'پیکر مومیایی شهر ری': شاهد تاریخ پر فراز و نشیب ایران معاصر

مهرداد امانت، محقق تاریخ در یو سی ال، نویسنده‌ کتاب های هویت‌های یهود-ایرانی: مقاومت و تغییر دین به اسلام و آیین بهائی در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به کشف جسد مومیایی شده در شهر ری به پستی و بلندی های تاریخ معاصر ایران پرداخته است.

حق نشر عکس TASNIM
Image caption کشف جسد مومیا شده ای که گمان می رود رضا شاه پهلوی باشد، نماد تلخی است از نوعی نیاز به ظهور یک منجی در اذهان ملتی در جستجوی نجات از مشکلات مهلکی که ایران امروز با آنها دست به گریبان است

کشف جسد مومیا شده ای که گمان می رود "رضا شاه پهلوی" باشد، نماد تلخی است از نوعی نیاز به ظهور یک منجی در اذهان ملتی در جستجوی نجات از مشکلات فراوانی که ایران امروز با آنها دست به گریبان است. رهبری پر جذبه، تجدد طلب و اقتدارگرا که حدود صد سال بعد از کسب قدرت در سال ۱۲۹۹ از حیطه حافظه جمعی به ساحت رهبری سیاسی فراخوانده شده است. شعارهای تظاهرات دی ماه نمونه ای از این نیاز جمعی است.

این یافت اتفاقی و غیر مترقبه شاید یاد آوری غم انگیزی است برای آنانکه دوران تلخ ترور، اعدام و ماجراجویی های دوران انقلاب را به یاد دارند. گویی که چیرگی موج خشونت از حیطه زندگان نیز فراتر رفته و به دنیای مردگان سرایت کرده بود. در روزهای بحرانی پس از انقلاب، گروهی از انقلابیون به اعدام شد گان دوران پیش از انقلاب، بی احترامی کرده و سنگ قبرها را شکستند. تعدادی از اجساد را نیز نبش قبر کرده و از بهشت زهرا به خاوران منتقل کردند. موج مرده آزاری انقلابی به تخریب گورستانهای بهایی در شهرها و روستاهای دور و نزدیک هم رسید و تا امروز و شاید به دلائل اقتصادی و غصب املاک، همچنان ادامه دارد.

ولی دشمنی ملایان با رضا شاه که در مواضع تند آیت الله خمینی نیز مشهود است داستانی طولانی دارد. این تناقض منشا گرفته از برخورد دو جریان اساسا متضاد در تاریخ معاصر ایران است. از طرفی از ابتدای قاجاریه روحانیون شیعه با تسلط بر سیستم قضایی و آموزش و در اختیار داشتن طلاب حاضر به خدمت و کنترل اوقاف و خمس و زکات از استقلال اقتصادی و سیاسی روز افزونی بهره مند شده بودند. در مقابل جمعی از دگر اندیشان و آزادی طلبان به مقابله با سیطره روحانیت برآمدند: حرکتی که از نهضت بابیه شروع شد، در دوران مشروطیت پا گرفت و با اقتدار رضا شاه به اوج خود رسید.

این جنبش در اوائل سلطنت محمدرضا شاه تنزلی زود گذر یافت و با پیروزی انقلاب اسلامی حداقل ظاهراً با شکستی قاطع روبرو شد. اما تکیه زدن بر اریکه دولتی دین بنیاد، اقتدارگرا و ماجراجو، به رغم دستیابی به مدرن ترین ابزار سرکوب، ممکن است در نهایت با خطرات هولناکی همراه باشد.

بیشتر بخوانید:

پروژه "فرهنگ زدایی" از دوران پهلوی ریشه در همین تناقض تاریخی دارد. بعد از آنکه ابتکارهای خلخالی مانند حمله به تخت جمشید بی نتیجه ماند و با وجود کمی وقت و مشغولیت هایی چون صدور حجم عظیمی از احکام اعدام "مخالفان" و بی گناهان دگراندیش، تخریب مقبره رضا شاه در صدر برنامه های او قرار گرفت. بنای این مقبره که با بتون آرمه استوار شده بود به دست مومنان سنتی اما با ابزاری مدرن و صنعتی چون بولدوزر و دینامیت در اردیبهشت ۵۹ با خاک یکسان شد.

