از خامنه‌ای و ترامپ تا عربستان و اسرائیل؛ صداهایی که در هیاهوی خاورمیانه گم می‌شوند

فرهاد گوهردانی، پژوهشگر توسعه در مقاله ای که برای صفحه ناظران نوشته به تداخل منافع کشورهای درگیر در خاورمیانه اشاره کرده و راه برون رفت از بن بست فعلی را برقراری دیالوگ بین آن ها و در نظر گرفتن منافع متقابل دانسته است.

حق نشر عکس KHAMENEI.IR
Image caption آیت‌الله خامنه‌ای: آمریکا در منطقه چیزی گیرش نمی‌آید

خاورمیانه شاید بیشتر از همیشه در بحران قرار دارد. در این میان، ایران با حضورش درلبنان، سوریه و یمن و نیز به دلیل برنامه‌های هسته‌‌ای و توسعه سیستم‌های دفاعی و موشکی خود، تقریبا در تمامی تنش‌های موجود در این منطقه نقشی محوری و تعیین‌کننده ایفاء می کند. با به قدرت رسیدن دونالد ترامپ در آمریکا به نظر می‌رسد اگر گفتگویی آگاهانه و سازنده‌ بین طرف‌های درگیر در منطقه و قدرت‌های بزرگ شکل نگیرد، مسیری خطرناک در انتظار ایران و منطقه خواهد بود.

برای آمریکا، اسرائیل و قدرت‌های بزرگ هم راه علاجی جز گفتگو وجود ندارد. تحمیل و یا دستیابی به هر راه‌حلی که حاصل رضایت و اجماع طرف‌های درگیر نباشد در درازمدت و حتی میان‌مدت با چالش‌های شدیدتری روبرو خواهد شد و بحران به مراتب پیچیده‌تری را رقم خواهد زد.

نخستین شرط رسیدن به یک فضای سالم و جامع گفتگو هم آگاهی و شناخت دقیق از مواضع و نگرانی‌های یکدیگر است. در حالت کنونی به جرئت می‌توان گفت طرفین بحران خاورمیانه نه یکدیگر را می‌شناسند و نه قادر به شنیدن صداهای یکدیگرند. این نوشته سعی دارد با گفتگویی تمثیلی با هر یک از بازیگران اصلی بحران خاورمیانه، تصویری روشنتر از دلایل تنش‌ها و اختلافات بی‌پایان این منطقه حساس ارائه کند.

صدای آیت الله خامنه ای

از آیت الله خامنه ای می پرسیم شما در سوریه چه کار می کنید؟ می‌گوید اگر سوریه سقوط می کرد محور مقاومت علیه اسرائیل ضربه شدیدی می خورد. می پرسیم چه نیازی است به مقاومت؟ شاید رفع نگرانی امنیتی اسرائیل به توسعه و رشد منطقه کمک کند؟ می گوید اگر در مرز اسرائیل حضور نداشته باشیم توازن قوا به نفع آنها بهم خورده و آنها در مرزهای ما تهدیدات امنیتی ایجاد خواهند کرد. به علاوه حرم حضرت زینب در آنجاست و ما مکلف به حفظ آنیم. همچنین ما مکلفیم به شیعیان لبنان کمک کنیم و از فلسطنیان مسلمان که با آنان پیوند عمیق تلریخی داریم حمایت نمائیم. همچین ما توسعه بدون اسلام و توسعه ذلت آمیز را نمی خواهیم. می پرسیم حرمی در یمن نیست حضور در یمن چه توجیهی دارد؟ می گوید جمهوری اسلامی ایران هرجایی که برای مقابله با کفر و استکبار نیاز به حضور باشد، کمک خواهد کرد. او می افزاید که رمز توفیق ما در بلندمدت این است که به اصل قرآنی "اشدا، علی الکفار رحما، بینهم" وفادار باشیم. به علاوه ما نمی توانیم اتحاد قدرت های جهانی علیه ایران و موشک باران علیه خود را در جنگ ایران و عراق فراموش کنیم. به همین جهت بسط و گسترش توان موشکی و حضور فعال در منطقه و جهان از جمله اصول بازدارندگی وسیاست های دفاعی و امنیت ملی ما است.

