خوزستان در غبار

فرزانه بذرپور، پژوهشگر درباره مشکلات خوزستان یادداشتی برای صفحه ناظران نوشته است.

حق نشر عکس Getty Images

تانکرهای آب هفته ای یکبار برای ۶۰۰ شهر و روستای خوزستان آب می‌برند. این روستاها قبلا چاه داشتند ولی چندسالی است که سفره های زیرزمینی خشک شده، لوله های آبرسانی شان شکسته و قناتی هم نمانده است. ایذه شهرستانی که اعتراض مردمش در دی ماه مشهورش کرده از جمله این شهرهاست. سد کارون چند کیلومتربیشتربا ایذه فاصله ندارد ولی آب پشت سد را به این مردم ندادند در حالیکه ۱۰۰ کیلومتر از مسیر رودخانه کارون از ایذه می‌گذرد و سیاست منطقی آن بود که زمین‌های کشاورزی منطقه نه با حفر چاه‌های متعدد بلکه از حقابه کارون تامین می‌شد.

سفره‌های گرانبهای آب شیرین، سالها صرف تولیدات انبوه گندم و برنج در این شهرستان شد و سال ۹۴ رکورد شکست. امروز اما آب برای نوشیدن ندارند و چشم به راه تانکری هستند که بیاید. جیره‌بندی آب در این شهرستانها به دلیل فرسوده بودن شبکه انتقال آب و شکستگی لوله‌ها، کم آبی را برای اهالی به یک واقعیت ملموس تبدیل کرده است. مشکل آبرسانی شاید در کوتاه مدت با تخصیص اعتبار قابل حل باشد ولی متاسفانه اولویتها برای احیای کشاورزی همان حداقل منابع را هم از روستاها دریغ می‌کند.

چرا چنین شد؟

اقلیم‌شناسان از پانزده سال پیش روند خشکسالی در خوزستان را پیش‌بینی می‌کردند ولی سیاست، بی‌اعتنا به واقعیتِ طبیعت، منافع گروهی و حزبی کوتاه‌مدت خود را برای کسب رای در نظر داشت. امسال اما بارش به کمتر از ۱۲۰ میلی متر رسیده و زنگ خطر را برای همه به صدا درآورده است. استاندار خوزستان توصیه اکید می‌کند که باید در میزان مصرف آب در تمامی بخش‌ها اعم از کشاورزی، صنعت و شرب صرفه‌جویی شود و مدیرکل هواشناسی استان هم اعلام کرده خوزستان در وضعیت خشکسالی بسیار شدید است و آب ذخیره شده در خوزستان باید صرفا برای تولید برق و تأمین آب شرب باشد و از کشت‌های بهاره حتی‌المقدور خودداری و اجتناب شود.

به نظر میرسد بحران آب در خوزستان جدی است پس چرا میگویند خوزستان پرآب ترین استان کشور است؟

خوزستان یک آبراهه است. یک سوم آبهای سطحی ایران در استان خوزستان قرار دارد. خوزستان مسیر رودخانه‌های مهمی از جمله کرخه، کارون و دز است که به آن جاری می‌شود ولی سرمنشا همه رودخانه‌های خوزستان از رشته کوه‌های زاگرس در ده استان همجوار آنست. خوزستان تولید کننده آب نیست و به دلیل آب و هوای نیمه بیابانی در شمال و شرق، تشنه باران است. عبور پرآب ترین رودهای کشور از خوزستان برکت طبیعت بود ولی سیاست آنرا هدف ساخت ۱۸ سد بزرگ و کوچک کرد تا آب را برای تولید برق، کشاورزی و صنعت در خوزستان و استان‌های همجوارش به بند کشد.

آنچه در این توسعه سریع سازه یاد نشد حقابه طبیعت بود. تغییرات اقلیمی، افزایش دما و گرد و غبار از یکسو و سدسازی انبوه، کشاورزی کم صرفه و صنایع آب بر از سوی دیگر این استان زرخیز را به پر چالش‌ترین استان کشور از نظر امنیت محیطی و انسانی تبدیل کرده است. خوزستان از جمله محروم‌ترین استان‌های کشور است و بیکاری، فقر و گردوغبار روح و جان مردم را فرسوده است.

