انتقال زاینده رود به یزد؛ آز یا نیاز؟

فرزانه بذرپور، پژوهشگر در مقاله ای برای صفحه ناظران به بحران کم آبی در یزد و انتقال آب زاینده رود پرداخته است.

حق نشر عکس ugc
Image caption یاز یزدیها به زاینده رود واقعی است اما انتقال آب زاینده رود اگر هم میتوانست راه حل باشد تنها باید در فصل هایی که رودخانه سرریز داشت، انجام میشد و نه در تابستان یا حالا که به دلیل کم آبی، مردم اصفهان خود به آب زاینده رود محتاجند.

هفته گذشته خبرجیره بندی آب در ۶۰۰ روستای استان یزد زنگ هشدار کم آبی را برای کشاورزان و دامداران به صدا درآورد. ولی مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب یزد باز خیال یزدی ها را آسوده کرد و گفت: "اگرچه امسال سهمیه آب انتقالی به یزد ۲۰ درصد کم شده است اما برنامه ریزی شده که این کاستی با وارد کردن چاه‌های جدید به مدار تا حدودی جبران شود".

زاینده رود به مدت هفده سال آب شرب یزد را تامین کرده است در حالیکه ۸۲ درصد سفره های آب زیر زمینی استان صرف زراعت میشود. حالا که قنات های یزد خشک شده اند و تمام چاه های فعال در نتیجه پایین رفتن سطح آب های زیرزمینی، کف روبی کرده اند؛ دیگر نمیتوان ازچاه ها برای شرب استفاده کرد. نیاز یزدیها به زاینده رود واقعی است اما انتقال آب زاینده رود اگر هم میتوانست راه حل باشد تنها باید در فصل هایی که رودخانه سرریز داشت، انجام میشد و نه در تابستان یا حالا که به دلیل کم آبی، مردم اصفهان خود به آب زاینده رود محتاجند.

وابستگی یزد به آب زاینده رود بیش از ۸۰ درصد عنوان میشود، به ویژه که منابع آبی داخل استان به دلیل پساب های صنعتی و کشاورزی و عدم وجود سیستم تصفیه و بازچرخانی آب کیفیت مطلوب نداشته و در مواردی منشا آلودگی و بیماری های پوستی هستند. از همین است که نمایندگان یزد سراسیمه نامه اعتراضی با لحن تهدیدآمیز خطاب به ریس جمهور مینویسند تا هرچه سریعتر نسبت به انتقال آب زاینده رود اقدام کند. نمایندگان یزد به چاه های کشاورزی اشاره میکنند که برای شرب مناسب نیست. اما آنها نمی گویند که علت افت کیفیت آب های زیرزمینی اتفاقا در برداشت بی رویه و ۸۲ درصدی بخش کشاورزی از این منابع بوده است.

وقتی زمین شکافته شد

استان یزد در میانه کویر جای گرفته و از تمام منابع رودخانه کشور دور است. تنها منبع آبی در یزد از هزاران سال پیش تاکنون قنات ها و سفره های آب زیرزمینی بوده است. ولی چطور مدیریت منابع آب در هزاران سال پیش بهتر از امروز عمل کرده آنچنان که تا زمانه ما چشمه و قنات می جوشید ولی حالا خشکیده اند. در گذشته قنات ها را چشمه همیشگی میخواندند چون به دلیل دسترسی به عمق طبیعی آبخیز، این قابلیت را دارد که مقدار "بِده" آب را خود به خود تنظیم میکند و آبخیز در قنات آنقدر آب میریزد که دوباره با آب باران احیا شود، بنابراین گذشتگان ما با مواظبت، لایروبی و استفاده صحیح، قنات ها را حفظ می کردند.

اکنون بی بارانی در کویر و برداشت مداوم آب برای رشد صنعتی و کشاورزی استان یزد، فرصتی برای احیای منابع آبی هزارساله باقی نگذاشته و نابودی سفره های آب زیرزمینی امروز منجر به فرونشست زمین و ترک خوردگی های عمیق در زمین های زراعی، جاده ها، پل ها و خط آهن شده است. آنچنان که به گفته مقامات استانی سالانه ۱۲ سانتی متر به شکاف و فرونشست زمین افزوده میشود.