آیت الله خامنه ای جهت گفتگو را عوض می کند و می پرسد آمریکا به چه حقی در خاورمیانه مداخله می‌کند و با دامن زدن به اختلافات به آنان تسلیحات می فروشد؟ در صورت عدم مداخله آمریکا در منطقه ما به راحتی می‌توانیم با عربستان و سایر کشورهای منطقه به توافقات امنیتی منطقه ای دست یابیم. همچنان که ما با ترکیه و عمان و حماس سنی همکاری های گسترده ای داریم و توانستیم عراق و کردستان عراق را از سلطه داعش و جنگ داخلی بعد از رفراندوم کردها برهانیم. "رژیم ایالات متحده آمریکا را از فاسدترین و ظالم ترین حکومت های دنیا" می دانم و معتقدم "انقلاب اسلامی در طول چهل سال گذشته، ساختار و فرمول غلط قدرت حاکم بر دنیا را تغییر و نشان داده است که یک ملت می تواند نه سلطه‌گر باشد و نه سلطه‌پذیر، نه زور بگوید و نه زیر بار هیچ زورگویی برود".

صدای آمریکا

از آمریکائی ها می پرسیم شما چرا در منطقه خاورمیانه مداخله می کنید و تسلیحات می فروشید و به جای پادرمیانی و کدخدا منشی بی طرفانه جبهه گیری می کنید و برخی را علیه برخی دیگر می شورانید؟ اصلا خاورمیانه که فرسنگ ها از شما فاصله دارد چه ربطی به شما دارد؟

پاسخ می دهند: در غیاب یک قدرت برتر، بزرگتر های منطقه کوچکتر ها را می بلعند مثل حمله عراق به کویت یا محاصره قطر توسط عربستان یا تهدید بحرین توسط ایران. در غیاب آمریکا کشورهای کوچک مجبور می شوند به کشورهای بزرگتر منطقه پناه ببرند همچنان که قطر به ترکیه پناه برد و بحرین به عربستان و سوریه و حزب الله لبنان به ایران یا عمان به شاه در قبل از انقلاب ایران. این کشورهای بزرگتر را هم آمریکا باید نهایتا تسلیح و حمایت کند چون خودشان فاقد توانمندی های نظامی و اقتصادی و تکنولوژیک لازم هستند.

بیشتر بخوانید:

ساده انگاری است که فکر کنید با خروج آمریکا و اروپا از خاورمیانه این منطقه گلستان خواهد شد. آنچه در عمل رخ میدهد این است که کوچک ها به بزرگ ها و بزرگ ها به بزرگتر ها و بزرگتر ها به بزرگترین ها پناه می برند. اگر ما سیاست انزوا طلبی را پیشه کنیم نهایتا آنها به روسیه پناه می برند ونتیجتا ما خاورمیانه را دو دستی تقدیم روسها کرده ایم که در گام های بعدی به سراغ اروپا خواهند آمد. حال خودتان قضاوت کنید آیا بهتر نیست که خاورمیانه تحت الحمایه ما که مهد آزادی، دمکراسی، توسعه یافتگی و حقوق بشر هستیم باشد تا روسیه ای که در تعارض با همه این ارزش هاست. آیا شانس عربستان که با ماست برای نیل به این ارزش ها بیشتر است یا سوریه ای که بر ماست و با ایران و روسیه است؟ نگاه کنید به کره جنوبی که متحد ماست در مقابل کره شمالی که دشمن ماست. به علاوه منافع اقتصادی ما حکم می کند که شریکی قابل اعتماد برای متحدین استراتژیک خود در منطقه باشیم و وظیفه ما است که از امنیت و منافع استراتژیک ترین متحد خود در خاورمیانه یعنی اسرائیل دفاع کنیم. همچنین اقتصاد جهان آزاد و بلکه تمام جهان وابسته به نفت خاورمیانه است و ما نمی توانیم امنیت اقتصادی و رفاه ملی و بقا جهان آزاد را به امان خدا رها کنیم.