پیکررضا شاه یا پیدا نشد و یا بنا بر ملاحظات و قوانین شرعی که نبش قبر و آزار اجساد مسلمین را حرام می داند و پیکر ستیزی را منحصر به کافران و مرتدان می انگارد، از آسیب مصون ماند. اگرچه طرح تاسیس آبریزگاه در زمین مقبره به تاسیس حوزه اسلامی تبدیل شد ولی چهل سال بعد وسواس تاسیس آبریزگاه (یا به اصطلاح استرلیزه شده امروزی "سرویس بهداشتی" ) همچنان زنده ماند و ظاهرا منجر به خاک برداری و کشف پیکر شده است. تاسیس آبریزگاه به جای بنایی که از نمونه های جذاب هنر معماری دوران پهلوی بود خود بیانگر طنز تلخ روزگار ما است.

حق نشر عکس MELLI.ORG
Image caption تخریب مقبره رضا شاه در صدر برنامه های خلخالی قرار گرفت. بنای این مقبره که با بتون آرمه استوار شده بود به دست مومنان سنتی اما با ابزاری مدرن و صنعتی چون بولدوزرو دینامیت در اردیبهشت پنجاه و نه با خاک یکسان شد

سیر تحول پیکر شخصیتی که به عنوان بانی ایران نوین میراثی ماندگار در تاریخ ایران به جای گزارده، از پستی و بلندی های تاریخ یک صد ساله اخیر ایران حکایت می کند. حمل پیکر رضا شاه به مصر پس از درگذشت او در ژوهانسبورگ در سال ۱۹۴۴ و مومیایی کردنش او نه لزوما به منظور نمایش آن به روال رهبران قرن بیستمی چون لنین و مائو که برای حفظ آن بود. در زمانی که رضا شاه با انتقاداتی اساسی از طرف لیبرال ها، چپ گرایان و روحانیونی روبرو بود که، به ترتیب، او را سرکوبگر، طماع و غاصب املاک، حرمت شکن و شرع ستیز می خواندند،، بازگرداندن پیکرش به ایران و اجرای مراسم تشریفاتی تدفین برای شاه جوان و کم نفوذ کار آسانی نبود. عاقبت پس از شش سال پیکر رضا شاه بعد از تشریفات رسمی در قاهره و مکه وارد ایران شد و بعد از طواف در قم (که با اعتراضات طلاب روبرو شد) در سال ۱۳۲۹ در شهر ری مدفون شد.

سیر تحول روایت ایرانیان از دوران حکومت رضا شاه در ظرف یک نسل، خود قابل توجه و بیانگر تحولات سریع اجتماعی در ایران است. زمانی دستاوردهای او چون امنیت و استقلال ملی، بنیانگذاری دادگستری و ثبت احوال مدرن، بسط آموزش نوین و رهایی زنان از قید سنت و حجاب (اگر چه به زور) در واقع جامه عمل پوشیدن آرمانهای دین گریز نهضت مشروطه و مایه نوعی اعتماد به نفس ملی بود.

اما پس از افول قدرتش، چهره دژخیمان دستگاه او پررنگ تر و زیاده روی های اقتدارگرانه او آشکارتر شد. دستاوردهای بزرگ او به یکباره سطحی و ظاهری تلقی شد و دسیسه پنداران او را عامل قدرتهای خارجی خواندند. چهل سال پس از انقلاب و سقوط حکومتی که او بنیانگذارش بود، غلبه نارضایتی های عمیق و گسترده از اقتدارگرایی دینی، فساد مالی و آسیب های اجتماعی، چهره رضا شاه را بیش از پیش نماد رهبری مسئول و با اعتبار، این جهانی و معتقد به جدایی دین از سیاست کرده است.

Image caption چهل سال پس از انقلاب و سقوط حکومتی که او بنیانگذارش بود، غلبه نارضایتی های عمیق و گسترده از اقتدارگرایی دینی، فساد مالی و آسیب های اجتماعی، چهره رضا شاه را بیش از پیش نماد رهبری مسئول و با اعتبار، این جهانی و معتقد به جدایی دین از سیاست کرده است