ابرکوه با ۵۰ هزار نفر جمعیت در چهل کیلومتری شهر یزد قرار دارد. ابرکوه را قطب کشاورزی استان میخوانند چرا که در ۱۷ هزار هکتاراراضی زیر کشت، سالانه ۱۶۱ هزارتن محصولات زراعی از جمله گندم، جو ،ذرت ،یونجه و مابقی انواع محصولات باغی شامل انواع انگور، زردالو، انار، هلو، شلیل، انجیر و پسته تولید میکند.

بیشتر بخوانید:

منبع آبی که شش هزار کشاورز ابرکوهی برای غرقاب کردن گندم و یونجه استفاده میکنند از ۶۴۸ حلقه چاه کشاورزی و ۱۱ قنات تامین میشود. هر چند جهاد کشاورزی استان برای اجرای موفق سیاستهای خودکفایی مورد نظر رهبری مفتخر است اما این تولید غذا به بهای گرانی تمام شده است.

برداشت بی رویه از آب های زیرزمینی در سالهایی که باران نمی باریده منجر به شکاف های عمیقی در زمین شده است. تاکنون ۳۵ مورد فروچاله در شهرستان ابرکوه گزارش شده که عمق هر یک از آنها ۳۰ متر و قطرشان به ۵۰ تا ۸۰ متر رسیده است.

این شکاف های عمیق اکنون در ۳۰۰ متری مناطق مسکونی است و می توان گاه روی دیوار خانه ها، سطح جاده ها، روی پل و خط آهن شیارهای باز شده ی زمین را به وضوح دید. سیاستمداران اما هنوز تردید دارند که آیا کشاورزی را در ابرکوه متوقف کنند یا نه؛ از همین است که تصمیمات شورای احیا و تعادل بخشی دشت ابرکوه، تنها به خاموش کردن یکماهه چاه های کشاورزی و نصب کنتورهای هوشمند ختم شد چراکه معیشت شش هزار کشاورز ابرکوهی به آخرین رگه های آب این چاهها وابسته شده است.

مدیران به جای حل بحران، چند وقتی فاجعه را به تاخیر میاندازند. مصداق همان ضرب المثل ایرانی که از این ستون به آن ستون فرج است اما آیا شکافِ زمین منتظر فرج میماند یا عمیق تر میشود و گسترده تر؟

فروچاله آخرین سرحد مرگ آبخوان زمین است. آبخوان اصطلاحی جغرافیایی ست که به سفره های آب زیرزمینی اطلاق میشود. سفره های که از نفوذ آب باران به لایه های خاک در طول سالیان پرشده است. گفته میشود از خطرات فروچاله ها، تهدید منازل مسکونی و تخریب اراضی کشاورزی است. اما خطر بنیادی این است که ایجاد فروچاله منجر به از دست رفتن قابلیت احیاء آبخوان و سفره آب زیرزمینی و انسداد خلل و فرج آن می شود. یعنی اگر روزی هم بارندگی به میزان سابق باز گردد، آب باران مسیری برای جاری شدن به زیر زمین نداشته و میزان تغذیه حاصل از بارندگی به حداقل ممکن خواهد رسید و زمین زراعی تبدیل به بیابان لم یزرع میشود.

کارشناسان معتقدند بدون احیای قنات ها و لایروبی آنها، ممانعت از بهره برداری چاه هایی که در حریم قنوات حفر شده اند و بدون کاهش جدی اراضی زیر کشت و تغییر معیشت از کشاورزی به خدمات و توریسم نمیتوان از کویر تفتیده ی بی آب توقع داشت شکافته نشود.

حق نشر عکس iSna

رشد صنعتی و کشاورزی به بهای تشنگی و سرطان

استان یزد جزو ۶ استان صنعتی کشور است که بیش از ۳۰۰۰ واحد صنعتی دارد و ۵۱ درصد سنگ آهن کشور، ۵۰ درصد کاشی و سرامیک و ۲۷ درصد نساجی کشور در این استان تولید میشود. یزد تولیدکننده بزرگ فولاد و مواد شیمیایی نیز هست. صنایعی که علاوه بر پرآبخواه بودن از جمله آلاینده های بزرگ آب و هوای استان بوده و گفته میشود شیوع سرطان نتیجه تنفس در این هوای آلوده و مصرف سبزیجاتی ست که با از پساب های صنعتی آلوده شده اند.