صدای اروپا در این میانه تا حدودی با آمریکا و رئیس جمهورش ترامپ متفاوت است. از این حیث که اروپا سعی بر آن دارد که در چارچوب اصول چند جانبه گرائی و حتی الامکان با زبان و صبر و حوصله دیپلماتیک به حل و فصل مسائل خاورمیانه بپردازد چرا که به شدت از سرریز شدن بحران ها در خیابان هایش به صورت تروریسم و مهاجرت هراسان است. ولی در تحلیل نهائی همیشه در جبهه آمریکا باقی می ماند.

حق نشر عکس Getty Images
Image caption ر کلاف سردرگم خاورمیانه همه طرف‌های درگیر احساس ناامنی می کنند. موجودیت اسرائیل در خطر است. ایران با خطر براندازی مواجه است. عربستان خود را در محاصره هلال شیعی می بیند. ترکیه خطر کردها را جدی می داند که موجودیت دولت- ملت ترکیه را به چالش می کشد و کردها خود را قربانی برآیند موازنه قوائی می بینند که همیشه علیه آرمان تشکیل دولت- ملت کردعمل می کند.

صدای اسرائیل و عربستان

از اسرائیلی ها می پرسیم شما چرا به ایران هراسی دامن می زنید و سعی می کنید همه را علیه ایران متحد کنید و با تشویق به تحریم ایران و جنگ افروزی های خود مردم بیگناه ایران را به کشتن دهید؟ شما از سوریه ای کردن جامعه بزرگی چون ایران چه سودی می برید؟

می گویند: ما ملتی هستیم که بعد از قرن ها آوارگی و دربدری و تحمل مصائب مخوفی همچون هولوکاست به سرزمین موعود خود بازگشته و از حمایت بی قید و شرط قدرت های جهانی برخوردار گشته ایم. ایران با شعار نابودی اسرائیل و با اقدامات عملی اش می خواهد ما را به آوارگی همیشگی تاریخی مان باز گرداند. بدیهی است که ما بخواهیم رژیمی را که به طور فعال در صدد نابودی ماست سرنگون کنیم. ما نمی توانیم با سرنوشت خود و آیندگان مان بازی کنیم و شعارها و فعالیت های ایران را نادیده بگیریم. ایران با شعارها و اقدامات خودآتش ضدیت با اسرائیل را در منطقه و بلکه جهان زنده نگه می دارد. ما مجبوریم که قبل از اینکه آنها ما رانابود کنند ما آنان را به خاک سیاه بنشانیم چرا که نیروهائی که ایران سازماندهی و متشکل کرده همچون جزب الله، جهاد اسلامی، حشد الشعبی، سپاه و بسیج ایران و حتی راهپیمائی اربعین به همراه قدرت موشکی می توانند علیه ما به کار گرفته شوند.

با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان هم اگر به گفتگو بنشینیم او آیت الله خامنه ای را "هیتلر خاورمیانه" می نامد و ریشه همه بحران های منطقه را در مداخلات خودسرانه ایران در امور منطقه می داند و علت العلل پیدایش و گسترش بنیاد گرائی اسلامی را در انقلاب ایران جستجو می کند. او عزم خود را برای ایجاد ائتلافی منطقه ای و جهانی علیه ایران جزم کرده است. دشمنی با ایران کم هزینه ترین و عاقلانه ترین راه ایجاد اتحاد درونی و بیرونی برای سیاست و جامعه عربستان در شرایط کنونی است. او می گوید دخالت ایران در یمنی که همسایه ما است مانند آن است که ما در امور اقلیم کردستان که در همسایگی ایران است مداخله کنیم.

