های مرتبط با آن خودداری کند. جمهوری اسلامی همچنین به صورت سنتی حضور نیروهای خارجی را در خلیج فارس به عنوان یک تهدید عمده و جدی علیه خود تلقی میکند. این واقعیت ها طبیعتاً بر درک تهران از تهدیدات موجود و سیاست های موشکی اش تاثیر گذار خواهند بود.

عامل مهم دیگر، عدم دسترسی ایران به بازار سلاح های پیشرفته است. ایران به خاطر تحریم های گسترده تا کنون قادر نبوده که به سیستم های نظامی مانند هواپیما، تانک و کشتی های جنگی دسترسی داشته باشد، و به طور عمده به سیستم های خریداری شده در زمان شاه اکتفا کرده است. این در حالی است که همسایگان ایران به خصوص عربستان سعودی به خریدهای سرسام آور نظامی روی آورده اند. موسسه بین المللی تحقیقات استراتژیک بودجه نظامی عربستان را در سال ۲۰۱۷ در حدود ۷۶.۷ میلیارد دلار تخمین میزند، رقمی که عربستان را از لحاظ بودجه نظامی در رتبه سوم بعد از ایالات متحده و چین قرار می دهد. این در حالی است که بودجه نظامی ایران در حدود ۱۴ میلیارد دلار است. فروش گسترده سلاح های تهاجمی و سیستم های دفاع ضد موشکی مانند "تاد" به همسایگان ایران تنها حساسیت ها نگرانی های امنیتی ایران را بیشتر خواهد کرد.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ترامپ تعهد ایران به برجام را تایید نکرده و دولت آمریکا سپاه پاسداران را هدف تحریم تجاری قرار داده است

بر طبق قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، ایران می تواند از سال ۲۰۲۰ شروع به خرید سیستم های اصلی نظامی مانند هواپیماهای جنگی و تانک روی بیاورد، ولی دو مشکل عمده بر سر راه ایران وجود خواهد داشت. اول اینکه ایران نیاز به سرمایه گذاری گسترده برای باز سازی نیروهای زمینی و هوایی خود دارد. بر طبق گزارش ها، ایران با روسیه بر سر خرید جنگنده چند منظوره سوخو-۳۰ وارد مذاکره شده، ولی یک فروند نسخه صادراتی این هواپیما در حدود ۵۰ میلیون دلار هزینه خواهد داشت و تهیه یک اسکادران ۱۲ فروندی برای ایران در حدود ۶۰۰ میلیون دلار هزینه بر خواهد بود که برای اقتصاد شکننده ایران و بودجه دفاعی محدود، رقم بالایی خواهد بود.

نکته دوم اینکه حتی با رفع تحریم های تسلیحاتی سازمان ملل، آمریکا به احتمال زیاد با اعمال فشار سیاسی، فروش سیستم های مدرن تسلیحاتی به ایران را مختل خواهد کرد. در نتیجه به نظر می رسد که دست کم در آینده نزدیک، موشک های بالستیک نقش اصلی را در استراتژی بازدارندگی ایران ایفا خواهند کرد. در نتیجه، بعید به نظر می رسد که ایران به راحتی حاضر به معامله در مورد آنها باشد. این دیدگاه کاملا در بودجه نظامی ایران در سال آینده مشهود است، که توسعه برنامه موشکی بخش عمده ای از اعتبارات را به خود اختصاص داده است.

عامل مهم دیگری که بر سیاست های موشکی ایران تاثیر می گذارد، تجربه تلخ جنگ ایران و عراق، حمایت های گسترده جهانی از صدام و استفاده سیستماتیک عراق از سلاح های شیمیایی علیه نیروهای ایرانی است. گزارش های سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا نشان می دهد که عراق از سال ۱۹۸۳ (‌یک سال و نیم بعد از آغاز جنگ) به طور گسترده، از عوامل شیمیایی مانند گاز خردل و اعصاب علیه نیروهای ایران استفاده می کرده است.

در مقابل، جامعه جهانی با وجود شواهد غیر قابل انکار و اعتراض های ایران، عراق را برای استفاده از این سلاح ها محکوم نکرد و در عمل دست عراق را در استفاده از آنها باز گذاشت. این تجارب از تجاوز عراق، در خاطره افراد بسیاری که اکنون در مقامات بالا مشغول به خدمت هستند زنده است، و در نتیجه در شکل گیری سیاست های نظامی ایران مؤثر است.

عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه ایران چندی پیش در پاریس گفت:‌ "ما جت های سوپراتاندارد فرانسه، تانکهای چیفتن بریتانیایی، سلاحهای شیمیایی آلمانی، هواپیماهای آواکس آمریکایی و دلارهای سعودی را که به صدام کمک کرد به ایران تجاوز کند را به یاد داریم... برنامه موشکی ما دفاعی است.»"

ایران با در اختیار داشتن یک زرادخانه بزرگ موشکی متعارف، خواهد توانست در یک درگیری احتمالی با مورد تهدید قرار دادن مراکز بزرگ شهری و صنعتی طرف مقابل، نیروی باز دارندگی قابل قبولی از خود به نمایش بگذارد. به نظر می رسد تجربه جنگ این نکته را به ایران آموخته که در زمان نیاز باید به تنهایی و بدون پشتیبانی خارجی از خود دفاع کند. همچنین، سیاست ایران مبنی بر محدود نگاه داشتن برد موشک هایش به ۲۰۰۰ کیلومتر می تواند گویای دو نکته اساسی باشد. اول اینکه ایران تهدید های امنیتی بالقوه را در منطقه خاورمیانه می بیند. دوم اینکه ایران نیازی به تهدید کشورهای اروپایی و ساخت موشک های قاره پیما حداقل در آینده نزدیک نمی بیند.

با در نظر گرفتن عوامل عنوان شده و تجربه برجام، بعید به نظر می رسد که ایران در شرایط فعلی رغبتی برای مذاکره برای محدود کردن ستون اصلی سیاست های نظامی اش از خود نشان بدهد.