نفت و آب را بردید خاک را جا گذاشتید

اقتصاد ایران به استان خوزستان و مردمش مدیون است. نه تنها ۸۵ درصد از نفت و ۶۰ درصد گاز کشور از خوزستان است بلکه ۱۷ درصد از برق کشور هم از این استان تامین میشود. با این حال در سال‌های اخیر اهواز مرکز خوزستان به یکی از آلوده ترین شهرهای جهان تبدیل شده است و وضعیت استان به لحاظ شاخص های توسعه در دو سطح محروم و نیمه محروم طبقه بندی می‌شود.

گرد و غباری که اهواز را این سالها بی نفس کرده در پی مجموعه ای از عوامل اقلیمی و سومدیریت داخلی و خارجی پدید آمده است. دولت و مقامات دولتی همسو با کارشناسان ۶۵ درصد از گرد و غبار را با منشا خارجی و از عراق و عربستان سعودی معرفی می‌کنند که نیازمند تعامل منطقه ای و همکاری مشترک همسایگان برای کنترل این پدیده است. با این حال خشک شدن تالاب‌ها، کاهش پوشش گیاهی و سست شدن خاک خوزستان نیز بر وسعت گرد وغبار افزوده است و راه‌حل‌هایی چون مالچ‌پاشی تنها یک مُسکن است.

در بهمن ماه ۱۳۹۳ طوفان ریزگردها به دنبال کاهش نزدیک به ۷۰ درصدی بارندگی در نیمه جنوبی استان و وزش باد با سرعت بیش از ۵۰ کیلومتر در ساعت که حتی ۶۵ کیلومتر هم به ثبت رسیده بود به مدت بیست روز اتفاق افتاد. خشک شدن رودخانه زهره در دی ماه همان سال و کاهش شدید آوردِ رودخانه کارون و در نتیجه برداشت بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی برای زراعت سبب کاهش رطوبت خاک و خشک شدن زمین شده بود.

این شرایط با وزش بادهای شدید بر روی بیابان‌های خشک، حرکت صعودی هوا و انتقال ذرات معلق با غلظتی ۵۰ برابر حد استاندارد را موجب شد و طوفانی از گرد و غبار را به پا کرد که هر از چندی آسمان اهواز، آبادان و خرمشهر را سیاه می‌کند. وضعیت آلودگی هوا به گونه‌ای است که مردم ترجیح میدهند کمتر از خانه بیرون بروند. زندگی با ظاهر خاک آلود و تفتیده، سلامت جسمی و روانی مردم را به خطر انداخته است. اما چه باید کرد؟ در سیاست خارجی ایران می‌تواند به جای اولویت‌دهی به عتبات و اختصاص بودجه برای توریسم زیارتی به کربلا و نجف، به تعاملات جدی تر با کشورهای همسایه بپردازد تا با مشارکت نهادهای بین المللی به یک راه حل مشترک دست یابد.

بیشتر بخوانید:

با این حال به نظر میرسد با توجه به خارجی بودن منشا ریزگردها و هزینه بالای ایجاد پوشش گیاهی برای کاهش بیابان زایی راه حل منطقی در سازگاری و تعدیل اثرات منفی ریزگردهاست. بهسازی و افزایش ناوگان حمل و نقل عمومی، کولر دار کردن وسایل نقلیه عمومی، تسریع در راه اندازی مترو شهرهای بزرگ و پوشش‌دهی بخش های آلوده کمک می‌کند تا مردم کمتر در معرض هوای آلوده قرار بگیرند. تامین اعتبار از صندوق توسعه ملی برای کنترل اثرات منفی ریزگردها، ادای دین دولت به نفت خوزستان است.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption به دلیل عبور ۵ رودخانه ی بزرگ کشور و جلگه ی بودن، ۶۵ میلیون اراضی قابل کشت در دشت خوزستان وجود دارد. اما بخش اعظم این اراضی به دلیل شور بودن خاک ها، قبل از کاشت نیاز به اصلاح دارند

کشاورزی در استان خوزستان تیشه به ریشه ی خاک

به دلیل عبور ۵ رودخانه بزرگ کشور و جلگه بودن، ۶۵ میلیون اراضی قابل کشت در دشت خوزستان وجود دارد. اما بخش اعظم این اراضی به دلیل شور بودن خاک ها، قبل از کاشت نیاز به اصلاح دارند. بارندگی در استان کاهش یافته و به ۱۲۰ میلی متر رسیده ، پس بدون آبیاری و زهکشی نمیتوان زراعت کرد. زهکشی در لغت به معنای خارج کردن آب اضافی از زمین است و روشی ست که کشاورزان خوزستانی برای آبیاری و کشت و زراعت استفاده میکنند. زهکشی اما در نگاه محیط زیست گرایان دشنامی بد است. آنها معتقدند زهکشی به تخریب محیط زیست ، افت شدید سطح سفره های آب زیرزمینی و افزایش آلودگی به علت نفوذ زهاب منجر میشود پس باید متوقف شود.