نتیجه ناخواسته و راه برون شو

نتیجه ناخواسته فضای برداری موجود احساس ناامنی همگانی و جنگ همه علیه همه است که در آن توسعه منطقه و جهان به خطر می‌افتد. در کلاف سردرگم خاورمیانه همه طرف‌های درگیر احساس ناامنی می کنند. موجودیت اسرائیل در خطر است. ایران با خطر براندازی مواجه است. عربستان خود را در محاصره هلال شیعی می بیند. ترکیه خطر کردها را جدی می داند که موجودیت دولت- ملت ترکیه را به چالش می کشد و کردها خود را قربانی برآیند موازنه قوائی می بینند که همیشه علیه آرمان تشکیل دولت- ملت کردعمل می کند. غرب هم بیم دارد که از دست دادن کنترل منطقه استراتژیک خاورمیانه آثار پیش بینی پذیر و ناپذیری بر اقتصاد و سیاست آن بگذارد. روسیه هم بامسئله تروریسم اسلامگرای خود مواجه است و به همین جهت نمی تواند نسبت به تحولات خاورمیانه بی تفاوت بماند. روسیه همچنین در پی حفظ و گسترش نفوذش در منطقه و بهره برداری از مزایای احیای امپراطوری روسیه بعنوان یکی از قدرتهای طراز اول جهانی است.

برای برون رفت از این بحران می توان به عنوان مثال بدون هیچ ییش شرطی آیت الله خامنه ای را با استفاده از اصل مصلحت نظام و نرمش قهرمانانه و فقط برای ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی و برای روئین تن کردن نظام در برابر پاشنه آشیل اقتصاد و بحران معیشتی به مذاکره ترغیب کرد. و او را در کنار ترامپ، بن سلمان، اردوغان، پوتین و نتنیاهو به پشت میز مذاکره دعوت کرد. این امرغیرممکن نیست چرا که آیت الله خمینی مصالح حکومت را "مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نمار و روزه و حج" می دانست چه برسد به آشتی با آمریکا و غرب یا اسرائیل. اصل ولایت مطلقه فقیه در اسلام سیاسی و اصل احکام ثانویه همچون اکل میته در فقه راه را برای نرمش های قهرمانانه جدید هموار می کند. به علاوه آیت الله خامنه ای یکبار تابو مذاکره با آمریکا را در مسئله هسته ای شکسته است.

بنیان مسئله این است که چهره های متفاوت عقل ایرانی در تقابل یا تعامل با چهره های متفاوت عقل غربی، عربی، عبری، روسی، ترکی و کردی قرار گرفته است. بر مبنای اصل سنجش ناپذیری هر "عقل" ی غیر خود را "ناعقل" (جاهلیت مدرن، بنیادگرائی، تعصب، جمود، ایدوئولوژی، پوپولیسم و غیره) می پندارد. در عمل اما هر "عقل" و "ناعقل"ی و هر "خود" و "غیر"ی ملقمه ای از نور و تاریکی است و خاورمیانه منطقه ای شگفت آور از این نورها و تاریکی هاست. هر کسی از ظن خود یار یا بار (دوست یا دشمن) "دیگر"ی می شود.

از این رو در مسئله بحران خاورمیانه، با حذف رقبا، یا با توافق های سرهم بندی‌شده و بی پایه و اساس نمی توان به صلحی پایدار دست یافت. سیاست خارجی مبتنی بر تنش و چالش یا سیاست‌ سازش و تعامل هر دو با شکست مواجه می شوند. نمی توان همچون آمریکا با عربستان و اسرائیل مماشات کرد ولی به ایران تاخت و یا همچون ایران با سوریه و روسیه مماشات کرد و به آمریکا و اسرائیل و عربستان تاخت.

باید با تلاشی همگانی برای برون رفت از این بن بست و جنگ ها و اختلافات در همه کشورهای مدعی و درگیر خاورمیانه گفتمانی همگانی و بسط داده شود که ضامن به رسمیت شناختن دغدغه های طرف مقابل باشد.