رشد صنعتی منجر به رشد جمعیت مهاجران و افزایش حاشیه نشینی در یزد شده است تا جایی که به گفته ی برخی پژوهشگران شهر یزد حداقل ۵۹۰۰۰ هزار نفر مازاد جمعیت دارد. در حالیکه ۸۲ درصد جمعیت شهری استان در شهر یزد ساکن اند تنها ۲ درصد از مصرف شرب دشت یزد-اردکان از منابع زیرزمینی برداشت میشود و ۸۰ درصد آب مورد نیاز از زاینده رود در فاصله ۳۳۰ کیلومتری تامین میشده است.

چرا استانی کویری که ظرفیت های طبیعی و سرمایه انسانی برای رشد نداشته محل تجمع مهمترین صنایع کشور شده است. علت را میتوان در نگاه مهندسی و سازه محور به رشد و توسعه جستجو کرد.

علم و فن سدسازی در ایران، مهندسان را به مدیران و سیاستگذاران اصلی کشور ارتقا داد. نگاه مهندسی، انتقال منابع را برای بهره برداری در هرجایی از کشور به فن و تکنیک ممکن میدانست. پس در احداث صنایع در یزد هیچ مشکلی جز مجوز حفر چاه یا تصویب بودجه لازم برای انتقال زاینده رود به کویر یزد نبود. در توسعه اقتصادی یزد هیچ مدیری به جانمایی مناسب صنایع نمی اندیشید تا جایی که ۷۰ درصد صنایع استانی حتی صنایع سنگین و آلاینده در محور شمال به جنوب از اردکان تا مهریز متمرکز شده اند. این منطقه به دلیل تمرکز سفره های آب زیرزمینی ۸۰ درصد جمعیت استان را در خود جای داده بود و با احداث شهرک های صنعتی در کنار مناطق مسکونی نه تنها صنایع در کنار بخش کشاورزی در مصرف سفره های آب زیرزمینی شریک شدند بلکه به واسطه ی پساب ها و فاضلاب های صنعتی عامل اصلی ۶۰ درصد آلودگی منابع آبی و هوای استان یزد محسوب میشوند.

اینکه بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی اهل استان های مرکزی کشورهستند شاید دلیل دیگر چنین تمرکز غیرمنطقی و غیرطبیعی صنایع در این استان کویری باشد. خشکسالی اما بازی سیاست با منابع آبی را به چالش گرفت. تنش آبی ۳۰۰ شهر کشور را درگیر کرد، سطح آب رودخانه های کشور کاهش یافت تا جایی که مدتی زاینده رود هم خشک شد. با جدی شدن بحران کم آبی اصفهانی ها به انتقال آب زاینده رود معترض شدند و لوله های انتقال را در قسمتهایی شکستند.

امروز یزد با یک میلیون و دویست هزار نفر جمعیت درگیر بحران آبی، آلودگی هوا و شیوع سرطان است ولی سیاست ساز خود را کوک میکند. مدیران محلی برای حل مشکل آلودگی هوا در شهر یزد پیشنهاد کردند که یزد تبدیل به کلانشهر شود بلکه با معرفی شدن یزد به عنوان کلانشهر بتوانند از بودجه طرح جامع آلودگی هوا در کلانشهرها استفاده کند.

همزمان بحث اضافه شدن دو سهم به تعداد نمایندگان مجلس استان یزد به تصویب کشوری رسیده است. محمدرضا صباغیان نماینده استان یزد در مجلس، پیگیری برای فرصت های سرمایه گذاری و احداث کارخانجات جدید را در اولویت کاری اش قرار داده است. تابش نماینده اصلاح طلب یزد نیز برای ایجاد شهر جدید اردکان تلاش میکند.

همچنان توسعه نامتوازن استان یزد ادامه دارد و این رشد مارپیچ در یک دور باطل درگیراست. انتقال آب زاینده رود حتی اگر از سرگرفته شود نمیتواند تداوم داشته باشد و راه حل نهایی در صرفه جویی، انتقال صنایع، توزیع جمعیتی و کاهش بخش کشاورزی است بلکه این خودکرده های بی تدبیر با طبیعت کویر سازگار شوند.