افزایش بیماریهای مرتبط با آب و افزایش نابرابری اجتماعی از جمله پیامدهای اجتماعی-اقتصادی سیستم های آبیاری و زهکشی ناپایدار در خوزستان بوده است. این در حالیست که معاون وزیر جهاد کشاورزی در بهمن ماه ۹۶ خبر از اجرای ۱۹ میلیون متر شبکه آبرسانی معادل ۱.۵ برابر فاصله ایران تا استرالیا و ۲۸ میلیون متر زهکش زیرزمینی معادل ۵ برابر فاصله ایران تا فرانسه در پروژه ۵۵۰ هزار هکتاری احیای اراضی خوزستان و ایلام داد. این پروژه معروف به پروژه مقام معظم رهبری است که قرار است رکورد اجرای شبکه های آبیاری در کشور را بشکند.

متاسفانه در ایران کمترین توجهی به اثرات زیست محیطی پروژه ها نمیشود و نگاه مهندسی و جهادی به کشاورزی، بهره‌برداری حداکثری از منابع طبیعی را بدون در نظر گرفتن اثراتی که بر کیفیت زیست بوم می‌گذارد، دنبال می‌کند.

آیت‌الله خامنه‌ای در دهه هفتاد در سفری به استان خوزستان طرح احیای ۸۰۰ هزار هکتار اراضی کشاورزی در ایلام و خوزستان را اعلام کرد، اما به علت غیر منطبق بودن این طرح با منابع آب استان، ابتدا به طرح ۵۵۰ هزار هکتاری و در نهایت به ۲۵۰ هزار هکتار کاهش یافت.

این طرح که اجرای آن به موسسه جهاد نصر از شرکت‌های وابسته به جهاد کشاورزی واگذار شده است، دو مشکل بزرگ دارد.

اولین چالش اصلی تامین آب مورد نیاز این طرح کلان کشاورزی است. دوم؛ مشکل رها شدن پساب‌ها و زهاب‌های کشاورزی این دشت‌ها به رودخانه‌های خوزستان است که می‌تواند مخاطرات جدی برای سلامت شهروندان و آب و خاک این استان در پی داشته باشد

مشکلات محیط زیستی طرح رهبری باعث شده نه تنها وزارت نیرو حاضر به تامین آب طرح در فاز دوم نشود بلکه سازمان حفاظت محیط زیست خوزستان هم خواستار توقف فوری طرح شده و آن‌را ملزم به پیوست ارزیابی محیط زیستی کرده است.

طرح آب‌رسانی خوزستان با تخصیص میلیاردهای دلار از صندوق توسعه ملی به دستور رهبری و در راستای اقتصاد مقاومتی و خودکفایی است. پروژه‌ای که مدعی افزایش ۹ میلیون تنی تولیدات کشاورزی و ایجاد ۳۰۰ هزار شغل بود اکنون به سد کم آبی و محیط زیست خورده است.

آقای خامنه ای در حالی برای خودکفایی در تولیدات کشاورزی اصرار دارد که تالاب های خوزستان از جمله تالاب شادگان و هورالعظیم رفته رفته خشک می‌شوند. فشار حکومت در بهره برداری از منابع آب خوزستان در مصارف کشاورزی و صنعتی به گونه‌ای است که به دنبال کاهش بارندگی، مجوز حفر چاه و استفاده از سفر‌ه‌های آب زیرزمینی را به کشاورزان داد. سیاستی که به لحاظ مدیریت منابع آب، خیانت تلقی می‌شد..

حفر چاه برای مصرف کشاورزی از لحاظ مدیریت منابع غیرقابل قبول است. چرا که استفاده از آبهای زیرزمینی بدون صرف هزینه سنگین و انجام مراحل تصفیه صورت می‌گیرد و طبیعتا باید تنها برای شرب استفاده شود یا حداکثر نیازهای صنعتی. از این رو اجازه تخصیص و بهره برداری چاه‌های خوزستان برای بخش کشاورزی کاملا غیر موجه است.

آنچه بر سر خوزستان آمده، خود کرده است اما تدبیر نیز می‌توان کرد.